فصل ششم: بیان بعضی از دعاهای مشهور
دعای صباح امیرالمومنین (ع)
مشاهده در وبگاه ادعیه و زیارات بالقرآن به همراه صوت و تنظیمات بیشتر
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ اللّٰهُمَّ يَا مَنْ دَلَعَ لِسانَ الصَّباحِ بِنُطْقِ تَبَلُّجِهِ، وَسَرَّحَ قِطَعَ اللَّيْلِ الْمُظْلِمِ بِغَيَاهِبِ تَلَجْلُجِهِ، وَأَتْقَنَ صُنْعَ الْفَلَكِ الدَّوَّارِ فِى مَقَادِيرِ تَبَرُّجِهِ، وَشَعْشَعَ ضِيَاءَ الشَّمْسِ بِنُورِ تَأَجُّجِهِ، يَا مَنْ دَلَّ عَلَىٰ ذَاتِهِ بِذَاتِهِ، وَتَنَزَّهَ عَنْ مُجَانَسَةِ مَخْلُوقَاتِهِ، وَجَلَّ عَنْ مُلائَمَةِ كَيْفِيَّاتِهِ، يَا مَنْ قَرُبَ مِنْ خَطَراتِ الظُّنُونِ، وَبَعُدَ عَنْ لَحَظَاتِ الْعُيُونِ، وَعَلِمَ بِمَا كَانَ قَبْلَ أَنْ يَكُونَ، يَا مَنْ أَرْقَدَنِى فِى مِهَادِ أَمْنِهِ وَأَمَانِهِ، وَأَيْقَظَنِى إِلىٰ مَا مَنَحَنِى بِهِ مِنْ مِنَنِهِ وَ إِحْسَانِهِ، وَكَفَّ أَكُفَّ السُّوءِ عَنِّى بِيَدِهِ وَسُلْطَانِهِ؛
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است؛ خدایا، ای آنکه زبان صبح را به گویایی تابش و روشناییاش بیرون آورد و قطعههای شب تار را با تیرگیهای شدید بههم پیچیدهاش به اطراف جهان فرستاد و ساختمان سپهر گردون را در اندازههای زیبایش محکم ساخت و پرتو خورشید را به روشنایی شعلهورش در همهجا برافروخت، ای آنکه ذاتش بر ذاتش دلیل است و از شباهت و همگونگی با آفریدگانش منزّه است و قدر و مقامش از سازگاری با کیفیات مخلوقاتش برتر است، ای آنکه به باورهای گذرا بر دل نزدیک و از چشمانداز دیدگان سر دور است و آنچه را هستی یافت پیش از آنکه پدید آید میداند، ای آنکه مرا در گاهواره امن و امانش خوابانید و به سوی آنچه از نعمتها و احسانش که بیدریغ به من بخشید، بیدارم کرد و دستهای حوادث و آفات را با دست لطف و قدرتش از من بازداشت؛
صَلِّ اللّٰهُمَّ عَلَى الدَّلِيلِ إِلَيْكَ فِى اللَّيْلِ الْأَلْيَلِ، وَالْمَاسِكِ مِنْ أَسْبَابِكَ بِحَبْلِ الشَّرَفِ الْأَطْوَلِ، وَالنَّاصِعِ الْحَسَبِ فِى ذِرْوَةِ الْكَاهِلِ الْأَعْبَلِ، وَالثَّابِتِ الْقَدَمِ عَلَىٰ زَحالِيفِها فِى الزَّمَنِ الْأَوَّلِ، وَعَلَىٰ آلِهِ الْأَخْيَارِ الْمُصْطَفَيْنَ الْأَبْرارِ، وَافْتَحِ اللّٰهُمَّ لَنَا مَصَارِيعَ الصَّباحِ بِمَفَاتِيحِ الرَّحْمَةِ وَالْفَلَاحِ، وَأَلْبِسْنِى اللّٰهُمَّ مِنْ أَفْضَلِ خِلَعِ الْهِدَايَةِ وَالصَّلَاحِ، وَأَغْرِسِ اللّٰهُمَّ بِعَظَمَتِكَ فِى شِرْبِ جَنانِى يَنَابِيعَ الْخُشُوعِ، وَأَجْرِ اللّٰهُمَّ لِهَيْبَتِكَ مِنْ آمَاقِى زَفَرَاتِ الدُّمُوعِ، وَأَدِّبِ اللّٰهُمَّ نَزَقَ الْخُرْقِ مِنِّى بِأَزِمَّةِ الْقُنُوعِ؛
خدایا، درود فرست به آن راهنمای به سویت در شب تیره و تار جاهلیت و آن چنگ زننده از میان ریسمانهایت به بلندترین رشتهی شرف و آن دارندهی حسب پاک و ناب که برگرده استوارترین روش برجستگی و برتری قرار دارد و آن ثابت قدم در لغزشگاههای دوران پیش از بعثت و نیز بر خاندان او که بهترین انتخابشدگان و برگزیدگان و نیکانند. خدایا! درهای روز را با کلیدهای رحمت و رستگاری به روی ما بگشا و بر من از بهترین پوششهای هدایت و صلاح بپوشان، به عظمتت در آبشخور قلبم چشمههای فروتنی را بجوشان و در برابر حرمت و ارجمندیات از گوشههای دیدگانم رودهای اشک سوزان جاری ساز و مرا از بیپروایی و نادانی به مهارهای قناعت و خواری ادب فرما؛
إِلٰهِى إِنْ لَمْ تَبْتَدِئْنِى الرَّحْمَةُ مِنْكَ بِحُسْنِ التَّوْفِيقِ، فَمَنِ السَّالِكُ بِى إِلَيْكَ فِى واضِحِ الطَّرِيقِ ؟ وَ إِنْ أَسْلَمَتْنِى أَنَاتُكَ لِقائِدِ الْأَمَلِ وَالْمُنَىٰ فَمَنِ الْمُقِيلُ عَثَرَاتِى مِنْ كَبَوَاتِ الْهَوىٰ ؟ وَ إِنْ خَذَلَنِى نَصْرُكَ عِنْدَ مُحارَبَةِ النَّفْسِ وَالشَّيْطانِ، فَقَدْ وَكَلَنِى خِذْلانُكَ إِلىٰ حَيْثُ النَّصَبِ وَالْحِرْمانِ؛
خدایا اگر رحمت تو با توفیق نیکو از ابتدا شامل حال من نبود چه کسی رهنمای من به سویت در این راه روشن میبود؟ و اگر مهلتت مرا تسلیم آمال و آرزوهای باطل کند، آنگاه چه کسی لغزشهایم را از فروافتادن در هوای نفس جبران میکند؟ و اگر به هنگام جنگ با نفس و شیطان، حمایت و یاریات مرا واگذارد، این حمایت نکردنت مرا در آغوش رنج و محرومیت اندازد؛
إِلٰهِى أَتَرَانِى مَا أَتَيْتُكَ إِلّا مِنْ حَيْثُ الْآمالِ، أَمْ عَلِقْتُ بِأَطْرَافِ حِبَالِكَ إِلّا حِينَ باعَدَتْنِى ذُنُوبِى عَنْ دَارِ الْوِصَالِ، فَبِئْسَ الْمَطِيَّةُ الَّتِى امْتَطَتْ نَفْسِى مِنْ هَوَاها، فَوَاهاً لَهَا لِمَا سَوَّلَتْ لَهَا ظُنُونُها وَمُنَاها، وَتَبّاً لَها لِجُرْأَتِها عَلَىٰ سَيِّدِها وَمَوْلاها . إِلٰهِى قَرَعْتُ بَابَ رَحْمَتِكَ بِيَدِ رَجَائِى، وَهَرَبْتُ إِلَيْكَ لَاٰجِئاً مِنْ فَرْطِ أَهْوَائِى، وَعَلَّقْتُ بِأَطْرَافِ حِبَالِكَ أَنامِلَ وَلَاٰئِى، فَاصْفَحِ اللّٰهُمَّ عَمَّا كُنْتُ أَجْرَمْتُهُ مِنْ زَلَلِى وَخَطَائِى، وَأَقِلْنِى مِنْ صَرْعَةِ رِدَائِى، فَإِنَّكَ سَيِّدِى وَمَوْلاىَ وَمُعْتَمَدِى وَرَجَائِى؛
خدای من، میبینی که به پیشگاهت نیامدم مگر از جهتی که نسبت به رحمتت آرزوها داشتم، یا چنگ نزدم به اطراف رشتهی استوارت مگر آنگاه که گناهانم مرا از خانه وصال تو دور ساخت، پس چه بد مرکبی است مرکب خواستههای باطل که نفسم بر آن سوار شده، وای بر این نفس که گمانهای بیمورد و آرزوهای نابجایش با همه زشتی در برابرش زیبا جلوه کرده! و مرگ بر او که بر ضد سرور و مولایش جرأت نموده! خدایا با دست امید در رحمتت را کوبیدم و از کثرت هوسرانیام به پناهندگی به سویت گریختم و به کنارههای رشته استوارت انگشتان محبّتم را آویختم. خدایا ازآنچه در گذشته مرتکب شدم، از لغزش و خطایم چشمپوشی کن و از درافتادن به جامه تنگ گناه رهایم ساز که به یقین تویی سرور و مولا و پشتیبان و امید من؛
وَأَنْتَ غايَةُ مَطْلُوبِى وَمُنَاىَ فِى مُنْقَلَبِى وَمَثْوَاىَ . إِلٰهِى كَيْفَ تَطْرُدُ مِسْكِيناً الْتَجَأَ إِلَيْكَ مِنَ الذُّنُوبِ هارِبَاً ؟ أَمْ كَيْفَ تُخَيِّبُ مُسْتَرْشِداً قَصَدَ إِلَىٰ جَنَابِكَ سَاعِياً ؟ أَمْ كَيْفَ تَرُدُّ ظَمْآناً وَرَدَ إِلىٰ حِيَاضِكَ شَارِباً ؟ كَلَّا وَحِيَاضُكَ مُتْرَعَةٌ فِى ضَنْكِ الْمُحُولِ، وَبَابُكَ مَفْتُوحٌ لِلطَّلَبِ وَالْوُغُولِ، وَأَنْتَ غايَةُ الْمَسْؤُولِ وَنِهَايَةُ الْمَأْمُولِ . إِلٰهِى هَذِهِ أَزِمَّةُ نَفْسِى عَقَلْتُها بِعِقَالِ مَشِيَّتِكَ، وَهٰذِهِ أَعْبَاءُ ذُنُوبِى دَرَأْتُها بِعَفْوِكَ وَرَحْمَتِكَ، وَهَذِهِ أَهْوَائِىَ الْمُضِلَّةُ وَكَلْتُها إِلَىٰ جَنَابِ لُطْفِكَ وَرَأْفَتِكَ؛
و تویی منتهای خواسته و آرزوی من، در دنیا و آخرت، خدای من چسان درماندهای را که در حال گریز از گناهان خویش به تو پناه جسته از خود میرانی؟ یا چگونه رهجویی را که شتابان قصد آستانت را کرده ناامید میکنی؟ یا چگونه تشنهای را که وارد حوضهایت شده باز میگردانی؟ البته که چنین نخواهی کرد زیرا حوضهای رحمتت در سختترین خشکسالیها لبریز و درگاه لطفت همواره برای درخواست وارد شدن باز است، تویی منتهای خواسته و نهایت آرزو. خدای من، این مهار نفس من است که به پایبند مشیتت بستم و این بارهای سنگین گناهان من است که به پیشگاه گذشت و رحمتت انداختم و این هوسهای گمراهکنندهی من است که به درگاه لطف و مهرت واگذاشتم؛
فَاجْعَلِ اللّٰهُمَّ صَبَاحِى هٰذا نَازِلاً عَلَىَّ بِضِيَاءِ الْهُدىٰ، وَبِالسَّلامَةِ فِى الدِّينِ وَالدُّنْيا، وَمَسَائِى جُنَّةً مِنْ كَيْدِ الْعِدَىٰ وَوِقايَةً مِنْ مُرْدِياتِ الْهَوَىٰ، إِنَّكَ قادِرٌ عَلَىٰ ما تَشاءُ، ﴿تُؤْتِى الْمُلْكَ مَنْ تَشاءُ، وَتَنْزِعُ الْمُلْكَ مِمَّنْ تَشاءُ، وَتُعِزُّ مَنْ تَشاءُ، وَتُذِلُّ مَنْ تَشاءُ، بِيَدِكَ الْخَيْرُ إِنَّكَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ، تُولِجُ اللَّيْلَ فِى النَّهارِ، وَتُولِجُ النَّهارَ فِى اللَّيْلِ، وَتُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَيِّتِ، وَتُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ، وَتَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَيْرِ حِسَابٍ﴾، لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ سُبْحانَكَ اللّٰهُمَّ وَبِحَمْدِكَ، مَنْ ذَا يَعْرِفُ قَدْرَكَ فَلَا يَخافُكَ، وَمَنْ ذَا يَعْلَمُ مَا أَنْتَ فَلَا يَهابُكَ؛
خدایا! این صبح مرا آنگونه آغاز کن که با پرتو هدایت و با سلامت دین و دنیا همراه باشد و شبم را سپری ساز از نیرنگ دشمنان و نگاهبانی کن از هلاکتهای هوای نفس که به یقین تو به هر چه بخواهی توانایی، «هرکه را بخواهی حکومت می بخشی و از هرکه بخواهی حکومتِ [داده شده] را می ستانی و هرکه را بخواهی عزت می دهی و هرکه را بخواهی خوار و بیمقدار می کنی، هر خیری به دست توست، مسلّماً تو بر هر کاری توانایی؛ شب را در روز و روز را در شب فرو میبری و زنده را از مرده و مرده را از زنده بیرون می آوری و هرکه را اراده کنی بی حساب روزی می دهی» معبودی جز تو نیست. خدایا! تنها تو را منزّه میدارم و سپاس و ستایش میگویم، کیست که قدر تو را بشناسد و از مقام تو نترسد؟ و کیست که بداند تو کیستی آنگاه از تو نهراسد؟
أَلَّفْتَ بِقُدْرَتِكَ الْفِرَقَ، وَفَلَقْتَ بِلُطْفِكَ الْفَلَقَ، وَأَنَرْتَ بِكَرَمِكَ دَياجِىَ الْغَسَقِ، وَأَنْهَرْتَ الْمِيَاهَ مِنَ الصُّمِّ الصَّياخِيدِ عَذْباً وَأُجَاجاً، وَأَنْزَلْتَ مِنَ الْمُعْصِراتِ ماءً ثَجَّاجاً، وَجَعَلْتَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ لِلْبَرِيَّةِ سِراجاً وَهَّاجاً، مِنْ غَيْرِ أَنْ تُمَارِسَ فِيَما ابْتَدَأْتَ بِهِ لُغُوباً وَلَا عِلاجاً، فَيا مَنْ تَوَحَّدَ بِالْعِزِّ وَالْبَقَاءِ، وَقَهَرَ عِبَادَهُ بِالْمَوْتِ وَالْفَناءِ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الْأَتْقِيَاءِ، وَاسْمَعْ نِدَائِى؛
با قدرت خود پراکنده را الفت بخشیدی و با مهربانیات سپیدهدم را شکافتی و با بزرگواریات تاریکیهای شب را روشن کردی و آبهای شیرین و شور را از دل سنگهای سخت و خارا جاری ساختی و از ابرهای گران بارانی فراوان فروریختی و خورشید و ماه را برای مردمان چراغی فروزان قرار دادی، بیآنکه در آنچه آغازگر پیدایشش بودی دچار خستگی و ناتوانی و چارهجویی شوی، ای آنکه در توانمندی و بقا یگانه است و بندگانش را به مرگ و فنا مقهور خود ساخته است، درود فرست بر محمّد و خاندان پرهیزگارش و ندای مرا بشنو؛
وَاسْتَجِبْ دُعَائِى، وَحَقِّقْ بِفَضْلِكَ أَمَلِى وَرَجَائِى، يَا خَيْرَ مَنْ دُعِىَ لِكَشْفِ الضُّرِّ، وَالْمَأْمُولِ لِكُلِّ عُسْرٍ وَيُسْرٍ، بِكَ أَنْزَلْتُ حاجَتِى فَلَا تَرُدَّنِى مِنْ سَنِيِّ مَوَاهِبِكَ خائِباً، يَا كَرِيمُ يَا كَرِيمُ يَا كَرِيمُ، بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ خَيْرِ خَلْقِهِ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ أَجْمَعِينَ.
دعایم را اجابت کن و به فضل خود آرزو و امیدم را محقّق فرما، ای بهترین کسی که برای برطرف ساختن هر بدحالی خوانده شده و برای هر سختی و آسانی آرزو شدی، نیازم را به پیشگاه تو فرود آوردم، پس از موهبتهای بلندپایه خود ناامیدانه ردّم مکن ای بزرگوار، ای بزرگوار، ای بزرگوار، به رحمتت ای مهربانترین مهربانان و درود خدا بر بهترین آفریدهاش محمّد و همه اهلبیت او.
آنگاه به سجده رود و بگوید:
إِلٰهِى قَلْبِى مَحْجُوبٌ، وَنَفْسِى مَعْيُوبٌ، وَعَقْلِى مَغْلُوبٌ، وَهَوَائِى غَالِبٌ، وَطَاعَتِى قَلِيلٌ، وَمَعْصِيَتِى كَثِيرٌ، وَ لِسَانِى مُقِرِ بِالذُّنُوبِ، فَكَيْفَ حِيلَتِى يَا سَتَّارَ الْعُيُوبِ، وَيَا عَلَّامَ الْغُيُوبِ، وَيَا كَاشِفَ الْكُرُوبِ ؟ اغْفِرْ ذُنُوبِى كُلَّها بِحُرْمَةِ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، يَا غَفَّارُ يَا غَفَّارُ يَا غَفَّارُ، بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.
خدای من، دلم در پردههای ظلمت پوشیده شده و جانم دچار کاستی گشته و عقلم شکستخورده هوای نفسم شده و هوای نفسم بر من چیره گشته و طاعتم اندک و نافرمانیم بسیار و زبانم اقرارکننده به گناهان است، چاره من چیست ای پردهپوش عیبها؟ ای دانای نهانها، ای برطرفکننده غمها، همه گناهان مرا بیامرز، به احترام محمّد و خاندان محمّد، ای آمرزنده، ای آمرزنده، ای آمرزنده به مهربانیات، ای مهربانترین مهربانان.
مؤلف گوید: علاّمه مجلسی این دعا را در «کتاب دعای» بحار و در «کتاب صلات» آن همراه با توضیح ذکر کرده و فرموده: این دعا از دعاهای مشهور است ولی من آن را در کتابهای معتبر جز در کتاب «مصباح» سید ابن باقی(رحمةاللهعلیه) نیافتم؛
و نیز فرموده است: مشهور خواندن این دعا پس از نماز صبح است درحالیکه سید ابن باقی خواندن آن را پس از «نافله صبح» روایت کرده است؛ و به هر کدام عمل شود مناسب است.
مطالب مرتبط
دعای سیفی صغیر معروف به دعای قاموس
دعای کمیل
مشاهده در وبگاه ادعیه و زیارات بالقرآن به همراه صوت و تنظیمات بیشتر
از دعاهای بسیار معروف است؛ علاّمه مجلسی(رحمةاللهعلیه) فرموده است: این دعا از بهترین دعاهاست و دعای خضر پیغمبر(علیهالسلام) است.
امیرالمؤمنین(علیهالسلام) آن را به کمیل که از شخصیتهای اصحاب آن حضرت بود آموخت؛ و نیز فرموده است: در شبهای نیمهشعبان و در هر شب جمعه خوانده میشود و برای بازدارندگی از گزند دشمنان و گشوده شدن درهای روزی و آمرزش گناهان سودمند است.
شیخ طوسی و سید ابن طاووس آن را در کتابهای دعای خود آوردهاند و من متن این گنجینه ملکوتی را از «مصباح المتهجّد» روایت میکنم؛ و آن دعای شریف این است:
اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ الَّتِى وَسِعَتْ كُلَّ شَىْءٍ، وَبِقُوَّتِكَ الَّتِى قَهَرْتَ بِها كُلَّ شَىْءٍ، وَخَضَعَ لَها كُلُّ شَىْءٍ، وَذَلَّ لَها كُلُّ شَىْءٍ، وَبِجَبَرُوتِكَ الَّتِى غَلَبْتَ بِها كُلَّ شَىْءٍ، وَبِعِزَّتِكَ الَّتِى لَايَقُومُ لَها شَىْءٌ، وَ بِعَظَمَتِكَ الَّتِى مَلَأَتْ كُلَّ شَىْءٍ، وَ بِسُلْطانِكَ الَّذِى عَلَا كُلَّ شَىْءٍ، وَ بِوَجْهِكَ الْباقِى بَعْدَ فَنَاءِ كُلِّ شَىْءٍ، وَبِأَسْمَائِكَ الَّتِى مَلَأَتْ أَرْكَانَ كُلِّ شَىْءٍ، وَبِعِلْمِكَ الَّذِى أَحَاطَ بِكُلِّ شَىْءٍ، وَبِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِى أَضَاءَ لَهُ كُلُّ شَىْءٍ؛ يَا نُورُ يَا قُدُّوسُ، يَا أَوَّلَ الْأَوَّلِينَ، وَيَا آخِرَ الْآخِرِينَ .
خدایا از تو درخواست میکنم، به رحمتت که همهچیز را فراگرفته و به نیرویت که با آن بر هر چیز چیره گشتی و در برابر آن هر چیز فروتنی کرده و همهچیز خوار شده و به نیروی مطلقت که با آن بر همهچیزی برتری یافتی و به تواناییات که چیزی در برابرش تاب نیاورد و به بزرگیات که همهچیز را پر کرده و به پادشاهیات که برتر از همهچیز قرار گرفته و به ذاتت که پس از نابودی همهچیز باقی است و به نامهایت که پایههای همهچیز را انباشته و به دانشت که بر همهچیز احاطه کرده و به نور ذاتت که همهچیز در پرتو آن تابنده شده؛ ای نور، ای پاک از هر عیب، ای آغاز هر آغاز و ای پایان هر پایان،
اللّٰهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتِى تَهْتِكُ الْعِصَمَ . اللّٰهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتِى تُنْزِلُ النِّقَمَ . اللّٰهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتِى تُغَيِّرُ النِّعَمَ . اللّٰهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتِى تَحْبِسُ الدُّعَاءَ . اللّٰهُمَّ اغْفِرْ لِىَ الذُّنُوبَ الَّتِى تُنْزِلُ الْبَلَاءَ؛ اللّٰهُمَّ اغْفِرْ لِى كُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ، وَكُلَّ خَطِيئَةٍ أَخْطَأْتُها .
خدایا! بیامرز برایم آن گناهانی را که پرده مصونیتم میدرد، خدایا! بیامرز برایم آن گناهانی را که کیفرها را فرو میبارند، خدایا! بیامرز برایم آن گناهانی که نعمتها را دگرگون میسازند، خدایا! بیامرز برایم آن گناهانی را که دعا را از اجابت بازمیدارند، خدایا! بیامرز برایم آن گناهانی که بلا را نازل میکند؛ خدایا! بیامرز برایم همه گناهانی را که مرتکب شدم و تمام خطاهایی که به آنها آلوده گشتم،
اللّٰهُمَّ إِنِّى أَتَقَرَّبُ إِلَيْكَ بِذِكْرِكَ، وَأَسْتَشْفِعُ بِكَ إِلَىٰ نَفْسِكَ، وَأَسْأَلُكَ بِجُودِكَ أَنْ تُدْنِيَنِى مِنْ قُرْبِكَ، وَأَنْ تُوزِعَنِى شُكْرَكَ، وَأَنْ تُلْهِمَنِى ذِكْرَكَ . اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ سُؤَالَ خَاضِعٍ مُتَذَلِّلٍ خَاشِعٍ، أَنْ تُسامِحَنِى وَتَرْحَمَنِى، وَتَجْعَلَنِى بِقِسْمِكَ رَاضِياً قانِعاً، وَفِى جَمِيعِ الْأَحْوَالِ مُتَواضِعاً؛
خدایا! با یاد تو بهسویت نزدیکی میجویم و از ناخشنودی تو به درگاه خودت شفاعت میطلبم و از تو میخواهم به بخشندگیات مرا به بارگاه قرب خویش نزدیک گردانی و سپاس خود را در دلم اندازی و یادت را به من الهام کنی، خدایا! از تو درخواست میکنم، درخواست بندهای فروتن، خوار و افتاده که با من مدارا نمایی و به من رحم کنی و به آنچه روزیام نمودهای خشنود و قانع بداری و در تمام حالات در عرصهی فروتنیام قراردهی؛
اللّٰهُمَّ وَأَسْأَلُكَ سُؤَالَ مَنِ اشْتَدَّتْ فَاقَتُهُ، وَأَنْزَلَ بِكَ عِنْدَ الشَّدائِدِ حَاجَتَهُ، وَعَظُمَ فِيَما عِنْدَكَ رَغْبَتُهُ . اللّٰهُمَّ عَظُمَ سُلْطَانُكَ، وَعَلَا مَكَانُكَ، وَخَفِىَ مَكْرُكَ، وَظَهَرَ أَمْرُكَ، وَغَلَبَ قَهْرُكَ، وَجَرَتْ قُدْرَتُكَ، وَلَا يُمْكِنُ الْفِرارُ مِنْ حُكُومَتِكَ؛
خدایا! از تو درخواست میکنم درخواست کسی که سخت تهیدست شده و بار نیازش را به هنگام گرفتاریها به آستان تو فرود آورده و میلش به آنچه نزد توست فزونی یافته، خدایا! فرمانرواییات بس بزرگ و مقامت والا و تدبیرت پنهان و فرمانت آشکار و کوبندگیات چیره و قدرتت جاری و روان و گریز از حکومتت نشدنی است؛
اللّٰهُمَّ لَاأَجِدُ لِذُنُوبِى غَافِراً، وَلَا لِقَبائِحِى سَاتِراً، وَلَا لِشَىْءٍ مِنْ عَمَلِىَ الْقَبِيحِ بِالْحَسَنِ مُبَدِّلاً غَيْرَكَ، لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ سُبْحَانَكَ وَبِحَمْدِكَ، ظَلَمْتُ نَفْسِى، وَتَجَرَّأْتُ بِجَهْلِى، وَسَكَنْتُ إِلَىٰ قَدِيمِ ذِكْرِكَ لِى وَمَنِّكَ عَلَىَّ . اللّٰهُمَّ مَوْلَاىَ كَمْ مِنْ قَبِيحٍ سَتَرْتَهُ، وَكَمْ مِنْ فَادِحٍ مِنَ الْبَلَاءِ أَقَلْتَهُ ، وَكَمْ مِنْ عِثَارٍ وَقَيْتَهُ، وَكَمْ مِنْ مَكْرُوهٍ دَفَعْتَهُ، وَكَمْ مِنْ ثَنَاءٍ جَمِيلٍ لَسْتُ أَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ؛
خدایا! آمرزندهای برای گناهانم و پردهپوشی برای زشتکاریهایم و تغییر دهندهای برای کار زشتم به زیبایی، جز تو نمییابم، معبودی جز تو نیست، پاک و منزّهی و به ستایشت برخاستهام، به خود ستم کردم و از روی نادانی جسارت و دلیری کردم و به یاد دیرینهات از من و بخششت بر من به آرامش نشستم، خدایا! ای سرور من چه بسیار زشتی مرا پوشاندی و چه بسیار بلاهای سنگین و بزرگی که از من معاف کردی و چه بسیار لغزشی که مرا از آن نگهداشتی و چه بسیار ناپسندی که از من دور کردی و چه بسیار ستایش نیکویی که شایسته آن نبودم و تو در میان مردم پخش کردی؛
اللّٰهُمَّ عَظُمَ بَلَائِى، وَأَفْرَطَ بِى سُوءُ حالِى، وَقَصُرَتْ بِى أَعْمالِى، وَقَعَدَتْ بِى أَغْلالِى، وَحَبَسَنِى عَنْ نَفْعِى بُعْدُ أَمَلِى، وَخَدَعَتْنِى الدُّنْيا بِغُرُورِها، وَنَفْسِى بِجِنايَتِها وَمِطالِى ، يَا سَيِّدِى فَأَسْأَلُكَ بِعِزَّتِكَ أَنْ لَايَحْجُبَ عَنْكَ دُعائِى سُوءُ عَمَلِى وَفِعالِى، وَلَا تَفْضَحْنِى بِخَفِيِّ مَا اطَّلَعْتَ عَلَيْهِ مِنْ سِرِّى، وَلَا تُعاجِلْنِى بِالْعُقُوبَةِ عَلىٰ مَا عَمِلْتُهُ فِى خَلَواتِى مِنْ سُوءِ فِعْلِى وَ إِساءَتِى، وَدَوامِ تَفْرِيطِى وَجَهالَتِى، وَكَثْرَةِ شَهَواتِى وَغَفْلَتِى؛
خدایا! بلایم بزرگ شده و زشتی حالم از حدّ گذشته و کردارم بیلیاقت و بیخبرم ساخته و زنجیرهای گناه مرا زمینگیر کرده و دوری آرزوهایم مرا زندانی ساخته و دنیا با غرورش و نفسم با جنایتش و امروز و فردا کردنم مرا نسبت به تو فریفته، ای سرورم از تو درخواست میکنم به توانمندیات که مانع نشود از اجابت دعایم به درگاهت، بدی عمل و زشتی کردارم و مرا با آنچه از اسرار نهانم میدانی رسوا مسازی و در کیفر آنچه در خلوتهایم انجام دادم، از زشتی کردار و بدی رفتار و تداوم کوتاهیام در وظایف و نادانی و بسیاری شهواتم و بیخبریام، شتاب نکنی؛
وَ كُنِ اللّٰهُمَّ بِعِزَّتِكَ لِى فِى كُلِّ الْأَحْوالِ رَؤُوفاً، وَعَلَىَّ فِى جَمِيعِ الْأُمُورِ عَطُوفاً، إِلٰهِى وَرَبِّى مَنْ لِى غَيْرُكَ، أَسْأَلُهُ كَشْفَ ضُرِّى، وَالنَّظَرَ فِى أَمْرِى؛
خدایا! با من در همه احوال مهر ورز باش و بر من در هر کارم به دیده لطف بنگر. خدایا، پروردگارا، جز تو که را دارم؟ تا برطرف شدن ناراحتی و نظر لطف در کارم را از او درخواست کنم؛
إِلٰهِى وَمَوْلاىَ أَجْرَيْتَ عَلَىَّ حُكْماً اتَّبَعْتُ فِيهِ هَوىٰ نَفْسِى، وَلَمْ أَحْتَرِسْ فِيهِ مِنْ تَزْيِينِ عَدُوِّى، فَغَرَّنِى بِمَا أَهْوىٰ وَأَسْعَدَهُ عَلَىٰ ذٰلِكَ الْقَضاءُ، فَتَجاوَزْتُ بِما جَرىٰ عَلَىَّ مِنْ ذٰلِكَ بَعْضَ حُدُودِكَ ، وَخالَفْتُ بَعْضَ أَوامِرِكَ، فَلَكَ الحَمْدُ عَلَىَّ فِى جَمِيعِ ذٰلِكَ؛ وَلَا حُجَّةَ لِى فِيما جَرىٰ عَلَىَّ فِيهِ قَضَاؤُكَ، وَأَلْزَمَنِى حُكْمُكَ وَبَلٰاؤُكَ،
خدای من و سرور من، حکمی را بر من جاری ساختی که هوای نفسم را در آن پیروی کردم و از فریبکاری آرایش دشمنم نهراسیدم، پس مرا به خواهش دل فریفت و بر این امر اختیار و ارادهام یاریش کرد، پس بدینسان و بر پایه گذشتههایم از حدودت گذشتم و با برخی از دستوراتت مخالفت کردم، پس حجت در همه اینها فقط برای توست؛ و مرا هیچ دلیل و حجتی نیست در آنچه بر من از سوی قضایت جاری شده و فرمان و آزمایشت ملزمم نموده،
وَقَدْ أَتَيْتُكَ يَا إِلٰهِى بَعْدَ تَقْصِيرِى وَ إِسْرافِى عَلىٰ نَفْسِى، مُعْتَذِراً نادِماً مُنْكَسِراً مُسْتَقِيلاً مُسْتَغْفِراً مُنِيباً مُقِرّاً مُذْعِناً مُعْتَرِفاً، لَاأَجِدُ مَفَرّاً مِمَّا كَانَ مِنِّى وَلَا مَفْزَعاً أَتَوَجَّهُ إِلَيْهِ فِى أَمْرِى، غَيْرَ قَبُو لِكَ عُذْرِى وَ إِدْخالِكَ إِيَّاىَ فِى سَعَةِ رَحْمَتِكَ . اللّٰهُمَّ فَاقْبَلْ عُذْرِى، وَارْحَمْ شِدَّةَ ضُرِّى، وَفُكَّنِى مِنْ شَدِّ وَثاقِى؛
ای خدای من، اینک به پیشگاهت آمدم، پس از کوتاهی در عبادت و زیادهروی در خواهشهای نفس عذرخواه، پشیمان، شکستهدل، جویای گذشت، طالب آمرزش، بازگشت کنان با حالت اقرار و اذعان و اعتراف به گناه، بیآنکه گریزگاهی از آنچه از من سرزده بیابم و نه پناهگاهی که به آن روی آورم پیدا کنم، جز اینکه پذیرای عذرم باشی و مرا در رحمت فراگیرت بگنجانی. خدایا! پس عذرم را بپذیر و به بدحالیام رحم کن و از بند محکم گناه رهایم ساز؛
يَا رَبِّ ارْحَمْ ضَعْفَ بَدَنِى، وَرِقَّةَ جِلْدِى، وَدِقَّةَ عَظْمِى، يَا مَنْ بَدَأَ خَلْقِى وَذِكْرِى وَتَرْبِيَتِى وَبِرِّى وَتَغْذِيَتِى، هَبْنِى لِابْتِداءِ كَرَمِكَ وَسالِفِ بِرِّكَ بِى .
پروردگارا! بر ناتوانی جسمم و نازکی پوستم و نرمی استخوانم رحم کن. ای که آغازگر آفرینش و یاد و پرورش و نیکی بر من و تغذیهام بودهای، اکنون مرا ببخش به همان بزرگواری نخستت و پیشینه احسانت بر من،
يَا إِلٰهِى وَسَيِّدِى وَرَبِّى، أَتُراكَ مُعَذِّبِى بِنَارِكَ بَعْدَ تَوْحِيدِكَ، وَبَعْدَ مَا انْطَوىٰ عَلَيْهِ قَلْبِى مِنْ مَعْرِفَتِكَ، وَلَهِجَ بِهِ لِسَانِى مِنْ ذِكْرِكَ، وَاعْتَقَدَهُ ضَمِيرِى مِنْ حُبِّكَ، وَبَعْدَ صِدْقِ اعْتِرافِى وَدُعَائِى خَاضِعاً لِرُبُوبِيَّتِكَ؛ هَيْهاتَ أَنْتَ أَكْرَمُ مِنْ أَنْ تُضَيِّعَ مَنْ رَبَّيْتَهُ، أَوْ تُبَعِّدَ [تُبْعِدَ] مَنْ أَدْنَيْتَهُ، أَوْ تُشَرِّدَ مَنْ آوَيْتَهُ، أَوْ تُسَلِّمَ إِلَى الْبَلَاءِ مَنْ كَفَيْتَهُ وَرَحِمْتَهُ،
ای خدای من و سرور و پروردگارم، آیا مرا به آتش دوزخ عذاب کنی، پس از اقرار به یگانگیات و پس از آنکه دلم از نور شناخت تو روشنی گرفت و زبانم در پرتو آن به ذکرت گویا گشت و پس از آنکه درونم از باور به تو لبریز شد و پس از مخلص بودنم در اعتراف و درخواست متواضعانهام در برابر پروردگاریات؟ باور نمیکنم چه آن بسیار بعید است و تو بزرگوارتر از آن هستی که پروردهات را تباه کنی یا آن را که به خود نزدیک کردهای دور کنی یا آن را که پناه دادی از خود برانی یا آن را که خود کفایت نمودهای و به او رحم کردی به موج بلا واگذاری!
وَلَيْتَ شِعْرِى يَا سَيِّدِى وَ إِلٰهِى وَمَوْلاىَ، أَتُسَلِّطُ النَّارَ عَلَىٰ وُجُوهٍ خَرَّتْ لِعَظَمَتِكَ سَاجِدَةً، وَعَلَىٰ أَلْسُنٍ نَطَقَتْ بِتَوْحِيدِكَ صَادِقَةً، وَبِشُكْرِكَ مَادِحَةً، وَعَلَىٰ قُلُوبٍ اعْتَرَفَتْ بِإِلٰهِيَّتِكَ مُحَقِّقَةً؛ وَعَلَىٰ ضَمَائِرَ حَوَتْ مِنَ الْعِلْمِ بِكَ حَتَّىٰ صَارَتْ خَاشِعَةً، وَعَلَىٰ جَوارِحَ سَعَتْ إِلَىٰ أَوْطانِ تَعَبُّدِكَ طَائِعَةً، وَ أَشارَتْ بِاسْتِغْفارِكَ مُذْعِنَةً،
ای کاش میدانستم ای سرورم و معبودم و مولایم، آیا آتش را بر صورتهایی که برای عظمتت سجدهکنان بر زمین نهاده شده چیره میکنی و نیز بر زبانهایی که صادقانه به توحیدت و به سپاست مدحکنان گویا شده و هم بر دلهایی که بر پایه تحقیق به خداوندیت اعتراف کرده؛ و بر نهادهایی که معرفت به تو آنها را فراگرفته تا آنجا که در پیشگاهت افتادگی کرده و به اعضایی که مشتاقانه بهسوی پرستشگاههایت شتافتهاند و اقرار کنان جویای آمرزش تو بودهاند، شگفتا این همه را به آتش میسوزانی!
مَا هَكَذَا الظَّنُّ بِكَ، وَلَا أُخْبِرْنا بِفَضْلِكَ عَنْكَ يَا كَرِيمُ، يَا رَبِّ وَأَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفِى عَنْ قَلِيلٍ مِنْ بَلاءِ الدُّنْيا وَعُقُوباتِها، وَمَا يَجْرِى فِيها مِنَ الْمَكَارِهِ عَلَىٰ أَهْلِها، عَلىٰ أَنَّ ذٰلِكَ بَلاءٌ وَمَكْرُوهٌ قَلِيلٌ مَكْثُهُ، يَسِيرٌ بَقاؤُهُ، قَصِيرٌ مُدَّتُهُ؛ فَكَيْفَ احْتِمالِى لِبَلاءِ الْآخِرَةِ وَجَلِيلِ وُقُوعِ الْمَكَارِهِ فِيها ؟ وَهُوَ بَلاءٌ تَطُولُ مُدَّتُهُ، وَيَدُومُ مَقامُهُ، وَلَا يُخَفَّفُ عَنْ أَهْلِهِ، لِأَنَّهُ لَايَكُونُ إِلّا عَنْ غَضَبِكَ وَانْتِقامِكَ وَسَخَطِكَ، وَهٰذا ما لَاتَقُومُ لَهُ السَّماواتُ وَالْأَرْضُ، يَا سَيِّدِى فَكَيْفَ لِى وَأَنَا عَبْدُكَ الضَّعِيفُ الذَّلِيلُ الْحَقِيرُ الْمِسْكِينُ الْمُسْتَكِينُ؛
هرگز چنین گمانی به تو نیست و از فضل و احسان تو چنین خبری داده نشده، ای بزرگوار، ای پروردگار و تو از ناتوانیام در برابر اندکی از غم و اندوه دنیا و کیفرهای آن و آنچه از ناگواریها بر اهلش میگذرد آگاهی، با آنکه این غم و اندوه و ناگواری درنگش کم، بقایش اندک و مدّتش کوتاه است؛ پس چگونه خواهد بود تاب و توانم در برابر بلای آخرت و فرود آمدن ناگواریها در آن جهان بر جسم و جانم و حال آنکه زمانش طولانی و جایگاهش ابدی است و تخفیفی برای اهل آن بلا نخواهد بود، چراکه مایه آن بلا جز از خشم و انتقام و ناخشنودی تو نیست و این چیزی است که در برابرش آسمانها و زمین تاب نیاورند، ای سرور من تا چه رسد به من؟ و حال آنکه من بنده ناتوان، خوار و کوچک، زمینگیر و درمانده توأم؛
يا إِلٰهِى وَرَبِّى وَسَيِّدِى وَمَوْلاىَ، لِأَيِّ الْأُمُورِ إِلَيْكَ أَشْكُو، وَ لِمَا مِنْها أَضِجُّ وَأَبْكِى، لِأَلِيمِ الْعَذابِ وَشِدَّتِهِ، أَمْ لِطُولِ الْبَلَاءِ وَمُدَّتِهِ . فَلَئِنْ صَيَّرْتَنِى لِلْعُقُوبَاتِ مَعَ أَعْدائِكَ، وَجَمَعْتَ بَيْنِى وَبَيْنَ أَهْلِ بَلَائِكَ، وَفَرَّقْتَ بَيْنِى وَبَيْنَ أَحِبَّائِكَ وَأَوْلِيائِكَ، فَهَبْنِى يَا إِلٰهِى وَسَيِّدِى وَمَوْلاىَ وَرَبِّى، صَبَرْتُ عَلَىٰ عَذابِكَ، فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَلَىٰ فِراقِكَ، وَهَبْنِى صَبَرْتُ عَلىٰ حَرِّ نَارِكَ، فَكَيْفَ أَصْبِرُ عَنِ النَّظَرِ إِلَىٰ كَرامَتِكَ ؟ أَمْ كَيْفَ أَسْكُنُ فِى النَّارِ وَرَجائِى عَفْوُكَ؟
ای خدای من و پروردگار و سرور و مولایم، برای کدامیک از دردهایم به حضرتت شکایت کنم و برای کدامین گرفتاریم به درگاهت بنالم و اشک بریزم. آیا برای دردناکی عذاب و سختیاش، یا برای طولانی شدن بلا و زمانش، پس اگر مرا در عقوبت و مجازات با دشمنانت قرار دهی و بین من و اهل عذابت جمع کنی و میان من و عاشقان و دوستانت جدایی اندازی، ای خدا و آقا و مولا و پروردگارم، بر فرض که بر عذابت شکیبایی ورزم، ولی بر فراقت چگونه صبر کنم و گیرم ای خدای من بر سوزندگی آتشت شکیبایی کنم، اما چگونه چشم انداختن به بزرگمنشی و سخاوتت را تاب آورم یا چگونه در آتش، سکونت گزینم و حال آنکه امید من گذشت و چشمپوشی توست؟!
فَبِعِزَّتِكَ يَا سَيِّدِى وَمَوْلاىَ أُقْسِمُ صَادِقاً، لَئِنْ تَرَكْتَنِى نَاطِقاً لَأَضِجَّنَّ إِلَيْكَ بَيْنَ أَهْلِها ضَجِيجَ الْآمِلِينَ، وَلَأَصْرُخَنَّ إِلَيْكَ صُراخَ الْمُسْتَصْرِخِينَ، وَلَأَبْكِيَنَّ عَلَيْكَ بُكَاءَ الْفَاقِدِينَ، وَلَأُنادِيَنَّكَ أَيْنَ كُنْتَ يَا وَلِىَّ الْمُؤْمِنِينَ، يَا غَايَةَ آمالِ الْعارِفِينَ، يَا غِياثَ الْمُسْتَغِيثِينَ، يَا حَبِيبَ قُلُوبِ الصَّادِقِينَ، وَيَا إِلٰهَ الْعالَمِينَ؛
پس به توانمندیات ای آقا و مولایم سوگند صادقانه میخورم، اگر مرا در سخن گفتن آزاد بگذاری در میان اهل دوزخ به پیشگاهت سخت ناله سر دهم، همانند نالهی آرزومندان و به درگاهت بانگ بردارم، همچون بانگ آنانکه خواهان دادرسی هستند و هر آینه به آستانت گریه میکنم چو آنانکه مبتلا به فقدان عزیزی میباشند و هر آینه صدایت میزنم: کجایی ای سرپرست مؤمنان، آری کجایی ای نهایت آرزوی عارفان، ای فریادرس خواهندگان فریادرس، ای محبوب دلهای راستان و ای معبود جهانیان؛
أَفَتُراكَ سُبْحَانَكَ يَا إِلٰهِى وَبِحَمْدِكَ تَسْمَعُ فِيها صَوْتَ عَبْدٍ مُسْلِمٍ سُجِنَ فِيها بِمُخالَفَتِهِ، وَذاقَ طَعْمَ عَذابِها بِمَعْصِيَتِهِ، وَحُبِسَ بَيْنَ أَطْباقِها بِجُرْمِهِ وَجَرِيرَتِهِ، وَهُوَ يَضِجُّ إِلَيْكَ ضَجِيجَ مُؤَمِّلٍ لِرَحْمَتِكَ، وَيُنادِيكَ بِلِسانِ أَهْلِ تَوْحِيدِكَ، وَيَتَوَسَّلُ إِلَيْكَ بِرُبُوبِيَّتِكَ ؟ يَا مَوْلاىَ فَكَيْفَ يَبْقىٰ فِى الْعَذابِ وَهُوَ يَرْجُو مَا سَلَفَ مِنْ حِلْمِكَ ؟ أَمْ كَيْفَ تُؤْلِمُهُ النَّارُ وَهُوَ يَأْمُلُ فَضْلَكَ وَرَحْمَتَكَ ؟
آیا این چنین است، ای خدای منزّه و ستوده که در دوزخ بشنوی صدای بنده مسلمانی که برای مخالفتش با دستورات تو زندانی شده و مزه عذابش را به خاطر نافرمانی چشیده و میان درکات دوزخ به علّت جرم و جنایتش محبوس شده و حال آنکه در درگاهت سخت ناله میزند، همچون ناله آنکه آرزومند رحمت توست و با زبان اهل توحیدت تو را میخواند و به ربوبیتت به پیشگاهت توسّل میجوید، ای مولای من، چگونه در عذاب بماند و حال آنکه امید به بردباری گذشتهات دارد یا آتش چگونه او را به درد آورد درحالیکه بخشش و رحمت تو را آرزو دارد؟!
أَمْ كَيْفَ يُحْرِقُهُ لَهِيبُها وَأَنْتَ تَسْمَعُ صَوْتَهُ وَتَرىٰ مَكانَهُ ؟ أَمْ كَيْفَ يَشْتَمِلُ عَلَيْهِ زَفِيرُها وَأَنْتَ تَعْلَمُ ضَعْفَهُ ؟ أَمْ كَيْفَ يَتَقَلْقَلُ بَيْنَ أَطْباقِها وَأَنْتَ تَعْلَمُ صِدْقَهُ ؟ أَمْ كَيْفَ تَزْجُرُهُ زَبانِيَتُها وَهُوَ يُنادِيكَ يَا رَبَّهُ ؟ أَمْ كَيْفَ يَرْجُو فَضْلَكَ فِى عِتْقِهِ مِنْها فَتَتْرُكُهُ فِيها،
یا چگونه شعله آتش او را بسوزاند درحالیکه فریادش را میشنوی و جایش را میبینی یا چگونه آتش او را دربر بگیرد و حال آنکه از ناتوانیاش خبرداری، یا چگونه در طبقات دوزخ به این سو و آن سو کشانده شود درحالی که راستگوییاش را میدانی، یا چگونه فرشتههای عذاب او را با خشم برانند و حال آنکه تو را به پروردگاریات میخواند، یا چگونه ممکن است بخششت را در آزادی از دوزخ امید داشته باشد و تو او را در آنجا به همان حال واگذاری؟
هَيْهاتَ ما ذٰلِكَ الظَّنُ بِكَ، وَلَا الْمَعْرُوفُ مِنْ فَضْلِكَ، وَلَا مُشْبِهٌ لِمَا عَامَلْتَ بِهِ الْمُوَحِّدِينَ مِنْ بِرِّكَ وَ إِحْسانِكَ؛ فَبِالْيَقِينِ أَقْطَعُ، لَوْلَا مَا حَكَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذِيبِ جَاحِدِيكَ، وَقَضَيْتَ بِهِ مِنْ إِخْلادِ مُعانِدِيكَ، لَجَعَلْتَ النَّارَ كُلَّها بَرْداً وَسَلاماً، وَمَا كانَ لِأَحَدٍ فِيها مَقَرّاً وَلَا مُقاماً، لَكِنَّكَ تَقَدَّسَتْ أَسْماؤُكَ أَقْسَمْتَ أَنْ تَمْلَأَها مِنَ الْكَافِرِينَ، مِنَ الْجِنَّةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ، وَأَنْ تُخَلِّدَ فِيهَا الْمُعانِدِينَ، وَأَنْتَ جَلَّ ثَناؤُكَ قُلْتَ مُبْتَدِئاً، وَتَطَوَّلْتَ بِالْإِنْعامِ مُتَكَرِّماً، ﴿أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِناً كَمَنْ كَانَ فَاسِقاً لَا يَسْتَوُونَ﴾؛
همه این امور از بندهنوازی تو بس دور است، هرگز گمان ما به تو این نیست و نه از فضل تو چنین گویند و نه به آنچه از خوبی و احسانت با اهل توحید رفتار کردهای شباهتی دارد؛ پس به یقین میدانم که اگر فرمانت در به عذاب کشیدن منکرانت نبود و دستورت به همیشگی بودن دشمنانت در آتش صادر نمیشد، هر آینه سرتاسر دوزخ را سرد و سلامت میکردی و برای احدی در آنجا قرار و جایگاهی نبود، امّا تو که نامهایت مقدّس است، سوگند یاد کردی که دوزخ را از همهی کافران چه پری و چه آدمی پر سازی و ستیزهجویان را در آنجا همیشگی و جاودانه بداری و هم تو ـ که ثنایت برجسته و والا است ـ به این گفته ابتدا کردی و با نیکی و محبت و لطف، بزرگمنشی فرمودی که « آیا مؤمنانِ [اهل عبادت] مانند کسانی هستند که منحرف و نافرمانند؟ [نه، هرگز این دو گروه] مساوی نیستند»؛
إِلٰهِى وَسَيِّدِى، فَأَسْأَلُكَ بِالْقُدْرَةِ الَّتِى قَدَّرْتَها، وَبِالْقَضِيَّةِ الَّتِى حَتَمْتَها وَحَكَمْتَها، وَغَلَبْتَ مَنْ عَلَيْهِ أَجْرَيْتَها، أَنْ تَهَبَ لِى فِى هَذِهِ اللَّيْلَةِ وَفِى هَذِهِ السَّاعَةِ، كُلَّ جُرْمٍ أَجْرَمْتُهُ، وَكُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ، وَكُلَّ قَبِيحٍ أَسْرَرْتُهُ، وَكُلَّ جَهْلٍ عَمِلْتُهُ، كَتَمْتُهُ أَوْ أَعْلَنْتُهُ، أَخْفَيْتُهُ أَوْ أَظْهَرْتُهُ، وَكُلَّ سَيِّئَةٍ أَمَرْتَ بِإِثْباتِهَا الْكِرامَ الْكاتِبِينَ؛
ای خدا و سرور من، از تو خواستارم به قدرتی که مقدّر کردی و به فرمانی که حتمیتش دادی و استوارش ساختی و بر کسی که بر او اجرایش کردی چیره کردی که در این شب و در این ساعت بر من ببخشی هر جرمی که مرتکب شدم و هر گناهی که به آن آلوده گشتم و هر کار زشتی را که پنهان ساختم و هر نادانی و جهلی که آن را بکار گرفتم، خواه پنهان کردم یا آشکار، نهان ساختم یا عیان و هر کار زشتی که دستور ثبت آن را به نویسندگان بزرگوار دادی؛
الَّذِينَ وَكَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ مَا يَكُونُ مِنِّى، وَجَعَلْتَهُمْ شُهُوداً عَلَىَّ مَعَ جَوارِحِى، وَكُنْتَ أَنْتَ الرَّقِيبَ عَلَىَّ مِنْ وَرائِهِمْ، وَالشَّاهِدَ لِما خَفِىَ عَنْهُمْ، وَبِرَحْمَتِكَ أَخْفَيْتَهُ، وَبِفَضْلِكَ سَتَرْتَهُ، وَأَنْ تُوَفِّرَ حَظِّى، مِنْ كُلِّ خَيْرٍ أَنْزَلْتَهُ، أَوْ إِحْسَانٍ فَضَّلْتَه، أَوْ بِرُ نَشَرْتَهُ، أَوْ رِزْقٍ بَسَطْتَهُ ، أَوْ ذَنْبٍ تَغْفِرُهُ، أَوْ خَطَاً تَسْتُرُهُ، يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ؛
آنان که بر ضبط آنچه از من سر زند گماشتی و آنان را نیز گواهانی بر من قراردادی علاوه بر اعضایم و خود فراتر از آنها مراقب من بودی و شاهد بر آنچه از آنان پنهان ماند و به یقین با رحمتت پنهان ساختی و با احسانت پوشاندی و اینکه از تو میخواهم از هرچیزیکه نازل کردی یا احسانی که مرحمت نمودی یا برّ و نیکی که گستردی یا رزقی که گسترش دادی یا گناهی که بیامرزی یا خطایی که بپوشانی، پروردگارا، پروردگارا، پروردگارا!
يَا إِلٰهِى وَسَيِّدِى وَمَوْلاىَ وَمالِكَ رِقِّى، يَا مَنْ بِيَدِهِ نَاصِيَتِى، يَا عَلِيماً بِضُرِّى وَمَسْكَنَتِى، يَا خَبِيراً بِفَقْرِى وَفاقَتِى، يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ، أَسْأَلُكَ بِحَقِّكَ وَقُدْسِكَ وَأَعْظَمِ صِفاتِكَ وَأَسْمائِكَ، أَنْ تَجْعَلَ أَوْقاتِى مِنَ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ بِذِكْرِكَ مَعْمُورَةً، وَبِخِدْمَتِكَ مَوْصُولَةً؛ وَأَعْمالِى عِنْدَكَ مَقْبُولَةً، حَتَّىٰ تَكُونَ أَعْمالِى وَأَوْرادِى كُلُّها وِرْداً وَاحِداً، وَحالِى فِى خِدْمَتِكَ سَرْمَداً .
ای خدای من، ای سرور من، ای مولای من و اختیاردارم، ای کسی که مهارم به دست اوست، ای آگاه از پریشانی و ناتوانیام، ای دانای تهیدستی و ناداریام، پروردگارا! پروردگارا! پروردگارا! از تو درخواست میکنم به حقّت و قداست و پاکیات و بزرگترین صفات و نامهایت که همه اوقاتم را از شب و روز به یادت آباد کنی و به خدمتگزاریات پیوسته بداری؛ و اعمالم را در پیشگاهت پذیرفته قراردهی تا آنکه اعمال و اورادم هماهنگ و همسو و همه ورد واحدی باشد و حالم در خدمت تو پاینده گردد،
يَا سَيِّدِى يَا مَنْ عَلَيْهِ مُعَوَّلِى، يَا مَنْ إِلَيْهِ شَكَوْتُ أَحْوالِى، يَا رَبِّ يَا رَبِّ يَا رَبِّ، قَوِّ عَلىٰ خِدْمَتِكَ جَوارِحِى، وَاشْدُدْ عَلَى الْعَزِيمَةِ جَوانِحِى، وَهَبْ لِىَ الْجِدَّ فِى خَشْيَتِكَ، وَالدَّوامَ فِى الاتِّصالِ بِخِدْمَتِكَ، حَتّىٰ أَسْرَحَ إِلَيْكَ فِى مَيادِينِ السَّابِقِينَ؛ وَأُسْرِعَ إِلَيْكَ فِى البَارِزِينَ، وَأَشْتاقَ إِلىٰ قُرْبِكَ فِى الْمُشْتاقِينَ، وَأَدْنُوَ مِنْكَ دُنُوَّ الْمُخْلِصِينَ، وَأَخافَكَ مَخافَةَ الْمُوقِنِينَ، وَأَجْتَمِعَ فِى جِوارِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ .
ای سرور من، ای آنکه بر او تکیه دارم، ای آنکه شکایت حالم را تنها بهسوی او برم، ای پروردگارم، ای پروردگارم، ای پروردگارم، اعضایم را در راه خدمتت نیرو بخش و دلم را بر عزم و همّتت محکم کن و کوشش در راستای پروایت و دوام در پیوستن به خدمتت را به من ارزانی دار تا بهسویت در میدانهای پیشتازان برانم؛ و بهسویت در میان شتابندگان بشتابم و مشتاقانه به سوی قربت در میان مشتاقان قرار گیرم و همانند مخلصان به تو نزدیک شوم و چون یقین آوردگان از جاه و عظمت تو بهراسم و با اهل ایمان در جوارت گرد آیم.
اللّٰهُمَّ وَمَنْ أَرادَنِى بِسُوءٍ فَأَرِدْهُ، وَمَنْ كادَنِى فَكِدْهُ، وَاجْعَلْنِى مِنْ أَحْسَنِ عَبِيدِكَ نَصِيباً عِنْدَكَ، وَأَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَةً مِنْكَ، وَأَخَصِّهِمْ زُلْفَةً لَدَيْكَ، فَإِنَّهُ لَايُنالُ ذٰلِكَ إِلّا بِفَضْلِكَ، وَجُدْ لِى بِجُودِكَ، وَاعْطِفْ عَلَىَّ بِمَجْدِكَ؛ وَاحْفَظْنِى بِرَحْمَتِكَ، وَاجْعَلْ لِسانِى بِذِكْرِكَ لَهِجاً، وَقَلْبِى بِحُبِّكَ مُتَيَّماً، وَمُنَّ عَلَىَّ بِحُسْنِ إِجابَتِكَ، وَأَقِلْنِى عَثْرَتِى، وَاغْفِرْ زَلَّتِى، فَإِنَّكَ قَضَيْتَ عَلىٰ عِبادِكَ بِعِبادَتِكَ، وَأَمَرْتَهُمْ بِدُعائِكَ، وَضَمِنْتَ لَهُمُ الْإِجابَةَ،
خدایا! هرکس مرا به بدی قصد کند تو قصدش کن و هرکس با من مکر ورزد تو نسیت به او چارهسازی کن و مرا از بهرهمندترین بندگانت نزد خود و نزدیکترینشان در منزلت به تو و ویژهترینشان در رتبه به پیشگاهت بگردان، زیرا این همه به دست نیاید جز به فضل و احسان تو، خدایا! با جودت به من جود کن و با بزرگواریات به من نظر انداز؛ و با رحمتت مرا نگاهدار و زبانم را به ذکرت گویا کن و دلم را به محبتت شیفته و شیدا فرما و بر من منّت گذار با پاسخ نیکویت و لغزشم را نادیده انگار و گناهم را ببخش، زیرا تو بندگانت را به بندگی فرمان دادی و به دعا و درخواست از خود دستور دادی و اجابت دعا را برای آنان ضامن شدی،
فَإِلَيْكَ يارَبِّ نَصَبْتُ وَجْهِى، وَ إِلَيْكَ يَا رَبِّ مَدَدْتُ يَدِى، فَبِعِزَّتِكَ اسْتَجِبْ لِى دُعائِى، وَبَلِّغْنِى مُناىَ، وَلَا تَقْطَعْ مِنْ فَضْلِكَ رَجائِى، وَاكْفِنِى شَرَّ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ مِنْ أَعْدائِى؛
پس ای پروردگار من فقط روی بهسوی تو نهادم و دستم را تنها به جانب تو دراز کردم، پس تو را به عزّتت سوگند میدهم که دعایم را مستجاب کنی و مرا به آرزویم برسانی و امیدم را از احسان و فضلت ناامید نکنی و شرّ دشمنانم را از پری و آدمی از من بازداری؛
يَا سَرِيعَ الرِّضا، اغْفِرْ لِمَنْ لَايَمْلِكُ إِلّا الدُّعاءَ، فَإِنَّكَ فَعَّالٌ لِما تَشَاءُ، يَا مَنِ اسْمُهُ دَوَاءٌ، وَذِكْرُهُ شِفاءٌ، وَطَاعَتُهُ غِنىً، ارْحَمْ مَنْ رَأْسُ مالِهِ الرَّجاءُ، وَسِلاحُهُ الْبُكَاءُ، يَا سَابِغَ النِّعَمِ، يَا دَافِعَ النِّقَمِ، يَا نُورَ الْمُسْتَوْحِشِينَ فِى الظُّلَمِ، يَا عَالِماً لَايُعَلَّمُ، صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَافْعَلْ بِى مَا أَنْتَ أَهْلُهُ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ رَسُو لِهِ وَالْأَئِمَّةِ الْمَيامِينَ مِنْ آلِهِ وَسَلَّمَ تَسْلِيماً كَثِيراً.
ای خدایی که به سرعت از بندهات خشنود میشوی، بیامرز آن را که جز دعا مالک چیزی نیست، همانا تو هرچه بخواهی انجام میدهی، ای آنکه نامش دوا و یادش درمان و طاعتش توانگری است، رحم کن به کسی که سرمایهاش امید و سازوبرگش اشکریزان است، ای گسترش دهنده نعمتها، ای دورکنندهی بلاها، ای روشنیبخش وحشت زدگان در تاریکیها، ای دانای ناآموخته، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و با من چنان کن که شایستهاش هستی و درود و سلام فراوان خدا بر پیامبرش و بر امامان خجسته از خاندانش.
مطالب مرتبط
دعای سیفی صغیر معروف به دعای قاموس
دعای عشرات
مشاهده در وبگاه ادعیه و زیارات بالقرآن به همراه صوت و تنظیمات بیشتر
این دعا از دعاهای بسیار معتبر است و میان نسخههای آن تفاوت دیده میشود. ما آن را از کتاب «مصباح المتهجّد» شیخ طوسی نقل میکنیم.
خواندن آن در هر صبح و شام مستحب است و بهترین وقت برای خواندن آن بعد از عصر جمعه است.
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ سُبْحانَ اللّٰهِ وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ وَلَا إِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَاللّٰهُ أَكْبَرُ، وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلّا بِاللّٰهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ، سُبْحانَ اللّٰهِ آناءَ اللَّيْلِ وَأَطْرافَ النَّهارِ، سُبْحانَ اللّٰهِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصالِ، سُبْحانَ اللّٰهِ بالْعَشِيِّ وَالْإِبْكارِ،
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانىاش همیشگى است؛ منزّه است خدا و ستایش ویژه خداست و معبودی جز خدا نیست و خداوند بزرگتر از آن است که وصف شود و هیچ نیرو و توانی نیست جز به خدای بلندمرتبه بزرگ، پاک و منزّه است خدا شب هنگام و به گاه روز، پاک و منزّه است خدا صبحگاهان و به گاه عصر، پاک و منزّه است خدا در شامگاه و بامداد
،﴿سُبْحانَ اللّٰهِ حِينَ تُمْسُونَ وَحِينَ تُصْبِحُونَ، وَلَهُ الْحَمْدُ فِى السَّماواتِ وَالْأَرْضِ وَعَشِيّاً وَحِينَ تُظْهِرُونَ، يُخْرِجُ الْحَىَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَيُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ، وَيُحْيِي الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَكَذَلِكَ تُخْرَجُونَ﴾، ﴿سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ، وَسَلامٌ عَلَى الْمُرْسَلِينَ وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعالَمِينَ﴾؛
«خداوند را هنگامی که وارد شب می شوید و چون به صبح درمی آیید [به پاکی از هر عیب و نقصی] ستایش کنید [تا پیوسته توجه قلبی به این حقیقت داشته باشید]؛ همۀ ستایش ها در آسمان ها و زمین ویژۀ اوست و شب و هنگامی که وارد ظهر می شوید [نیز خداوند را با تسبیح گفتن از هر عیب و نقصی پاک و منزّه بدارید]؛ [خداوندی که] زنده را از مرده، و مرده را از زنده پدید می آورد و زمین را پس از مردنش حیات می بخشد و [شما را نیز] این گونه [از قبرها زنده] بیرونتان می آورند»؛ «پروردگارت که دارای قدرت شکست ناپذیر است از همۀ اوصافی که [مشرکان او را به آن] توصیف می کنند منزّه و پاک است؛ سلام و درود بر همۀ رسولان! همۀ ستایش ها ویژۀ خداوند، پروردگار جهانیان است»؛
سُبْحانَ ذِى الْمُلْكِ وَالْمَلَكُوتِ، سُبْحانَ ذِى الْعِزَّةِ وَالْجَبَرُوتِ، سُبْحانَ ذِى الْكِبْرِياءِ وَالْعَظَمَةِ الْمَلِكِ الْحَقِّ المُهَيْمِنِ الْمُبِينِ القُدُّوسِ، سُبْحانَ اللّٰهِ الْمَلِكِ الْحَيِّ الَّذِي لَايَمُوتُ، سُبْحانَ اللّٰهِ الْمَلِكِ الْحَيِّ الْقُدُّوسِ، سُبْحانَ الْقائِمِ الدَّائِمِ، سُبْحانَ الدَّائِمِ الْقائِمِ،
منزّه است صاحب فرمانروایی و پادشاهی، منزّه است صاحب توانمندی و قدرت مطلق، منزّه است دارنده شکوه و اقتدار و بزرگی، همان فرمانروای بر حق سیطرهدار، دارای نهایت پاکی، منزّه است خداوند فرمانروای زندهای که هرگز نمیمیرد، منزّه است خدای فرمانروای زنده، دارای نهایت پاکی، منزّه است پایندهی پایدار، منزّه است پایدار پاینده،
سُبْحانَ رَبِّىَ الْعَظِيمِ، سُبْحانَ رَبِّىَ الْأَعْلىٰ، سُبْحانَ الْحَيِّ الْقَيُّومِ، سُبْحانَ الْعَلِيِّ الْأَعْلىٰ، سُبْحانَهُ وَتَعالىٰ، سُبُّوحٌ قُدُّوسٌ رَبُّنا وَرَبُّ الْمَلائِكَةِ وَالرُّوحِ؛ سُبْحانَ الدَّائِمِ غَيْرِ الْغافِلِ، سُبْحانَ الْعالِمِ بِغَيْرِ تَعْلِيمٍ، سُبْحانَ خالِقِ مَا يُرىٰ وَمَا لَايُرىٰ، سُبْحانَ الَّذِى يُدْرِكُ الْأَبْصارَ وَلَا تُدْرِكُهُ الْأَبْصارُ، وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ .
منزّه است پروردگار بزرگم، منزّه است پروردگار برترم، منزّه است آن زندهی به خود پاینده، منزّه است آن بلند مرتبهی برتر، منزّه است او و بلندمرتبه و پاک و پاکیزه است، پروردگار ما و پروردگار فرشتگان و روح؛ منزّه است آن پایندهی بیغفلت، منزّه است آن دانای ناآموخته، منزّه است آن آفریننده دیدنیها و نادیدنیها، منزّه است آنکه دیدهها را دریابد و دیدهها او را درنیابند و اوست دقیقنگرِ آگاه،
اللّٰهُمَّ إِنِّى أَصْبَحْتُ مِنْكَ فِى نِعْمَةٍ وَخَيْرٍ وَبَرَكَةٍ وَعافِيَةٍ، فَصَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَأَتْمِمْ عَلَىَّ نِعْمَتَكَ وَخَيْرَكَ وَبَرَكَاتِكَ وَعافِيَتَكَ بِنَجاةٍ مِنَ النَّارِ، وَارْزُقْنِى شُكْرَكَ وَعافِيَتَكَ وَفَضْلَكَ وَكَرامَتَكَ أَبَداً ما أَبْقَيْتَنِى . اللّٰهُمَّ بِنُورِكَ اهْتَدَيْتُ، وَبِفَضْلِكَ اسْتَغْنَيْتُ، وَبِنِعْمَتِكَ أَصْبَحْتُ وَأَمْسَيْتُ؛
خدایا، در حالی صبح کردم که از سوی تو در نعمت و خیر و برکت و سلامتی کامل بودم، پس درود فرست بر محمّد و خاندانش و نعمت و خیر و برکات و سلامتی را بر من با نجات از آتش دوزخ کامل کن، شکرگذاری به پیشگاهت و تندرستی و احسان و بخشندگیات را همواره تا گاهی که زنده هستم روزیام کن، خدایا! به نورت هدایت یافتم و به احسانت بینیاز گشته و به نعمتت صبح و شام کردم؛
اللّٰهُمَّ إِنِّى أُشْهِدُكَ وَكَفىٰ بِكَ شَهِيداً، وَأُشْهِدُ مَلائِكَتَكَ وَأَنْبِياءَكَ وَرُسُلَكَ، وَحَمَلَةَ عَرْشِكَ، وَسُكّانَ سَماواتِكَ وَأَرْضِكَ وَجَمِيعَ خَلْقِكَ، بِأَنَّكَ أَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ، وَحْدَكَ لَاشَرِيكَ لَكَ، وَأَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ عَبْدُكَ وَرَسُولُكَ، وَأَنَّكَ عَلىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ، تُحْيِى وَتُمِيتُ، وَتُمِيتُ وَتُحْيِى، وَأَشْهَدُ أَنَّ الْجَنَّةَ حَقِ، وَأَنَّ النَّارَ حَقِ، وَالنُّشُورَ حَقِ، وَالسَّاعَةَ آتِيَةٌ لَارَيْبَ فِيها، وَأَنَّ اللّٰهَ يَبْعَثُ مَنْ فِى الْقُبُورِ؛
خدایا! تو را گواه میگیرم و گواهی تو مرا بس است و گواه میگیرم همه فرشتگان و پیامبران و رسولان و حاملان عرش و ساکنان آسمانها و زمین و همه آفریدههایت را بر اینکه همانا تویی خدا، معبودی جز تو نیست، یگانه و بیشریکی و اینکه محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) بنده و فرستادهی تو است و اینکه تو بر هر کاری توانایی، زنده میکنی و میمیرانی و میمیرانی و زنده میسازی و گواهی میدهم که بهشت و دوزخ و برانگیخته شدن مردگان حق است و قیامت که تردیدی در آن نیست آمدنی است و اینکه خدا مردگان را در قبرها برخواهد انگیخت؛
وَأَشْهَدُ أَنَّ عَلِىَّ بْنَ أَبِى طَالِبٍ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ حَقّاً حَقّاً، وَأَنَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِهِ هُمُ الْأَئِمَّةُ الْهُداةُ الْمَهْدِيُّونَ، غَيرُ الضَّالِّينَ وَلَا الْمُضِلِّينَ، وَأَنَّهُمْ أَوْلِياؤُكَ الْمُصْطَفَونَ، وَحِزْبُكَ الْغالِبُونَ، وَصِفْوَتُكَ وَخِيَرَتُكَ مِنْ خَلْقِكَ، وَنُجَبَاؤُكَ الَّذِينَ انْتَجَبْتَهُمْ لِدِينِكَ، وَاخْتَصَصْتَهُمْ مِنْ خَلْقِكَ، وَاصْطَفَيْتَهُمْ عَلىٰ عِبادِكَ، وَجَعَلْتَهُمْ حُجَّةً عَلَى الْعالَمِينَ، صَلَواتُكَ عَلَيْهِمْ وَالسَّلامُ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ؛
و شهادت میدهم که علی بن ابیطالب امیرمؤمنان بر حق بر حق است و پیشوایان از فرزندانش، امامان هدایتگر و رهیافتهاند، نه گمراهند و نه گمراهکننده و اینکه آنان اولیاء برگزیده تو و حزب پیروز تو و بندگان خالص تو و بهترین انتخابشدگان از میان مخلوقات تواند و بهترین برگزیدهشدگانی هستند که برای دینت برگزیدی و از میان بندگانت ویژه خود ساختی و بر جهانیان حجّت قراردادی، درود و سلام و رحمت و برکاتت بر آنان باد؛
اللّٰهُمَّ اكْتُبْ لِى هٰذِهِ الشَّهادَةَ عِنْدَكَ حَتّىٰ تُلَقِّنَنِيها يَوْمَ الْقِيامَةِ وَأَنْتَ عَنِّى راضٍ، إِنَّكَ عَلىٰ ما تَشاءُ قَدِيرٌ . اللّٰهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً يَصْعَدُ أَوَّلُهُ وَلَا يَنْفَدُ آخِرُهُ، اللّٰهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً تَضَعُ لَكَ السَّماءُ كَنَفَيْها ، وَتُسَبِّحُ لَكَ الْأَرْضُ وَمَنْ عَلَيْها .
الها! این اقرار را نزد خود برای من ثبت کن تا آن را در روز قیامت بر زبانم جاری کنی درحالیکه از من خشنود باشی، همانا تو بر آنچه میخواهی توانایی. خدایا! تو را سپاس، سپاسی که آغازش بالا رود و انجامش پایان نگیرد، خدایا! تو را سپاس، سپاسی که آسمان برای تو بر دوش کشد و زمین و هرکه بر آن است تو را آنچنان تسبیح کند.
اللّٰهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً سَرْمَداً أَبَداً لَاانْقِطاعَ لَهُ وَلَا نَفادَ وَلَكَ يَنْبَغِى وَ إِلَيْكَ يَنْتَهِى، فِىَّ وَعَلَىَّ وَلَدَىَّ وَمَعِى وَقَبْلِى وَبَعْدِى وَأَمامِى وَفَوْقِى وَتَحْتِى، وَ إِذا مِتُّ وَبَقِيتُ فَرْداً وَحِيداً ثُمَّ فَنِيتُ؛ وَلَكَ الْحَمْدُ إِذا نُشِرْتُ وَبُعِثْتُ، يَا مَوْلاىَ .
خدایا! تو را سپاس، سپاسی همواره و همیشگی که گسست و پایانی برایش نباشد و تنها سزاوار تو باشد و به تو بیانجامد، سپاسی که در دلم و بر تنم نمایان شود و نزد من و با من و پیش از من و پس از من و پیش رویم و بالای سرم و زیر پایم و آنگاه که مرگم فرا رسد و یگانه و تنها مانم سپس فانی شوم؛ و تو را سپاس گاهی که زنده و برانگیخته شوم، ای سرور من،
اللّٰهُمَّ وَلَكَ الْحَمْدُ وَلَكَ الشُّكْرُ بِجَمِيعِ مَحامِدِكَ كُلِّها عَلىٰ جَمِيعِ نَعْمائِكَ كُلِّها، حَتَّىٰ يَنْتَهِىَ الْحَمْدُ إِلىٰ مَا تُحِبُّ رَبَّنا وَتَرْضىٰ . اللّٰهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَىٰ كُلِّ أَكْلَةٍ وَشَرْبَةٍ وَبَطْشَةٍ وَقَبْضَةٍ وَبَسْطَةٍ، وَفِى كُلِّ مَوْضِعِ شَعْرَةٍ .
خدایا! و تو را ستایش و سپاس برای همه صفات پسندیدهات و بر همه نعمتهایت، سپاسی بلند و بیپایان که آن را ای پروردگار ما، پسندیده داری و از آن خشنود شوی، خدایا! تو را سپاس بر هر خوردن و نوشیدن و هر دست یافتن و هر انقباظ و انبساط و در برابر هر تار مو که به ما دادی،
اللّٰهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ حَمْداً خالِداً مَعَ خُلُودِكَ، وَلَكَ الْحَمْدُ حَمْداً لَامُنْتَهىٰ لَهُ دُونَ عِلْمِكَ، وَلَكَ الْحَمْدُ حَمْداً لَاأَمَدَ لَهُ دُونَ مَشِيَّتِكَ، وَلَكَ الْحَمْدُ حَمْداً لَا أَجْرَ لِقائِلِهِ إِلّا رِضاكَ، وَلَكَ الْحَمْدُ عَلىٰ حِلْمِكَ بَعْدَ عِلْمِكَ؛ وَلَكَ الْحَمْدُ عَلىٰ عَفْوِكَ بَعْدَ قُدْرَتِكَ،
خدایا! تو را سپاس، سپاسی پاینده به پایندگیات و تو را سپاس، سپاسی که نهایت آن را جز دانشت نداند و تو را سپاس سپاسی که پایان آن را جز مشیتّت نخواهد و تو را سپاس، سپاسی که جز خشنودی تو مزدی برای گویندهاش نیست و تو را سپاس بر بردباریات پس از دانستنت؛ و تو را سپاس بر گذشتت، پس از توانائیات
وَلَكَ الْحَمْدُ باعِثَ الْحَمْدِ، وَلَكَ الْحَمْدُ وارِثَ الْحَمْدِ، وَلَكَ الْحَمْدُ بَدِيعَ الْحَمْدِ، وَلَكَ الْحَمْدُ مُنْتَهَى الْحَمْدِ، وَلَكَ الْحَمْدُ مُبْتَدِعَ الْحَمْدِ، وَلَكَ الْحَمْدُ مُشْتَرِىَ الْحَمْدِ، وَلَكَ الْحَمْدُ وَلِىَّ الْحَمْدِ، وَلَكَ الْحَمْدُ قَدِيمَ الْحَمْدِ، وَلَكَ الْحَمْدُ صَادِقَ الْوَعْدِ، وَفِىَّ الْعَهْدِ، عَزِيزَ الْجُنْدِ، قَائِمَ الْمَجْدِ، وَلَكَ الْحَمْدُ رَفِيعَ الدَّرَجاتِ، مُجِيبَ الدَّعَواتِ، مُنْزِلَ الْآياتِ مِنْ فَوْقِ سَبْعِ سَمَاواتٍ؛ عَظِيمَ الْبَرَكاتِ، مُخْرِجَ النُّورِ مِنَ الظُّلُماتِ، وَمُخْرِجَ مَنْ فِى الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ، مُبَدِّلَ السَّيِّئاتِ حَسَناتٍ، وَجاعِلَ الْحَسَناتِ دَرَجَاتٍ .
و تو را سپاس ای سرچشمه سپاس و تو را سپاس ای به ارثبرنده سپاس و تو را سپاس ای آفریننده سپاس و تو را سپاس ای نهایت سپاس و تو را سپاس ای پدیدآورنده سپاس و تو را سپاس ای خریدار سپاس و تو را سپاس ای صاحب سپاس و تو را سپاس ای دیرینه سپاس و تو را سپاس ای راست وعده، ای وفادار به پیمان، ای توانا سپاه، ای مجد و عظمتت پایدار و تو را سپاس ای بلند پایه، ای پاسخگوی خواستهها، ای فرود آورنده آیات از بالای هفت آسمان؛ ای دارای برکات بزرگ، ای درآورنده نور از دل تاریکیها و ای بیرون آورنده آنانکه در تاریکیهایند به سوی نور، ای دگرگونکننده گناهان به نیکیها و قراردهندۀ خوبیها به رتبهها،
اللّٰهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ غَافِرَ الذَّنْبِ، وَقَابِلَ التَّوْبِ، شَدِيدَ الْعِقابِ ذَا الطَّوْلِ ، لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ . اللّٰهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ فِى اللَّيْلِ إِذا يَغْشىٰ، وَلَكَ الْحَمْدُ فِى النَّهارِ إِذا تَجَلّىٰ، وَلَكَ الْحَمْدُ فِى الْآخِرَةِ وَالْأُولىٰ، وَلَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ كُلِّ نَجْمٍ وَمَلَكٍ فِى السَّمَاءِ، وَلَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ الثَّرَىٰ وَالْحَصىٰ وَالنَّوَىٰ، وَلَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ ما فِى جَوِّ السَّماءِ، وَلَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ ما فِى جَوْفِ الْأَرْضِ؛
خدا! تو را سپاس ای آمرزنده گناه و ای پذیرندۀ توبه و ای سخت عذاب و ای صاحب عطای بیحدّ، معبودی جز تو نیست. بازگشت همه به سوی تو است. خدا! تو را سپاس در شب گاهی که روز را میپوشاند و تو را سپاس در روز آنگاه که آشکار میگردد و تو را سپاس در آخرت و دنیا و تو را سپاس به تعداد همه ستارهها و همه فرشتگان آسمانی و تو را سپاس به شماره ذرات خاک و ریگ و دانهها و تو را سپاس به عدد آنچه در میان آسمان است و تو را سپاس به عدد آنچه در درون زمین است؛
وَلَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ أَوْزانِ مِياهِ الْبِحارِ، وَلَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ أَوْراقِ الْأَشْجارِ، وَلَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ ما عَلىٰ وَجْهِ الْأَرْضِ، وَلَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ مَا أَحْصىٰ كِتابُكَ، وَلَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ ما أَحاطَ بِهِ عِلْمُكَ، وَلَكَ الْحَمْدُ عَدَدَ الْإِنْسِ وَالْجِنِّ، وَالْهَوامِّ وَالطَّيْرِ وَالْبَهائِمِ وَالسِّباعِ، حَمْداً كَثِيراً طَيِّباً مُبارَكاً فِيهِ كَما تُحِبُّ رَبَّنا وَتَرْضىٰ، وَكَما يَنْبَغِى لِكَرَمِ وَجْهِكَ وَعِزِّ جَلالِكَ.
و تو را سپاس به میزان وزن آبهای دریا و تو را سپاس به شماره برگ درختان و تو را سپاس به عدد آنچه روی زمین است و تو را سپاس به تعداد آنچه کتاب تو برشمرده و تو را سپاس به عدد آنچه دانشت آن را فراگرفته و تو را سپاس به شماره آدمیان و پریان و حشرات و پرندگان و چهارپایان و درندگان، سپاسی فراوان و سپاسی پاک که در آن برکت باشد آنچنانکه پذیری، ای پروردگار ما و خشنود گردی و آنچنانکه سزاوار بزرگواری ذات و توانمندی بزرگی توست.
پس «ده مرتبه» میگویى:
لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لَاشَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ، وَهُوَ اللَّطِيفُ الْخَبِيرُ.
معبودی جز خدا نیست، یگانه و بیشریک است، فرمانروایی و ستایش فقط ویژه اوست و اوست، دقیقنگر و آگاه.
و نیز «ده مرتبه» میگویی:
لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لَاشَرِيكَ لَهُ، لَهُ الْمُلْكُ وَلَهُ الْحَمْدُ، يُحْيِى وَيُمِيتُ، وَيُمِيتُ وَيُحْيِى وَهُوَ حَيِ لَايَمُوتُ، بِيَدِهِ الْخَيْرُ وَهُوَ عَلىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ.
معبودی جز خدا نیست، یگانه و بیشریک است، فرمانروایی و ستایش ویژه اوست، زنده میکند و میمیراند، میمیراند و زنده میکند و او خود زندهای است که هرگز نمیمیرد، نیکی به دست اوست و او بر هر کاری تواناست.
. (ده مرتبه)
أَسْتَغْفِرُ اللّٰهَ الَّذِى لَاإِلٰهَ إِلّا هُوَ الْحَىُّ الْقَيُّومُ وَأَتُوبُ إِلَيْهِ
آمرزش میجویم از خدایی که معبودی جز او نیست، زنده و به خود پاینده است و تنها به سوی او باز میگردم.
(ده مرتبه)
يَا اللّهُ يَا اللّهُ
اى خدا، اى خدا
(ده مرتبه)
يَا رَحْمَانُ يَا رَحْمَانُ
اى بخشنده، اى بخشنده
(ده مرتبه)
يَا رَحِيمُ يَا رَحِيمُ
اى مهربان، اى مهربان
(ده مرتبه)
يَا بَدِيعَ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ
ای پدید آورندهی آسمانها و زمین
(ده مرتبه)
يَا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِكْرَامِ
اى دارندۀ بزرگی و رأفت و رحمت
(ده مرتبه)
يَا حَنَّانُ يَا مَنَّانُ
اى مهرورز و ای بسیار احسان کنندۀ صاحب منت
(ده مرتبه)
يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ
اى زنده، اى پاینده
(ده مرتبه)
يَا حَيُّ لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ
اى زنده، اى که شایستهی پرستشى جز تو نیست.
(ده مرتبه)
يَا اللّهُ يَا لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ
اى خدا، اى که شایسته پرستشى جز تو نیست.
(ده مرتبه)
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگى است.
ده مرتبه)
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ(
خدایا! بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست.
(ده مرتبه)
اَللّهُمَّ افْعَلْ بِي مَا أَنْتَ أَهْلُهُ
خدایا! با من آن کن که شایستهی توست.
(ده مرتبه)
آمِينَ آمِينَ
اجابت کن، اجابت کن
و «ده مرتبه» سوره «توحید».
پس میگویی:
اللّٰهُمَّ اصْنَعْ بِى ما أَنْتَ أَهْلُهُ، وَلَا تَصْنَعْ بِى ما أَنَا أَهْلُهُ، فَإِنَّكَ أَهْلُ التَّقْوىٰ وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ، وَأَنَا أَهْلُ الذُّنُوبِ وَالْخَطايا، فَارْحَمْنِى يَا مَوْلاىَ وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ.
خدایا! با من آن کن که شایسته تو است، نه آنکه سزاوار من است چه همانا تو شایسته پروا و آمرزشی و من درخور گناهان و تخلف کردنهایم، پس به من رحم کن، ای مولای من که تو مهربانترین مهربانانی.
و «ده مرتبه»:
لَاحَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلّا بِاللّٰهِ، تَوَكَّلْتُ عَلَى الْحَيِّ الَّذِي لَايَمُوتُ، وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِي لمْ يَتَّخِذْ وَلَداً، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ شَرِيكٌ فِى الْمُلْكِ، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ وَ لِيِ مِنَ الذُّلِّ وَكَبِّرْهُ تَكْبِيراً.
هیچ نیرو و توانی نیست جز به خدای [بلندمرتبه بزرگ]، توکل کردم بر زنده پایندهای که نمیمیرد و ستایش خدای را که فرزندی نگرفته و در فرمانروایی شریکی برایش نبوده و از خواری و ناتوانی سرپرستی نداشته است و بیاندازه بزرگش شمار.
مطالب مرتبط
دعای سیفی صغیر معروف به دعای قاموس
دعای سمات
مشاهده در وبگاه ادعیه و زیارات بالقرآن به همراه صوت و تنظیمات بیشتر
این دعا معروف به دعای شبوّر [دعای عطا و بخشش] است که خواندن آن در ساعت آخر روز جمعه مستحب است و پوشیده نباشد که این دعا از دعاهای مشهور است و بیشتر علمای گذشته بر خواندن این دعا مواظبت داشتند.
در «مصباح» شیخ طوسی و «جمال الاسبوع» سید ابن طاووس و کتابهای کفعمی به سندهای معتبر از جناب محمّد بن عثمان عمروی(رضوان الله علیه) که از نوّاب حضرت صاحب الامر(علیهالسلام) بود، از حضرت باقر(علیهالسلام) و امام صادق(علیهالسلام) روایت شده علاّمه مجلسی این دعا را همراه با شرح در کتاب «بحار» ذکر کرده است.
این دعا چنانکه در کتاب «مصباح» شیخ آمده چنین است:
اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ الْأَعْظَمِ الْأَعَزِّ الْأَجَلِّ الْأَكْرَمِ، الَّذِى إِذا دُعِيتَ بِهِ عَلىٰ مَغالِقِ أَبْوابِ السَّماءِ لِلْفَتْحِ بِالرَّحْمَةِ انْفَتَحَتْ، وَ إِذا دُعِيتَ بِهِ عَلىٰ مَضائِقِ أَبْوابِ الْأَرْضِ لِلْفَرَجِ انْفَرَجَتْ، وَ إِذا دُعِيتَ بِهِ عَلَى الْعُسْرِ لِلْيُسْرِ تَيَسَّرَتْ، وَ إِذا دُعِيتَ بِهِ عَلَى الْأَمْواتِ لِلنُّشُورِ انْتَشَرَتْ، وَ إِذا دُعِيتَ بِهِ عَلىٰ كَشْفِ الْبَأْسَاءِ وَالضَّرَّاءِ انْكَشَفَتْ؛
خدایا! از تو خواستارم به نام بزرگت آن نام بزرگتر عزیزتر باشکوهتر گرامیتر که چون بر درهای بسته آسمان با آن نام خوانده شوی که به رحمت گشوده شوند باز میشوند و چون با آن بر درهای ناگشوده زمین برای گشایش خوانده شوی باز میشود و چون با آن برای آسان شدن سختی خوانده شوی، آسان گردد و چون با آن بر مردگان برای زنده شدن خوانده شوی، زنده شوند و چون با آن برای رفع سختی و زیان خوانده شوی برطرف گردد؛
وَبِجَلالِ وَجْهِكَ الْكَرِيمِ أَكْرَمِ الْوُجُوهِ وَأَعَزِّ الْوُجُوهِ الَّذِى عَنَتْ لَهُ الْوُجُوهُ، وَخَضَعَتْ لَهُ الرِّقابُ، وَخَشَعَتْ لَهُ الْأَصْواتُ، وَوَجِلَتْ لَهُ الْقُلُوبُ مِنْ مَخافَتِكَ، وَبِقُوَّتِكَ الَّتِى بِها تُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلّا بِإِذْنِكَ وَتُمْسِكُ السَّماواتِ وَالْأَرْضَ أَنْ تَزُولا،
و میخوانمت به حق عظمت ذات بزرگمنش مهمان نوازت، گرامیترین و عزیزترین ذاتها آنانکه چهرهها در برابرش خوار گشته و گردنها فروتن شده و صداها آهسته گشته و دلها در برابر آن از ترس تو هراسناک شدهاند، تو را میخوانم به نیرویت که با آن آسمانها را نگاه داشتی از اینکه بر زمین افتد مگر به اجازه تو، با آن آسمانها و زمین را از اینکه ویران شوند نگاه داشتی
وَبِمَشِييَّتِكَ الَّتِى دَانَ لَهَا الْعالَمُونَ؛ وَبِكَلِمَتِكَ الَّتِى خَلَقْتَ بِهَا السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ، وَبِحِكْمَتِكَ الَّتِى صَنَعْتَ بِهَا الْعَجائِبَ، وَخَلَقْتَ بِهَا الظُّلْمَةَ وَجَعَلْتَها لَيْلاً، وَجَعَلْتَ اللَّيْلَ سَكَناً، وَخَلَقْتَ بِهَا النُّورَ وَجَعَلْتَهُ نَهاراً، وَجَعَلْتَ النَّهارَ نُشُوراً مُبْصِراً، وَخَلَقْتَ بِهَا الشَّمْسَ وَجَعلْتَ الشَّمْسَ ضِياءً، وَخَلَقْتَ بِهَا الْقَمَرَ وَجَعَلْتَ الْقَمَرَ نُوراً؛
و میخوانمت به ارادهات که جهانیان در برابرش مطیعاند؛ و به کلمهات که با آن آسمانها و زمین را آفریدی و به حکمتت که با آن شگفتیها را ساختی و تاریکی را با آن پدیدآوردی و آن را شب قرار دادی و شب را برای آرامش مقرّر داشتی و هم با آن حکمت، نور را آفریدی و آن را روز قرار دادی و روز را مایه جنبش و بینایی و سنجش ساختی و نیز با آن خورشید را آفریدی و خورشید را مایه تابش نمودی و با آن ماه را پدید آوردی و ماه را نورانی ساختی؛
وَخَلَقْتَ بِهَا الْكَواكِبَ وَجَعلْتَها نُجُوماً وَبُرُوجاً وَمَصابِيحَ وَزِينةً وَرُجُوماً، وَجَعَلْتَ لَها مَشارِقَ وَمَغارِبَ، وَجَعَلْتَ لَها مَطالِعَ وَمَجارِىَ، وَجَعَلْتَ لَها فَلَكاً وَمَسابِحَ، وَقَدَّرْتَها فِى السَّماءِ مَنازِلَ فَأَحْسَنْتَ تَقْدِيرَها، وَصَوَّرْتَها فَأَحْسَنْتَ تَصْوِيرَها، وَأَحْصَيْتَها بِأَسْمائِكَ إِحْصاءً، وَدَبَّرْتَها بِحِكْمَتِكَ تَدْبِيراً، وَأَحْسَنْتَ تَدْبِيرَها، وَسَخَّرْتَها بِسُلْطانِ اللَّيْلِ وَسُلْطانِ النَّهارِ وَالسَّاعاتِ وَعَدَدِ السِّنِينَ وَالْحِسابِ، وَجَعَلْتَ رُؤْيَتَها لِجَمِيعِ النّاسِ مَرْئً واحِداً؛
و با آن ستارگان را خلق کردی و آنها را اخترانی تابناک و برجها و چراغها و زینت و عامل راندن شیاطین قرار دادی، برای ستارگان مشرقها و مغربها و نیز طلوعگاهها و گردشگاهها مقرّر ساختی و برای آنها مدارهایی که در آنها شناورند قرار دادی و برای آنها در آسمان منزلگاههایی مقدر فرمودی، پس چه نیکو تقدیر نمودی و صورتگری کردی و چه نیکو صورتشان دادی و بانامهایت آنها را بر شمردی، شمردنی ویژه و به حکمتت تدبیر نمودی، تدبیری شایسته و چه نیکو تدبیر کردی و با تسلّط بخشیدن شب و روز و ساعات بر آنها شمارش سالها و ثبت حساب را شناساندی و دیدن آنها را برای همه مردم یکسان کردی؛
وَأَسْأَلُكَ اللّٰهُمَّ بِمَجْدِكَ الَّذِى كَلَّمْتَ بِهِ عَبْدَكَ وَرَسُولَكَ مُوسَى بْنَ عِمْرانَ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى الْمُقَدَّسِينَ، فَوْقَ إِحْساسِ [أَحْسَاسِ] الْكَرُوبِينَ [الْكَرُّوبِيِّينَ]، فَوْقَ غَمائِمِ النُّورِ، فَوْقَ تابُوتِ الشَّهادَةِ، فِى عَمُودِ النَّارِ، وَفِى طُورِ سَيْناءَ، وَفِى جَبَلِ حُورِيثَ، فِى الْوادِى الْمُقَدَّسِ فِى الْبُقْعَةِ الْمُبارَكَةِ مِنْ جانِبِ الطُّورِ الْأَيْمَنِ مِنَ الشَّجَرَةِ، وَفِى أَرْضِ مِصْرَ بِتِسْعِ آياتٍ بَيِّناتٍ، وَيَوْمَ فَرَقْتَ لِبَنِى إِسْرائِيلَ الْبَحْرَ، وَفِى الْمُنْبَجِساتِ الَّتِى صَنَعْتَ بِهَا الْعَجائِبَ فِى بَحْرِ سُوفٍ؛
و خدایا! تو را میخوانم به عظمتت که به وسیله آن سخن گفتن با بنده و فرستادهات موسی بن عمران(علیهالسلام) در میان قدسیان، برتر از احساس کرّوبیان، فراتر از سحابهای نور، بر فراز تابوت شهادت، در عمودی از آتش و در طور سینا و در کوه حوریث، در وادی مقدّس، در بقعه با برکت از جانب راست کوه طور، از دل درخت و در زمین مصر، با نه معجزه آشکار و روزی که دریا را برای بنیاسرائیل شکافتی و در چشمههای جوشنده که با آن شگفتیهایی در دریای سوف را ساختی؛
وَعَقَدْتَ ماءَ الْبَحْرِ فِى قَلْبِ الْغَمْرِ كَالْحِجارَةِ، وَجاوَزْتَ بِبَنِى إِسْرائِيلَ الْبَحْرَ، وَتَمَّتْ كَلِمَتُكَ الْحُسْنىٰ عَلَيْهِمْ بِما صَبَرُوا، وَأَوْرَثْتَهُمْ مَشارِقَ الْأَرْضِ وَمَغارِبَهَا الَّتِى بارَكْتَ فِيها لِلْعالَمِينَ، وَأَغْرَقْتَ فِرْعَوْنَ وَجُنُودَهُ وَمَراكِبَهُ فِى الْيَمِّ، وَبِاسْمِكَ الْعَظِيمِ الْأَعْظَمِ الْأَعَزِّ الْأَجَلِّ الْأَكْرَمِ، وَبِمَجْدِكَ الَّذِى تَجَلَّيْتَ بِهِ لِمُوسىٰ كَلِيمِكَ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى طُورِ سَيْناءَ، وَ لِإِبْراهِيمَ عَلَيْهِ السَّلامُ خَلِيلِكَ مِنْ قَبْلُ فِى مَسْجِدِ الْخَيْفِ، وَلِإِسْحاقَ صَفِيِّكَ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى بِئْرِ شِيَعٍ [سَبْعٍ]، وَ لِيَعْقُوبَ نَبِيِّكَ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى بَيْتِ إِيلٍ؛
و آب دریا را در دل گرداب همانند سنگ سخت بستی و بنیاسرائیل را از دریا به خشکی رساندی، وعدهی نیکویت بر آنان کامل گشت به خاطر آنکه شکیبایی ورزیدند و آنان را وارث مشارق و مغارب زمینی که در آن جهانیان را برکت دادی نمودی و فرعون و سپاهیان و مرکبهایش را در دریا غرق کردی و به نام بزرگت، آن نام بزرگتر، توانمندتر، عظیمتر، گرامیتر و به بزرگیات که با آن بر موسی کلیمت (علیهالسلام) در طور سینا جلوه کردی و نیز برای ابراهیم (علیهالسلام) دوستت پیش از آن در مسجد خیف و برای اسحاق(علیهالسلام) برگزیدهات در چاه شیع و برای یعقوب (علیهالسلام) پیامبرت در بیت ایل؛
وَأَوْفَيْتَ لِإِبْراهِيمَ عَلَيْهِ السَّلامُ بِمِيثاقِكَ، وَلِإِسْحاقَ بِحَلْفِكَ، وَ لِيَعْقُوبَ بِشَهادَتِكَ، وَ لِلْمُؤْمِنِينَ بِوَعْدِكَ، وَ لِلدَّاعِينَ بِأَسْمائِكَ فَأَجَبْتَ، وَبِمَجْدِكَ الَّذِى ظَهَرَ لِمُوسَى بْنِ عِمْرانَ عَلَيْهِ السَّلامُ عَلىٰ قُبَّةِ الرُّمّانِ ، وَبِآياتِكَ الَّتِى وَقَعَتْ عَلىٰ أَرْضِ مِصْرَ بِمَجْدِ الْعِزَّةِ وَالْغَلَبَةِ، بِآياتٍ عَزِيزَةٍ، وَبِسُلْطانِ الْقُوَّةِ، وَبِعِزَّةِ الْقُدْرَةِ، وَبِشَأْنِ الْكَلِمَةِ التَّامَّةِ؛
وفا کردی به پیمانت برای ابراهیم(علیهالسلام) و به سوگندت برای اسحاق و به شهادتت برای یعقوب و به وعدهات و برای اهل ایمان و برای دعاخوانان به نامهایت که اجابتشان کردی و به بزرگیات که برای موسی بن عمران(علیهالسلام) در قبّه رمّان نمایان شد و به نشانههایت که در زمین مصر، به بزرگواری توانمندی و پیروزیات واقع شد، با نشانههای تحسینبرانگیز و حاکمیت نیرومند و به توانمندی نیرویت و به مقام کلمه تامّه؛
وَبِكَلِماتِكَ الَّتِى تَفَضَّلْتَ بِها عَلىٰ أَهْلِ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ، وَأَهْلِ الدُّنْيا وَأَهْلِ الْآخِرَةِ، وَبِرَحْمَتِكَ الَّتِى مَنَنْتَ بِها عَلىٰ جَمِيعِ خَلْقِكَ، وَبِاسْتِطاعَتِكَ الَّتِى أَقَمْتَ بِها عَلَى الْعالَمِينَ، وَبِنُورِكَ الَّذِى قَدْ خَرَّ مِنْ فَزَعِهِ طُورُ سَيْناءَ، وَبِعِلْمِكَ وَجَلالِكَ وَكِبْرِيائِكَ وَعِزَّتِكَ وَجَبَرُوتِكَ الَّتِى لَمْ تَسْتَقِلَّهَا الْأَرْضُ، وَانْخَفَضَتْ لَهَا السَّماواتُ، وَانْزَجَرَ لَهَا الْعُمْقُ الْأَكْبَرُ ، وَرَكَدَتْ لَهَا الْبِحارُ وَالْأَنْهارُ، وَخَضَعَتْ لَهَا الْجِبالُ، وَسَكَنَتْ لَهَا الْأَرْضُ بِمَناكِبِها؛
و کلماتی که با آن بر اهل آسمانها و زمین و اهل دنیا و آخرت عطا کردی و به رحمتت که با آن بر همه آفریدگانت بخشش کردی و به تواناییات که با آن جهانیان را برپا داشتی و به نورت که از هراسش طور سینا بر خاک افتاد و به دانش و شکوه و بزرگی و توانمندیات و قدرت مطلق است که زمین تاب آن را نیاورد و آسمانها در برابرش زانو زدند و در برابرش عمق فرودین زمین فروتر گشت و دریاها و نهرها در آستانش از حرکت ایستاد و کوهها فروتن شد و زمین با شانههایش آرام گشت؛
وَاسْتَسْلَمَتْ لَهَا الْخَلائِقُ كُلُّها، وَخَفَقَتْ لَهَا الرِّياحُ فِى جَرَيانِها، وَخَمَدَتْ لَهَا النِّيرانُ فِى أَوْطانِها، وَبِسُلْطانِكَ الَّذِى عُرِفَتْ لَكَ بِهِ الْغَلَبَةُ دَهْرَ الدُّهُورِ، وَحُمِدْتَ بِهِ فِى السَّماواتِ وَالْأَرَضِينَ، وَبِكَلِمَتِكَ كَلِمَةِ الصِّدْقِ الَّتِى سَبَقَتْ لِأَبِينا آدَمَ عَلَيْهِ السَّلامُ وَذُرِّيَّتِهِ بِالرَّحْمَةِ، وَأَسْأَلُكَ بِكَلِمَتِكَ الَّتِى غَلَبَتْ كُلَّ شَىْءٍ، وَبِنُورِ وَجْهِكَ الَّذِى تَجَلَّيْتَ بِهِ لِلْجَبَلِ فَجَعَلْتَهُ دَكّاً وَخَرَّ مُوسىٰ صَعِقاً؛
و همه آفریدگان تسلیم شدند و در برابر آن بادها در وزیدن خود در برابرش پریشان گشتند و آتشها به درگاهش در جایگاه خویش خاموش شدند و به فرمانرواییات که با آن همواره به پیروزی شناخته شدی و با آن در آسمانها و زمین ستوده گشتی و به کلمهات، کلمهصدقی که به رحمت و بخشش برای پدرمان آدم(علیهالسلام) و نسلش پیشی گرفت و از تو خواستارم به کلمهات که بر هر چیز چیره گشت و به نور ذاتت که با آن بر کوه تجلّی کردی و آن را فرو پاشیدی و موسی مدهوش درافتاد؛
وَبِمَجْدِكَ الَّذِى ظَهَرَ عَلىٰ طُورِ سَيْناءَ فَكَلَّمْتَ بِهِ عَبْدَكَ وَرَسُولَكَ مُوسَى بْنَ عِمْرانَ، وَبِطَلْعَتِكَ فِى ساعِيرَ، وَظُهُورِكَ فِى جَبَلِ فارانَ، بِرَبَواتِ الْمُقَدَّسِينَ وَجُنُودِ الْمَلائِكَةِ الصَّافِّينَ، وَخُشُوعِ الْمَلائِكَةِ الْمُسَبِّحِينَ، وَبِبَرَكاتِكَ الَّتِى بارَكْتَ فِيها عَلىٰ إِبْراهِيمَ خَلِيلِكَ عَلَيْهِ السَّلامُ فِى أُمَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَبارَكْتَ لِإِسْحاقَ صَفِيِّكَ فِى أُمَّةِ عِيسىٰ عَلَيْهِمَا السَّلامُ، وَبارَكْتَ لِيَعْقُوبَ إِسْرائِيلِكَ فِى أُمَّةِ مُوسىٰ عَلَيْهِمَا السَّلامُ، وَبارَكْتَ لِحَبِيبِكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ فِى عِتْرَتِهِ وَذُرِّيَّتِهِ وَأُمَّتِهِ؛
و به شکوهمندیات که بر طور سینا نمایان شد، پس با آن، سخن گفتی با بنده و رسولت موسی بن عمران و به پرتو فروزانت در ساعیر [کوهی در حجاز] و ظهور پر فروغت در فاران [کوهی نزدیک مکه و محل مناجات پیامبر] در جایگاه بلند قدسیان و با سپاهیان صف کشیده از فرشتگان و فروتنی فرشتگان تسبیح کننده و به برکاتت که بدانها بر ابراهیم خلیلت (علیهالسلام) در امّت محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) و بر اسحاق برگزیدهات در امّت عیسی (درود بر آن دو) و بر یعقوب اسرائیلت در امت موسی (درود بر آن دو) و بر محبوب خویش محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) در عترت و فرزندانش و امّتش برکت نهادی؛
اللّٰهُمَّ وَكَما غِبْنا عَنْ ذٰلِكَ وَلَمْ نَشْهَدْهُ، وَآمَنَّا بِهِ وَلَمْ نَرَهُ، صِدْقاً وَعَدْلاً، أَنْ تُصَلِّىَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَأَنْ تُبارِكَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَتَرَحَّمَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ كَأَفْضَلِ ما صَلَّيْتَ وَبارَكْتَ وَتَرَحَّمْتَ عَلىٰ إِبْراهِيمَ وَآلِ إِبْراهِيمَ، إِنَّكَ حَمِيدٌ مَجِيدٌ فَعَّالٌ لِما تُرِيدُ وَأَنْتَ عَلىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ.
خدایا! و چنانکه از آن رخدادها به دور بودیم و آن وقایع را شاهد نبودیم و به آنها درحالیکه ندیدیم ایمان آوردیم، ایمان از روی راستی و درستی، از تو خواستارم بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی و بر محمّد و خاندان محمّد برکت دهی و بر محمّد و خاندان محمّد بسیار مهر ورزی همچون بهترین درود و برکت و رحمتی که بر ابراهیم و خاندان ابراهیم فرستادی، تو ستودهی والایی، هرچه را بخواهی انجام میدهی و تو بر هر چیز توانایی.
پس حاجت خود را ذکر میکنى و میگویى:
اللّٰهُمَّ بِحَقِّ هٰذَا الدُّعاءِ، وَبِحَقِّ هَذِهِ الْأَسْماءِ الَّتِى لَايَعْلَمُ تَفْسِيرَها وَلَا يَعْلَمُ باطِنَها غَيْرُكَ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَافْعَلْ بِى ما أَنْتَ أَهْلُهُ وَلَا تَفْعَلْ بِى ما أَنَا أَهْلُهُ، وَاغْفِرْ لِى مِنْ ذُنُوبِى ما تَقَدَّمَ مِنْها وَما تَأَخَّرَ، وَوَسِّعْ عَلَىَّ مِنْ حَلالِ رِزْقِكَ، وَاكْفِنِى مَؤُونَةَ إِنْسانِ سَوْءٍ، وَجارِ سَوْءٍ، وَقَرِينِ سَوْءٍ، وَسُلْطانِ سَوْءٍ، إِنَّكَ عَلىٰ ما تَشاءُ قَدِيرٌ، وَبِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌ، آمِينَ رَبَّ الْعالَمِينَ.
خدایا! به حق این دعا و به حق این نامهایی که تفسیر و باطن آنها را جز تو کسی نمیداند، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و با من چنان کن که شایسته توست، نه آنچه را من سزاوارم و از گناهانم آنچه را گذشته و آنچه را خواهد آید بیامرز و بر من وسعت بخش از روزی حلالت و مرا از رنج انسان بد و همسایه بد و همنشین بد و پادشاه بد بازدار، همانا تو بر هرچه بخواهی توانایی و به همهچیز دانایی، دعایم را اجابت کن ای پروردگار جهانیان.
نویسنده گوید: که در بعضی نسخهها پس از «وَ أَنْتَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ؛ تو بر هر چیز توانایی»، آمده: هر حاجت که دارى ذکر کن و بگو: «یَا اللّٰهُ یَا حَنَّانُ یَا مَنَّانُ، یَا بَدِیعَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ، یَا ذَا الْجَلالِ وَالْإِکْرامِ، یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ، اللّٰهُمَّ بِحَقِّ هٰذَا الدُّعاءِ...اى خدا، اى بسیار مهربان، اى بسیار احسان کننده، اى پدیدآورندهی آسمانها و زمین، اى دارنده بزرگی و رأفت و محبت، اى مهربانترین مهربانان، خدایا! به حق این دعا...» تا آخر آنچه گذشت.
و علّامه مجلسى از کتاب «مصباح» سیّد ابن باقى نقل کرده که بعد از دعاى سمات این دعا را بخواند:
اللّٰهُمَّ بِحَقِّ هٰذَا الدُّعاءِ، وَبِحَقِّ هَذِهِ الْأَسْماءِ الَّتِى لَايَعْلَمُ تَفْسِيرَها وَلَا تَأْوِيلَها وَلَا باطِنَها وَلَا ظاهِرَها غَيْرُكَ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَأَنْ تَرْزُقَنِى خَيْرَ الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ.
خدایا! به حق این دعا و به حق این نامهایی که نه تفسیر و تأویلش و نه باطن و ظاهرش را کسی جز تو نمیداند اینکه بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی و خیر دنیا و آخرت را روزیام گردانی.
پس حاجات خود را بخواهد و بگوید:
وَافْعَلْ بِى ما أَنْتَ أَهْلُهُ، وَلَا تَفْعَلْ بِى ما أَنَا أَهْلُهُ، وَانْتَقِمْ لِى مِنْ فُلانِ بْنِ فُلانٍ.
با من آنچه شایسته تو است انجام ده نه آنچه سزاوار من است و انتقام مرا از فلان فرزند فلان بگیر.و نام دشمن را بگوید؛
سپس بگوید:
وَاغْفِرْ لِى مِنْ ذُ نُوبِى مَا تَقَدَّمَ مِنْها وَمَا تَأَخَّرَ، وَ لِوالِدَىَّ وَ لِجَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ، وَوَسِّعْ عَلَىَّ مِنْ حَلالِ رِزْقِكَ، وَاكْفِنِى مَؤُونَةَ إِنْسانِ سَوْءٍ، وَجارِ سَوْءٍ، وَسُلْطانِ سَوْءٍ، وَقَرِينِ سَوْءٍ، وَيَوْمِ سَوْءٍ، وَساعَةِ سَوْءٍ، وَانْتَقِمْ لِى مِمَّنْ يَكِيدُنِى، وَمِمَّنْ يَبْغِى عَلَىَّ، وَيُرِيدُ بِى وَبِأَهْلِى وَأَوْلادِى وَ إِخْوانِى وَجِيرانِى وَقَراباتِى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ ظُلْماً، إِنَّكَ عَلىٰ ما تَشَاءُ قَدِيرٌ، وَبِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌ، آمِينَ رَبَّ الْعالَمِينَ.
گناهانم را آنچه بوده و آنچه خواهد بود بیامرز و پدر و مادرم و همه مردان و زنان باایمان را مشمول آمرزشت قرار داده و بر من از روزی حلالت وسعت عنایت کن و مرا از شر انسان بد و همسایه بد و پادشاه بد و همنشین بد و روز بد و ساعت بد بازدار و از کسی که بر من حیله میورزد و بر من ستم میکند انتقام بگیر و هم انتقام بگیر از آنکه بخواهد بر من و خانوادهام و فرزندانم و برادرانم و همسایگانم و نزدیکانم از مردان و زنان باایمان ستم کند، همانا تو بر آنچه بخواهی توانایی و به هر چیز دانایی، دعایم را اجابت کن ای پروردگار جهانیان.
بعد بگوید:
اللّٰهُمَّ بِحَقِّ هٰذَا الدُّعاءِ تَفَضَّلْ عَلىٰ فُقَراءِ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالْغِنىٰ وَالثَّرْوَةِ، وَعَلىٰ مَرْضَى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالشِّفاءِ وَالصِّحَّةِ، وَعَلىٰ أَحْياءِ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ بِاللُّطْفِ وَالْكَرامَةِ، وَعَلىٰ أَمْواتِ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالْمَغْفِرَةِ وَالرَّحْمَةِ، وَعَلىٰ مُسافِرِى الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ بِالرَّدِّ إِلىٰ أَوْطانِهِمْ سالمِينَ غانِمِينَ، بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ سَيِّدنا مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِيِّينَ وَعِتْرَتِهِ الطَّاهِرِينَ وَسَلَّمَ تَسْلِيماً كَثِيراً.
خدایا! به حق این دعا بر تهیدستان از مردان و زنان با ایمان، توانگری و ثروت عطا کن و بر بیماران اهل ایمان از مردان و زنان بهبودی و تندرستی ببخش و بر مؤمنین و مؤمنات زنده با لطف و بزرگمنشی و بخشندگی و بر مؤمنین و مؤمنات از دنیا رفته با آمرزش و رحمت و بر مؤمنین و مؤمنات سفر کرده با برگشت به وطنهای خویش در سلامت و بهرهمندی عنایت کن، به رحمتت ای مهربانترین مهربانان و درود خدا بر سرور ما، محمّد پایانبخش پیامبران و بر خاندان پاکش و سلام بسیار بر ایشان.
ابن فهد حلّی فرموده است: پس از دعای سمات مستحب است بگویی:
اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِحُرْمَةِ هٰذَا الدُّعاءِ، وَبِما فاتَ مِنْهُ مِنَ الْأَسْماءِ، وَبِما يَشْتَمِلُ عَلَيْهِ مِنَ التَّفْسِيرِ وَالتَّدْبِيرِ الَّذِى لَايُحِيطُ بِهِ إِلّا أَنْتَ، أَنْ تَفْعَلَ بِى كَذا وَكذا. (
و به جاى کذا و کذا حاجت خود را بخواهد)خدایا! از تو درخواست میکنم به احترام این دعا و به آنچه از نامهایت که در آن نیامده و به آنچه در بردارد از تفسیر و تدبیری که جز تو کسی بر آن احاطه ندارد که با من چنین و چنان کنی. (و به جاى چنین و چنان حاجت خود را بخواهد)
مطالب مرتبط
دعای سیفی صغیر معروف به دعای قاموس
دعای مشلول
مشاهده در وبگاه ادعیه و زیارات بالقرآن به همراه صوت و تنظیمات بیشتر
موسوم به دعای «الشاب المأخوذ بذنبه» [یعنی: جوانی که به سبب گناهش گرفتار کیفر حق شده بود].
این دعا از کتابهای کفعمی و «مهج الدعوات» روایتشده، و دعایی است که آن را امیرالمؤمنین(علیهالسلام) به جوانی که به خاطر گناه و ستم در حقّ پدرش شَل شده بود آموزش داد.جوان این دعا را خواند و حضرت رسول(صلیاللهعلیهوآله) را در خواب دید که دست مبارکش را بر اندام او کشیده و فرمود: بر اسم اعظم خدا محافظت کن که کار تو به خیر خواهد بود، پس بیدار شد درحالیکه سالم شده بود و آن دعا این است:
اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ، يَا ذَا الْجَلالِ وَالإِكْرامِ، يَا حَىُّ يَا قَيُّومُ يَا حَىُّ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ، يَا هُوَ يَا مَنْ لَايَعْلَمُ ما هُوَ، وَلَا كَيْفَ هُوَ، وَلَا أَيْنَ هُوَ، وَلَا حَيْثُ هُوَ إِلّا هُوَ، يَا ذَا الْمُلْكِ وَالْمَلَكُوتِ، يَا ذَا الْعِزَّةِ وَالْجَبَرُوتِ، يا مَلِكُ يَا قُدُّوسُ، يَا سَلامُ يَا مُؤْمِنُ يَا مُهَيْمِنُ، يَا عَزِيزُ يَا جَبّارُ يَا مُتَكَبِّرُ، يَا خالِقُ يَا بارِئُ يَا مُصَوِّرُ، يَا مُفِيدُ يَا مُدَبِّرُ، يَا شَدِيدُ يَا مُبْدِئُ، يَا مُعِيدُ يَا مُبِيدُ، يَا وَدُودُ يَا مَحْمُودُ يَا مَعْبُودُ؛
خدایا! از تو خواستارم به نامت، به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است، ای دارای بزرگی و رأفت و محبت، ای زندهای همیشه پاینده، ای زنده، معبودی جز تو نیست، ای او، ای آنکه کسی نمیداند او چیست و نمیداند او چگونه است و نمیداند کجاست و نمیداند در کدام سو است، ای دارای فرمانروایی و پادشاهی، ای دارای توانمندی و قدرت مطلق، ای فرمانروا، ای منزّه از هر عیب، ای سلام، ای ایمنیبخش، ای نگهبان، ای توانمند، ای دارنده قهر، ای بزرگمنش، ای آفریننده، ای پدیدآورنده، ای صورتگر، ای سودبخش، ای تدبیر کننده، ای محکم کار، ای آغازگر، ای برگشت دهنده، ای نابودکننده ستمگران، ای دوست نیکان، ای ستوده، ای پرستیده شده؛
يَا بَعِيدُ يَا قَرِيبُ يَا مُجِيبُ، يَا رَقِيبُ يَا حَسِيبُ، يَا بَدِيعُ يَا رَفِيعُ، يَا مَنِيعُ يَا سَمِيعُ، يَا عَلِيمُ يَا حَلِيمُ يَاكَرِيمُ يَا حَكِيمُ يَا قَدِيمُ، يَا عَلِىُّ يَا عَظِيمُ، يَا حَنَّانُ يَا مَنَّانُ، يَا دَيَّانُ يَا مُسْتَعانُ، يَاجَلِيلُ يَا جَمِيلُ، يَا وَكِيلُ يَا كَفِيلُ، يَا مُقِيلُ يَا مُنِيلُ، يَا نَبِيلُ يَا دَلِيلُ، يَا هادِى يَا بادِى، يَا أَوَّلُ يَا آخِرُ، يَا ظاهِرُ يَا باطِنُ، يَا قائِمُ يَا دائِمُ، يَا عالِمُ يَا حاكِمُ، يَا قاضِى يَا عادِلُ، يَا فاصِلُ يَا واصِلُ، يَا طاهِرُ يَا مُطَهِّرُ، يَا قادِرُ يَا مُقْتَدِرُ، يَا كَبِيرُ يَا مُتَكَبِّرُ، يَا واحِدُ يَا أَحَدُ يَا صَمَدُ،
ای دور از هر چیز، ای نزدیک به هر چیز، ای اجابتکننده، ای دیدبان، ای حسابرس، ای نوآفرین، ای بلندمرتبه، ای ارجمند، ای شنوا، ای دانا، ای بردبار، ای بزرگوار، ای فرزانه، ای دیرینه، ای والا، ای بزرگ، ای پرمهر، ای بسیار احسان کننده، ای پاداش دهنده، ای یاری کننده، ای بزرگوار، ای زیبا، ای کارگزار، ای کفایتکننده، ای بخشنده لغزش، ای رساننده نعمت، ای شریف، ای رهنما، ای هدایتگر، ای آغازگر، ای اوّل، ای آخر، ای آشکار، ای پنهان، ای استوار، ای پایدار، ای آگاه، ای حکمران، ای داور، ای دادگر، ای جداکننده، ای پیونددهنده، ای پاک، ای پاک کننده، ای توانا، ای نیرومند، ای بزرگ، ای بزرگمنش، ای یگانه، ای یکتا، ای نهایت درخواست کنندگان،
يَا مَنْ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ، وَلَمْ يَكُنْ لَهُ صاحِبَةٌ وَلَا كانَ مَعَهُ وَزِيرٌ؛ وَلَا اتَّخَذَ مَعَهُ مُشِيراً، وَلَا احْتاجَ إِلىٰ ظَهِيرٍ، وَلَا كانَ مَعَهُ مِنْ إِلٰهٍ غَيْرُهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ، فَتَعالَيْتَ عَمَّا يَقُولُ الظَّالِمُونَ عُلُوّاً كَبِيراً، يَا عَلِىُّ يَا شامِخُ يَا باذِخُ، يَا فَتَّاحُ يَا نَفَّاحُ يَا مُرْتاحُ، يَامُفَرِّجُ يَاناصِرُ يَامُنْتَصِرُ يَامُدْرِكُ يَامُهْلِكُ يَامُنْتَقِمُ، يَاباعِثُ يَاوارِثُ، يَاطالِبُ يَاغالِبُ، يَامَنْ لَايَفُوتُهُ هارِبٌ، يَاتَوَّابُ يَاأَوَّابُ يَاوَهَّابُ، يَامُسَبِّبَ الْأَسْبابِ، يَامُفَتِّحَ الْأَبْوابِ، يَامَنْ حَيْثُ ما دُعِىَ أَجابَ، يَاطَهُورُ يَاشَكُورُ، يَاعَفُوُّ يَاغَفُورُ، يَانُورَ النُّورِ، يَامُدَبِّرَ الْأُمُورِ؛
ای آنکه نزاده و زاده نشده و همتایی ندارد و همسری برایش نباشد و وزیری با او نبوده؛ و برای خود مشاوری نگرفته و به پشتیبانی نیازمند نگشته و با او جز او معبودی نبوده است، نیست معبودی جز تو، تو برتری از آنچه که ستمکاران گویند، آری بسیار برتری، ای والا، ای بلندمرتبه، ای عطابخش، ای گشایشگر، ای بخشایشگر، ای فرحبخش دلها، ای غمزدا، ای یاریرسان، ای پیروز، ای دریابنده، ای نابودکننده، ای انتقام گیرنده، ای برانگیزنده، ای وارث، ای خواهان، ای چیره، ای که گریزندهای از دستش نگریزد، ای بسیار توبهپذیر، ای بسیار بازگشت کننده به بندگان، ای بسیار بخشنده، ای فراهم آورنده سببها، ای گشاینده درها، ای آنکه هرگاه و هرجا خوانده شود اجابت نماید، ای پاک کننده، ای قدردان صالحان، ای با گذشت، ای آمرزنده، ای روشنایی نور، ای مدبّر امور؛
يَالَطِيفُ يَاخَبِيرُ، يَامُجِيرُ يَامُنِيرُ، يَابَصِيرُ يَاظَهِيرُ يَاكَبِيرُ، يَاوِتْرُ يَافَرْدُ، يَاأَبَدُ يَاسَنَدُ يَاصَمَدُ، يَاكافِى يَاشافِى، يَاوافِى يَامُعافِى، يَامُحْسِنُ يَامُجْمِلُ، يَامُنْعِمُ يَامُفْضِلُ، يَامُتَكَرِّمُ يَامُتَفَرِّدُ، يَامَنْ عَلا فَقَهَرَ، يَامَنْ مَلَكَ فَقَدَرَ، يَا مَنْ بَطَنَ فَخَبَرَ، يَا مَنْ عُبِدَ فَشَكَرَ، يَا مَنْ عُصِىَ فَغَفَرَ، يَا مَنْ لَاتَحْوِيهِ الْفِكَرُ، وَلَا يُدْرِكُهُ بَصَرٌ، وَلَا يَخْفىٰ عَلَيْهِ أَثَرٌ، يَا رازِقَ الْبَشَرِ، يَا مُقَدِّرَ كُلِّ قَدَرٍ؛
ای مهربان، ای آگاه، ای پناهدهنده، ای روشنیبخش، ای بینا، ای مددرسان، ای بزرگ، ای یکتا، ای یگانه، ای پاینده، ای تکیهگاه، ای بینیاز، ای کفایت کننده، ای شفابخش، ای وفا کننده، ای سلامتبخش، ای نیکوکار، ای زیباییبخش، ای نعمت افزا، ای فزونبخش، ای گرامی، ای بیهمتا، ای آنکه بلندی گرفت و چیره گشت، ای آنکه در فرمانرواییاش توانا شد، ای آنکه پنهان شد و آگاه گشت، ای آنکه پرستیده شد و پذیرفت، ای آنکه نافرمانی شد و آمرزید، ای آنکه اندیشه نگنجایدش و دیدهای او را درنیابد و اثری بر او پوشیده نماند، ای روزیدهنده بشر، ای اندازهگیر هر اندازه؛
يَا عالِىَ الْمَكانِ، يَا شَدِيدَ الْأَرْكانِ، يَا مُبَدِّلَ الزَّمانِ، يَا قابِلَ الْقُرْبانِ، يَا ذَا الْمَنِّ وَالْإِحْسانِ، يَا ذَا الْعِزَّةِ وَالسُّلْطانِ، يَا رَحِيمُ يَا رَحْمٰنُ، يَا مَنْ هُوَ كُلَّ يَوْمٍ فِى شَأْنٍ، يَا مَنْ لَايَشْغَلُهُ شَأْنٌ عَنْ شَأْنٍ، يَا عَظِيمَ الشَّأْنِ، يَا مَنْ هُوَ بِكُلِّ مَكانٍ، يَا سامِعَ الْأَصْواتِ، يَا مُجِيبَ الدَّعَواتِ، يَا مُنْجِحَ الطَّلِباتِ، يَا قاضِىَ الْحاجاتِ، يَا مُنْزِلَ الْبَرَكاتِ، يَا راحِمَ الْعَبَراتِ، يَا مُقِيلَ الْعَثَراتِ، يَا كاشِفَ الْكُرُباتِ، يَا وَلِىَّ الْحَسَناتِ، يَا رافِعَ الدَّرَجاتِ؛
ای والا جاه، ای استوار پایه، ای گرداننده روزگار، ای پذیرنده قربانی، ای دارندۀ نیکوکاری و احسان، ای دارای توانمندی و سلطنت، ای مهربان، ای بخشنده، ای کسی که هر روز در کاری است، ای آنکه کاری از کار دیگر بازش ندارد، ای بزرگ با قدر و مقام، ای آنکه در هر جا هست، ای شنونده صداها، ای اجابتکننده دعاها، ای برآورنده خواستهها و نیازها، ای فرو فرستنده برکات، ای رحم کننده بر اشکها، ای درگذرنده از لغزشها، ای برطرف کننده ناراحتیها، ای صاحب خوبیها، ای بالابرنده درجات؛
يَا مُؤْتِىَ السُّؤْلاتِ، يَا مُحْيِىَ الْأَمْواتِ، يَا جامِعَ الشَّتاتِ، يَا مُطَّلِعاً عَلَى النِّيَّاتِ، يَا رادَّ ما قَدْ فاتَ، يَا مَنْ لَاتَشْتَبِهُ عَلَيْهِ الْأَصْواتُ، يَا مَنْ لَاتُضْجِرُهُ الْمَسْأَلاتُ، وَلَا تَغْشاهُ الظُّلُماتُ، يَا نُورَ الْأَرْضِ وَالسَّماواتِ، يَا سابِغَ النِّعَمِ، يَا دافِعَ النِّقَمِ، يَا بارِئَ النَّسَمِ، يَا جامِعَ الْأُمَمِ، يَا شافِىَ السَّقَمِ، يَا خالِقَ النُّورِ وَالظُّلَمِ، يَا ذَا الْجُودِ وَالْكَرَمِ، يَا مَنْ لَا يَطَأُ عَرْشَهُ قَدَمٌ، يَاأَجْوَدَ الْأَجْوَدِينَ، يَاأَكْرَمَ الْأَكْرَمِينَ، يَاأَسْمَعَ السَّامِعِينَ، يَاأَبْصَرَ النَّاظِرِينَ، يَاجارَ الْمُسْتَجِيرِينَ؛
ای دهنده خواستهها، ای زنده کننده مردگان، ای گرد آورنده پراکندهها، ای آگاه از نیتها، ای برگرداننده آنچه از دست رفته، ای کسی که صداها بر او اشتباه نشود، ای کسی که درخواستها او را به ستوه نیاورد و تاریکیها او را فرا نگیرد، ای روشنی زمین و آسمانها، ای فروریزنده نعمتها، ای دفعکننده بدفرجامیها، ای آفریننده آدمیان، ای گرد آورنده امّتها، ای شفابخش دردها، ای پدیدآورنده روشنی و تاریکیها، ای دارای سخاوت و بزرگواری، ای آنکه به عرشش قدمی پای ننهد، ای بخشندهترین بخشندگان، ای کریمترین کریمان، ای شنواترین شنوایان، ای بیناترین بینایان، ای پناه پناهجویان؛
يَاأَمانَ الْخائِفِينَ، يَاظَهْرَ اللَّاجِينَ، يَاوَلِىَّ الْمُؤْمِنِينَ، يَاغِياثَ الْمُسْتَغِيثِينَ، يَاغايَةَ الطَّالِبِينَ، يَاصاحِبَ كُلِّ غَرِيبٍ، يَامُونِسَ كُلِّ وَحِيدٍ، يَامَلْجَأَ كُلِّ طَرِيدٍ، يَامَأْوىٰ كُلِّ شَرِيدٍ، يَاحافِظَ كُلِّ ضَّالَّةٍ، يَاراحِمَ الشَّيْخِ الْكَبِيرِ، يَارازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِيرِ، يَاجَابِرَ الْعَظْمِ الْكَسِيرِ، يَافَاكَّ كُلِّ أَسِيرٍ، يَامُغْنِىَ الْبَائِسِ الْفَقِيرِ، يَاعِصْمَةَ الْخائِفِ الْمُسْتَجِيرِ، يَا مَنْ لَهُ التَّدْبِيرُ وَالتَّقْدِيرُ، يَا مَنِ الْعَسِيرُ عَلَيْهِ سَهْلٌ يَسِيرٌ، يَا مَنْ لَايَحْتاجُ إِلىٰ تَفْسِيرٍ؛
ای امان هراسناکان، ای تکیهگاه پناهندگان، ای سرپرست مؤمنان، ای فریادرس فریاد خواهان، ای مقصود دل نیازمندان، ای کس هر بیکس، ای همدم هر تنها، ای پناه هر رانده، ای مأوای هر آواره، ای نگهدار هر گمشده، ای مهرورز بر سالخوردگان، ای روزی دهنده کودکان خردسال، ای ترمیم کننده استخوان شکسته، ای رهاننده هر اسیر، ای بینیاز کننده هر بینوای تهیدست، ای پناه هر ترسان پناهجو، ای آنکه تدبیر و تقدیر ویژه اوست، ای آنکه دشواریها برای او سهل و آسان است، ای آنکه نیازمند به دلیل و تفسیر نیست؛
يَا مَنْ هُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ قدِيرٌ، يَا مَنْ هُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ خَبِيرٌ، يَا مَنْ هُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ بَصِيرٌ، يَا مُرْسِلَ الرِّياحِ، يَافَالِقَ الْإِصْباحِ، يَا بَاعِثَ الْأَرْواحِ، يَاذَا الْجُودِ وَالسَّماحِ، يَا مَنْ بِيَدِهِ كُلُّ مِفْتاحٍ، يَا سَامِعَ كُلِّ صَوْتٍ، يَاسَابِقَ كُلِّ فَوْتٍ، يَا مُحْيِىَ كُلِّ نَفْسٍ بَعْدَ الْمَوْتِ، يَا عُدَّتِى فِى شِدَّتِى، يَاحافِظِى فِى غُرْبَتِى، يَا مُونِسِى فِى وَحْدَتِى، يَا وَلِيِّى فِى نِعْمَتِى، يَاكَهْفِى حِينَ تُعْيِينِى الْمَذَاهِبُ، وَتُسَلِّمُنِى الْأَقارِبُ، وَيَخْذُلُنِى كُلُّ صَاحِبٍ،
ای آنکه بر هر کاری تواناست، ای آنکه به هر چیزی داناست، ای آنکه به همهچیز بیناست، ای فرستنده بادها، ای شکافنده روشنی صبح، ای برانگیزنده ارواح، ای صاحب جود و بخشش، ای آنکه هر کلیدی به دست اوست، ای شنونده هر صدا، ای پیشتر از هر آنچه گذشته، ای حیاتبخش هر جان پس از مرگ، ای توشهام در سختی، ای نگهدارم در غربت، ای همدمم در تنهایی، ای سرپرستم در نعمت، ای پناهم آنگاه که روشهای ناهنجار درماندهام سازد و نزدیکان رهایم کنند و هر همدمی دست از یاریام بردارد،
يَا عِمَادَ مَنْ لَا عِمادَ لَهُ؛ يَا سَنَدَ مَنْ لَاسَنَدَ لَهُ، يَا ذُخْرَ مَنْ لَاذُخْرَ لَهُ، يَاحِرْزَ مَنْ لَاحِرْزَ لَهُ، يَا كَهْفَ مَنْ لَاكَهْفَ لَهُ، يَا كَنْزَ مَنْ لَاكَنْزَ لَهُ، يَا رُكْنَ مَنْ لَارُكْنَ لَهُ، يَا غِياثَ مَنْ لَاغِياثَ لَهُ، يَا جَارَ مَنْ لَاجَارَ لَهُ، يَا جَارِىَ اللَّصِيقَ، يَا رُكْنِىَ الْوَثِيقَ، يَاإِلٰهِى بِالتَّحْقِيقِ، يَارَبَّ الْبَيْتِ الْعَتِيقِ، يَا شَفِيقُ يا رَفِيقُ، فُكَّنِى مِنْ حَلَقِ الْمَضِيقِ، وَاصْرِفْ عَنِّى كُلَّ هَمُ وَغَمُ وَضِيقٍ، وَاكْفِنِى شَرَّ مَا لَاأُطِيقُ، وَأَعِنِّى عَلَىٰ ما أُطِيقُ،
ای تکیهگاه آنکه تکیهگاهی ندارد؛ ای پشتوانه کسی که پشتوپناهی ندارد، ای اندوخته هر بیاندوخته، ای نگهدار آنکه نگهداری ندارد، ای پناه بیپناهان، ای گنجینه کسی که برایش گنج نیست، ای تکیهگاه هر بیکس، ای فریادرس آنکه برایش فریادرسی نیست، ای همسایه بیهمسایگان، ای همسایه همراه من، ای تکیهگاه محکم، ای خدای من به حقیقت، ای پروردگار خانه کعبه، ای مهربان ای دوست، رهایم کن از بندهای تنگناها و هر غم و اندوه و تنگی را از من برگردان و شرّ آنچه را تاب نیاورم از من دور ساز و بر آنچه میتوانم یاریام ده،
يَا رَادَّ يُوسُفَ عَلَىٰ يَعْقُوبَ، يَا كاشِفَ ضُرِّ أَيُّوبَ، يَاغافِرَ ذَنْبِ داوُدَ، يَا رافِعَ عِيسَىٰ بْنِ مَرْيَمَ وَمُنْجِيَهُ مِنْ أَيْدِى الْيَهُودِ، يَامُجِيبَ نِداءِ يُونُسَ فِى الظُّلُماتِ، يَا مُصْطَفِىَ مُوسىٰ بِالْكَلِماتِ؛ يَا مَنْ غَفَرَ لاِدَمَ خَطِيئَتَهُ، وَرَفَعَ إِدْرِيسَ مَكَاناً عَلِيّاً بِرَحْمَتِهِ، يَا مَنْ نَجَّىٰ نُوحاً مِنَ الْغَرَقِ، يَا مَنْ أَهْلَكَ عاداً الْأُولىٰ وَثَمُودَ فَما أَبْقَىٰ، وَقَوْمَ نُوحٍ مِنْ قَبْلُ إِنَّهُمْ كَانُوا هُمْ أَظْلَمَ وَأَطْغَىٰ، وَالْمُؤْتَفِكَةَ أَهْوَىٰ، يَا مَنْ دَمَّرَ عَلىٰ قَوْمِ لُوطٍ، وَدَمْدَمَ عَلىٰ قَوْمِ شُعَيْبٍ،
ای بازگرداننده یوسف به یعقوب، ای برطرفکننده رنج ایوب، ای آمرزنده خطای داود، ای بالا برنده عیسی بن مریم و رهاییبخش او از دست یهود، ای پاسخدهنده به ندای یونس در دل تاریکیها، ای برگزیننده موسی برای سخنگویی با او؛ ای آنکه خطای آدم را بخشید و ادریس را به رحمت خویش به جایگاه بلندی برکشید، ای آنکه نوح را از غرق شدن نجات داد، ای آنکه هلاک ساخت قوم عاد نخستین و قوم ثمود را و هیچکس از آنان را باقی نگذاشت و پیش از آنها قوم نوح را هلاک کرد زیرا آنها ستمکارتر و سرکشتر بودند و نابود کنندۀ سرزمینهائی که در زمین فرو رفتند، ای آنکه [زمین را] بر قوم لوط واژگون کرد و بر قوم شعیب عذابی دردناک فرستاد
،يَا مَنِ اتَّخَذَ إِبْراهِيمَ خَلِيلاً، يَا مَنِ اتَّخَذَ مُوسىٰ كَلِيماً، وَاتَّخَذَ مُحَمَّداً صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ وَعَلَيْهِمْ أَجْمَعِينَ حَبِيباً، يَا مُؤْتِىَ لُقْمانَ الْحِكْمَةَ، وَالْواهِبَ لِسُلَيْمانَ مُلْكاً لَايَنْبَغِى لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ، يَا مَنْ نَصَرَ ذَا الْقَرْنَيْنِ عَلَى الْمُلُوكِ الْجَبابِرَةِ، يَا مَنْ أَعْطَى الْخِضْرَ الْحَياةَ، وَرَدَّ لِيُوشَعَ بْنِ نُونٍ الشَّمْسَ بَعْدَ غُرُوبِها؛
ای آنکه ابراهیم را دوست خویش ساخت، ای آنکه موسی را همسخن خود انتخاب کرد و محمد (درود خدا بر او و همه خاندانش) را محبوب خویش برگرفت، ای بخشنده حکمت به لقمان و بخشنده فرمانروایی به سلیمان، چنان فرمانروایی که برای احدی پس از او سزاوار نیست، ای آنکه ذوالقرنین را بر فرمانروایان سرکش پیروز کرد، ای آنکه به خضر زندگی جاودان داد و خورشید را پس از غروبش برای یوشع بن نون برگرداند
؛يَا مَنْ رَبَطَ عَلىٰ قَلْبِ أُمِّ مُوسىٰ، وَأَحْصَنَ فَرْجَ مَرْيَمَ ابْنَةِ عِمْرانَ، يا مَنْ حَصَّنَ يَحْيَى بْنَ زَكَرِيَّا مِنَ الذَّنْبِ، وَسَكَّنَ عَنْ مُوسَى الْغَضَبَ، يَا مَنْ بَشَّرَ زَكَرِيَّا بِيَحْيىٰ، يَا مَنْ فَدَىٰ إِسْماعِيلَ مِنَ الذَّبْحِ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ، يَا مَنْ قَبِلَ قُرْبانَ هابِيلَ، وَجَعَلَ اللَّعْنَةَ عَلىٰ قابِيلَ، يَا هازِمَ الْأَحْزابِ لِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَعَلىٰ جَمِيعِ الْمُرْسَلِينَ وَمَلائِكَتِكَ الْمُقَرَّبِينَ وَأَهْلِ طَاعَتِكَ أَجْمَعِينَ،
ای آنکه به قلب مادر موسی آرامش بخشید و عفت و پاکی مریم دختر عمران را حفظ کرد، ای آنکه یحیی پسر زکریا را از گناه پاک داشت و خشم را از موسی باز نشاند، ای آنکه زکریا را به تولّد یحیی مژده داد، ای آنکه با فرستادن ذبح عظیم، اسماعیل را از ذبح شدن نجات داد، ای آنکه قربانی هابیل را پذیرفت و لعنت را بر قابیل قرار داد، ای گریزدهنده گروههای دشمن محمّد (درود خدا بر او و خاندانش)، بر محمّد و خاندان محمّد و بر همه فرستادگان و فرشتگان بارگاهت و بر همه اهل طاعتت درود فرست
وَأَسْأَلُكَ بِكُلِّ مَسْأَلَةٍ سَأَلَكَ بِها أَحَدٌ مِمَّنْ رَضِيتَ عَنْهُ، فَحَتَمْتَ لَهُ عَلَى الْإِجابَةِ، يَا اللّٰهُ يَا اللّٰهُ يَا اللّٰهُ، يَا رَحْمٰنُ يَا رَحْمٰنُ يَا رَحْمٰنُ، يا رَحِيمُ يَا رَحِيمُ يَا رَحِيمُ؛ يَا ذَا الْجَلالِ وَالْإِكْرامِ، يَا ذَا الْجَلالِ وَالْإِكْرامِ، يَا ذَا الْجَلالِ وَالْإِكْرامِ، بِهِ بِهِ بِهِ بِهِ بِهِ بِهِ بِهِ، أَسْأَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ سَمَّيْتَ بِهِ نَفْسَكَ، أَوْ أَنْزَلْتَهُ فِى شَىْءٍ مِنْ كُتُبِكَ، أَوِ اسْتَأَثَرْتَ بِهِ فِى عِلْمِ الْغَيْبِ عِنْدَكَ، وَبِمَعاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عَرْشِكَ، وَبِمُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتابِكَ وَبِما ﴿لَوْ أَنَّ مٰا فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلاٰمٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ مٰا نَفِدَتْ كَلِمٰاتُ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ﴾،
و از تو خواستارم هر خواهشی را که بندگان مورد خشنودیات از تو خواستهاند و اجابت خواهش آنها را حتم فرمودی، ای خدا، ای خدا، ای خدا، ای بخشنده، ای بخشنده، ای بخشنده، ای مهربان، ای مهربان، ای مهربان؛ ای دارای بزرگی و رأفت و محبت، ای دارای شکوه و کرامت، ای دارای شکوه و کرامت، به او، به او، به او، به او، به او، به او، به او، از تو خواستارم به هر نامی که خود را به آن نامیدی، یا آن را در کتابی از کتابهایت فرو فرستادی، یا آن را در علم غیبت نزد خود نگاه داشتی و به بندگاههای بلند عرشت و به منتهای رحمت از کتاب سرنوشتت و به آنچه در این آیه است: «اگر [برای نوشتن کلمات خداوند که مخلوقات او هستند] آنچه درخت در زمین است قلم شود و دریا [مرکب و] هفت دریا[ی دیگر نیز] آن دریا را [پس از پایان گرفتنش] مدد کنند کلمات خداوند پایان نمی یابد؛ زیرا او توانای شکست ناپذیر و حکیم است.»
وَأَسْأَلُكَ بِأَسْمائِكَ الْحُسْنَى الَّتِى نَعَتَّها فِى كِتابِكَ فَقُلْتَ: ﴿وَ لِلّٰهِ الْأَسْمٰاءُ الْحُسْنىٰ فَادْعُوهُ بِهٰا﴾ وَقُلْتَ: ﴿اُدْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ﴾، وَقُلْتَ: ﴿وَ إِذٰا سَأَلَكَ عِبٰادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدّٰاعِ إِذٰا دَعٰانِ﴾، وَقُلْتَ: ﴿يٰا عِبٰادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلىٰ أَنْفُسِهِمْ لاٰ تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللّٰهِ إِنَّ اللّٰهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ﴾ وَ أَنَا أَسْأَلُكَ يَا إِلٰهِى، وَ أَدْعُوكَ يَا رَبِّ، وَ أَرْجُوكَ يَا سَيِّدِى، وَأَطْمَعُ فِى إِجابَتِى يَامَولاىَ كَما وَعَدْتَنِى وَقَدْ دَعَوْتُكَ كَما أَمَرْتَنِى، فَافْعَلْ بِى ما أَنْتَ أَهْلُهُ يَاكَرِيمُ، وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ أَجْمَعِينَ.
و تو را میخوانم به نامهای نیکویت که آنها را در کتابت وصف کرده و گفتی: «نیکوترین نام ها [به لحاظ معانی واقعی و اثرگذاری در همۀ امور هستی] ویژۀ خداست پس با توجه به آن نام ها [که دلیل بر کمالات و جلال و جمال و ذات بی نهایت اوست] از او درخواست حاجت کنید» و نیز گفتی: «مرا بخوانید تا [خواستۀ] شما را اجابت کنم» و گفتی: «چون بندگانم از تو دربارۀ من بپرسند، [بگو:] یقیناً من نزدیکم! دعای دعاکننده را وقتی مرا بخواند اجابت می کنم» و گفتی: «ای بندگانم که به زیان خود [در ارتکاب گناه] زیاده روی کرده اید! از رحمت خدا ناامید نشوید، همانا خداوند همۀ گناهان [شما] را می آمرزد؛ زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است» و من از تو درخواست میکنم ای خدای من و تو را میخوانم ای پروردگارم و به تو امیدوارم ای آقایم و در اجابت دعایم به تو طمع دارم ای مولایم، آنطور که به من وعده اجابت دادی، تو را خواندم و آنگونه که به من دستور دادی، پس با من چنان رفتار کن که سزاوار تو است ای بزرگمنش مهماننواز و ستایس ویژه خداوند پروردگار جهانیان است و درود خدا بر محمّد و خاندانش همگان.پس حاجت خود را بگو که انشاءالله تعالی برآورده خواهد شد و در روایت «مهج الدعوات» است که این دعا را هرگز بدون طهارت نخوان.
مطالب مرتبط
دعای سیفی صغیر معروف به دعای قاموس
دعای یستشیر
مشاهده در وبگاه ادعیه و زیارات بالقرآن به همراه صوت و تنظیمات بیشتر
سیدابنطاووس در کتاب «مهجالدعوات» از امیرالمؤمنین (علیهالسلام) روایت کرده: حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) این دعا را به من آموخت و دستور فرمود آن را درهرحال و برای هر سختی و آسانی بخوانم و نیز آن را به جانشین خود بیاموزم و خواندن این دعا را ترک نکنم تا حقتعالی را ملاقات کنم؛
و نیز فرمود: یا علی این دعا را هر صبح و هر شام بخوان زیرا که گنجی از گنجهای عرش الهی است.
اُبَی بن کعب، به پیشگاه حضرت رسول(صلیاللهعلیهوآله) التماس کرد که آن حضرت فضیلت این دعا را بیان کند، حضرت اندکی از ثواب بسیار آن را بیان فرمود؛ هرکه میخواهد به کتاب «مهج الدعوات» مراجعه کند.
متن دعا این است:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلّٰهِ الَّذِى لَاإِلٰهَ إِلّا هُوَ الْمَلِكُ الْحَقُّ الْمُبِينُ، الْمُدَبِّرُ بِلا وَزِيرٍ، وَلَا خَلْقٍ مِنْ عِبادِهِ يَسْتَشِيرُ، الْأَوَّلُ غَيْرُ مَوْصُوفٍ، وَالْباقِى بَعْدَ فَناءِ الْخَلْقِ، الْعَظِيمُ الرُّبُوبِيَّةِ، نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرَضِينَ وَفاطِرُهُما وَمُبْتَدِعُهُما، بِغَيْرِ عَمَدٍ خَلَقَهُما وَفَتَقَهُما فَتْقاً، فَقامَتِ السَّمَاوَاتُ طائِعاتٍ بِأَمْرِهِ، وَاسْتَقَرَّتِ الْأَرَضُونَ بِأَوْتادِها فَوْقَ الْماءِ، ثُمَّ عَلا رَبُّنا فِى السَّمَاوَاتِ الْعُلىٰ، ﴿الرَّحْمٰنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوىٰ، لَهُ ما فِى السَّمَاوَاتِ وَما فِى الْأَرْضِ وَما بَيْنَهُما وَما تَحْتَ الثَّرىٰ﴾؛
ستایش ویژه خداست که معبودی جز او نیست، آن فرمانروای بر حق آشکار، تدبیرگر هستی بیآنکه او را وزیری باشد و یا با آفریدهای از بندگانش مشورت نماید، آغازی است که در وصف نگنجد و پابرجاست پس از فنای آفریدگان، پروردگاریاش بس بزرگ است، روشنایی آسمانها و زمینها و آفریننده و پدیدآورنده آن دو تا، آسمان و زمین را بیستون آفرید و از هم گشودشان گشودنی چشمگیر، پس آسمانها به فرمان او بر پا شدند و زمینها با کوههایشان بر فراز آب جا گرفتند، سپس بلندی گرفت پروردگار ما در آسمانهای بلند، «خداوند مهربان بر فرمانروایی [و تدبیر امور جهانِ هستی] مسلّط است؛ آنچه در آسمان ها و زمین و بین آن دوتاست و آنچه زیرِ زمین است فقط در سیطرۀ مالکیت اوست»؛
فَأَنَا أَشْهَدُ بِأَنَّكَ أَنْتَ اللّٰهُ لَارافِعَ لِما وَضَعْتَ، وَلَا واضِعَ لِما رَفَعْتَ، وَلَا مُعِزَّ لِمَنْ أَذْلَلْتَ، وَلَا مُذِلَّ لِمَنْ أَعْزَزْتَ، وَلَا مانِعَ لِما أَعْطَيْتَ، وَلَا مُعْطِىَ لِما مَنَعْتَ،
پس من گواهی میدهم که تنها تویی خدا، بالابرندهای برای آنچه بر زمین نشاندی نیست و نه زمین زنندهای برای آنچه بالا بردی و نه عزّت بخشی آن را که تو خوارش کردی و خوارکنندهای نیست آن را که تو توانمند نمودی و بازدارندهای برای آنچه عطا کردی نیست و نه عطاکنندهای برای آنچه دریغ کردی
وَأَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ، كُنْتَ إِذْ لَمْ تَكُنْ سَماءٌ مَبْنِيَّةٌ، وَلَا أَرْضٌ مَدْحِيَّةٌ، وَلَا شَمْسٌ مُضِيئَةٌ، وَلَا لَيْلٌ مُظْلِمٌ، وَلَا نَهارٌ مُضِىءٌ، وَلَا بَحْرٌ لُجِّيِ، وَلَا جَبَلٌ رَاسٍ ، وَلَا نَجْمٌ سارٍ، وَلَا قَمَرٌ مُنِيرٌ، وَلَا رِيحٌ تَهُبُّ، وَلَا سَحَابٌ يَسْكُبُ، وَلَا بَرْقٌ يَلْمَعُ، وَلَا رَعْدٌ يُسَبِّحُ، وَلَا رُوحٌ تَنَفَّسُ، وَلَا طَائِرٌ يَطِيرُ، وَلَا نَارٌ تَتَوَقَّدُ، وَلَا ماءٌ يَطَّرِدُ،
و تویی خدا، معبودی جز تو نیست، تو بودی آنگاه که نه آسمانی بنا شده بود و نه زمینی گسترانیده و نه خورشیدی تابان و نه شبی تاریک و نه روزی فروزان و نه دریایی خروشان و نه کوهی استوار و نه ستارهای روان و نه ماهی تابنده و نه بادی وزان و نه ابری پرباران و نه برقی درخشان و نه صاعقهای تسبیحگویان و نه روحی دمزنان و نه پرندهای پر زنان و نه آتشی فروزان و نه آبی روان بوده باشند،
كُنْتَ قَبْلَ كُلِّ شَىْءٍ، وَكَوَّنْتَ كُلَّ شَىْءٍ، وَقَدَرْتَ عَلىٰ كُلِّ شَىْءٍ، وَابْتَدَعْتَ كُلَّ شَىْءٍ، وَأَغْنَيْتَ وَأَفْقَرْتَ، وَأَمَتَّ وَأَحْيَيْتَ، وَأَضْحَكْتَ وَأَبْكَيْتَ؛ وَعَلَى الْعَرْشِ اسْتَوَيْتَ، فَتَبارَكْتَ يَا اللّٰهُ وَتَعالَيْتَ،
پیش از هر چیز بودی و همهچیز را پدید آوردی و بر هر چیز توانا بودی و همهچیز را نو آفریدی و توانگر نمودی و ناتوان ساختی و میراندی و زنده نمودی و خنداندی و گریاندی؛ و بر فرمانروایی هستی چیره گشتی، پس خجسته بودی، ای خدا و بلندی گرفتی،
أَنْتَ اللّٰهُ الَّذِى لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ الْخَلَّاقُ الْمُعِينُ، أَمْرُكَ غالِبٌ، وَعِلْمُكَ نافِذٌ، وَكَيْدُكَ غَرِيبٌ، وَوَعْدُكَ صَادِقٌ، وَقَوْلُكَ حَقِ، وَحُكْمُكَ عَدْلٌ، وَكَلامُكَ هُدىً، وَوَحْيُكَ نُورٌ، وَرَحْمَتُكَ واسِعَةٌ، وَعَفْوُكَ عَظِيمٌ، وَفَضْلُكَ كَثِيرٌ، وَعَطاؤُكَ جَزِيلٌ، وَحَبْلُكَ مَتِينٌ، وَ إِمْكانُكَ عَتِيدٌ، وَجَارُكَ عَزِيزٌ، وَبَأسُكَ شَدِيدٌ، وَمَكْرُكَ مَكِيدٌ،
تویی خدایی که معبودی جز تو نیست، آفریننده یاری رسانی که فرمانت چیره و دانشت کاری و ثمربخش و طرح و نقشهات شگفت و وعدهات راست و گفتهات حق و داوریات دادگرانه و سخنت هدایتگر و پیامت نور و رحمتت فراگیر و گذشتت بزرگ و بخششت بسیار و عطایت فراوان و ریسمانت استوار و یاریات فراهم و پناهندهات ازجمند و گرانمایه و کیفرت سخت و طرح و نقشهات زیرکانه است،
أَنْتَ يَا رَبِّ مَوْضِعُ كُلِّ شَكْوىٰ؛ وَحاضِرُ كُلِّ مَلَاً، وَ شاهِدُ كُلِّ نَجْوىٰ، مُنْتَهىٰ كُلِّ حاجَةٍ، مُفَرِّجُ كُلِّ حُزْنٍ ، غِنىٰ كُلِّ مِسْكِينٍ، حِصْنُ كُلِّ هَارِبٍ، أَمانُ كُلِّ خَائِفٍ، حِرْزُ الضُّعَفاءِ، كَنْزُ الْفُقَرَاءِ، مُفَرِّجُ الْغَمَّاءِ، مُعِينُ الصَّالِحِينَ، ذٰلِكَ اللّٰهُ رَبُّنا لَاإِلٰهَ إِلّا هُوَ،
تو ای پروردگار من آستانت جایگاه هر شکایتی است؛ و خود حاضر در هر جماعتی و گواه هر گفتگوی پنهانی، نهایت هر حاجتی، شادیبخش هر اندوهگین، توانگری هر بر خاکنشستهای، دژ استوار هر گریزانی، امان هر هراسانی، نگاهدار ناتوانانی، گنجینه تهیدستانی، غمزدای غمزدگانی، پشتیبان شایستگانی، آن است خدا، پروردگار ما، معبودی جز او نیست،
تَكْفِى مِنْ عِبادِكَ مَنْ تَوَكَّلَ عَلَيْكَ، وَأَنْتَ جَارُ مَنْ لاذَبِكَ وَتَضَرَّعَ إِلَيْكَ، عِصْمَةُ مَنِ اعْتَصَمَ بِكَ، ناصِرُ مَنِ انْتَصَرَ بِكَ، تَغْفِرُ الذُّنُوبَ لِمَنِ اسْتَغْفَرَكَ، جَبَّارُ الْجَبَابِرَةِ، عَظِيمُ الْعُظَمَاءِ؛ كَبِيرُ الْكُبَراءِ، سَيِّدُ السَّادَاتِ، مَوْلَى الْمَوَالِى، صَرِيخُ المُسْتَصْرِخِينَ، مُنَفِّسٌ عَنِ الْمَكْرُوبِينَ، مُجِيبُ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّينَ، أَسْمَعُ السَّامِعِينَ، أَبْصَرُ النَّاظِرِينَ، أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ، أَسْرَعُ الْحَاسِبِينَ، أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ، خَيْرُ الْغَافِرِينَ، قَاضِى حَوائِجِ الْمُؤْمِنِينَ، مُغِيثُ الصَّالِحِينَ،
کفایت میکنی از بندگانت آن را که بر تو توکل کند و تویی پناه آنکه به تو پناه آورد و به درگاهت زاری نماید، نگهدار کسی که به دامن تو چنگ زند، یار آنکه از تو یاری جوید، میآمرزی گناهان آن را که از تو آمرزش خواهد، چیرهترین چیرهکنندگان، بزرگ بزرگان؛ سرور سروران، آقای آقایان، سرآمد مولایان، دادرس دادخواهان، گرهگشای گرفتاران، اجابتکننده دعای بیچارگان، شنواترین شنوندگان، بیناترین بینندگان، داورترین داوران، سریعترین حسابرسان، مهربانترین مهربانان، بهترین آمرزندگان، برآورنده حاجات مؤمنان، فریادرس شایستگان،
أَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ رَبُّ الْعالَمِينَ، أَنْتَ الْخالِقُ وَأَنَا الْمَخْلُوقُ، وَأَنْتَ الْمَالِكُ وَأَنَا الْمَمْلُوكُ، وَأَنْتَ الرَّبُّ وَأَنَا الْعَبْدُ، وَأَنْتَ الرَّازِقُ وَأَنَا الْمَرْزُوقُ؛ وَأَنْتَ الْمُعْطِى وَأَنَا السَّائِلُ، وَأَنْتَ الْجَوادُ وَأَنَا الْبَخِيلُ، وَأَنْتَ الْقَوِىُّ وَأَنَا الضَّعِيفُ، وَأَنْتَ الْعَزِيزُ وَأَنَا الذَّلِيلُ، وَأَنْتَ الْغَنِىُّ و أَنَا الْفَقِيرُ، وَأَنْتَ السَّيِّدُ وَأَنَا الْعَبْدُ، وَأَنْتَ الْغافِرُ وَأَنَا الْمُسِىءُ، وَأَنْتَ الْعَالِمُ وَأَنَا الْجَاهِلُ، وَأَنْتَ الْحَلِيمُ وَأَنَا الْعَجُولُ، وَأَنْتَ الرَّحْمٰنُ وَأَنَا الْمَرْحُومُ، وَأَنْتَ الْمُعافِى وَأَنَا الْمُبْتَلىٰ، وَأَنْتَ الْمُجِيبُ وَأَنَا الْمُضْطَرُّ،
تویی خدا، معبودی جز تو نیست، پروردگار جهانیان، تویی آفریدگار و من آفریده و تویی مالک و من مملوک و تویی پروردگار و من بنده و تویی روزیدهنده و من روزیخوار؛ و تویی بخشنده و من گدا و تویی دارای سَخا و من بخیل و تویی توانمند و من ناتوان و تویی قدرتمند و من خوار و تویی بینیاز و من تهیدست و تویی آقا و من بنده و تویی آمرزنده و من بدکار و تویی دانا و من نادان و تویی بردبار و من شتابزده و تویی رحم کننده و من رحم شده و تویی سلامتیبخش و من بلازده و تویی اجابتکننده و من ناچار و پریشان
وَ أَنَا أَشْهَدُ بِأَنَّكَ أَنْتَ اللّٰهُ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ، الْمُعْطِى عِبادَكَ بِلا سُؤالٍ؛ وَأَشْهَدُ بِأَنَّكَ أَنْتَ اللّٰهُ الْواحِدُ الْأَحَدُ الْمُتَفَرِّدُ الصَّمَدُ الْفَرْدُ وَ إِلَيْكَ الْمَصِيرُ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَيْتِهِ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ، وَاغْفِرْ لِى ذُنُوبِى، وَاسْتُرْ عَلَىَّ عُيُوبِى، وَافْتَحْ لِى مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً وَرِزْقاً وَاسِعاً يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ، وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، وَحَسْبُنَا اللّٰهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلّا بِاللّٰهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ.
و گواهی میدهم که تویی خدا، معبودی جز تو نیست، عطابخش بندگانی بدون درخواست آنان؛ و گواهی میدهم تویی خدای یگانه یکتای بیهمتای بینیاز، تک و بازگشت همه به سوی تو است، خدایا بر محمّد و اهلبیت پاک و پاکیزهاش درود فرست و گناهانم را بیامرز و کاستیهایم را بر من بپوشان و از پیشگاهت برای من رحمت و روزی فراوان بگشای، ای مهربانترین مهربانان و سپاس ویژه خدا، پروردگار جهانیان است و خدا ما را بس است و چه نیکو وکیلی است و هیچ نیرو و توانی نیست جز به خدای بلندمرتبه بزرگ.
مطالب مرتبط
دعای سیفی صغیر معروف به دعای قاموس
دعای مجیر
مشاهده در وبگاه ادعیه و زیارات بالقرآن به همراه صوت و تنظیمات بیشتر
این دعا در بین دعاها از جایگاه بلندی برخوردار است که از حضرت رسول(صلیاللهعلیهوآله) روایت شده و دعایی است که جبرئیل برای آن حضرت هنگامی که در مقام ابراهیم مشغول نماز بود آورد و کفعمی در «بلد الامین» و «مصباح» این دعا را ذکر نموده و در حاشیه آن به فضیلت آن اشاره دارد، از جمله اینکه:
هر که این دعا را در «ایام البیض» [روزهای سیزدهم و چهاردهم و پانزدهم] ماه رمضان بخواند گناهش آمرزیده میشود، هرچند به عدد دانههای باران و برگهای درختان و ریگهای بیابان باشد؛ و خواندن آن برای شفای بیمار و ادای دین و بینیازی و توانگری و برطرف شدن غم و اندوه سودمند است؛ و دعا این است:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ سُبْحانَكَ يَا اللّٰهُ، تَعالَيْتَ يَا رَحْمٰنُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَارَحِيمُ، تَعالَيْتَ يَا كَرِيمُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِير . سُبْحانَكَ يَا مَلِكُ، تَعالَيْتَ يَامالِكُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا قُدُّوسُ، تَعالَيْتَ يَا سَلامُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَامُؤْمِنُ، تَعالَيْتَ يَامُهَيْمِنُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَاعَزِيزُ، تَعالَيْتَ يَاجَبَّارُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَامُتَكَبِّرُ، تَعالَيْتَ يَامُتَجَبِّرُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ؛
منزّهی تو ای خدا، بلندمرتبه هستی ای بخشنده، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای مهربان، بلندمرتبه هستی ای کریم، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای فرمانروا، بلندمرتبه هستی ای مالک، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای پاک از هر عیب، بلندمرتبه هستی ای سلام، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای ایمنی بخش، بلندمرتبه هستی ای چیره بر هستی، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای توانمند، بلندمرتبه هستی ای توانا، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای بزرگمنش، بلندمرتبه هستی ای باقدرت، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده؛
سُبْحانَكَ يَاخالِقُ، تَعالَيْتَ يَابارِئُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَامُصَوِّرُ، تَعالَيْتَ يَامُقَدِّرُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَاهادِى، تَعالَيْتَ يَاباقِى، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَاوَهَّابُ، تَعالَيْتَ يَاتَوَّابُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَافَتَّاحُ، تَعالَيْتَ يَامُرْتاحُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَاسَيِّدِى، تَعالَيْتَ يَامَوْلاىَ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَاقَرِيبُ، تَعالَيْتَ يَارَقِيبُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَامُبْدِئُ، تَعالَيْتَ يَامُعِيدُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا حَمِيدُ، تَعالَيْتَ يَامَجِيدُ، أَجِرْنا مِنَ النّارِ يَامُجِيرُ؛
منزّهی تو ای آفریننده، بلندمرتبه هستی ای آفریننده، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای صورت آفرین، بلندمرتبه هستی ای تقدیر کننده، ما را از آتش پناه ده ای پنادهدهنده، منزّهی تو ای راهنما، بلندمرتبه هستی ای ماندگار، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای بخشایشگر، بلندمرتبه هستی ای بسیار توبهپذیر، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای گشایشگر، بلندمرتبه هستی ای خستگیناپذیر، ما را از آتش پناه ده ای پنادهدهنده، منزّهی تو ای سرورم، بلندمرتبه هستی ای مولایم، ما از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای نزدیک، بلندمرتبه هستی ای نگاهبان، ما را از آتش پناه ده ای پناه دهنده، منزّهی تو ای پدیدآورنده، بلندمرتبه هستی ای بازگرداننده، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای ستوده، بلندمرتبهای ای دارای شکوه و عظمت، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده؛
سُبْحانَكَ يَا قَدِيمُ، تَعالَيْتَ يَا عَظِيمُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا غَفُورُ، تَعالَيْتَ يَا شَكُورُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَاشَاهِدُ، تَعالَيْتَ يَا شَهِيدُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَاحَنَّانُ، تَعالَيْتَ يَا مَنَّانُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا بَاعِثُ، تَعالَيْتَ يَا وَارِثُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا مُحْيِى، تَعالَيْتَ يَا مُمِيتُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا شَفِيقُ، تَعالَيْتَ يَا رَفِيقُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا أَنِيسُ، تَعالَيْتَ يَا مُؤْنِسُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا جَلِيلُ، تَعالَيْتَ يَا جَمِيلُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ؛
منزّهی تو ای دیرینه، بلند مرتبه هستی ای بزرگ، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای آمرزنده، بلندمرتبه هستی ای پاداش دهنده بسیار در برابر کار اندک، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای گواه، بلندمرتبه هستی ای حاضر، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای مهربان، بلندمرتبه هستی ای بسیار احسان کننده، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای برانگیزنده، بلندمرتبه هستی ای میراثبر، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای زندگیبخش، بلندمرتبه هستی ای میراننده، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای مهربان، بلندمرتبه هستی ای همراه، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای همدم، بلندمرتبه هستی ای مونس، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای بزرگ منزلت، بلندمرتبه هستی ای زیبا، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده؛
سُبْحانَكَ يَاخَبِيرُ، تَعالَيْتَ يَا بَصِيرُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا حَفِىُّ، تَعالَيْتَ يَا مَلِىُّ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَامَعْبُودُ، تَعالَيْتَ يَامَوْجُودُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَاغَفَّارُ، تَعَالَيْتَ يَاقَهَّارُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ، سُبْحانَكَ يَامَذْكُورُ، تَعالَيْتَ يَامَشْكُورُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَاجَوادُ، تَعالَيْتَ يَامَعاذُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَاجَمالُ، تَعالَيْتَ يَاجَلالُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَاسَابِقُ، تَعالَيْتَ يَارَازِقُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَاصَادِقُ، تَعالَيْتَ يَافَالِقُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ؛
منزّهی تو ای آگاه، بلندمرتبه هستی ای بینا، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای عطابخش، بلندمرتبه هستی ای امان ده، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای معبود، بلندمرتبه هستی ای موجود، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای بسیار آمرزنده، بلندمرتبه هستی ای نیرومند مطلق، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای یاد شده، بلندمرتبه هستی ای سپاس شده، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای بخشنده، بلندمرتبه هستی ای پناهگاه، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای زیبا، بلندمرتبه هستی ای بزرگ و باعظمت، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای پیش از همه، بلندمرتبه هستی ای روزیدهنده، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای راستگو، بلندمرتبه هستی ای شکافنده، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده؛
سُبْحانَكَ يَاسَمِيعُ، تَعالَيْتَ يَاسَرِيعُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَارَفِيعُ، تَعالَيْتَ يَابَدِيعُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَافَعَّالُ، تَعالَيْتَ يَامُتَعالٍ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَاقَاضِى، تَعالَيْتَ يَارَاضِى، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَاقَاهِرُ، تَعالَيْتَ يَا طَاهِرُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا عَالِمُ، تَعالَيْتَ يَا حَاكِمُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ؛
منزّهی تو ای شنوا، بلندمرتبه هستی ای سریع در خشنود شدن، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای بلندپایه، بلندمرتبه هستی ای نوآفرین، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای همواره در کار، بلندمرتبه هستی ای والاتر، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای داوری کننده، بلندمرتبه هستی ای خشنود، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای چیره، بلندمرتبه هستی ای پاک، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای دانا، بلندمرتبه هستی ای حکمران، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده؛
سُبْحانَكَ يَا دائِمُ، تَعالَيْتَ يَاقائِمُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَاعَاصِمُ، تَعالَيْتَ يَاقاسِمُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ، سُبْحانَكَ يَاغَنِىُّ، تَعالَيْتَ يَامُغْنِى، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَاوَفِىُّ، تَعالَيْتَ يَاقَوِىُّ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَاكَافِى، تَعالَيْتَ يَا شَافِى، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَامُقَدِّمُ، تَعالَيْتَ يَا مُؤَخِّرُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا أَوَّلُ، تَعالَيْتَ يَا آخِرُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ؛
منزّهی تو ای پاینده، بلندمرتبه هستی ای پایدار، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای نگهدارنده، بلندمرتبه هستی ای پخش کننده، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای بینیاز، بلندمرتبه هستی ای بینیاز کننده، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای کمالبخش، بلندمرتبه هستی ای توانا، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای کفایت کننده، بلندمرتبه هستی ای شفابخش، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای پیشانداز، بلندمرتبه هستی ای پسانداز، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای آغاز، بلندمرتبه هستی ای انجام، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده؛
سُبْحانَكَ يَا ظَاهِرُ، تَعالَيْتَ يَا بَاطِنُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا رَجَاءُ، تَعالَيْتَ يَا مُرْتَجىٰ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَاذَا الْمَنِّ، تَعالَيْتَ يَا ذَا الطَّوْلِ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَاحَىُّ، تَعالَيْتَ يَا قَيُّومُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا واحِدُ، تَعالَيْتَ يَا أَحَدُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ، سُبْحانَكَ يَا سَيِّدُ، تَعالَيْتَ يَا صَمَدُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا قَدِيرُ، تَعالَيْتَ يَا كَبِيرُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا وَالِى، تَعالَيْتَ يا مُتَعَالِى، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ؛
منزّهی تو ای آشکار، بلندمرتبه هستی ای نهان، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای امید، بلندمرتبه هستی ای آنکه به او امید میبندند، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای احسانبخش، بلندمرتبه هستی ای هماره بخشایشگر، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای زنده، بلندمرتبه هستی ای به خود پاینده، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای یگانه، بلندمرتبه هستی ای یکتا، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای سرور، بلندمرتبه هستی ای مقصود همه، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای توانا، بلندمرتبه هستی ای بزرگ، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای کارگزار و حاکم، بلندمرتبه هستی ای بلند پایه ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده؛
سُبْحانَكَ يَا عَلِىُّ، تَعالَيْتَ يَا أَعْلىٰ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا وَلِىُّ، تَعالَيْتَ يَا مَوْلىٰ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا ذارِئُ، تَعالَيْتَ يَا بَارِئُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا خَافِضُ، تَعالَيْتَ يَا رَافِعُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا مُقْسِطُ، تَعالَيْتَ يَا جَامِعُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ، سُبْحانَكَ يَامُعِزُّ، تَعالَيْتَ يَا مُذِلُّ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا حَافِظُ، تَعالَيْتَ يَا حَفِيظُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا قادِرُ، تَعالَيْتَ يَا مُقْتَدِرُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا عَلِيمُ، تَعالَيْتَ يَا حَلِيمُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يا مُجِيرُ؛
منزّهی تو ای والا، بلندمرتبه هستی ای والاتر، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای سرپرست، بلندمرتبه هستی ای مولا، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای پدیدآور، بلندمرتبه هستی ای آفریننده، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای فرودآور، بلندمرتبه هستی ای فرازبر، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای دادگر، بلندمرتبه هستی ای گردآور، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای عزّتبخش، بلندمرتبه هستی ای خوار کننده، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای نگاهبان، بلندمرتبه هستی این نگاهبان، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای توانا، بلندمرتبه هستی ای توانمند، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای دانا، بلندمرتبه هستی ای بردبار، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده؛
سُبْحانَكَ يَا حَكَمُ، تَعالَيْتَ يَا حَكِيمُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَامُعْطِى، تَعالَيْتَ يَا مانِعُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا ضَارُّ، تَعالَيْتَ يَا نَافِعُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا مُجِيبُ، تَعالَيْتَ يَا حَسِيبُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا عادِلُ، تَعالَيْتَ يَا فاصِلُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا لَطِيفُ، تَعالَيْتَ يَا شَرِيفُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا رَبُّ، تَعالَيْتَ يَا حَقُّ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ، سُبْحانَكَ يَا مَاجِدُ، تَعالَيْتَ يَا وَاحِدُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا عَفُوُّ، تَعالَيْتَ يَا مُنْتَقِمُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ؛
منزّهی تو ای داور، بلندمرتبه هستی ای فرزانه، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای عطابخش، بلندمرتبه هستی ای بازدار، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای زیانرسان، بلندمرتبه هستی ای سودبخش، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای اجابت کننده، بلندمرتبه هستی ای حسابرس، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای دادگر، بلندمرتبه هستی ای جداییانداز، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای مهربان، بلندمرتبه هستی ای برجسته و عالیرتبه، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای پروردگار، بلندمرتبه هستی ای حقیقت پایدار، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای پرشکوه، بلندمرتبه هستی ای یگانه، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای بسیار گذشت کننده، بلندمرتبه هستی ای انتقام گیرنده، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده؛
سُبْحانَكَ يَا واسِعُ، تَعالَيْتَ يَا مُوَسِّعُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ، سُبْحانَكَ يَا رَؤُوفُ، تَعالَيْتَ يَا عَطُوفُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا فَرْدُ، تَعالَيْتَ يَا وِتْرُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا مُقِيتُ، تَعالَيْتَ يَا مُحِيطُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا وَكِيلُ، تَعالَيْتَ يَاعَدْلُ، أَجِرْنا مِنَ النّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا مُبِينُ، تَعالَيْتَ يَا مَتِينُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا بَرُّ، تَعالَيْتَ يَا وَدُودُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ، سُبْحانَكَ يَا رَشِيدُ، تَعالَيْتَ يَا مُرْشِدُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يا مُجِيرُ، سُبْحانَكَ يَانُورُ، تَعالَيْتَ يَا مُنَوِّرُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ؛
منزّهی تو ای گسترده بخش، بلندمرتبه هستی ای عطاگستر، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای پرمهر، بلندمرتبه هستی ای نوازشگر، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای یگانه، بلندمرتبه هستی ای بیهمتا، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای روزیبخش، بلندمرتبه هستی ای فراگیر، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای کارگزار، بلندمرتبه هستی ای عدالت محض، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای آشکار، بلندمرتبه هستی ای استوار، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای نیکو، بلندمرتبه هستی ای مهروز، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزهی تو ای راهنما، بلندمرتبه هستی ای راهبر، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای روشنایی، بلندمرتبه هستی ای روشنیبخش، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده؛
سُبْحانَكَ يَا نَصِيرُ، تَعالَيْتَ يَا نَاصِرُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا صَبُورُ، تَعالَيْتَ يَا صَابِرُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا مُحْصِى، تَعالَيْتَ يَا مُنْشِئُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَامُجِيرُ . سُبْحَانَكَ يَا سُبْحَانُ، تَعالَيْتَ يَا دَيَّانُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ سُبْحانَكَ يَا مُغِيثُ، تَعالَيْتَ يَا غِياثُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَافَاطِرُ، تَعالَيْتَ يَا حَاضِرُ، أَجِرْنا مِنَ النَّارِ يَا مُجِيرُ . سُبْحانَكَ يَا ذَا الْعِزِّ وَالْجَمَالِ، تَبارَكْتَ يَا ذَا الْجَبَرُوتِ وَالْجَلَالِ، سُبْحانَكَ لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ، سُبْحانَكَ إِنِّى كُنْتُ مِنَ الظَّالِمِينَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّيْناهُ مِنَ الْغَمِّ وَكَذٰلِكَ نُنْجِى الْمُؤْمِنِينَ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ أَجْمَعِينَ، وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، وَحَسْبُنا اللّٰهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ، وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلّا بِاللّٰهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ.
منزّهی تو ای یاریرسان، بلندمرتبه هستی ای یاور، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای بسیار شکیبا، بلندمرتبه هستی ای شکیبا، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای شمارشگر، بلندمرتبه هستی ای پدید آورنده، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای پاک و منزّه، بلندمرتبه هستی ای جزادهنده، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای فریادرس، بلندمرتبه هستی ای پناه، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای آفریننده، بلندمرتبه هستی ای حاضر، ما را از آتش پناه ده ای پناهدهنده، منزّهی تو ای دارنده توانمندی و زیبایی، بلندمرتبه هستی ای دارای قدرت مطلق و عظمت، منزّهی تو، معبودی جز تو نیست، منزّهی تو، همانا من از ستمکاران بودم، پس دعایش را اجابت کردیم و او را از اندوه رهانیدیم و اینچنین اهل ایمان را رهایی بخشیم و درود خدا بر آقای ما محمّد و همه خاندان او و ستایس ویژه خدا پروردگار جهانیان است و خدا ما را بس است و چه نیکو کارگزاری است و هیچ نیرو و توانی نیست جز به خدای بلندمرتبه بزرگ.
مطالب مرتبط
دعای سیفی صغیر معروف به دعای قاموس
دعای عدیله
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ ﴿شَهِدَ اللّٰهُ أَنَّهُ لَاإِلٰهَ إِلّا هُوَ وَالْمَلائِكَةُ وَأُولُوا الْعِلْمِ قَائِماً بِالْقِسْطِ لَاإِلٰهَ إِلّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ، إِنَّ الدِّينَ عِنْدَ اللّٰهِ الْإِسْلامُ﴾، وَأَنَا الْعَبْدُ الضَّعِيفُ الْمُذْنِبُ الْعاصِى الْمُحْتاجُ الْحَقِيرُ، أَشْهَدُ لِمُنْعِمِى وَخالِقِى وَرازِقِى وَمُكْرِمِى كَما شَهِدَ لِذاتِهِ، وَشَهِدَتْ لَهُ الْمَلائِكَةُ وَأُولُوا الْعِلْمِ مِنْ عِبادِهِ، بِأَنَّهُ لَاإِلٰهَ إِلّا هُوَ ذُو النِّعَمِ وَالْإِحْسانِ، وَالْكَرَمِ وَالْامْتِنانِ،
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است؛ «خداوند درحالی که [به کارگردانی در همۀ امورِ هستی] قائم به عدالت است، [با زبانِ وحی و نظام استوار آفرینش و وحدتِ حاکمیت در خلقت] گواهی می دهد که هیچ معبودی جز او نیست و فرشتگان و دانشمندان نیز [گواهی می دهند که] جز او معبودی وجود ندارد، [معبودی] که توانای شکست ناپذیر و حکیم است؛ مسلّماً دین نزد خدا فقط اسلام است» و من بنده ناتوان گنهکار نافرمان نیازمند ناچیز تو گواهی میدهم به نعمتدهنده و آفریننده و روزیبخش و اکرام کنندهام، چنانکه خود گواهی داد بر یگانگی ذاتش و هم گواهی دادند فرشتگان و صاحبان دانش از بندگانش بر اینکه معبودی جز او نیست، هم او که صاحب نعمتها و احسان و بزرگواری و بخشش است،
قادِرٌ أَزَلِيِ، عالِمٌ أَبَدِيِ، حَيِ أَحَدِيِ، مَوْجُودٌ سَرْمَدِيِ، سَمِيعٌ بَصِيرٌ؛ مُرِيدٌ كارِهٌ، مُدْرِكٌ صَمَدِيِ، يَسْتَحِقُّ هَذِهِ الصِّفاتِ وَهُوَ عَلَىٰ ما هُوَ عَلَيْهِ فِي عِزِّ صِفاتِهِ، كَانَ قَوِيّاً قَبْلَ وُجُودِ الْقُدْرَةِ وَالْقُوَّةِ، وَكانَ عَلِيماً قَبْلَ إِيجادِ الْعِلْمِ وَالْعِلَّةِ، لَمْ يَزَلْ سُلْطاناً إِذْ لَامَمْلَكَةَ وَلَا مالَ، وَلَمْ يَزَلْ سُبْحَاناً عَلىٰ جَمِيعِ الْأَحْوالِ،
آن توانای بیابتدا، دانای بیانتها، زنده یکتا، موجود همیشگی، شنوای بینا؛ خواهان ناراضی از گناه، دریابنده بینیازی که او شایسته این صفات است و او در پرده توانمندی صفات خویش آنگونه است که فقط خود داند، توانا بود پیش از پیدایش توانایی و نیرو، دانا بود پیش از آفریدن دانش و سبب و انگیزه، همواره پادشاه بود آنگاه که نه کشوری بود و نه مالی و همیشه منزّه بود در همه حال،
وُجُودُهُ قَبْلَ الْقَبْلِ فِى أَزَلِ الْآزالِ، وَبَقاؤُهُ بَعْدَ الْبَعْدِ مِنْ غَيْرِ انْتِقالٍ وَلَا زَوالٍ، غَنِيِ فِى الْأَوَّلِ وَالْآخِرِ، مُسْتَغْنٍ فِى الْباطِنِ وَالظَّاهِرِ، لَاجَوْرَ فِى قَضِيَّتِهِ، ولَا مَيْلَ فِى مَشِيئَتِهِ، وَلَا ظُلْمَ فِى تَقْدِيرِهِ، وَلَا مَهْرَبَ مِنْ حُكُومَتِهِ، وَلَا مَلْجَأَ مِنْ سَطَواتِهِ، وَلَا مَنْجٰا مِنْ نَقِماتِهِ؛
وجودش پیش از پیش بود در بیآغاز آغازها و بقایش بعد از بعد است بدون جابجایی و دگرگونی، توانگر است در آغاز و انجام، بینیاز است در باطن و ظاهر، در داوریاش ستمی نیست و در ارادهاش انحرافی وجود ندارد و در تقدیرش بیدادی به چشم نمیخورد و از حکومتش راه گریزی نیست و از شدّت خشمش پناهگاهی وجود ندارد و از انتقامش راه نجاتی نمیباشد؛
سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ، وَلَا يَفُوتُهُ أَحَدٌ إِذا طَلَبَهُ، أَزاحَ الْعِلَلَ فِى التَّكْلِيفِ، وَسَوَّى التَّوْفِيقَ بَيْنَ الضَّعِيفِ وَالشَّرِيفِ، مَكَّنَ أَداءَ الْمَأْمُورِ، وَسَهَّلَ سَبِيلَ اجْتِنابِ الْمَحْظُورِ، لَمْ يُكَلِّفِ الطَّاعَةَ إِلّا دُونَ الْوُسْعِ وَالطَّاقَةِ، سُبْحانَهُ مَا أَبْيَنَ كَرَمَهُ، وَأَعْلَىٰ شَأْنَهُ ! سُبْحانَهُ مَا أَجَلَّ نَيْلَهُ، وَأَعْظَمَ إِحْسانَهُ ! بَعَثَ الْأَنْبِياءَ لِيُبَيِّنَ عَدْلَهُ، وَنَصَبَ الْأَوْصِياءَ لِيُظْهِرَ طَوْلَهُ وَفَضْلَهُ، وَجَعَلَنا مِنْ أُمَّةِ سَيِّدِ الْأَنْبِياءِ، وَخَيْرِ الْأَوْلِياءِ، وَأَفْضَلِ الْأَصْفِياءِ، وَأَعْلَى الْأَزْكِياءِ، مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ؛
رحمتش بر خشمش پیشی گرفت، آن را که بخواهد از چنگش نرهد، موانع تکلیف را برطرف ساخته و توفیق را یکسان قرار داده است بین ناتوان و برجسته، ممکن نمود ادای وظیفه را و راه دوری جستن از حرام را هموار ساخت، طاعت را تکلیف نکرد جز به کمتر از ظرفیت و طاقت، منزّه است او، چه آشکار است کرمش و چه والاتر است مقامش، منزّه است او، چه بزرگ است عطایش و چه بزرگ است احسانش، پیامبران را برانگیخت تا دادگریاش را بیان کنند و جانشینان آنان را بگماشت تا نمایان سازد عطای بیحد و فضلش را و ما را از امت سرور انبیاء و بهترین اولیاء و برترین برگزیدهها و والاترین پاکان، محمّد (درود خدا بر او خاندانش) قرار داد؛
آمَنَّا بِهِ وَبِما دَعانا إِلَيْهِ، وَبِالْقُرْآنِ الَّذِى أَنْزَلَهُ عَلَيْهِ، وَبِوَصِيِّهِ الَّذِى نَصَبَهُ يَوْمَ الْغَدِيرِ وَأَشارَ بِقَوْلِهِ: هٰذا عَلِيِ إِلَيْهِ، وَأَشْهَدُ أَنَّ الْأَئِمَّةَ الْأَبْرارَ وَالْخُلَفاءَ الْأَخْيارَ بَعْدَ الرَّسُولِ الْمُخْتارِ: عَلِيِ قامِعُ الْكُفّارِ، وَمِنْ بَعْدِهِ سَيِّدُ أَوْلادِهِ الْحَسَنُ بْنُ عَلِيُ، ثُمَّ أَخُوهُ السِّبْطُ التَّابِعُ لِمَرْضاةِ اللّٰهِ الْحُسَيْنُ، ثُمَّ الْعابِدُ عَلِيِ، ثُمَّ الْباقِرُ مُحَمَّدٌ، ثُمَّ الصّادِقُ جَعْفَرٌ؛ ثُمَّ الْكَاظِمُ مُوسىٰ، ثُمَّ الرِّضا عَلِيِ، ثُمَّ التَّقِىُّ مُحَمَّدٌ، ثُمَّ النَّقِىُّ عَلِيِ، ثُمَّ الزَّكِىُّ الْعَسْكَرِىُّ الْحَسَنُ، ثُمَّ الْحُجَّةُ الْخَلَفُ الْقائِمُ الْمُنْتَظَرُ الْمَهْدِىُّ الْمُرْجَى الَّذِى بِبَقائِهِ بَقِيَتِ الدُّنْيا، وَبِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرىٰ، وَبِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَالسَّماءُ، وَبِهِ يَمْلَأُ اللّٰهُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَعَدْلاً بَعْدَما مُلِئَتْ ظُلْماً وَجَوْراً؛
به او ایمان آوردیم و به آنچه ما را بسوی آن دعوت کرد و به قرآنی که خدا بر او نازل کرد و به جانشینش که در روز غدیر معین کرد و با گفتهاش به او اشاره نمود و فرمود: «این علی است» و گواهی میدهم که امامان نیکو کردار و جانشینان نیکوکار پس از رسول برگزیده خدایند، علی سرکوبگر کافران است و پس از او سرور فرزندانش حسن بن علی، سپس برادر حضرت حسن نواده پیامبر، پیرو رضای خدا حسین، سپس عبادتکننده علی، سپس باقر محمّد، سپس صادق جعفر؛ سپس کاظم موسی، سپس علی رضا، سپس تقی محمّد، سپس نقی علی، سپس زکی عسگری حسن، سپس حجّت، جانشین بر حق، قائم منتظر مهدی، آن امیدبخشی که به بقایش دنیا باقیست و از برکتش بندگان روزی یافتهاند و به وجودش زمین و آسمان استوار گشته است و خدا به وسیله او زمین را از عدل و داد پر میکند، پسازآنکه از ستم و بیداد پر شده؛
وَأَشْهَدُ أَنَّ أَقْوالَهُمْ حُجَّةٌ، وَامْتِثالَهُمْ فَرِيضَةٌ، وَطاعَتَهُمْ مَفْرُوضَةٌ، وَمَوَدَّتَهُمْ لازِمَةٌ مَقْضِيَّةٌ، وَالْاقْتِداءَ بِهِمْ مُنْجِيَةٌ، وَمُخالَفَتَهُمْ مُرْدِيَةٌ، وَهُمْ سَاداتُ أَهْلِ الْجَنَّةِ أَجْمَعِينَ، وَشُفَعاءُ يَوْمِ الدِّينِ، وَأَئِمَّةُ أَهْلِ الْأَرْضِ عَلَى الْيَقِينِ، وَأَفْضَلُ الْأَوْصِياءِ الْمَرْضِيِّينَ،
و گواهی میدهم که گفتار آنان حجّت و پیروی از آنان واجب و اطاعتشان فریضه الهی و دوستی با آنان لازم و حتم و اقتدای به آنان نجاتبخش و مخالفتشان سرنگون کننده است و ایشان سروران همه اهل بهشت و شفیعان روز جزا و امامان اهل زمین بطور یقین و برترین جانشینان پسندیده
وَأَشْهَدُ أَنَّ الْمَوْتَ حَقِ، وَمُساءَلَةَ الْقَبْرِ حَقِ، وَالْبَعْثَ حَقِ، وَالنُّشُورَ حَقِ، وَالصِّراطَ حَقِ، وَالْمِيزانَ حَقِ، وَالْحِسابَ حَقِ، وَالْكِتابَ حَقِ، وَالْجَنَّةَ حَقِ، وَالنَّارَ حَقِ، وَأَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لَارَيْبَ فِيها، وَأَنَّ اللّٰهَ يَبْعَثُ مَنْ فِى الْقُبُورِ؛
و گواهی میدهم که مرگ حق است و سؤال قبر و برانگیخته شدن حق است و ورود خلایق به محشر و صراط و میزان و حساب حق و کتاب و بهشت و دوزخ همه و همه حق است و ساعت موعود آمدنی است، هیچ تردیدی در آن نیست و اینکه خدا آنان را که در قبرها هستند برخواهد انگیخت؛
اللّٰهُمَّ فَضْلُكَ رَجَائِى، وَكَرَمُكَ وَرَحْمَتُكَ أَمَلِى، لَاعَمَلَ لِى أَسْتَحِقُّ بِهِ الْجَنَّةَ، وَلَا طاعَةَ لِى أَسْتَوْجِبُ بِهَا الرِّضْوانَ، إِلّا أَنِّى اعْتَقَدْتُ تَوْحِيدَكَ وَعَدْلَكَ، وَارْتَجَيْتُ إِحْسانَكَ وَفَضْلَكَ، وَتَشَفَّعْتُ إِلَيْكَ بِالنَّبِيِّ وَآلِهِ مِنْ أَحِبَّتِكَ، وَأَنْتَ أَكْرَمُ الْأَكْرَمِينَ وَأَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ نَبِيِّنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ أَجْمَعِينَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ وَسَلَّمَ تَسْلِيماً كَثِيراً كَثِيراً، وَلَا حَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلّا بِاللّٰهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ .
خدایا! بخششت امید من و بزرگواری و رحمتت آرزوی من است، عملی که به آن سزاوار بهشت باشم ندارم و طاعتی که به آن شایسته خشنودیات گردم در پروندهام نیست، جز اینکه یگانگی و دادگریات را باور دارم و به احسان و فضلت دل بستم و از محبوبانت، پیامبر و خاندانش را در بارگاه تو شفیع آوردم و تو کریمترین کریمانی و مهربانترین مهربانانی و درود خدا بر پیامبرمان محمّد و همه خاندانش آن پاکان و پاکیزگان و سلام بسیار او بر آنان باد و هیچ نیرو و توانى نیست جز به خداى بلندمرتبه بزرگ،
اللّٰهُمَّ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ إِنِّي أَوْدَعْتُكَ يَقِينِي هٰذَا وَثَباتَ دِينِى وَأَنْتَ خَيْرُ مُسْتَوْدَعٍ، وَقَدْ أَمَرْتَنا بِحِفْظِ الْوَدائِعِ، فَرُدَّهُ عَلَىَّ وَقْتَ حُضُورِ مَوْتِى، بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ؛
خدایا ای مهربانترین مهربانان، این یقین و استواری در دینم را به تو سپردم و تو بهترین امانتداری، چه تو خود ما را به حفظ امانتها فرمان دادی، پس این امانت مرا گاه فرارسیدن مرگم به من برگردان، به رحمتت ای مهربانترین مهربانان.
نویسنده گوید: در دعاهای روایت شده چنین آمده:
اللّٰهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْعَدِيلَةِ عِنْدَ الْمَوْتِ.
خدایا من از عدیله به هنگام مرگ به تو پناه میآورم.
و عدیله به هنگام مرگ یعنی عدول کردن از حق بهسوی باطل به گاه جان دادن و عدول از حق چنین است که شیطان هنگام مرگ نزد انسان حاضر میشود و او را وسوسه کرده و نسبت به باورهای دینی به شک میاندازد تا جایی که او را از مدار ایمان بیرون کند و به همین دلیل است که در دعاها از این عدول به خدا پناه برده شده؛
و جناب فخر المحققین چنین فرموده: هرکه میخواهد از این وسوسههای به هنگام مرگ در امان باشد، دلایل ایمان و اصول پنجگانه را با برهانهای قطعی و صفای باطن، در ضمیرش حاضر کرده و آنها را به حقتعالی بسپارد که هنگام مرگ به او بازگرداند، بدینسان که پس از اظهار عقاید بر حق بگوید:
اللّٰهُمَّ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ، إِنِّى قَدْ أَوْدَعْتُكَ يَقِينِى هٰذَا وَثَباتَ دِينِى وَأَ نْتَ خَيْرُ مُسْتَوْدَعٍ، وَقَدْ أَمَرْتَنا بِحِفْظِ الْوَدائِعِ، فَرُدَّهُ عَلَىَّ وَقْتَ حُضُورِ مَوْتِى.
خدایا! ای مهربانترین مهربانان همانا من این یقین و استواری دینم را به تو سپردم و تو بهترین امانتدار هستی چه تو خود ما را به حفظ امانتها فرمان دادی، پس آن را به گاه فرارسیدن مرگم به من بازگردان.
بنا بر گفته فخر المحققین خواندن دعای شریف عدیله و به یاد سپردن معنای آن در ذهن برای به سلامت رستن از خطر «عدیله عند الموت» سودمند است؛
و امّا این دعای مذکور روایت معصوم است یا به وجود آمده علمای شیعه؟ باید گفت: بنا بر گواهی عالم برجسته در علم حدیثشناسی و بررسی کننده روایات و گردآورنده تمام اخبار ائمه(علیهمالسلام) دانشمند زبردستِ خبره و محدّث ناقد و بصیر، شیخنا الاکرم و المحدث الأعظم مولانا الحاج میرزا حسین نوری «نور الله مرقده» این دعا از معصومین نیست، چنانکه فرموده است:«وأمّا دعاء العدیلة المعروفة فهو من مؤلّفات بعض أهل العلم، لیس بمأثورٍ وَلا موجودٍ فی کتب حَملة الأحادیث ونقّادها؛ و اما دعای عدیله معروف از نوشتههای بعضی از اهل علم است و از معصومین(سلام الله علیهم) روایت نشده است و در کتابهای حاملان حدیث و نقّادان روایت موجود نیست.»
بدان که شیخ طوسی از محمّد بن سلیمان دیلمی روایت کرده است: که به محضر حضرت صادق(علیهالسلام) عرضه داشتم: شیعیان شما میگویند: ایمان بر دو گونه است: نخست ایمان مستّقر و دیگر آنکه به امانت نهاده شده و از بین میرود، بنابراین دعایی را به من بیاموز که هرگاه آن را بخوانم ایمانم کامل شود و از بین نرود؛
ایشان فرمود پس از هر نماز واجب بگو:
رَضِيتُ بِاللّٰهِ رَبّاً، وَبِمُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ نَبِيّاً، وَبِالْإِسْلامِ دِيناً، وَبِالْقُرْآنِ كِتاباً، وَبِالْكَعْبَةِ قِبْلَةً، وَبِعَلِيُ وَلِيّاً وَ إِماماً، وَبِالْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ وَعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيُ وَجَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَمُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَعَلِيِّ بْنِ مُوسىٰ وَمُحَمَّدِ بْنِ عَلِيُ وَعَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ وَالْحَسَنِ بْنِ عَلِيُ وَالْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُ اللّٰهِ عَلَيْهِمْ أَئِمَّةً . اللّٰهُمَّ إِنِّى رَضِيتُ بِهِمْ أَئِمَّةً فَارْضَنِى لَهُمْ إِنَّكَ عَلىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ.
خشنودم به اینکه خدا پروردگارم باشد و محمّد (درود خدا بر او و خاندانش باد) پیامبرم و اسلام آیینم و قرآن کتابم و کعبه قبلهام و علی ولی و امامم و حسن و حسین و علی بن الحسین و محمّد بن علی و جعفر بن محمّد و موسی بن جعفر و علی بن موسی و محمّد بن علی و علی بن محمّد و حسن بن علی و حجی بن الحسن که درود خدا بر همه آنان باد پیشوایانم باشند. خدایا! خشنودم به اینکه آنان امامانم باشند، پس مرا مورد پسند و خشنودی ایشان قرار ده زیرا تو بر هر کاری توانایی.
مطالب مرتبط
دعای سیفی صغیر معروف به دعای قاموس
دعای جوشن کبیر
مشاهده در وبگاه ادعیه و زیارات بالقرآن به همراه صوت و تنظیمات بیشتر
این دعا در کتابهای «بلدالامین» و «مصباح» کفعمی آمده؛ از حضرت سید الساجدین(علیهالسلام)، از پدر ایشان از جدّ بزرگوارش حضرت رسول(صلیاللهعلیهوآله) روایت شده:
این دعا را جبرئیل برای آن حضرت در یکی از جنگها فرود آورد، درحالیکه زره سنگینی بر تن آن جناب قرار داشت، به گونهای که سنگینی آن بدن مبارک آن حضرت را به درد آورده بود. جبرئیل عرضه داشت: یا محمّد؛ پروردگارت به تو سلام میرساند و میفرماید: این جوشن [زره] را از تن خود بیرون کن و این دعا را بخوان که برای تو و امّتت موجب ایمنی است.
سپس شرحی در فضیلت این دعا ذکر فرموده که اینجا جای بیان همه آن نیست ولی به برخی از آن اشاره میکنم از جمله آنکه:
هرکه آن را بر کفنش بنویسد، خدا به احترام آن او را به آتش نمیافکند و هرکه آن را در اول ماه رمضان با نیت خالص و دلی پاک بخواند، حقتعالی بهرهمندی [از خیر دنیا و آخرت] را روزی او میکند و برای وی هفتاد هزار فرشته میآفریند که خدا را تسبیح و تقدیس کنند و ثوابش را برای او قرار دهند.
در ادامه نیز فضیلت زیادی روایت کرده تا آنکه فرمود: هرکه آن را در ماه رمضان «سه بار» بخواند، خدا بدن او را بر آتش جهنم حرام میکند و بهشت را برای او واجب میگرداند و دو فرشته را بر او میگمارد تا او را از گناهان حفظ کنند و در طول زندگی خود در امان خدا باشد؛
و در پایان روایت آمده: امام حسین(علیهالسلام) فرمود: پدرم علی بن ابیطالب به حفظ این دعا وصیت کرد و نیز اینکه آن را بر کفن ایشان بنویسم و به اهل خود بیاموزم و آنان را به خواندنش تشویق کنم.
این دعا مشتمل بر هزار نام از نامهای خدا است و اسم اعظم نیز در آن است.
فقیر گوید: از این روایت دو نکته استفاده میشود:
اوّل: استحباب نوشتن این دعا بر کفن چنانکه علاّمه بحر العلوم (عطر مرقده) در کتاب «الدرّة» به آن اشاره فرموده است:
وَسُنَّ أَنْ يُكْتَبَ بِالْأَ كْفانِ
شد مستحب نوشتنش بر اکفان
شَهادَةُ الإِسْلامِ وَالإِيمانِ
گواه بر اسلام و هم بر ایمان
وَهَكَذا كِتابَةُ الْقُرْآنِ
و هم نوشتن کتاب قرآن
وَالْجَوْشَنِ الْمَنْعُوتِ بِالْأَمانِ
و جوشن آن دعای امن و امان
دوم: استحباب خواندن این دعا در اوّل ماه رمضان.
و امّا درباره قرائت آن در خصوص شبهای قدر باید گفت، ذکری از آن در این روایت نیامده است ولی علاّمه مجلسی (قدس سره روحه) در کتاب «زاد المعاد» آن را در ضمن اعمال شبهای قدر بیان کرده است و در برخی از روایات نیز وارد شده که دعای «جوشن کبیر» را در هر یک از شبهای قدر بخوانند؛ و برای ما در این مقام فرمایش علاّمه مجلسی (أحلّه اللّٰه دار السّلام) کافی است.
در هر صورت این دعا مشتمل بر صد بند است و هر بندی مشتمل بر ده نام از نامهای خداست که در آخر هر بند باید گفت:
سُبْحانَكَ يَا لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ، خَلِّصْنا مِنَ النَّارِ يَا رَبِّ.
منزّهی تو ای که معبودی جز تو نیست، فریادرس فریادرس، ما را از آتش برهان ای پروردگار
و در کتاب «بلدالامین» آمده است که در آغاز هر بند «بسم اللّه» بگوید و در آخرش:
سُبْحانَكَ يَا لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ وَخَلِّصْنا مِنَ النَّارِ يَا رَبِّ، يَا ذَا الْجَلالِ وَالْإِكْرامِ، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ .
منزّهی تو ای که معبودی جز تو نیست، فریادرس فریادرس، بر محمد و خاندانش درود فرست و ما را ای پروردگار از آتش رهایی بخش، ای دارنده بزرگی و رأفت و محبت، ای مهربانترین مهربانان.
و آن دُعا این است:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است.
﴿۱﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا اللّٰهُ، يَا رَحْمٰنُ، يَا رَحِيمُ، يَا كَرِيمُ، يَامُقِيمُ، يَا عَظِيمُ، يَا قَدِيمُ، يَا عَلِيمُ، يَا حَلِيمُ، يَا حَكِيمُ، سُبْحانَكَ يَا لَاإِلٰهَ إِلّا أَنْتَ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ، خَلِّصْنا مِنَ النَّارِ يَا رَبِّ.
(1)خدایا از تو میخواهم به نامت، ای خدا، ای بخشنده، ای مهربان، ای بزرگمنش مهماننواز، ای پایدار، ای بزرگ، ای دیرینه، ای دانا، ای شکیبا، ای فرزانه، منزّهی تو ای که معبودی جز تو نیست، فریادرس فریادرس، ما را از آتش برهان ای پروردگار من.
﴿٢﴾ يَا سَيِّدَ السَّاداتِ، يَا مُجِيبَ الدَّعَواتِ، يَا رَافِعَ الدَّرَجَاتِ، يَا وَلِىَّ الْحَسَناتِ، يَا غَافِرَ الْخَطِيئاتِ، يَا مُعْطِىَ الْمَسْأَلاتِ، يَا قابِلَ التَّوْباتِ، يَا سَامِعَ الْأَصْواتِ، يَا عَالِمَ الْخَفِيِّاتِ، يَا دَافِعَ الْبَلِيِّاتِ.
(٢) ای سرور سروران، ای اجابتکنندۀ دعاها، ای بلندیبخش رتبهها، ای سرپرست نیکیها، ای آمرزنده از خطاها، ای عطابخش خواستهها، ای پذیرنده توبهها، ای شنونده نداها، ای دانای رازها، ای دورکننده بلاها.
﴿۳﴾ يَا خَيْرَ الْغافِرِينَ، يَا خَيْرَ الْفاتِحِينَ، يَا خَيْرَ النَّاصِرِينَ، يَا خَيْرَ الْحَاكِمِينَ، يَا خَيْرَ الرَّازِقِينَ، يَا خَيْرَ الْوَارِثِينَ، يَا خَيْرَ الْحَامِدِينَ، يَا خَيْرَ الذَّاكِرِينَ، يَا خَيْرَ الْمُنْزِلِينَ، يَا خَيْرَ الْمُحْسِنِينَ.
(٣) ای بهترین آمرزندگان، ای بهترین گشایش گران، ای بهترین یاوران، ای بهترین داوران، ای بهترین روزی دهندگان، ای بهترین وارثان، ای بهترین ستایشگران، ای بهترین یادآوران، ای بهترین فرستندگان، ای بهترین نیکوکاران.
﴿۴﴾ يَا مَنْ لَهُ الْعِزَّةُ وَالْجَمالُ، يَا مَنْ لَهُ الْقُدْرَةُ وَالْكَمالُ، يَا مَنْ لَهُ الْمُلْكُ وَالْجَلالُ، يَا مَنْ هُوَ الْكَبِيرُ الْمُتَعالِ، يَا مُنْشِئَ السَّحابِ الثِّقالِ، يَا مَنْ هُوَ شَدِيدُ الِْمحالِ، يَا مَنْ هُوَ سَرِيعُ الْحِسابِ، يَا مَنْ هُوَ شَدِيدُ الْعِقابِ، يَا مَنْ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ، يَا مَنْ عِنْدَهُ أُمُّ الْكِتابِ.
(4) ای آنکه توانمندی و زیبایی فقط ویژه اوست، ای آنکه توانایی و تام و تمامی فقط ویژه اوست، ای آنکه فرمانروایی و عظمت فقط ویژه اوست، ای آنکه اوست بزرگ و برتر، ای پدیدآورنده ابرهای پرباران، ای آنکه او نیرومند و پرتوان است، ای آنکه حسابرسی چالاک است، ای آنکه کیفرش سخت و شدید است، ای آنکه پاداش نیک تنها نزد اوست، ای آنکه دفتر هستی نزد اوست.
﴿۵﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا حَنَّانُ، يَا مَنَّانُ، يَا دَيَّانُ، يَا بُرْهانُ، يَا سُلْطانُ، يَا رِضْوانُ، يَا غُفْرانُ، يَا سُبْحانُ، يَا مُسْتَعانُ، يَا ذَا الْمَنِّ وَالْبَيانِ .
(5) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای بسیار احسانکننده، ای عطوف و مهربان، ای پاداش دهنده، ای دلیل، ای فرمانروا، ای خشنودی، ای آمرزش، ای منزّه و پاک، ای یاری خواستهشده از او، ای صاحب نعمت و بیان.
﴿۶﴾ يَا مَنْ تَواضَعَ كُلُّ شَىْءٍ لِعَظَمَتِهِ، يَا مَنِ اسْتَسْلَمَ كُلُّ شَىْءٍ لِقُدْرَتِهِ، يَا مَنْ ذَلَّ كُلُّ شَىْءٍ لِعِزَّتِهِ، يَا مَنْ خَضَعَ كُلُّ شَىْءٍ لِهَيْبَتِهِ، يَا مَنِ انْقادَ كُلُّ شَىْءٍ مِنْ خَشْيَتِهِ، يَا مَنْ تَشَقَّقَتِ الْجِبالُ مِنْ مَخافَتِهِ، يَا مَنْ قامَتِ السَّمَاوَاتُ بِأَمْرِهِ، يَا مَنِ اسْتَقَرَّتِ الْأَرَضُونَ بِإِذْنِهِ، يَا مَنْ يُسَبِّحُ الرَّعْدُ بِحَمْدِهِ، يَا مَنْ لَايَعْتَدِى عَلىٰ أَهْلِ مَمْلَكَتِهِ
.(6) ای آنکه همه در برابر عظمتش فروتن، ای آنکه همه در برابر قدرتش تسلیم، ای آنکه همه در برابر توانمندیاش خوار، ای آنکه همه در برابر حرمت و ارجمندیاش فروتن، ای آنکه همه از ترسش فرمانبردار، ای آنکه کوهها از بیمش شکافته، ای آنکه آسمانها به امرش بر پا، ای آنکه زمینها به اجازهاش بر جا، ای آنکه رعد همراه با ستایشش تسبیحگو است، ای آنکه بر اهل مملکتش ستم نمیکند.
﴿۷﴾ يَا غافِرَ الْخَطايا، يَا كاشِفَ الْبَلايا، يَا مُنْتَهَى الرَّجايَا، يَا مُجْزِلَ الْعَطايَا، يَا واهِبَ الْهَدايَا، يَا رازِقَ الْبَرايا، يَا قَاضِىَ الْمَنايا، يَا سَامِعَ الشَّكَايا، يَا بَاعِثَ الْبَرايا، يَا مُطْلِقَ الْأُسارىٰ.
(٧) ای درگذرنده از خطاها، ای برطرف کننده بلاها، ای اوج امیدواریها، ای بسیار دهنده عطاها، ای بخشنده هدایا، ای روزیرسان آفریدهها، ای برآورنده آرزوها، ای شنوای گلایهها، ای برانگیزنده بندگان، ای آزادکنندۀ اسیران.
﴿۸﴾ يَا ذَا الْحَمْدِ وَالثَّناءِ، يَا ذَا الْفَخْرِ وَالْبَهاءِ، يَا ذَا الْمَجْدِ وَالسَّناءِ، يَا ذَا الْعَهْدِ وَالْوَفاءِ، يَا ذَا الْعَفْوِ وَالرِّضاءِ، يَا ذَا الْمَنِّ وَالْعَطَاءِ، يَا ذَا الْفَصْلِ وَالْقَضاءِ، يَا ذَا الْعِزِّ وَالْبَقاءِ، يَا ذَا الْجُودِ وَالسَّخاءِ، يَا ذَا الْآلاءِ وَالنَّعْماءِ.
(٨) ای صاحب سپاس و ستایش، ای صاحب فخر و زیبایی، ای صاحب بزرگواری و والایی، ای صاحب پیمان و وفا، ای صاحب گذشت و رضا، ای صاحب بخشش و عطاء، ای صاحب دادرسی و داوری، ای صاحب توانمندی و پایداری، ای صاحب کرم و بخشش، ای صاحب عطاها و نعمتها.
﴿۹﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا مانِعُ، يَا دافِعُ، يَا رافِعُ، يَا صانِعُ، يَا نافِعُ، يَا سامِعُ، يَا جامِعُ، يَا شافِعُ، يَا واسِعُ، يَا مُوسِعُ.
(٩) خدایا از تو میخواهم به نامت ای بازدارنده، ای دور کننده، ای بردارنده، ای سازنده، ای سودبخش، ای شنوا، ای گرد آورنده، ای شفاعتکننده، ای گسترده بخشش، ای وسعت بخش.
﴿۱۰﴾ يَا صانِعَ كُلِّ مَصْنُوعٍ، يَا خالِقَ كُلِّ مَخْلُوقٍ، يَا رازِقَ كُلِّ مَرْزُوقٍ، يَا مالِكَ كُلِّ مَمْلُوكٍ، يَا كَاشِفَ كُلِّ مَكْرُوبٍ، يَا فَارِجَ كُلِّ مَهْمُومٍ، يَا رَاحِمَ كُلِّ مَرْحُومٍ، يَا نَاصِرَ كُلِّ مَخْذُولٍ، يَا سَاتِرَ كُلِّ مَعْيُوبٍ، يَا مَلْجَأَ كُلِّ مَطْرُودٍ.
(١٠) ای سازنده هر ساخته، ای آفریننده هر آفریده، ای روزیبخش هر روزیخوار، ای صاحب هر بنده و برده، ای برطرفکنندۀ هر غم و اندوه، ای آرامش بخش هر اندوهگین، ای مهرورز بر هر مهرجو، ای یاور هر بییاور، ای پردهپوش هر کاستی، ای پناه هر رانده.
﴿۱۱﴾ يَا عُدَّتِى عِنْدَ شِدَّتِى، يَا رَجَائِى عِنْدَ مُصِيبَتِى، يَا مُؤْ نِسِى عِنْدَ وَحْشَتِى، يَا صَاحِبِى عِنْدَ غُرْبَتِى، يَا وَلِيِّى عِنْدَ نِعْمَتِى، يَا غِياثِى عِنْد كُرْبَتِى، يَا دَلِيلِى عِنْدَ حَيْرَتِى، يَا غَنائِى عِنْدَ افْتِقارِى، يَا مَلْجَئِى عِنْدَ اضْطِرارِى، يَا مُعِينِى عِنْدَ مَفْزَعِى.
(١١) ای توشهام در سختی، ای امیدم در ناگواری، ای همدمم در وحشت، ای همرهم در غربت، ای سرپرستم در نعمت، ای فریادرسم در گرفتاری، ای رهنمایم در سرگردانی، ای توانگریام در تنگدستی، ای پناهم در ناچاری و درماندگی، ای مدد رسانم در هراس و دلنگرانی.
﴿۱۲﴾ يَا عَلَّامَ الْغُيُوبِ، يَا غَفَّارَ الذُّنُوبِ، يَا سَتَّارَ الْعُيُوبِ، يَا كَاشِفَ الْكُرُوبِ، يَا مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ، يَا طَبِيبَ الْقُلُوبِ، يَا مُنَوِّرَ الْقُلُوبِ، يَا أَنِيسَ الْقُلُوبِ، يَا مُفَرِّجَ الْهُمُومِ، يَا مُنَفِّسَ الْغُمُومِ.
(١٢) ای دانای نهانها، ای آمرزنده گناهان، ای پردهپوش عیبها، ای برطرفکننده اندوهها، ای دگرگونساز دلها، ای پزشک دلها، ای روشنیبخش دلها، ای همدم جانها، ای گرهگشای اندوهها، ای گشایشگر دلتنگیها.
﴿۱۳﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا جَلِيلُ، يَا جَمِيلُ، يَا وَكِيلُ، يَا كَفِيلُ، يَا دَلِيلُ، يَا قَبِيلُ، يَا مُدِيلُ، يَا مُنِيلُ، يَا مُقِيلُ، يَا مُحِيلُ.
(١٣) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای بزرگ، ای زیبا، ای کارگزار، ای سرپرست، ای راهنما، ای ضامن، ای گرداننده، ای عطابخش، ای درگذرنده، ای نقشه دهنده.
﴿۱۴﴾ يَا دَلِيلَ الْمُتَحَيِّرِينَ، يَا غِياثَ الْمُسْتَغِيثِينَ، يَا صَرِيخَ الْمُسْتَصْرِخِينَ، يَا جارَ الْمُسْتَجِيرِينَ، يَا أَمانَ الْخَائِفِينَ، يَا عَوْنَ الْمُؤْمِنِينَ، يَا رَاحِمَ الْمَساكِينَ، يَا مَلْجَأَ الْعَاصِينَ، يَا غافِرَ الْمُذْنِبِينَ، يَا مُجِيبَ دَعْوَةِ الْمُضْطَرِّينَ.
(١4) ای رهنمای رهجویان، ای مدد رس مددجویان، ای فریادرس فریادخواهان، ای پناه پناهندگان، ای ایمنیبخش هراسندگان، ای یاور مؤمنان، ای مهرورز بر خاک نشستگان، ای پناه عصیانگران، ای آمرزنده گنهکاران، ای اجابتکننده دعای بیچارگان و درماندگان.
﴿۱۵﴾ يَا ذَا الْجُودِ وَالْإِحْسانِ، يَا ذَا الْفَضْلِ وَالْامْتِنانِ، يَا ذَا الْأَمْنِ وَالْأَمانِ، يَا ذَا الْقُدْسِ وَالسُّبْحانِ، يَا ذَا الْحِكْمَةِ وَالْبَيانِ، يَا ذَا الرَّحْمَةِ وَالرِّضْوانِ، يَا ذَا الْحُجَّةِ وَالْبُرْهانِ، يَا ذَا الْعَظَمَةِ وَالسُّلْطَانِ، يَا ذَا الرَّأْفَةِ وَالْمُسْتَعانِ، يَا ذَا الْعَفْوِ وَالْغُفْرانِ.
(١5) ای صاحب جود و نیکی، ای صاحب بخشش و عطا، ای صاحب امن و امان، ای صاحب قدس و پاکی، ای صاحب حکمت و بیان، ای صاحب مهربانی و خشنودی، ای صاحب حجّت و برهان، ای صاحب عظمت و سلطنت و قدرت، ای صاحب مهر و ای یاری خواستهشده، ای صاحب گذشت و آمرزش.
﴿۱۶﴾ يَا مَنْ هُوَ رَبُّ كُلِّ شَىْءٍ، يَا مَنْ هُوَ إِلٰهُ كُلِّ شَىْءٍ، يَا مَنْ هُوَ خالِقُ كُلِّ شَىْءٍ، يَا مَنْ هُوَ صَانِعُ كُلِّ شَىْءٍ، يَا مَنْ هُوَ قَبْلَ كُلِّ شَىْءٍ، يَا مَنْ هُوَ بَعْدَ كُلِّ شَىْءٍ، يَا مَنْ هُوَ فَوْقَ كُلِّ شَىْءٍ، يَا مَنْ هُوَ عَالِمٌ بِكُلِّ شَىْءٍ، يَا مَنْ هُوَ قادِرٌ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ، يَا مَنْ هُوَ يَبْقىٰ وَيَفْنىٰ كُلُّ شَىْءٍ.
(١6) ای آنکه پروردگار همه اوست، ای آنکه معبود همه اوست، ای آنکه آفریننده همه اوست، ای آنکه سازنده همه اوست، ای آنکه پیش از همه بود، ای آنکه بعد از همه هست، ای آنکه از هر چیز برتر است، ای آنکه به همهچیز داناست، ای آنکه بر هر کاری توانا است، ای آنکه او همیشگی است و همهچیز رفتنی است.
﴿۱۷﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا مُؤْمِنُ، يَا مُهَيْمِنُ، يَا مُكَوِّنُ، يَا مُلَقِّنُ، يَا مُبَيِّنُ، يَا مُهَوِّنُ، يَا مُمَكِّنُ، يَا مُزَيِّنُ، يَا مُعْلِنُ، يَا مُقَسِّمُ.
(١٧) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای ایمنیبخش، ای چیره بر همه، ای هستیآفرین، ای تلقینکننده، ای روشنگر، ای آسانیبخش، ای توان ده، ای زینتبخش، ای نمایانگر، ای پخشکن.
﴿۱۸﴾ يَا مَنْ هُوَ فِى مُلْكِهِ مُقِيمٌ، يَا مَنْ هُوَ فِى سُلْطانِهِ قَدِيمٌ، يَا مَنْ هُو فِى جَلالِهِ عَظِيمٌ، يَا مَنْ هُوَ عَلَىٰ عِبادِهِ رَحِيمٌ، يَا مَنْ هُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌ، يَا مَنْ هُوَ بِمَنْ عَصاهُ حَلِيمٌ، يَا مَنْ هُوَ بِمَنْ رَجاهُ كَرِيمٌ، يَا مَنْ هُوَ فِى صُنْعِهِ حَكِيمٌ، يَا مَنْ هُوَ فِى حِكْمَتِهِ لَطِيفٌ، يَا مَنْ هُوَ فِى لُطْفِهِ قَدِيمٌ.
(١٨) ای آنکه در فرمانرواییاش پابرجاست، ای آنکه در پادشاهیاش دیرینه است، ای آنکه در شکوهش بزرگ است، ای آنکه بر بندگانش مهربان است، ای آنکه به هر چیز داناست، ای آنکه بر نافرمانان بردبار است، ای آنکه بر امیدواران مهمان نواز است، ای آنکه در آفرینشش استوار کار است، ای آنکه در حکمتش مهر ورز است، ای آنکه در مهرش دیرینه است.
﴿۱۹﴾ يَا مَنْ لَايُرْجىٰ إِلّا فَضْلُهُ، يَا مَنْ لَايُسْأَلُ إِلّا عَفْوُهُ، يَا مَنْ لَايُنْظَرُ إِلّا بِرُّهُ، يَا مَنْ لَايُخافُ إِلّا عَدْلُهُ، يَا مَنْ لَايَدُومُ إِلّا مُلْكُهُ، يَا مَنْ لَاسُلْطانَ إِلّا سُلْطانُهُ، يَا مَنْ وَسِعَتْ كُلَّ شَىْءٍ رَحْمَتُهُ، يَا مَنْ سَبَقَتْ رَحْمَتُهُ غَضَبَهُ، يَا مَنْ أَحاطَ بِكُلِّ شَىْءٍ عِلْمُهُ، يَا مَنْ لَيْسَ أَحَدٌ مِثْلَهُ.
(١٩) ای آنکه جز به احسانش امید نیست، ای آنکه جز گذشتش خواهش نشود، ای آنکه جز به نیکیاش چشم ندوزند، ای آنکه جز از دادگریاش نهراسند، ای آنکه پایدار نماند جز فرمانرواییاش، ای آنکه جز سلطنتش سلطنتی نیست، ای آنکه رحمتش همه چیز را فرا گرفته، ای آنکه رحمتش بر خشمش پیشی گرفته، ای آنکه دانشش همه را فرو گرفته، ای آنکه هیچکس همانندش نیست.
﴿۲۰﴾ يَا فارِجَ الْهَمِّ، يَا كَاشِفَ الْغَمِّ، يَا غَافِرَ الذَّنْبِ، يَا قَابِلَ التَّوْبِ، يَا خَالِقَ الْخَلْقِ، يَا صَادِقَ الْوَعْدِ، يَا مُوفِىَ الْعَهْدِ، يَا عَالِمَ السِّرِّ، يَا فَالِقَ الْحَبِّ، يَا رَازِقَ الْأَنامِ.
(٢٠) ای از بین برنده اندوه، ای برطرف کننده غم، ای آمرزنده گناه، ای پذیرنده توبه، ای آفریننده آفریدگان، ای راست وعده، ای وفادار به پیمان، ای دانای راز نهان، ای شکافنده دانه، ای روزی دهنده بندگان.
﴿۲۱﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا عَلِىُّ، يَا وَفِىُّ، يَا غَنِىُّ، يَا مَلِىُّ، يَا حَفِىُّ، يَا رَضِىُّ، يَا زَكِىُّ، يَا بَدِىُّ، يَا قَوِىُّ، يَا وَلِىُّ.
(٢١) خدایا! از تو خواستارم به نامت ای والا، ای کاملکننده، ای توانگر، ای توانا، ای دانایکامل، ای خشنود، ای پاک، ای نمایان، ای قدرتمند، ای صاحب.
﴿۲۲﴾ يَا مَنْ أَظْهَرَ الْجَمِيلَ، يَا مَنْ سَتَرَ الْقَبِيحَ، يَا مَنْ لَمْ يُؤاخِذْ بِالْجَرِيرَةِ، يَا مَنْ لَمْ يَهْتِكِ السِّتْرَ، يَا عَظِيمَ الْعَفْوِ، يَا حَسَنَ التَّجاوُزِ، يَا وَاسِعَ الْمَغْفِرَةِ، يَا بَاسِطَ الْيَدَيْنِ بِالرَّحْمَةِ، يَا صَاحِبَ كُلِّ نَجْوىٰ، يَا مُنْتَهىٰ كُلِّ شَكْوىٰ.
(٢٢) ای آنکه زیبایی را پدیدار نمودی، ای آنکه زشتی را پوشاندی ای آنکه بر گناه سرزنش نکردی، ای آنکه پردهدری ننمودی، ای که گذشتت بزرگ، ای که نیکو درگذری، ای آمرزشت فراگیر، ای دستت به مهر گشوده، ای شنوای هر راز، ای سرانجام هر گلایه.
﴿۲۳﴾ يَا ذَا النِّعْمَةِ السَّابِغَةِ، يَا ذَا الرَّحْمَةِ الْواسِعَةِ، يَا ذَا الْمِنَّةِ السَّابِقَةِ، يَا ذَا الْحِكْمَةِ الْبَالِغَةِ، يَا ذَا الْقُدْرَةِ الْكَامِلَةِ، يَا ذَا الْحُجَّةِ الْقَاطِعَةِ، يَا ذَا الْكَرامَةِ الظَّاهِرَةِ، يَا ذَا الْعِزَّةِ الدَّائِمَةِ، يَا ذَا الْقُوَّةِ الْمَتِينَةِ، يَا ذَا الْعَظَمَةِ الْمَنِيعَةِ.
(٢٣) ای دارای نعمت فراوان، ای دارای رحمت فراگیر، ای دارای احسان آغازین، ای دارای حکمت رسا، ای دارای نیروی کامل برازنده، ای دارای برهان قطعی، ای دارای بزرگمنشی و بخشندگی آشکار، ای دارای توانمندی پایدار، ای دارای توان استوار، ای دارای عظمت بلندپایه.
﴿۲۴﴾ يَا بَدِيعَ السَّمَاواتِ، يَا جَاعِلَ الظُّلُماتِ، يَا رَاحِمَ الْعَبَراتِ، يَا مُقِيلَ الْعَثَراتِ، يَا سَاتِرَ الْعَوْراتِ، يَا مُحْيِىَ الْأَمْواتِ، يَا مُنْزِلَ الْآياتِ، يَا مُضَعِّفَ الْحَسَنَاتِ، يَا مَاحِىَ السَّيِّئاتِ، يَا شَدِيدَ النَّقِماتِ.
(٢4) ای پدیدآورنده آسمانها، ای برنهنده تاریکیها، ای رحم کننده اشکهای ریزان، ای درگذرنده از لغزشها، ای پوشنده زشتیها، ای زندگیبخش مردگان، ای فرود آورنده آیات، ای دوچندان کننده خوبیها، ای ناپدیدکننده بدیها، ای سخت شکنجه.
﴿۲۵﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا مُصَوِّرُ، يَا مُقَدِّرُ، يَا مُدَبِّرُ، يَا مُطَهِّرُ، يَا مُنَوِّرُ، يَا مُيَسِّرُ، يَا مُبَشِّرُ، يَا مُنْذِرُ، يَا مُقَدِّمُ، يَا مُؤَخِّرُ.
(٢5) خدایا! از تو درخواست میکنم به نامت ای صورتگر، ای سنجیده کار، ای گرداننده، ای پاک کننده، ای روشنیبخش، ای آسانکننده، ای مژده ده، ای بیم ده، ای پیشآور، ای پسآور.
﴿۲۶﴾ يَا رَبَّ الْبَيْتِ الْحَرامِ، يَا رَبَّ الشَّهْرِ الْحَرامِ، يَا رَبَّ الْبَلَدِ الْحَرامِ، يَا رَبَّ الرُّكْنِ وَالْمَقامِ، يَا رَبَّ الْمَشْعَرِ الْحَرامِ، يَا رَبَّ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ، يَا رَبَّ الْحِلِّ وَالْحَرامِ، يَا رَبَّ النُّورِ وَالظَّلامِ، يَا رَبَّ التَّحِيَّةِ وَالسَّلامِ، يَا رَبَّ الْقُدْرَةِ فِى الْأَنامِ.
(٢6) ای پروردگار خانه محترم، ای پروردگار ماه محترم، ای پروردگار کشور محترم، ای پروردگار رکن و مقام، ای پروردگار مشعرالحرام، ای پروردگار مسجد الحرام، ای پروردگار زمان بیرون آمدن از احرام و وقت احرام بستن، ای پروردگار روشنی و تاریکی، ای پروردگار درود و سلام، ای پروردگار نیرو در مردم.
﴿۲۷﴾ يَا أَحْكَمَ الْحاكِمِينَ، يَا أَعْدَلَ الْعادِلِينَ، يَا أَصْدَقَ الصَّادِقِينَ، يَا أَطْهَرَ الطَّاهِرِينَ، يَا أَحْسَنَ الْخالِقِينَ، يَا أَسْرَعَ الْحاسِبِينَ، يَا أَسْمَعَ السَّامِعِينَ، يَا أَبْصَرَ النَّاظِرِينَ، يَا أَشْفَعَ الشَّافِعِينَ، يَا أَكْرَمَ الْأَكْرَمِينَ.
(٢٧) ای داورترین داوران، ای دادگرترین دادگران، ای راستگوترین راستگویان، ای پاکترین پاکان، ای بهترین آفرینندگان، ای چابکترین حسابگران، ای شنواترین شنوندگان، ای بیناترین بینندگان، ای یاورترین یاوران، ای گرامیترین گرامیان.
﴿۲۸﴾ يَا عِمادَ مَنْ لَاعِمادَ لَهُ، يَا سَنَدَ مَنْ لَاسَنَدَ لَهُ، يَا ذُخْرَ مَنْ لَا ذُخْرَ لَهُ، يَا حِرْزَ مَنْ لَاحِرْزَ لَهُ، يَا غِياثَ مَنْ لَاغِياثَ لَهُ، يَا فَخْرَ مَنْ لَافَخْرَ لَهُ، يَا عِزَّ مَنْ لَاعِزَّ لَهُ، يَا مُعِينَ مَنْ لَامُعِينَ لَهُ، يَا أَنِيسَ مَنْ لَاأَنِيسَ لَهُ، يَا أَمانَ مَنْ لَاأَمانَ لَهُ.
(٢٨) ای تکیهگاه آنکه تکیهگاه ندارد، ای پشتیبان آنکه پشتیبان ندارد، ای اندوخته آنکه اندوختهای ندارد، ای پناه آنکه پناهی ندارد، ای فریادرس آنکه فریادرسی ندارد، ای افتخار آنکه افتخاری ندارد، ای توانمندی آنکه توان ندارد، ای مدد رسان آنکه یاوری ندارد، ای همدم آنکه همدمی ندارد، ای ایمنیبخش آنکه ایمنی ندارد.
﴿۲۹﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا عَاصِمُ، يَا قائِمُ، يَا دائِمُ، يَا راحِمُ، يَا سالِمُ، يَا حاكِمُ، يَا عالِمُ، يَا قاسِمُ، يَا قابِضُ، يَا باسِطُ.
(٢٩) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای نگهدار، ای پایدار، ای پاینده، ای مهرورز، ای سلامتی بخش، ای داور، ای دانا، ای بخشکننده، ای بازگیر، ای فراخی بخش.
﴿۳۰﴾ يَا عاصِمَ مَنِ اسْتَعْصَمَهُ، يَا راحِمَ مَنِ اسْتَرْحَمَهُ، يَا غافِرَ مَنِ اسْتَغْفَرَهُ، يَا ناصِرَ مَنِ اسْتَنْصَرَهُ، يَا حافِظَ مَنِ اسْتَحْفَظَهُ، يَا مُكْرِمَ مَنِ اسْتَكْرَمَهُ، يَا مُرْشِدَ مَنِ اسْتَرْشَدَهُ، يَا صَرِيخَ مَنِ اسْتَصْرَخَهُ، يَا مُعِينَ مَنِ اسْتَعانَهُ، يَا مُغِيثَ مَنِ اسْتَغاثَهُ.
(٣٠) ای نگهدار آنکه از او نگهداری خواهد، ای مهربان بر آنکه از او مهر جوید، ای آمرزنده آنکه از او آمرزش خواهد، ای یاور آنکه از او یاری طلبد، ای حافظ آنکه از او حفاظت خواهد، ای نیکی کننده آنکه از او نیکی خواهد، ای راهنمای آنکه از او راهنمایی جوید، ای دادرس آنکه از او دادرسی خواهد، ای مددیار آنکه از او مدد جوید، ای فریادرس آنکه از او فریادرسی خواهد.
﴿۳۱﴾ يَا عَزِيزاً لَايُضامُ، يَا لَطِيفاً لَايُرامُ، يَا قَيُّوماً لَايَنامُ، يَا دائِماً لَا يَفُوتُ، يَا حَيّاً لَايَمُوتُ، يَا مَلِكاً لَايَزُولُ، يَا باقِياً لَايَفْنىٰ، يَا عالِماً لَا يَجْهَلُ، يَا صَمَداً لَايُطْعَمُ، يَا قَوِيّاً لَايَضْعُفُ.
(٣١) ای عزیزی که خوار نگردد، ای لطیفی که دستاندازی نشود، ای پایداری که خواب او را درنیابد، ای پایندهای که فنا نپذیرد، ای زندهای که نمیمیرد، ای پادشاهی که از بین نمیرود، ای دائم و همیشگی که فانی نمیشود، ای دانایی که نادانی ندارد، ای بینیازی که خوراک نخواهد، ای توانایی که ناتوان نمیگردد.
﴿۳۲﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا أَحَدُ، يَا واحِدُ، يَا شاهِدُ، يَا ماجِدُ، يَا حامِدُ، يَا راشِدُ، يَا باعِثُ، يَا وارِثُ، يَا ضارُّ، يَا نافِعُ.
(٣٢) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای یکتا، ای یگانه، ای گواه، ای بزرگوار، ای ستایش کننده، ای راهنما، ای برانگیزنده، ای میراث برنده، ای زیانرسان، ای سودبخش.
﴿۳۳﴾ يَا أَعْظَمَ مِنْ كُلِّ عَظِيمٍ، يَا أَكْرَمَ مِنْ كُلِّ كَرِيمٍ، يَا أَرْحَمَ مِنْ كُلِّ رَحِيمٍ، يَا أَعْلَمَ مِنْ كُلِّ عَلِيمٍ، يَا أَحْكَمَ مِنْ كُلِّ حَكِيمٍ، يَا أَقْدَمَ مِنْ كُلِّ قَدِيمٍ، يَا أَكْبَرَ مِنْ كُلِّ كَبِيرٍ، يَا أَ لْطَفَ مِنْ كُلِّ لَطِيفٍ، يَا أَجَلَّ مِن كُلِّ جَلِيلٍ، يَا أَعَزَّ مِنْ كُلِّ عَزِيزٍ.
(٣٣) ای بزرگتر از هر بزرگ، ای مهماننوازتر از هر مهماننواز، ای مهربانتر از هر مهربان، ای داناتر از هر دانا، ای فرزانهتر از هر فرزانه، ای دیرینهتر از هر دیرینه، ای بزرگتر از هر بزرگ، ای مهربانیات از هر مهربان مهربانتر، ای باشکوهتر از هر باشکوه، ای توانمند از هر توانمند.
﴿۳۴﴾ يَا كَرِيمَ الصَّفْحِ، يَا عَظِيمَ الْمَنِّ، يَا كَثِيرَ الْخَيْرِ، يَا قَدِيمَ الْفَضْلِ، يَا دائِمَ اللُّطْفِ، يَا لَطِيفَ الصُّنْعِ، يَا مُنَفِّسَ الْكَرْبِ، يَا كاشِفَ الضُّرِّ، يَا مالِكَ الْمُلْكِ، يَا قاضِىَ الْحَقِّ.
(٣4) ای گذشتت کریمانه، ای نعمتت بزرگ، ای خیرت بسیار، ای فضلت دیرینه، ای مهربانیات همیشگی، ای ساختههایت دقیق، ای گرهگشای گرفتاری، ای برطرف کننده زیان، ای پادشاه هستی، ای داور راست و درست.
﴿۳۵﴾ يَا مَنْ هُوَ فِى عَهْدِهِ وَفِيِ، يَا مَنْ هُوَ فِي وَفائِهِ قَوِيِ، يَا مَنْ هُوَ فِي قُوَّتِهِ عَلِيِ، يَا مَنْ هُوَ فِى عُلُوِّهِ قَرِيبٌ، يَا مَنْ هُوَ فِى قُرْبِهِ لَطِيفٌ، يَا مَنْ هُوَ فِى لُطْفِهِ شَرِيفٌ، يَا مَنْ هُوَ فِى شَرَفِهِ عَزِيزٌ، يَا مَنْ هُوَ فِى عِزِّهِ عَظِيمٌ، يَا مَنْ هُوَ فِى عَظَمَتِهِ مَجِيدٌ، يَا مَنْ هُوَ فِى مَجْدِهِ حَمِيدٌ.
(٣5) ای آنکه در پیمانش وفادار است، ای آنکه در وفاداریاش نیرومند است، ای آنکه در قدرتش والاست، ای آنکه در والاییاش نزدیک است، ای آنکه در نزدیکیاش با مهربانی است، ای آنکه در مهربانیاش برجسته است، ای آنکه در برجستگیاش با توانمند است، ای آنکه در قدرتمندیاش بزرگ است، ای آنکه در بزرگیاش شکوهمند است، ای آنکه در شکوهش ستوده است.
﴿۳۶﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا كافِى، يَا شافِى، يَا وافِى، يَا مُعافِى، يَا هادِى، يَا داعِى، يَا قاضِى، يَا راضِى، يَا عالِى، يَا باقِى.
(٣6) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای کفایتکننده، ای درمانبخش، ای وفادار، ای تندرستی دهنده، ای راهنما، ای به دعوت کننده، ای داور، ای خشنود، ای بلندمرتبه، ای ماندگار.
﴿۳۷﴾ يَا مَنْ كُلُّ شَىْءٍ خاضِعٌ لَهُ، يَا مَنْ كُلُّ شَىْءٍ خاشِعٌ لَهُ، يَا مَنْ كُلُّ شَىْءٍ كائِنٌ لَهُ، يَا مَنْ كُلُّ شَىْءٍ مَوْجُودٌ بِهِ، يَا مَنْ كُلُّ شَىْءٍ مُنِيبٌ إِلَيْهِ، يَا مَنْ كُلُّ شَىْءٍ خائِفٌ مِنْهُ، يَا مَنْ كُلُّ شَىْءٍ قائِمٌ بِهِ، يَا مَنْ كُلُّ شَىْءٍ صائِرٌ إِلَيْهِ، يَا مَنْ كُلُّ شَىْءٍ يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ، يَا مَنْ كُلُّ شَىْءٍ هالِكٌ إِلّا وَجْهَهُ.
(٣٧) ای آنکه هر چیز برایش فروتن است، ای آنکه هر چیز برای او خوار است، ای آنکه هستی هر چیز از او است، ای آنکه هر چیز به او پدیدار است، ای آنکه هر چیز بهسوی او بازگشت میکند، ای آنکه هر چیز از او ترسان است، ای آنکه هر چیز به او برپاست، ای آنکه هر چیز بهسوی او دگرگون میشود، ای آنکه هر چیز همراه با ستایش او تسبیحگو است، ای آنکه هر چیز جز ذاتش نابود است.
﴿۳۸﴾ يَا مَنْ لَامَفَرَّ إِلّا إِلَيْهِ، يَا مَنْ لَامَفْزَعَ إِلّا إِلَيْهِ، يَا مَنْ لَامَقْصَدَ إِلّا إِلَيْهِ، يَا مَنْ لَامَنْجٰا مِنْهُ إِلّا إِلَيْهِ، يَا مَنْ لَايُرْغَبُ إِلّا إِلَيْهِ، يَا مَنْ لَاحَوْلَ وَلَا قُوَّةَ إِلّا بِهِ، يَا مَنْ لَايُسْتَعانُ إِلّا بِهِ، يَا مَنْ لَايُتَوَكَّلُ إِلّا عَلَيْهِ، يَا مَنْ لَايُرْجىٰ إِلّا هُوَ، يَا مَنْ لَايُعْبَدُ إِلّا هُوَ.
(٣٨) ای آنکه گریزگاهی نیست جز به سویش، ای آنکه پناهی جز به سوی او نیست، ای آنکه مقصدی جز به جانب او نیست، ای آنکه از خشمش رهایی نیست جز به پناه به سویش، ای آنکه جز بهسوی او شوقی نیست، ای آنکه جنبش و نیرویی نیست جز به او، ای آنکه جز از او مدد نجویند، ای آنکه جز بر او توکّل نشود، ای آنکه جز به او امیدی نیست، ای آنکه جز او پرستیده نشود.
﴿۳۹﴾ يَا خَيْرَ الْمَرْهُوبِينَ، يَا خَيْرَ الْمَرْغُوبِينَ، يَا خَيْرَ الْمَطْلُوبِينَ، يَا خَيْرَ الْمَسْؤُولِينَ، يَا خَيْرَ الْمَقْصُودِينَ، يَا خَيْرَ الْمَذْكُورِينَ، يَا خَيْرَ الْمَشْكُورِينَ، يَا خَيْرَ الْمَحْبُوبِينَ، يَا خَيْرَ الْمَدْعُوِّينَ، يَا خَيْرَ الْمُسْتَأْنِسِينَ.
(٣٩) ای بهترین هراسانگیزان، ای بهترین شوق آفرینان، ای بهترین جویا شدگان، ای بهترین پاسخ دهندگان، ای بهترین قصد شدگان، ای بهترین یاد شدگان، ای بهترین ستودگان، ای بهترین محبوبان، ای بهترین خوانده شده، ای بهترین همدمان.
﴿۴۰﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا غافِرُ، يَا ساتِرُ، يَا قادِرُ، يَا قاهِرُ، يَا فاطِرُ، يَا كاسِرُ، يَا جابِرُ، يَا ذاكِرُ، يَا ناظِرُ، يَا ناصِرُ.
(4٠) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای آمرزنده، ای پردهپوش، ای توانا، ای چیره، ای آفرینندهای شکننده، ای شکستهبند، ای یادآور، ای بینا، ای یاور.
﴿۴۱﴾ يَا مَنْ خَلَقَ فَسَوَّىٰ، يَا مَنْ قَدَّرَ فَهَدىٰ، يَا مَنْ يَكْشِفُ الْبَلْوىٰ، يَا مَنْ يَسْمَعُ النَّجْوىٰ، يَا مَنْ يُنْقِذُ الْغَرْقىٰ، يَا مَنْ يُنْجِى الْهَلْكىٰ، يَا مَنْ يَشْفِى الْمَرْضىٰ، يَا مَنْ أَضْحَكَ وَأَبْكىٰ، يَا مَنْ أَماتَ وَأَحْيىٰ، يَا مَنْ خَلَقَ الزَّوْجَيْنِ الذَّكَرَ وَالْأُنْثىٰ.
(4١) ای آنکه آفرید پس متناسب نمود، ای آنکه اندازه نهاد پس رهنمون شد، ای آنکه بلا را برطرف کند، ای آنکه زمزمه نهان را بشنود، ای آنکه غرقشدگان را برهاند، ای آنکه از نابودی رهایی بخشد، ای آنکه بیماران را درمان کند، ای آنکه خنداند و گریاند، ای آنکه میمیراند و زنده میکند، ای آنکه دو گونه مرد و زن آفرید.
﴿۴۲﴾ يَا مَنْ فِى الْبَرِّ وَالْبَحْرِ سَبِيلُهُ، يَا مَنْ فِى الْآفاقِ آياتُهُ، يَا مَنْ فِى الْآياتِ بُرْهانُهُ، يَا مَنْ فِى الْمَماتِ قُدْرَتُهُ، يَا مَنْ فِى الْقُبُورِ عِبْرَتُهُ، يَا مَنْ فِى الْقِيامَةِ مُلْكُهُ، يَا مَنْ فِى الْحِسابِ هَيْبَتُهُ، يَا مَنْ فِى الْمِيزانِ قَضاؤُهُ، يَا مَنْ فِى الْجَنَّةِ ثَوابُهُ، يَا مَنْ فِى النَّارِ عِقابُهُ.
(4٢) ای آنکه در خشکی و دریا راه اوست، ای آنکه در کرانههای هستی نشانههای اوست، ای آنکه در نشانههایش برهان روشن اوست، ای آنکه در مرگ آفریدگان قدرتنمایی اوست، ای آنکه در قبرها پندآموزی اوست، ای آنکه در رستاخیز فرمانروایی بیحدّ اوست، ای آنکه در حسابرسی اعمال حرمت و ارجمندی اوست، ای آنکه در سنجش کردارها داوری اوست، ای آنکه در بهشت پاداش اوست، ای آنکه در دوزخ کیفر اوست.
﴿۴۳﴾ يَا مَنْ إِلَيْهِ يَهْرَبُ الْخائِفُونَ، يَا مَنْ إِلَيْهِ يَفْزَعُ الْمُذْنِبُونَ، يَا مَنْ إِلَيْهِ يَقْصِدُ الْمُنِيبُونَ، يَا مَنْ إِلَيْهِ يَرْغَبُ الزَّاهِدُونَ، يَا مَنْ إِلَيْهِ يَلْجَأُ الْمُتَحَيِّرُونَ، يَا مَنْ بِهِ يَسْتَأْنِسُ الْمُرِيدُونَ، يَا مَنْ بِهِ يَفْتَخِرُ الْمُحِبُّونَ، يَا مَنْ فِى عَفْوِهِ يَطْمَعُ الْخاطِئُونَ، يَا مَنْ إِلَيْهِ يَسْكُنُ الْمُوقِنُونَ، يَا مَنْ عَلَيْهِ يَتَوَكَّلُ الْمُتَوَكِّلُونَ.
(4٣) ای آنکه هراسندگان به درگاه او گریزند، ای آنکه گنهکاران بهسوی او پناه برند، ای آنکه پشیمانان آهنگ او کنند، ای آنکه پارسایان به او میل نمایند، ای آنکه سرگشتگان به او پناه برند، ای آنکه ارادتمندان به او انس گیرند، ای آنکه شیفتگان به او افتخار کنند، ای آنکه خطاکاران در عفوش طمع ورزند، ای آنکه یقینیافتگان بهسوی او آرام گیرند، ای آنکه توکلکنندگان بر او توکل کنند.
﴿۴۴﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا حَبِيبُ، يَا طَبِيبُ، يَا قَرِيبُ، يَا رَقِيبُ، يَا حَسِيبُ، يَا مُهِيبُ، يَا مُثِيبُ، يَا مُجِيبُ، يَا خَبِيرُ، يَا بَصِيرُ.
(44) خدایا! از تو درخواست میکنم به نامت ای دوستداشتنی، ای پزشک، ای نزدیک، ای دیدهبان، ای حسابرس، ای هراسانگیز، ای پاداشده، ای اجابتکننده، ای آگاه، ای بینا.
﴿۴۵﴾ يَا أَقْرَبَ مِنْ كُلِّ قَرِيبٍ، يَا أَحَبَّ مِنْ كُلِّ حَبِيبٍ، يَا أَبْصَرَ مِنْ كُلِّ بَصِيرٍ، يَا أَخْبَرَ مِنْ كُلِّ خَبِيرٍ، يَا أَشْرَفَ مِنْ كُلِّ شَرِيفٍ، يَا أَرْفَعَ مِنْ كُلِّ رَفِيعٍ، يَا أَقْوىٰ مِنْ كُلِّ قَوِيُ، يَا أَغْنىٰ مِنْ كُلِّ غَنِيُ، يَا أَجْوَدَ مِنْ كُلِّ جَوادٍ، يَا أَرْأَفَ مِنْ كُلِّ رَؤُوفٍ.
(45) ای نزدیکتر از هر نزدیک، ای محبوبتر از هر محبوب، ای بیناتر از هر بینا، ای آگاهتر از هر آگاه، ای برجستهتر از هر برجسته، ای برتر از هر بلند، ای تواناتر از هر توانا، ای توانگرتر از هر توانگر، ای بخشندهتر از هر بخشنده، ای مهربانتر از هر مهربان.
﴿۴۶﴾ يَا غالِباً غَيْرَ مَغْلُوبٍ، يَا صانِعاً غَيْرَ مَصْنُوعٍ، يَا خالِقاً غَيْرَ مَخْلُوقٍ، يَا مالِكاً غَيْرَ مَمْلُوكٍ، يَا قاهِراً غَيْرَ مَقْهُورٍ، يَا رافِعاً غَيْرَ مَرْفُوعٍ، يَا حافِظاً غَيْرَ مَحْفُوظٍ، يَا ناصِراً غَيْرَ مَنْصُورٍ، يَا شاهِداً غَيْرَ غائِبٍ، يَا قَرِيباً غَيْرَ بَعِيدٍ.
(46) ای چیره شکستناپذیر، ای سازنده ناساخته، ای آفریننده نا آفریده، ای مالک نامملوک، ای چیره چیرهگیناپذیر، ای بلندی بخش بلندی ناپذیر، ای نگهدار بینگهدار، ای یاریکنندهی یاری نشده، ای گواه همیشه حاضر، ای نزدیک دوری ناپذیر.
﴿۴۷﴾ يَا نُورَ النُّورِ، يَا مُنَوِّرَ النُّورِ، يَا خالِقَ النُّورِ، يَا مُدَبِّرَ النُّورِ، يَا مُقَدِّرَ النُّورِ، يَا نُورَ كُلِّ نُورٍ، يَا نُوراً قَبْلَ كُلِّ نُورٍ، يَا نُوراً بَعْدَ كُلِّ نُورٍ، يَا نُوراً فَوْقَ كُلِّ نُورٍ، يَا نُوراً لَيْسَ كَمِثْلِهِ نُورٌ.
(4٧) ای روشنی نور، ای روشنیبخش نور، ای آفریننده نور، ای گرداننده نور، ای بهاندازه کننده نور، ای روشنی هر نور، ای روشنایی پیش از هر نور، ای روشنایی پس از هر نور، ای روشنایی بر فراز هر نور، ای نوری که همانندش نوری نیست.
﴿۴۸﴾ يَا مَنْ عَطَاؤُهُ شَرِيفٌ، يَا مَنْ فِعْلُهُ لَطِيفٌ، يَا مَنْ لُطْفُهُ مُقِيمٌ، يَا مَنْ إِحْسانُهُ قَدِيمٌ، يَا مَنْ قَوْلُهُ حَقِ، يَا مَنْ وَعْدُهُ صِدْقٌ، يَا مَنْ عَفْوُهُ فَضْلٌ، يَا مَنْ عَذابُهُ عَدْلٌ، يَا مَنْ ذِكْرُهُ حُلْوٌ، يَا مَنْ فَضْلُهُ عَمِيمٌ.
(4٨) ای آنکه عطایش برجسته است، ای آنکه کارش مهربانی است، ای آنکه مدارایش پایدار است، ای آنکه نیکیاش دیرینه است، ای آنکه سخنش حق است، ای آنکه وعدهاش راست است، ای آنکه گذشتش فراتر از شایستگی است، ای آنکه کیفرش عدالت است، ای آنکه یادش شیرین است، ای آنکه عطایش همگانی است.
﴿۴۹﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا مُسَهِّلُ، يَا مُفَصِّلُ، يَا مُبَدِّلُ، يَا مُذَلِّلُ، يَا مُنَزِّلُ، يَا مُنَوِّلُ، يَا مُفْضِلُ، يَا مُجْزِلُ، يَا مُمْهِلُ، يَا مُجْمِلُ.
(4٩) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای آسانساز، ای جدایی بخش، ای دگرگون ساز، ای هموار کننده، ای فرود آور، ای عطابخش، ای فزون ده، ای بسیار بخش، ای فرصت ده، ای زیباییآفرین.
﴿۵۰﴾ يَا مَنْ يَرىٰ وَلَا يُرىٰ، يَا مَنْ يَخْلُقُ وَلَا يُخْلَقُ، يَا مَنْ يَهْدِى وَلَا يُهْدىٰ، يَا مَنْ يُحْيِى وَلَا يُحْيىٰ، يَا مَنْ يَسْأَلُ وَلَا يُسْأَلُ، يَا مَنْ يُطْعِمُ وَلَا يُطْعَمُ، يَا مَنْ يُجِيرُ وَلَا يُجارُ عَلَيْهِ، يَا مَنْ يَقْضِى وَلَا يُقْضىٰ عَلَيْهِ، يَا مَنْ يَحْكُمُ وَلَا يُحْكَمُ عَلَيْهِ، يَا مَنْ لَمْ يَلِدْ وَلَمْ يُولَدْ وَلَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ.
(5٠) ای آنکه بیند و دیده نشود، ای آنکه بیافریند و آفریده نشود، ای آنکه راهنمایی کند و راهنمایی نشود، ای آنکه زنده کند و زندهاش نکنند، ای آنکه پرسد و پرسیده نشود، ای آنکه خوراند و خورانده نشود، ای آنکه پناه دهد و پناه نجوید، ای آنکه داوری کند و بر او داوری نشود، ای آنکه فرمان دهد و فرمانش ندهند، ای آنکه نزاده و زاده نشده و برای او همتایی نبوده است.
﴿۵۱﴾ يَا نِعْمَ الْحَسِيبُ، يَا نِعْمَ الطَّبِيبُ، يَا نِعْمَ الرَّقِيبُ، يَا نِعْمَ الْقَرِيبُ، يَا نِعْمَ الْمُجِيبُ، يَا نِعْمَ الْحَبِيبُ، يَانِعْمَ الْكَفِيلُ، يَانِعْمَ الْوَكِيلُ، يَانِعْمَ الْمَوْلىٰ، يَا نِعْمَ النَّصِيرُ.
(5١) ای که نیکو حسابگری، ای که نیکو پزشکی، ای که نیکو همراهی، ای که نیکو نزدیکی، ای که نیکو پاسخدهی، ای که نیکو محبوبی، ای که نیکو ضامنی، ای که نیکو کارگزاری، ای که نیکو مولایی، ای که نیکو یاوری.
﴿۵۲﴾ يَا سُرُورَ الْعارِفِينَ، يَا مُنَى الْمُحِبِّينَ، يَا أَنِيسَ الْمُرِيدِينَ، يَا حَبِيبَ التَّوَّابِينَ، يَا رازِقَ الْمُقِلِّينَ، يَا رَجاءَ الْمُذْنِبِينَ، يَا قُرَّةَ عَيْنِ الْعابِدِينَ، يَا مُنَفِّساً عَنِ الْمَكْرُوبِينَ، يَا مُفَرِّجاً عَنِ الْمَغْمُومِينَ، يَا إِلٰهَ الْأَوَّلِينَ وَالْآخِرِينَ.
(5٢) ای شادی عارفان، ای آرزوی شیفتگان، ای همدم مریدان، ای محبوب توبهکاران، ای روزی دهنده بینوایان، ای امید گنهکاران، ای نور چشم عبادتکنندگان، ای گشاینده اندوه دلگیران، ای دفعکننده غم غمزدگان، ای معبود گذشتگان و آیندگان.
﴿۵۳﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا رَبَّنا، يَا إِلٰهَنا، يَا سَيِّدَنا، يَا مَوْلانا، يَا ناصِرَنا، يَا حافِظَنا، يَا دَلِيلَنا، يَا مُعِينَنا، يَا حَبِيبَنا، يَا طَبِيبَنا.
(5٣) خدایا! من از تو میخواهم به نامت ای پروردگار ما، ای معبود ما، ای سرور ما، ای مولای ما، ای یاور ما، ای نگهدار ما، ای راهنمای ما، ای مدد رسان ما، ای محبوب ما، ای پزشک ما.
﴿۵۴﴾ يَا رَبَّ النَّبِيِّينَ وَ الْأَبْرارِ، يَا رَبَّ الصِّدِّيقِينَ وَالْأَخْيارِ، يَا رَبَّ الْجَنَّةِ وَالنَّارِ، يَا رَبَّ الصِّغارِ وَالْكِبارِ، يَا رَبَّ الْحُبُوبِ وَالثِّمارِ، يَا رَبَّ الْأَ نْهارِ وَالْأَشْجارِ، يَا رَبَّ الصَّحارِى وَالْقِفارِ، يَا رَبَّ الْبَرارِى وَالْبِحارِ، يَا رَبَّ اللَّيْلِ وَالنَّهارِ، يَا رَبَّ الْأَعْلانِ وَالْأَسْرارِ.
(54) ای پروردگار پیامبران و نیکان، ای پروردگار صدّیقان و خوبان، ای پروردگار بهشت و دوزخ، ای پروردگار خردسالان و بزرگسالان، ای پروردگار دانهها و میوهها، ای پروردگار نهرها و درختان، ای پروردگار دشتها و بیشهها، ای پروردگار خشکیها و دریاها، ای پروردگار شب و روز، ای پروردگار آشکارها و نهانها.
﴿۵۵﴾ يَا مَنْ نَفَذَ فِى كُلِّ شَىْءٍ أَمْرُهُ، يَا مَنْ لَحِقَ بِكُلِّ شَىْءٍ عِلْمُهُ، يَا مَنْ بَلَغَتْ إِلىٰ كُلِّ شَىْءٍ قُدْرَتُهُ، يَا مَنْ لَاتُحْصِى الْعِبادُ نِعَمَهُ، يَا مَنْ لَا تَبْلُغُ الْخَلائِقُ شُكْرَهُ، يَا مَنْ لَاتُدْرِكُ الْأَفْهامُ جَلالَهُ، يَا مَنْ لَاتَنالُ الْأَوْهامُ كُنْهَهُ، يَا مَنِ الْعَظَمَةُ وَالْكِبْرِيَاءُ رِداؤُهُ، يَا مَنْ لَاتَرُدُّ الْعِبادُ قَضاءَهُ، يَا مَنْ لَا مُلْكَ إِلّا مُلْكُهُ، يَا مَنْ لَاعَطاءَ إِلّا عَطاؤُهُ.
(55) ای آنکه فرمانش در هر چیز کاری و ثمربخش است، ای آنکه دانشش به هر چیز رسیده، ای آنکه قدرتش به همه چیز رسیده، ای آنکه بندگان از شمردن نعمتهایش ناتواناند، ای آنکه آفریدگان به سپاسش نرسند، ای آنکه شعورها و هوشها بزرگیاش را درنیابند، ای آنکه پندارها به ژرفای هستیاش نرسند، ای آنکه بزرگی و بزرگمنشی پوشش اوست، ای که بندگان توان برگرداندن حکمش را ندارند، ای آنکه فرمانروایی جز فرمانروایی او نیست، ای آنکه عطایی جز عطای او نیست.
﴿۵۶﴾ يَا مَنْ لَهُ الْمَثَلُ الْأَعْلىٰ، يَا مَنْ لَهُ الصِّفاتُ الْعُلْيا، يَا مَنْ لَهُ الْآخِرَةُ وَالْأُولىٰ، يَا مَنْ لَهُ جَنَّةُ الْمَأْوىٰ، يَا مَنْ لَهُ الْآياتُ الْكُبْرىٰ، يَا مَنْ لَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنىٰ، يَا مَنْ لَهُ الْحُكْمُ وَالْقَضاءُ، يَا مَنْ لَهُ الْهَواءُ وَالْفَضاءُ، يَا مَنْ لَهُ الْعَرْشُ وَالثَّرىٰ، يَا مَنْ لَهُ السَّمَاوَاتُ الْعُلىٰ.
(56) ای آنکه نمونه برتر برای اوست، ای آنکه صفات برتر برای اوست، ای آنکه سرانجام و سرآغاز برای اوست، ای آنکه بهشت آسایش برای اوست، ای آنکه نشانههای بزرگتر برای اوست، ای آنکه نامهای نیکوتر ویژه اوست، ای آنکه فرمان و داوری برای اوست، ای آنکه هوا و فضا از حضرت اوست، ای آنکه عرش و فرش برای اوست، ای آنکه آسمانهای برافراشته برای اوست.
﴿۵۷﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا عَفُوُّ، يَا غَفُورُ، يَا صَبُورُ، يَا شَكُورُ، يَا رَؤُوفُ، يَا عَطُوفُ، يَا مَسْؤُولُ، يَا وَدُودُ، يَا سُبُّوحُ، يَا قُدُّوسُ.
(5٧) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای درگذرنده، ای آمرزنده، ای شکیبا، ای پاداشدهنده بسیار بر عمل اندک، ای مهربان، ای مهرورز، ای درخواستشده، ای دوست، ای پاک، ای منزّه.
﴿۵۸﴾ يَا مَنْ فِى السَّماءِ عَظَمَتُهُ، يَا مَنْ فِى الْأَرْضِ آياتُهُ، يَا مَنْ فِى كُلِّ شَىْءٍ دَلائِلُهُ، يَا مَنْ فِى الْبِحارِ عَجائِبُهُ، يَا مَنْ فِى الْجِبالِ خَزائِنُهُ، يَا مَنْ يَبْدَأُ الْخَلْقَ ثُمَّ يُعِيدُهُ، يَا مَنْ إِلَيْهِ يَرْجِعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ، يَا مَنْ أَظْهَرَ فِى كُلِّ شَىْءٍ لُطْفَهُ، يَا مَنْ أَحْسَنَ كُلَّ شَىْءٍ خَلْقَهُ، يَا مَنْ تَصَرَّفَ فِى الْخَلائِقِ قُدْرَتُهُ.
(5٨) ای آنکه بزرگیاش در آسمان است، ای آنکه نشانههایش در زمین است، ای آنکه دلایلش در هر چیز است، ای آنکه شگفتیهایش در دریاست، ای آنکه گنجینههایش در کوههاست، ای آنکه آفرینش را آغاز کند سپس بازش گرداند، ای آنکه همه امور بهسوی او بازگردد، ای آنکه مهربانیاش را در هر چیز نمایان ساخته، ای آنکه آفرینش هر چیز را نیکو انجام داده، ای آنکه توانش در آفریدگان کارگر افتاده است.
﴿۵۹﴾ يَا حَبِيبَ مَنْ لَاحَبِيبَ لَهُ، يَا طَبِيبَ مَنْ لَاطَبِيبَ لَهُ، يَا مُجِيبَ مَنْ لَامُجِيبَ لَهُ، يَا شَفِيقَ مَنْ لَاشَفِيقَ لَهُ، يَا رَفِيقَ مَنْ لَارَفِيقَ لَهُ، يَا مُغِيثَ مَنْ لَامُغِيثَ لَهُ، يَا دَلِيلَ مَنْ لَادَلِيلَ لَهُ، يَا أَنِيسَ مَنْ لَاأَنِيسَ لَهُ، يَا راحِمَ مَنْ لَاراحِمَ لَهُ، يَا صاحِبَ مَنْ لَاصاحِبَ لَهُ.
(5٩) ای دوست آنکه دوستی ندارد، ای پزشک آنکه پزشکی ندارد، ای پاسخگوی آنکه پاسخگویی ندارد، ای یار مهربان آنکه یار مهربانی ندارد، ای همراه بی همرهان، ای فریادرس آنکه فریادرسی ندارد، ای رهنمای آنکه رهنمایی ندارد، ای همدم آنکه همدمی ندارد، ای رحمکننده آنکه رحمکنندهای ندارد، ای همنشین آنکه همنشینی ندارد.
﴿۶۰﴾ يَا كافِىَ مَنِ اسْتَكْفاهُ، يَا هادِىَ مَنِ اسْتَهْداهُ، يَا كالِئَ مَنِ اسْتَكْلاهُ، يَا راعِىَ مَنِ اسْتَرْعاهُ، يَا شافِىَ مَنِ اسْتَشْفاهُ، يَا قاضِىَ مَنِ اسْتَقْضاهُ، يَا مُغْنِىَ مَنِ اسْتَغْناهُ، يَامُوفِىَ مَنِ اسْتَوْفاهُ، يَامُقَوِّىَ مَنِ اسْتَقْواهُ، يَاوَلِىَّ مَنِ اسْتَوْلاهُ.
(6٠) ای کفایت کننده هرکه از او کفایت خواهد، ای راهنمای هرکه از او راهنمایی جوید، ای نگاهبان هرکه از او نگاهبانی خواهد، ای حمایت کننده هرکه از او حمایت خواهد، ای شفادهنده هرکه از او شفا طلبد، ای داور هرکه از او داوری خواهد، ای بینیاز کننده هرکه از او بینیازی جوید، ای وفادار به هر که از او وفا جوید، ای نیروبخش هرکه از او نیرو خواهد، ای سرپرست هرکه از او سرپرستی خواهد.
﴿۶۱﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا خالِقُ، يَا رازِقُ، يَا ناطِقُ، يَاصادِقُ، يَا فالِقُ، يَا فارِقُ، يَا فاتِقُ، يَا راتِقُ، يَا سابِقُ ، يَا سامِقُ.
(6١) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای آفریننده، ای روزی دهنده، ای گویا، ای راستگو، ای شکافنده، ای جدا کننده، ای گشاینده، ای پیونددهنده، ای پیشی گیرنده، ای بلند جایگاه.
﴿۶۲﴾ يَا مَنْ يُقَلِّبُ اللَّيْلَ وَالنَّهارَ، يَا مَنْ جَعَلَ الظُّلُمَاتِ وَالْأَنْوارَ، يَا مَنْ خَلَقَ الظِّلَّ وَالْحَرُورَ، يَا مَنْ سَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ، يَا مَنْ قَدَّرَ الْخَيْرَ وَالشَّرَّ، يَا مَنْ خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَياةَ، يَا مَنْ لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ، يَا مَنْ لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَلَا وَلَداً، يَا مَنْ لَيْسَ لَهُ شَرِيكٌ فِى الْمُلْكِ، يَا مَنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَ لِيِ مِنَ الذُّلِّ.
(6٢) ای آنکه شب و روز را دگرگون سازد، ای آنکه تاریکیها و روشناییها را قرار داد، ای آنکه سایه خنک و گرما را آفرید، ای آنکه خورشید و ماه را به کار گرفت، ای آنکه خیر و شر را مقدّر نمود، ای آنکه مرگ و زندگی را آفرید، ای آنکه خلق و امر از اوست، ای آنکه همسر و فرزندی نگرفت، ای آنکه در فرمانروایی شریکی برایش نیست، ای آنکه از روی خواری سرپرستی نخواهد.
﴿۶۳﴾ يَا مَنْ يَعْلَمُ مُرادَ الْمُرِيدِينَ، يَا مَنْ يَعْلَمُ ضَمِيرَ الصَّامِتِينَ، يَا مَنْ يَسْمَعُ أَنِينَ الْواهِنِينَ، يَا مَنْ يَرىٰ بُكاءَ الْخائِفِينَ، يَا مَنْ يَمْلِكُ حَوائِجَ السَّائِلِينَ، يَا مَنْ يَقْبَلُ عُذْرَ التَّائِبِينَ، يَا مَنْ لَايُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدِينَ، يَا مَنْ لَايُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ، يَا مَنْ لَايَبْعُدُ عَنْ قُلُوبِ الْعارِفِينَ، يَا أَجْوَدَ الْأَجْوَدِينَ.
(6٣) ای آنکه خواهش خواهشمندان را میداند، ای آنکه از نهاد خاموشان آگاه است، ای آنکه ناله درماندگان را میشنود، ای آنکه گریه هراسیدگان را میبیند، ای آنکه نیازهای نیازمندان به دست اوست، ای آنکه بهانه توبهکاران را میپذیرد، ای آنکه عمل تبهکاران را سر و سامان ندهد، ای آنکه پاداش نیکوکاران را تباه نکند، ای آنکه از دل عارفان دور نباشد، ای بخشندهترین بخشندگان.
﴿۶۴﴾ يَا دائِمَ الْبَقاءِ، يَا سامِعَ الدُّعاءِ، يَا واسِعَ الْعَطاءِ، يَا غافِرَ الْخَطاءِ، يَا بَدِيعَ السَّماءِ، يَا حَسَنَ الْبَلاءِ، يَا جَمِيلَ الثَّناءِ، يَا قَدِيمَ السَّناءِ، يَا كَثِيرَ الْوَفاءِ، يَا شَرِيفَ الْجَزاءِ.
(64) ای همیشه ماندگار، ای شنونده دعا، ای گسترده عطا، ای آمرزنده خطا، ای پدیدآورنده آسمان، ای نیک آزمون، ای نیکو ستایش، ای دیرینه درخشان، ای بسیار وفادار، ای برجسته پاداش.
﴿۶۵﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا سَتَّارُ، يَا غَفَّارُ، يَا قَهَّارُ، يَا جَبَّارُ، يَا صَبَّارُ، يَا بارُّ، يَا مُخْتارُ، يَا فَتَّاحُ، يَا نَفَّاحُ، يَا مُرْتاحُ.
(65) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای پردهپوش، ای آمرزنده، ای چیره، ای توانا، ای بس شکیبا، ای نیکبخش، ای برگزیده، ای گشاینده، ای روحبخش، ای راحتیبخش.
﴿۶۶﴾ يَا مَنْ خَلَقَنِى وَسَوَّانِى، يَا مَنْ رَزَقَنِى وَرَبَّانِى، يَا مَنْ أَطْعَمَنِى وَسَقانِى، يَا مَنْ قَرَّبَنِى وَأَدْنانِى، يَا مَنْ عَصَمَنِى وَكَفانِى، يَا مَنْ حَفِظَنِى وَكَلانِى، يَا مَنْ أَعَزَّنِى وَأَغْنانِى، يَا مَنْ وَفَّقَنِى وَهَدانِى، يَا مَنْ آنَسَنِى وَآوانِى، يَا مَنْ أَماتَنِى وَأَحْيانِى.
(66) ای آنکه مرا آفرید و بیاراست، ای آنکه مرا روزی داد و پرورید، ای آنکه به من خورانید و نوشانید، ای آنکه مرا نزدیک نمود و به کنار خویش برد، ای آنکه مرا نگاه داشت و کفایت نمود، ای آنکه مرا حفظ کرد و حمایت کرد، ای آنکه به من توانمندی بخشید و بینیازم ساخت، ای آنکه توفیقم داد و راهنمایی کرد، ای آنکه همدمم شد و جایم داد، ای آنکه مرا بمیراند و زنده کند.
﴿۶۷﴾ يَا مَنْ يُحِقُّ الْحَقَّ بِكَلِماتِهِ، يَا مَنْ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِهِ، يَا مَنْ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ، يَا مَنْ لَاتَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلّا بِإِذْنِهِ، يَا مَنْ هُوَ أَعْلَمُ بِمَنْ ضَلَّ عَنْ سَبِيلِهِ، يَا مَنْ لَامُعَقِّبَ لِحُكْمِهِ، يَا مَنْ لَارَادَّ لِقَضائِهِ، يَا مَنِ انْقادَ كُلُّ شَىْءٍ لِأَمْرِهِ، يَا مَنِ السَّمَاوَاتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ، يَا مَنْ يُرْسِلُ الرِّياحَ بُشْراً بَيْنَ يَدَيْ رَحْمَتِهِ.
(6٧) ای آنکه حق را با کلماتش استوار و برجا کند، ای آنکه توبه را از بندگانش بپذیرد، ای آنکه میان انسان و دلش قرار گیرد، ای آنکه شفاعت جز با اجازهاش سود نبخشد، ای آنکه به گمراه شدگان راهش داناتر است، ای آنکه حکمش دگرگونی نپذیرد، ای آنکه رأیش را بازگردانندهای نیست، ای آنکه هر چیز فرمانش را گردن نهد، ای آنکه آسمانها به دست قدرتش پیچیده گشته، ای آنکه بادها را مژدهدهنده رحمتش فرستد.
﴿۶۸﴾ يَا مَنْ جَعَلَ الْأَرْضَ مِهاداً، يَا مَنْ جَعَلَ الْجِبالَ أَوْتاداً، يَا مَنْ جَعَلَ الشَّمْسَ سِراجاً، يَا مَنْ جَعَلَ الْقَمَرَ نُوراً، يَا مَنْ جَعَلَ اللَّيْلَ لِباساً، يَا مَنْ جَعَلَ النَّهارَ مَعَاشاً، يَا مَنْ جَعَلَ النَّوْمَ سُباتاً، يَا مَنْ جَعَلَ السَّمَاءَ بِناءً، يَا مَنْ جَعَلَ الْأَشْياءَ أَزْواجاً، يَا مَنْ جَعَلَ النَّارَ مِرْصاداً.
(6٨) ای آنکه زمین را بستر زندگی قرار داد، ای آنکه کوهها را میخهای زمین نهاد، ای آنکه خورشیدی را چراغ نوربخش کرد، ای آنکه ماه را تابان ساخت، ای آنکه شب را جامه آرامش گرداند، ای آنکه روز را مایه گذران قرار داد، ای آنکه خواب را وسیله آرامش ساخت، ای آنکه آسمان را بنا نهاد، ای آنکه از هر چیز گونههای مختلف آفرید، ای آنکه آتش را کمینگاه قرار داد.
﴿۶۹﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا سَمِيعُ، يَا شَفِيعُ، يَا رَفِيعُ، يَا مَنِيعُ، يَا سَرِيعُ، يَا بَدِيعُ، يَا كَبِيرُ، يَا قَدِيرُ، يَا خَبِيرُ ، يَا مُجِيرُ.
(6٩) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای شنوا، ای حامی و مدافع، ای بلندپایه، ای فرازمند، ای شتابنده، ای نوآفرین، ای بزرگ، ای توانا، ای آگاه، ای پناهده.
﴿۷۰﴾ يَا حَيّاً قَبْلَ كُلِّ حَيُ، يَا حَيّاً بَعْدَ كُلِّ حَيُ، يَا حَىُّ الَّذِي لَيْسَ كَمِثْلِهِ حَيِ، يَا حَىُّ الَّذِي لَايُشارِكُهُ حَيِ، يَا حَىُّ الَّذِى لَا يَحْتاجُ إِلىٰ حَيُ، يَا حَىُّ الَّذِي يُمِيتُ كُلَّ حَيُ، يَا حَىُّ الَّذِي يَرْزُقُ كُلَّ حَيُ، يَا حَيّاً لَمْ يَرِثِ الْحَياةَ مِنْ حَيُ، يَا حَىُّ الَّذِي يُحْيِي الْمَوْتىٰ، يَا حَىُّ يَا قَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ.
(٧٠) ای زنده پیش از هر زنده، ای زنده پس از هر زنده، ای زندهای که مانند او زندهای نیست، ای زندهای که هیچ زندهای شریک او نیست، ای زندهای که به زندهای نیاز ندارد، ای زندهای که همه زندگان را میمیراند، ای زندهای که به زندهها روزی میدهد، ای زندهای که زندگی را از زندهای دیگر به ارث نبرده، ای زندهای که مردگان را زنده میکند، ای زندهی به خود پایندهای که او را چرت و خواب درنگیرد.
﴿۷۱﴾ يَا مَنْ لَهُ ذِكْرٌ لَايُنْسىٰ، يَا مَنْ لَهُ نُورٌ لَايُطْفىٰ، يَا مَنْ لَهُ نِعَمٌ لَاتُعَدُّ، يَا مَنْ لَهُ مُلْكٌ لَايَزُولُ، يَا مَنْ لَهُ ثَنَاءٌ لَايُحْصىٰ، يَا مَنْ لَهُ جَلالٌ لَايُكَيَّفُ، يَا مَنْ لَهُ كَمالٌ لَايُدْرَكُ، يَا مَنْ لَهُ قَضاءٌ لَايُرَدُّ، يَا مَنْ لَهُ صِفاتٌ لَاتُبَدَّلُ، يَا مَنْ لَهُ نُعُوتٌ لَاتُغَيَّرُ.
(٧١) ای آنکه یادی دارد فراموشنشدنی، ای آنکه نوری دارد خاموش نشدنی، ای آنکه عطایایی بخشیده ناشمردنی، ای آنکه فرمانرواییاش نابودی ندارد، ای آنکه ستایشش بیآمار است، ای آنکه شکوهش چگونگی نپذیرد، ای آنکه کمالی دارد درک ناشدنی، ای آنکه داوریاش بازگشت ناپذیر است، ای آنکه صفاتی دارد دگرگون ناپذیر، ای آنکه صفاتی دارد غیر قابل تغییر.
﴿۷۲﴾ يَا رَبَّ الْعالَمِينَ، يَا مالِكَ يَوْمِ الدِّينِ، يَا غايَةَ الطَّالِبِينَ، يَا ظَهْرَ اللَّاجِينَ، يَا مُدْرِكَ الْهارِبِينَ، يَا مَنْ يُحِبُّ الصَّابِرِينَ، يَا مَنْ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ، يَا مَنْ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ، يَا مَنْ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ، يَا مَنْ هُوَ أَعْلَمُ بِالْمُهْتَدِينَ.
(٧٢) ای پروردگار جهانیان، ای مالک روز جزا، ای مقصود جویندگان، ای پشت و پناه پناهندگان، ای دریابنده فراریان، ای آنکه شکیبایان را دوست دارد، ای آنکه توبهکنندگان را دوست دارد، ای آنکه پاکیزگان را دوست دارد، ای آنکه نیکوکاران را دوست دارد، ای آنکه اوست داناتر به راهیافتگان.
﴿۷۳﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا شَفِيقُ، يَا رَفِيقُ، يَا حَفِيظُ، يَا مُحِيطُ، يَا مُقِيتُ، يَا مُغِيثُ، يَا مُعِزُّ، يَا مُذِلُّ، يَا مُبْدِئُ، يَا مُعِيدُ.
(٧٣) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای مهربان، ای همراه، ای نگهدار، ای فراگیر، ای روزیبخش، ای فریادرس، ای توانبخش، ای خوار کننده، ای آغازگر، ای برگرداننده.
﴿۷۴﴾ يَا مَنْ هُوَ أَحَدٌ بِلا ضِدُ، يَا مَنْ هُوَ فَرْدٌ بِلا نِدُ، يَا مَنْ هُوَ صَمَدٌ بِلا عَيْبٍ، يَا مَنْ هُوَ وِتْرٌ بِلا كَيْفٍ، يَا مَنْ هُوَ قاضٍ بِلا حَيْفٍ، يَا مَنْ هُوَ رَبِ بِلا وَزِيرٍ، يَا مَنْ هُوَ عَزِيزٌ بِلا ذُلُ، يَا مَنْ هُوَ غَنِيِ بِلا فَقْرٍ، يَا مَنْ هُوَ مَلِكٌ بِلا عَزْلٍ، يَا مَنْ هُوَ مَوْصُوفٌ بِلا شَبِيهٍ.
(٧4) ای آنکه یکتاست و حریف ندارد، ای آنکه یگانه است و بیمانند، ای آنکه بینیاز و بیکاستی است، ای آنکه بیهمتا و بدون چگونگی است، ای آنکه داوری است بدون ستم، ای آنکه پروردگاری بی وزیر است، ای آنکه توانمندی بیخواری است، ای آنکه توانگری بینیاز است، ای آنکه پادشاهی بدون برکنار کردن است، ای آنکه اوصافش بیمانند است.
﴿۷۵﴾ يَا مَنْ ذِكْرُهُ شَرَفٌ لِلذَّاكِرِينَ، يَا مَنْ شُكْرُهُ فَوْزٌ لِلشَّاكِرِينَ، يَا مَنْ حَمْدُهُ عِزِ لِلْحامِدِينَ، يَا مَنْ طَاعَتُهُ نَجاةٌ لِلْمُطِيعِينَ، يَا مَنْ بابُهُ مَفْتُوحٌ لِلطَّالِبِينَ، يَا مَنْ سَبِيلُهُ واضِحٌ لِلْمُنِيبِينَ، يَا مَنْ آياتُهُ بُرْهانٌ لِلنَّاظِرِينَ، يَا مَنْ كِتابُهُ تَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ، يَا مَنْ رِزْقُهُ عُمُومٌ لِلطَّائِعِينَ وَالْعاصِينَ، يَا مَنْ رَحْمَتُهُ قَرِيبٌ مِنَ الْمُحْسِنِينَ.
(٧5) ای آنکه ذکرش برای ذاکران شرف است، ای آنکه شکرش برای شاکران رستگاری است، ای آنکه ستایشش برای ستایشگران عزّت است، ای آنکه طاعتش برای مطعیان مایه نجات است، ای آنکه درگاهش به روی جویندگان گشوده است، ای آنکه راهش برای توبهکاران هموار است، ای آنکه نشانههایش برای بینندگان دلیل قاطع است، ای آنکه کتابش برای پرواپیشگان مایه پند و یادآوری است، ای آنکه روزیاش همه مطیعان و گنهکاران را فراگیرد، ای آنکه رحمتش به نیکوکاران نزدیک است.
﴿۷۶﴾ يَا مَنْ تَبارَكَ اسْمُهُ، يَا مَنْ تَعالىٰ جَدُّهُ، يَا مَنْ لَاإِلٰهَ غَيْرُهُ، يَا مَنْ جَلَّ ثَناؤُهُ، يَا مَنْ تَقَدَّسَتْ أَسْماؤُهُ، يَا مَنْ يَدُومُ بَقاؤُهُ، يَا مَنِ الْعَظَمَةُ بَهاؤُهُ، يَا مَنِ الْكِبْرِياءُ رِداؤُهُ، يَا مَنْ لَاتُحْصىٰ آلاؤُهُ، يَا مَنْ لَاتُعَدُّ نَعْماؤُهُ.
(٧6) ای آنکه نامش خجسته است، ای آنکه محبوبیتش بس بلند است، ای آنکه معبودی جز او نیست، ای آنکه ستایشش والا است، ای آنکه نامهایش پاک و بیعیب است، ای آنکه هستیاش پایدار است، ای آنکه بزرگی جلوه زیبایی اوست، ای آنکه بزرگمنشی پوشش اوست، ای آنکه عطاهایش در شمار نیاید، ای آنکه نعمتهایش شمرده نشود.
﴿۷۷﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا مُعِينُ، يَا أَمِينُ، يَا مُبِينُ، يَا مَتِينُ، يَا مَكِينُ، يَا رَشِيدُ، يَا حَمِيدُ، يَا مَجِيدُ، يَا شَدِيدُ، يَا شَهِيدُ.
(٧٧) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای مدد رسان، ای امین، ای آشکار، ای استوار، ای ارجمند، ای راهنما، ای ستوده، ای بزرگوار، ای سختگیر (گنهکاران)، ای گواه.
﴿۷۸﴾ يَا ذَا الْعَرْشِ الْمَجِيدِ، يَا ذَا الْقَوْلِ السَّدِيدِ، يَا ذَا الْفِعْلِ الرَّشِيدِ، يَا ذَا الْبَطْشِ الشَّدِيدِ، يَا ذَا الْوَعْدِ وَالْوَعِيدِ، يَا مَنْ هُوَ الْوَلِىُّ الْحَمِيدُ، يَا مَنْ هُوَ فَعَّالٌ لِما يُرِيدُ، يَا مَنْ هُوَ قَرِيبٌ غَيْرُ بَعِيدٍ، يَا مَنْ هُوَ عَلىٰ كُلِّ شَىْءٍ شَهِيدٌ، يَا مَنْ هُوَ لَيْسَ بِظَلَّامٍ لِلْعَبِيدِ.
(٧٨) ای صاحب عرش پرشکوه، ای صاحب سخن استوار، ای صاحب کردار مستقیم، ای صاحب مجازات سخت، ای صاحب نوید و تهدید، ای آنکه سرپرست ستوده است، ای آنکه به نیکی انجام دهد آنچه را خواهد، ای آنکه نزدیک دوری ناپذیر است، ای آنکه بر هر چیز گواه است، ای آنکه بر بندگان ستمکار نیست.
﴿۷۹﴾ يَا مَنْ لَاشَرِيكَ لَهُ وَلَا وَزِيرَ، يَا مَنْ لَاشَبِيهَ لَهُ وَلَا نَظِيرَ، يَا خالِقَ الشَّمْسِ وَالْقَمَرِ الْمُنِيرِ، يَا مُغْنِىَ الْبائِسِ الْفَقِيرِ، يَا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِيرِ، يَا راحِمَ الشَّيْخِ الْكَبِيرِ، يَا جابِرَ الْعَظْمِ الْكَسِيرِ، يَا عِصْمَةَ الْخائِفِ الْمُسْتَجِيرِ، يَا مَنْ هُوَ بِعِبادِهِ خَبِيرٌ بَصِيرٌ، يَا مَنْ هُوَ عَلىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ.
(٧٩) ای آنکه شریک و وزیری ندارد، ای آنکه مثل و مانندی ندارد، ای آفریننده خورشید و ماه تابان، ای بینیاز کننده درمانده تهیدست، ای روزی دهنده کودک خردسال، ای مهرورز بر پیر بزرگسال، ای پیونددهنده استخوان شکسته، ای پناه ترسان پناهجو، ای آنکه بر بندگانش آگاه و بیناست، ای آنکه بر هر کاری تواناست.
﴿۸۰﴾ يَا ذَا الْجُودِ وَالنِّعَمِ، يَا ذَا الْفَضْلِ وَالْكَرَمِ، يَا خالِقَ اللَّوْحِ وَالْقَلَمِ، يَا بارِئَ الذَّرِّ وَالنَّسَمِ، يَا ذَا الْبَأْسِ وَالنِّقَمِ، يَا مُلْهِمَ الْعَرَبِ وَالْعَجَمِ، يَا كَاشِفَ الضُّرِّ وَالْأَلَمِ، يَا عَالِمَ السِّرِّ وَالْهِمَمِ، يَا رَبَّ الْبَيْتِ وَالْحَرَمِ، يَا مَنْ خَلَقَ الْأَشْياءَ مِنَ الْعَدَمِ.
(٨٠) ای صاحب جود و بخشش، ای صاحب احسان و بزرگواری، ای آفریننده لوح و قلم، ای پدیدآورنده موران و مردمان، ای صاحب عذاب و انتقام، ای الهامبخش عرب و عجم، ای بردارنده زیان و درد، ای دانای رازها و قصدها، ای پروردگار کعبه و حرم، ای آفریننده هر چیز از نیستی.
﴿۸۱﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا فاعِلُ، يَاجاعِلُ، يَا قابِلُ، يَا كامِلُ، يَا فاصِلُ، يَا واصِلُ، يَا عادِلُ، يَا غالِبُ، يَاطالِبُ، يَا واهِبُ.
(٨١) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای کردگار، ای هستیبخش، ای پذیرنده، ای تام و تمام، ای جدا، ای پیونددهنده، ای دادگر، ای چیره، ای جویا، ای بخشنده.
﴿۸۲﴾ يَا مَنْ أَنْعَمَ بِطَوْلِهِ، يَا مَنْ أَكْرَمَ بِجُودِهِ، يَا مَنْ جادَ بِلُطْفِهِ، يَا مَنْ تَعَزَّزَ بِقُدْرَتِهِ، يَا مَنْ قَدَّرَ بِحِكْمَتِهِ، يَا مَنْ حَكَمَ بِتَدْبِيرِهِ، يَا مَنْ دَبَّرَ بِعِلْمِهِ، يَا مَنْ تَجاوَزَ بِحِلْمِهِ، يَا مَنْ دَنَا فِى عُلُّوِهِ، يَا مَنْ عَلا فِى دُنُوِّهِ.
(٨٢) ای آنکه به نیکی و محبتش بخشید، ای آنکه به جودش گرامی داشت، ای آنکه به لطفش ارجمند و گرامی شد، ای آنکه به نیرویش کار نیکو کرد، ای آنکه به حکمتش سامان داد، ای آنکه به تدبیر خود حکم کرد، ای آنکه با علم خود تدبیر کرد، ای آنکه با بردباریاش درگذرد، ای آنکه در عین برتریاش نزدیک است، ای آنکه در عین نزدیکیاش برتر است.
﴿۸۳﴾ يَا مَنْ يَخْلُقُ ما يَشَاءُ، يَا مَنْ يَفْعَلُ ما يَشَاءُ، يَا مَنْ يَهْدِى مَنْ يَشَاءُ، يَا مَنْ يُضِلُّ مَنْ يَشَاءُ، يَا مَنْ يُعَذِّبُ مَنْ يَشَاءُ، يَا مَنْ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشَاءُ، يَا مَنْ يُعِزُّ مَنْ يَشَاءُ، يَا مَنْ يُذِلُّ مَنْ يَشَاءُ، يَا مَنْ يُصَوِّرُ فِى الْأَرْحامِ مَا يَشَاءُ، يَا مَنْ يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَنْ يَشَاءُ.
(٨٣) ای آنکه هرچه خواهد میآفریند، ای آنکه هرچه بخواهد انجام میدهد، ای آنکه هرکه را بخواهد راهنمایی کند، ای آنکه هرکه را بخواهد وامیگذارد، ای آنکه هرکه را بخواهد عذاب کند، ای آنکه هرکه را بخواهد بیامرزد، ای آنکه هرکه را بخواهد توانمندی بخشد، ای آنکه هرکه را بخواهد خوار گرداند، ای آنکه در رحم مادران هرچه خواهد صورت بخشد، ای آنکه هرکه را بخواهد به رحمتش مخصوص گرداند.
﴿۸۴﴾ يَا مَنْ لَمْ يَتَّخِذْ صاحِبَةً وَلَا وَلَداً، يَا مَنْ جَعَلَ لِكُلِّ شَىْءٍ قَدْراً، يَا مَنْ لَايُشْرِكُ فِى حُكْمِهِ أَحَداً، يَا مَنْ جَعَلَ الْمَلائِكَةَ رُسُلاً، يَا مَنْ جَعَلَ فِى السَّماءِ بُرُوجاً، يَا مَنْ جَعَلَ الْأَرْضَ قَراراً، يَا مَنْ خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَراً، يَا مَنْ جَعَلَ لِكُلِّ شَىْءٍ أَمَداً، يَا مَنْ أَحاطَ بِكُلِّ شَىْءٍ عِلْماً، يَا مَنْ أَحْصىٰ كُلَّ شَىْءٍ عَدَداً.
(٨4) ای آنکه همسر و فرزندی نگرفت، ای آنکه برای هر چیز اندازه نهاد، ای آنکه در حکومتش کسی را شریک نساخت، ای آنکه فرشتگان را فرستادگان خویش قرار داد، ای آنکه در آسمانها برجهایی قرار داد، ای آنکه زمین را زیستگاه شایسته نمود، ای آنکه آدمی را از آب آفرید، ای آنکه برای هر چیز سرانجامی قرار داد، ای آنکه با علم خویش هر چیز را دربر گرفته است، ای آنکه تعداد هر چیز را شماره نموده است.
﴿۸۵﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا أَوَّلُ، يَا آخِرُ، يَاظاهِرُ، يَا باطِنُ، يَابَرُّ، يَاحَقُّ، يَافَرْدُ، يَاوِتْرُ، يَاصَمَدُ، يَاسَرْمَدُ.
(٨5) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای آغاز، ای انجام، ای آشکار، ای نهان، ای نیکوکار، ای حق، ای یگانه، ای یکتا، ای بینیاز، ای همیشگی.
﴿۸۶﴾ يَا خَيْرَ مَعْرُوفٍ عُرِفَ، يَا أَفْضَلَ مَعْبُودٍ عُبِدَ، يَا أَجَلَّ مَشْكُورٍ شُكِرَ، يَا أَعَزَّ مَذْكُورٍ ذُكِرَ، يَا أَعْلىٰ مَحْمُودٍ حُمِدَ، يَا أَقْدَمَ مَوْجُودٍ طُلِبَ، يَا أَرْفَعَ مَوْصُوفٍ وُصِفَ، يَا أَكْبَرَ مَقْصُودٍ قُصِدَ، يَا أَكْرَمَ مَسْؤُولٍ سُئِلَ، يَا أَشْرَفَ مَحْبُوبٍ عُلِمَ.
(٨6) ای بهترین شناخته شدهای که شناخته شده، ای برترین معبودی که عبادت شده، ای والاترین ثناپذیری که سپاس شده، ای توانمندترین یاد شدهای که یاد شده، ای برترین ستودهای که ستایش شده، ای دیرینهترین موجودی که خواسته شده، ای بلندترین وصف شدهای که به وصف آمده، ای بزرگترین مقصودی که قصد شده، ای گرامیترین پرسیدهای که پرسش شده، ای عالیمرتبهترین محبوبی که دانسته شده.
﴿۸۷﴾ يَا حَبِيبَ الْباكِينَ، يَا سَيِّدَ الْمُتَوَكِّلِينَ، يَا هادِىَ الْمُضِلِّينَ، يَا وَلِىَّ الْمُؤْمِنِينَ، يَا أَنِيسَ الذَّاكِرِينَ، يَا مَفْزَعَ الْمَلهُوفِينَ، يَا مُنْجِىَ الصَّادِقِينَ، يَا أَقْدَرَ الْقادِرِينَ، يَا أَعْلَمَ الْعالِمِينَ، يَا إِلٰهَ الْخَلْقِ أَجْمَعِينَ.
(٨٧) ای محبوب گریهکنندگان، ای سرور توکلکنندگان، ای راهنمای گمراهان، ای سرپرست مؤمنان، ای همدم ذاکران، ای پناه جان سوختگان، ای رهایی بخش راستگویان، ای تواناترین توانایان، ای داناترین دانایان، ای پرستیده همه آفریدگان.
﴿۸۸﴾ يَا مَنْ عَلا فَقَهَرَ، يَا مَنْ مَلَكَ فَقَدَرَ، يَا مَنْ بَطَنَ فَخَبَرَ، يَا مَنْ عُبِدَ فَشَكَرَ، يَا مَنْ عُصِىَ فَغَفَرَ، يَا مَنْ لَاتَحْوِيهِ الْفِكَرُ، يَامَنْ لَايُدْرِكُهُ بَصَرٌ، يَا مَنْ لَايَخْفىٰ عَلَيْهِ أَثَرٌ، يَا رازِقَ الْبَشَرِ، يَا مُقَدِّرَ كُلِّ قَدَرٍ.
(٨٨) ای آنکه فراتر رفت و چیره گشت، ای آنکه دارا گشت و توان یافت، ای آنکه نهان شد و آگاهی یافت، ای آنکه پرستش شد و در برابر پرستش اندک پاداش فراوان داد، ای آنکه نافرمانی شد و آمرزید، ای آنکه اندیشهها او را فرا نگیرد، ای آنکه دیدهای او را در نیابد، ای آنکه اثری بر او پوشیده نماند، ای روزیدهنده آدمیان، ای اندازه دهنده هر اندازه.
﴿۸۹﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا حافِظُ، يَا بارِئُ، يَا ذارِئُ يَا باذِخُ، يَافارِجُ، يَا فاتِحُ، يَا كاشِفُ، يَا ضامِنُ، يَا آمِرُ، يَا ناهِى.
(٨٩) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای نگهدار، ای آفریننده، ای پدیدآورنده، ای بسیار بخشنده، ای گشایشگر، ای فراخیبخش، ای برطرفکننده زیان، ای ضمانتکننده، ای فرمانده، ای بازدارنده.
﴿۹۰﴾ يَامَنْ لَا يَعْلَمُ الْغَيْبَ إِلّا هُوَ، يَا مَنْ لَايَصْرِفُ السُّوءَ إِلّا هُوَ، يَا مَنْ لَايَخْلُقُ الْخَلْقَ إِلّا هُوَ، يَا مَنْ لَايَغْفِرُ الذَّنْبَ إِلّا هُوَ، يَا مَنْ لَايُتِمُّ النِّعْمَةَ إِلّا هُوَ، يَا مَنْ لَايُقَلِّبُ الْقُلُوبَ إِلّا هُوَ، يَا مَنْ لَايُدَبِّرُ الْأَمْرَ إِلّا هُوَ، يَا مَنْ لَايُنَزِّلُ الْغَيْثَ إِلّا هُوَ، يَا مَنْ لَا يَبْسُطُ الرِّزْقَ إِلّا هُوَ، يَا مَنْ لَايُحْيِى الْمَوْتىٰ إِلّا هُوَ.
(٩٠) ای آنکه جز او غیب نداند، ای آنکه زیان و سیهروزی را جز او برنگرداند، ای آنکه آفریدگان را جز او نیافریند، ای آنکه گناه را جز او نیامرزد، ای آنکه نعمت را جز او کامل نکند، ای آنکه دلها را جز او دگرگون نکند، ای آنکه کارها را جز او تدبیر ننماید، ای آنکه باران را جز او فرو نبارد، ای آنکه روزی را جز او نگستراند، ای آنکه مردگان را جز او زنده نسازد.
﴿۹۱﴾ يَا مُعِينَ الْضُعَفاءِ، يَا صاحِبَ الْغُرَباءِ، يَا ناصِرَ الْأَوْلِياءِ، يَا قاهِرَ الْأَعْداءِ، يَا رافِعَ السَّماءِ، يَا أَنِيسَ الْأَصْفِياءِ، يَا حَبِيبَ الْأَتْقِياءِ، يَا كَنْزَ الْفُقَراءِ، يَا إِلٰهَ الْأَغْنِياءِ، يَا أَكْرَمَ الْكُرَماءِ.
(٩١) ای یاور ناتوانان، ای همراه غریبان، ای یار دوستان، ای چیره بر دشمنان ای بالا برنده آسمان، ای مونس برگزیدگان، ای محبوب پروا پیشگان، ای گنجینه تهیدستان، ای معبود توانگران ای کریمترین کریمان.
﴿۹۲﴾ يَا كافِياً مِنْ كُلِّ شَىْءٍ، يَا قائِماً عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍ، يَا مَنْ لَا يُشْبِهُهُ شَىْءٌ، يَا مَنْ لَايَزِيدُ فِى مُلْكِهِ شَىْءٌ، يَا مَنْ لَايَخْفىٰ عَلَيْهِ شَىْءٌ، يَا مَنْ لَا يَنْقُصُ مِنْ خَزائِنِهِ شَىْءٌ، يَا مَنْ لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَىْءٌ، يَا مَنْ لَايَعْزُبُ عَنْ عِلْمِهِ شَىْءٌ، يَا مَنْ هُوَ خَبِيرٌ بِكُلِّ شَىْءٍ، يَا مَنْ وَسِعَتْ رَحْمَتُهُ كُلَّ شَىْءٍ.
(٩٢) ای کفایتکننده از هر چیز، ای پاینده بر هر چیز، ای آنکه چیزی مانند او نیست، ای آنکه چیزی بر فرمانرواییاش نیفزاید، ای آنکه چیزی بر او پوشیده نیست، ای آنکه چیزی از خزانههایش نکاهد، ای آنکه مانندش کسی نیست، ای آنکه چیزی از علمش پنهان نماند، ای آنکه به همهچیز آگاه است، ای آنکه رحمتش همهچیز را فرا گرفته است.
﴿۹۳﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا مُكْرِمُ، يَا مُطْعِمُ، يَا مُنْعِمُ، يَا مُعْطِى، يَا مُغْنِى، يَا مُقْنِى، يَا مُفْنِى، يَا مُحْيِى، يَا مُرْضِى، يَا مُنْجِى.
(٩٣) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای محبتکننده، ای روزیبخش، ای نعمت دهنده، ای عطابخش، ای بینیازکننده، ای ذخیرهگذار، ای نابودکننده، ای زندهکننده، ای خشنودکننده، ای رهایی بخش.
﴿۹۴﴾ يَا أَوَّلَ كُلِّ شَىْءٍ وَآخِرَهُ، يَا إِلٰهَ كُلِّ شَىْءٍ وَمَلِيكَهُ، يَا رَبَّ كُلِّ شَىْءٍ وَصانِعَهُ، يَا بارِئَ كُلِّ شَىْءٍ وَخالِقَهُ، يَا قابِضَ كُلِّ شَىْءٍ وَباسِطَهُ، يَا مُبْدِئَ كُلِّ شَىْءٍ وَمُعِيدَهُ، يَا مُنْشِئَ كُلِّ شَىْءٍ وَمُقَدِّرَهُ، يَا مُكَوِّنَ كُلِّ شَىْءٍ وَمُحَوِّلَهُ، يَا مُحْيِىَ كُلِّ شَىْءٍ وَمُمِيتَهُ، يَا خالِقَ كُلِّ شَىْءٍ وَوارِثَهُ.
(٩4) ای آغاز و انجام هر چیز، ای معبود و دارنده هر چیز، ای پروردگار و سازنده هر چیز، ای آفریننده و سازنده هر چیز، ای گیرنده و گشاینده هر چیز، ای آغاز کننده هر چیز، ای پدیدآورنده و اندازهبخش هر چیز، ای هستیبخش و جنباننده هر چیز، ای زندهکننده و میراننده هر چیز، ای آفریننده و میراث بر هر چیز.
﴿۹۵﴾ يَا خَيْرَ ذاكِرٍ وَمَذْكُورٍ، يَا خَيْرَ شاكِرٍ وَمَشْكُورٍ، يَا خَيْرَ حامِدٍ وَمَحْمُودٍ، يَا خَيْرَ شاهِدٍ وَمَشْهُودٍ، يَا خَيْرَ داعٍ وَمَدْعُوُ، يَا خَيْرَ مُجِيبٍ وَمُجابٍ، يَا خَيْرَ مُؤْنِسٍ وَأَنِيسٍ، يَا خَيْرَ صاحِبٍ وَجَلِيسٍ، يَا خَيْرَ مَقْصُودٍ وَمَطْلُوبٍ، يَا خَيْرَ حَبِيبٍ وَمَحْبُوبٍ.
(٩5) ای بهترین یادکننده و یادشده، ای بهترین ستایشکننده و ستایششده، ای بهترین ستاینده و ستوده، ای بهترین گواه و گواهینامه، ای بهترین خواهنده و خواندهشده، ای بهترین پاسخدهنده و پاسخ داده شده، ای بهترین یار و همدم، ای بهترین همراه و همنشین، ای بهترین سویه و آهنگ، ای بهترین دوستدار و محبوب.
﴿۹۶﴾ يَا مَنْ هُوَ لِمَنْ دَعاهُ مُجِيبٌ، يَا مَنْ هُوَ لِمَنْ أَطاعَهُ حَبِيبٌ، يَا مَنْ هُوَ إِلَىٰ مَنْ أَحَبَّهُ قَرِيبٌ، يَا مَنْ هُوَ بِمَنِ اسْتَحْفَظَهُ رَقِيبٌ، يَا مَنْ هُوَ بِمَنْ رَجاهُ كَرِيمٌ، يَا مَنْ هُوَ بِمَنْ عَصاهُ حَلِيمٌ، يَا مَنْ هُوَ فِى عَظَمَتِهِ رَحِيمٌ، يَا مَنْ هُوَ فِى حِكْمَتِهِ عَظِيمٌ، يَا مَنْ هُوَ فِى إِحْسانِهِ قَدِيمٌ، يَا مَنْ هُوَ بِمَنْ أَرادَهُ عَلِيمٌ.
(٩6) ای آنکه به خواهندهاش پاسخ گوید، ای آنکه برای فرمانبرش دوست است، ای آنکه به دوستدارش نزدیک است، ای آنکه برای کسی که از او نگهداری طلبد دیدهبان است، ای آنکه به هرکه به او امید بندد مهماننواز است، ای آنکه بر هرکه از او نافرمانی کند بردبار است، ای آنکه در بزرگیاش مهربان است، ای آنکه در فرزانگیاش بزرگ است، ای آنکه در نیکیاش دیرینه است، ای آنکه به هر که او را خواهد دانا است.
﴿۹۷﴾ اللّٰهُمَّ إِنِّى أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ يَا مُسَبِّبُ، يَا مُرَغِّبُ، يَا مُقَلِّبُ، يَا مُعَقِّبُ، يَا مُرَتِّبُ، يَا مُخَوِّفُ، يَا مُحَذِّرُ، يَا مُذَكِّرُ، يَا مُسَخِّرُ، يَا مُغَيِّرُ.
(٩٧) خدایا! از تو میخواهم به نامت ای سببساز، ای شوقآفرین، ای برگرداننده، ای پیگیر، ای سامانبخش، ای هراسآور، ای برحذردار، ای یادآور، ای تسخیرگر، ای دگرگون ساز.
﴿۹۸﴾ يَا مَنْ عِلْمُهُ سابِقٌ، يَا مَنْ وَعْدُهُ صادِقٌ، يَا مَنْ لُطْفُهُ ظاهِرٌ، يَا مَنْ أَمْرُهُ غالِبٌ، يَا مَنْ كِتابُهُ مُحْكَمٌ، يَا مَنْ قَضاؤُهُ كائِنٌ، يَا مَنْ قُرْآنُهُ مَجِيدٌ، يَا مَنْ مُلْكُهُ قَدِيمٌ، يَا مَنْ فَضْلُهُ عَمِيمٌ، يَا مَنْ عَرْشُهُ عَظِيمٌ.
(٩٨) ای آنکه علمش پیش است، ای آنکه وعدهاش راست است، ای آنکه مهرش آشکار است، ای آنکه فرمانش چیره است، ای آنکه کتابش استوار است، ای آنکه حکمش شدنی است، ای آنکه قرآنش باشکوه است، ای آنکه فرمانرواییاش دیرین است، ای آنکه بخششش فراگیر است، ای آنکه مقام فرمانروائیاش بس بزرگ است.
﴿۹۹﴾ يَا مَنْ لَايَشْغَلُهُ سَمْعٌ عَنْ سَمْعٍ، يَا مَنْ لَايَمْنَعُهُ فِعْلٌ عَنْ فِعْلٍ، يَا مَنْ لَايُلْهِيهِ قَوْلٌ عَنْ قَوْلٍ، يَا مَنْ لَايُغَلِّطُهُ سُؤالٌ عَنْ سُؤالٍ، يَا مَنْ لَايَحْجُبُهُ شَىْءٌ عَنْ شَىْءٍ، يَا مَنْ لَايُبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحِّينَ، يَا مَنْ هُوَ غايَةُ مُرادِ الْمُرِيدِينَ، يَا مَنْ هُوَ مُنْتَهىٰ هِمَمِ الْعارِفِينَ، يَا مَنْ هُوَ مُنْتَهىٰ طَلَبِ الطَّالِبِينَ، يَا مَنْ لَايَخْفىٰ عَلَيْهِ ذَرَّةٌ فِى الْعالَمِينَ.
(٩٩) ای آنکه شنیدنی از شنیدن دیگر بازش ندارد، ای آنکه کاری از کار دیگر منعش نکند، ای آنکه گفتاری از گفتار دیگر سرگرمش نکند، ای آنکه درخواستی از درخواست دیگر او را به اشتباه نیافکند، ای آنکه چیزی از چیز دیگر پردهاش نشود، ای آنکه اصرار اصرارکنندگان او را به ستوه نیاورد، ای آنکه آرمان واپسین جویندگان است، ای آنکه نهایت همّت عارفان است، ای آنکه پایان جستجوی جویندگان است، ای آنکه غباری در سراسر هستی بر او پوشیده نیست.
﴿۱۰۰﴾ يَا حَلِيماً لَايَعْجَلُ، يَا جَوَاداً لَايَبْخَلُ، يَا صادِقاً لَا يُخْلِفُ، يَا وَهَّاباً لَايَمَلُّ، يَا قاهِراً لَايُغْلَبُ، يَا عَظِيماً لَايُوصَفُ، يَا عَدْلاً لَا يَحِيفُ، يَا غَنِيّاً لَايَفْتَقِرُ، يَا كَبِيراً لَايَصْغُرُ، يَا حافِظاً لَايَغْفُلُ، سُبْحانَكَ يَا لَا إِلٰهَ إِلّا أَنْتَ، الْغَوْثَ الْغَوْثَ خَلِّصْنا مِنَ النَّارِ يَا رَبِّ.
(١٠٠) ای بردباری که شتاب نکند، ای بخشندهای که بخل نورزد، ای راستگویی که تخلّف نکند، ای عطاکنندهای که خستگی نپذیرد، ای چیرهای که شکستناپذیر است، ای بزرگی که به وصف در نیاید، ای دادگری که ستم ننماید، ای توانگری که نیازمند نشود، ای بزرگی که کوچک نگردد، ای نگهداری که بیخبر نماند، منزّهی تو ای که معبودی جز تو نیست، فریادرس، فریادرس، ما را ای پروردگار از آتش رهایی بخش.
مطالب مرتبط
دعای سیفی صغیر معروف به دعای قاموس
دعای جوشن صغیر
مشاهده در وبگاه ادعیه و زیارات بالقرآن به همراه صوت و تنظیمات بیشتر
این دعا در کتابهای معتبر به شرحی گستردهتر از شرح جوشنکبیر نقلشده و کفعمی در حاشیه کتاب «بلدالامین» فرموده: که این دعایی است بس بلند و پُر ارزش و هنگامی که هادی عبّاسی کشتن حضرت موسی بن جعفر را قصد کرد، آن حضرت این دعا را خواند، در نتیجه جدّش رسول خدا(صلیاللهعلیهوآله) را در خواب دید که به ایشان فرمود: حقتعالی دشمن تو را هلاک خواهد کرد.
این دعا در کتاب «مهج الدعوات» سید ابن طاووس نیز روایت شده ولی بین نسخه کفعمی و سید تفاوت وجود دارد که من آن را مطابق کتاب «بلد الامین» نقل میکنم؛ و آن دعا این است:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ إِلٰهِى كَمْ مِنْ عَدُوُ انْتَضىٰ عَلَىَّ سَيْفَ عَداوَتِهِ، وَشَحَذَ لِى ظُبَةَ مِدْيَتِهِ، وَأَرْهَفَ لِى شَبَا حَدِّهِ، وَدافَ لِى قَواتِلَ سُمُومِهِ، وَسَدَّدَ إِلىَّ صَوائِبَ سِهامِهِ، وَلَمْ تَنَمْ عَنِّى عَيْنُ حِراسَتِهِ، وَأَضْمَرَ أَنْ يَسُومَنِى الْمَكْرُوهَ، وَيُجَرِّعَنِى ذُعافَ مَرارَتِهِ؛
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانىاش همیشگى است، خدایا چه بسیار دشمنی که شمشیر دشمنیاش را به روی من کشید و لبه تیغش را برای من تیز کرد و دَم برنده اسلحهاش را باریک ساخت و زهرهای کشندهاش را برای من درهم آمیخت و تیرهای بیخطایش را بهسوی من نشانه گرفت و چشم نگهبانش از من به خواب نرفت و پنهان بر آن است تا مرا در معرض امور ناخوشایند قرار دهد و به من بچشاند زهر جگر سوزش را؛
فَنَظَرْتَ إِلىٰ ضَعْفِى عَنِ احْتِمالِ الْفَوادِحِ وَعَجْزِى عَنِ الانْتِصارِ مِمَّنْ قَصَدَنِى بِمُحارَبَتِهِ، وَوَحْدَتِى فِى كَثِيرٍ مِمَّنْ ناوانِى وَأَرْصَدَ لِى فِيما لَمْ أُعْمِلْ فِكْرِى فِى الْإِرْصادِ لَهُمْ بِمِثْلِهِ، فَأَيَّدْتَنِى بِقُوَّتِكَ، وَشَدَدْتَ أَزْرِى بِنُصْرَتِكَ، وَفَلَلْتَ لِى حَدَّهُ، وَخَذَلْتَهُ بَعْدَ جَمْعِ عَدِيدِهِ وَحَشُدِهِ، وَأَعْلَيْتَ كَعْبِى عَلَيْهِ؛
خدایا به ناتوانی من نگریستی که تاب حوادث بزرگ را ندارم و درماندگیام را از انتقام گرفتن از آنکه با ستیزهجوییاش قصد من کرده، دیدی و تنهاییام را در برابر بسیاری از آنانکه آزار مرا اراده کردهاند و در کمین من نشستند، مشاهده کردی و در آنچه اندیشهام را برضد آنان برای مقابله به مثل بکار نگرفتم، پس مرا به نیرویت حمایت کردی و پشتم را با یاریت محکم نمودی و تیغ او را به نفع من کند کردی و او را پس از جمعآوری نفرات و تجهیزاتش خوار نمودی و مقام و جایگاه مرا بر او برتری دادی؛
وَوَجَّهْتَ ما سَدَّدَ إِلَىَّ مِنْ مَكائِدِهِ إِلَيْهِ، وَرَدَدْتَهُ عَلَيْهِ، وَلَمْ يَشْفِ غَلِيلَهُ، وَلَمْ تَبْرُدْ حَزازاتُ غَيْظِهِ، وَقَدْ عَضَّ عَلَىَّ أَنامِلَهُ، وَأَدْبَرَ مُوَلِّياً قَدْ أَخْفَقَتْ سَراياهُ، فَلَكَ الْحَمْدُ يَا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لَايُغْلَبُ، وَذِى أَناةٍ لَايَعْجَلُ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنِى لِنَعْمائِكَ مِنَ الشَّاكِرِينَ، وَلِآلائِكَ مِنَ الذَّاكِرِينَ؛
و آنچه را از نیرنگهایش به سوی من هدف گرفته بود بهسوی خودش بازگرداندی و برضد او به کار بستی، ولی عطش کینهاش فرو ننشست و سوزش دل برآمده از خشمش سرد نشد درحالیکه از عصبانتیش بر من انگشت به دندان گزید و پشت کرده پا به فرار نهاد و سپاه و نفراتش تارومار شد، پس تو را سپاس ای پروردگار از تواناییات که شکست نپذیرد و بردباریات که شتاب نورزی، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا در برابر نعمتهایت از سپاسگزاران و در برابر عطاهایت از یادکنندگان قرار ده؛
إِلٰهِى وَكَمْ مِنْ باغٍ بَغانِى بِمَكائِدِهِ، وَنَصَبَ لِى أَشْراكَ مَصائِدِهِ، وَوَكَّلَ بِى تَفَقُّدَ رِعايَتِهِ، وَأَضْبَأَ إِلَىَّ إِضْباءَ السَّبُعِ لِطَرِيدَتِهِ، انْتِظاراً لِانْتِهازِ فُرْصَتِهِ، وَهُوَ يُظْهِرُ بَشاشَةَ الْمَلَقِ، وَيَبْسُطُ وَجْهاً غَيْرَ طَلِقٍ،
خدایا چه بسیار متجاوزی که با نیرنگهایش به من ستم کرد و دامهای شکارگیرش را در راهم نهاد و توجه جستجوگرانهاش را بر من گماشت و در کمین من نشست، همچون کمین گذاردن درندهای برای شکار خویش برای به دست آوردن فرصت مناسب درحالیکه خوشرویی چاپلوسانه نشان داده و بهسختی گشادهرویی میکرد،
فَلَمّا رَأَيْتَ دَغَلَ سَرِيرَتِهِ، وَقُبْحَ مَا انْطَوىٰ عَلَيْهِ لِشَرِيكِهِ فِى مِلَّتِهِ، وَأَصْبَحَ مُجْلِباً لِى فِى بَغْيِهِ أَرْكَسْتَهُ لِأُمِّ رَأْسِهِ، وَأَتَيْتَ بُنْيانَهُ مِنْ أَساسِهِ، فَصَرَعْتَهُ فِى زُبْيَتِهِ، وَرَدَّيْتَهُ فِى مَهْوىٰ حُفْرَتِهِ، وَجَعَلْتَ خَدَّهُ طَبَقاً لِتُرابِ رِجْلِهِ؛ وَشَغَلْتَهُ فِى بَدَنِهِ وَرِزْقِهِ، وَرَمَيْتَهُ بِحَجَرِهِ، وَخَنَقْتَهُ بِوَتَرِهِ، وَذَكَّيْتَهُ بِمَشاقِصِهِ، وَكَبَبْتَهُ لِمَنْخِرِهِ، وَرَدَدْتَ كَيْدَهُ فِى نَحْرِهِ، وَرَبَقْتَهُ بِنَدامَتِهِ، وَفَسَأْتَهُ بِحَسْرَتِهِ،
پس چون حیلهگری نهادش و زشتی پندار نهفتهاش را آن هم بر زیان همکیشش مشاهده نمودی درحالیکه به بامداد درآمد به امید آنکه در ستمش بر من هجوم آورد، پس تو او را سرنگون ساختی و ریشهاش را از بیخوبن برکندی و او را در چاهی که برای من کنده بود و در ژرفای گودالش در انداختی و گونهاش را همپای خاک پایش قرار دادی؛ و او را به جسم و روزیاش سرگرم کردی و او را با سنگ خودش زدی و با زه کمان خودش خفهاش ساختی و با سر نیزههای خودش نابودش کردی و به رو به خاک مذلّت انداختی و حیلهاش را به گردنش برگرداندی و به بند پشیمانی گرفتارش کردی و به سبب حسرتش به باد فنایش دادی،
فَاسْتَخْذَأَ وتَضاءَلَ بَعْدَ نَخْوَتِهِ، وَانْقَمَعَ بَعْدَ اسْتِطالَتِهِ ذَلِيلاً مَأْسُوراً فِى رِبْقِ حِبالَتِهِ الَّتِى كانَ يُؤَمِّلُ أَنْ يَرانِى فِيها يَوْمَ سَطْوَتِهِ، وَقَدْ كِدْتُ يَا رَبِّ لَوْلا رَحْمَتُكَ أَنْ يَحُلَّ بِى ما حَلَّ بِساحَتِهِ، فَلَكَ الْحَمْدُ يَا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لَا يُغْلَبُ، وَذِى أَناةٍ لَايَعْجَلُ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنِى لِنَعْمائِكَ مِنَ الشَّاكِرِينَ، وَلِآلائِكَ مِنَ الذَّاكِرِينَ؛
ازاینرو پس از کبر و نخوتش خوار و کوچک شد و به دنبال گردن فرازیاش پست و فرومایه شد و در بند دامی که روز گردنکشیاش آرزو داشت مرا در میان آن ببیند، اسیر شد و چه نزدیک بود پروردگارا اگر رحمتت نبود بر من فرود آید، آنچه دامن زندگی او را فرا گرفت، پس تو را سپاس پروردگارا که توانای شکست ناپذیری و بردباری شتاب نورزی، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر نعمتهایت از سپاسگزاران و در برابر عطاهایت از یادکنندگان قرار بده؛
إِلٰهِى وَكَمْ مِنْ حاسِدٍ شَرِقَ بِحَسْرَتِهِ ، وَعَدُوُ شَجِىَ بِغَيْظِهِ، وَسَلَقَنِى بِحَدِّ لِسانِهِ، وَوَخَزَنِى بِمُوقِ عَيْنِهِ، وَجَعَلَنِى غَرَضاً لِمَرامِيهِ، وَقَلَّدَنِى خِلالاً لَمْ تَزَلْ فِيهِ ؟
خدایا چه بسیار حسودی که از روی حسرت برافروخته گشت و دشمنی که به سبب خشمش بهسختی اندوهناک شد و مرا با نیش زبانش آزرده ساخت و مژگانش را چون نیزهای به بدنم فرو برد و مرا هدف تیرهای سرزنش کرد و کاستیهایی را به گردنم انداخت که همواره در خود اوست،
نادَيْتُكَ يَا رَبِّ مُسْتَجِيراً بِكَ، واثِقاً بِسُرْعَةِ إِجابَتِكَ، مُتَوَكِّلاً عَلىٰ ما لَمْ أَزَلْ أَتَعَرَّفُهُ مِنْ حُسْنِ دِفاعِكَ، عالِماً أَنَّهُ لَايُضْطَهَدُ مَنْ أَوىٰ إِلىٰ ظِلِّ كَنَفِكَ؛ وَلَنْ تَقْرَعَ الْحَوادِثُ مَنْ لَجَأَ إِلىٰ مَعْقِلِ الانْتِصارِ بِكَ، فَحَصَّنْتَنِى مِنْ بَأْسِهِ بِقُدْرَتِكَ، فَلَكَ الْحَمْدُ يَا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لَايُغْلَبُ، وَذِى أَناةٍ لَايَعْجَلُ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنِى لِنَعْمائِكَ مِنَ الشَّاكِرِينَ، وَلِآلائِكَ مِنَ الذَّاكِرِينَ؛
پروردگارا پناهجویانه تو را خواندم، درحالیکه اطمینان به سرعت اجابت تو داشتم، توکل کنان به آنچه همواره از خوبی دفاعت میدانستم، با آگاهی به اینکه هرکه رخت به سایه حمایتت کشد، مورد آزار واقع نگردد؛ و کسی که به قلعه مددجویی تو پناه آورد، هرگز حوادث روزگار او را درهم نکوبد، پس به قدرتت مرا از آزار او حفظ کردی، بنابراین تو را سپاس ای پروردگار که توانای شکستناپذیری و بردباری که هرگز شتاب نکنی، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر نعمتهایت از سپاسگزاران و در برابر عطاهایت از یادکنندگان قرار بده؛
إِلٰهِى وَكَمْ مِنْ سَحائِبِ مَكْرُوهٍ جَلَّيْتَها، وَسَماءِ نِعْمَةٍ مَطَرْتَها ، وَجَداوِلِ كَرامَةٍ أَجْرَيْتَها، وَأَعْيُنِ أَحْداثٍ طَمَسْتَها، وَناشِئَةِ رَحْمَةٍ نَشَرْتَها، وَجُنَّةِ عافِيَةٍ أَلْبَسْتَها، وَغَوامِرِ كُرُباتٍ كَشَفْتَها، وَأُمُورٍ جارِيَةٍ قَدَّرْتَها، لَمْ تُعْجِزْكَ إِذْ طَلَبْتَها، وَلَمْ تَمْتَنِعْ مِنْكَ إِذْ أَرَدْتَها، فَلَكَ الْحَمْدُ يَا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لَايُغْلَبُ، وَذِى أَناةٍ لَايَعْجَلُ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنِى لِنَعْمائِكَ مِنَ الشَّاكِرِينَ، وَلِآلائِكَ مِنَ الذَّاكِرِينَ؛
خدایا چه بسیار ابرهای ناملایمات که از فضای زندگیام زدودی و آسمان نعمتی که بر من باراندی و نهرهای بخشندگی که بهسوی من روان ساختی و چشمههای حوادثی که نابود کردی و نهال رحمتی که گستردی و زره عافیتی که بر من پوشاندی و گردابهای گرفتاری که برطرف کردی و امور جاریهای که مقدّر فرمودی، آنگاه که این امور را پیگیری کردی، درماندهات نکردند و هر زمانکه آنها را اراده فرمودی از فرمانبرداری خودداری ننمودند، پس تو را سپاس ای پروردگار که توانای شکستناپذیری و بردباری که شتاب نورزی، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا به نعمتهایت از سپاسگزاران و در برابر عطاهایت از یادکنندگان قرار بده؛
إِلٰهِى وَكَمْ مِنْ ظَنُ حَسَنٍ حَقَّقْتَ، وَمِنْ كَسْرِ إِمْلاقٍ جَبَرْتَ، وَمِنْ مَسْكَنَةٍ فادِحَةٍ حَوَّلْتَ، وَمِنْ صَرْعَةٍ مُهْلِكَةٍ نَعَشْتَ، وَمِنْ مَشَقَّةٍ أَرَحْتَ، لَاتُسْأَلُ عَمَّا تَفْعَلُ وَهُمْ يُسْأَلُونَ، وَلَا يَنْقُصُكَ ما أَنْفَقْتَ،
خدایا چه بسیار گمان نیکی که جامه عمل پوشاندی و شکستگی نداری را که جبران کردی و بیچیزی توان فرسایی که از من گرداندی و از سقوط هلاکتباری که بلندم کردی و دشواری و سختی که آسان نمودی، تو بازخواست نشوی از آنچه انجام میدهی و دیگران بازخواست شوند و از آنچه هزینه میکنی چیزی کاسته نشود،
وَلَقَدْ سُئِلْتَ فَأَعْطَيْتَ، وَلَمْ تُسْأَلْ فَابْتَدَأْتَ، وَاسْتُمِيحَ بابُ فَضْلِكَ فَما أَكْدَيْتَ، أَبَيْتَ إِلّا إِنْعاماً وَامْتِناناً، وَ إِلّا تَطَوُّلاً يَا رَبِّ وَ إِحْساناً، وَأَبَيْتُ إِلّا انْتِهاكاً لِحُرُماتِكَ، وَاجْتِراءً عَلىٰ مَعاصِيكَ؛ وَتَعَدِيّاً لِحُدُودِكَ، وَغَفْلَةً عَنْ وَعِيدِكَ، وَطاعَةً لِعَدُوِّى وَعَدُوِّكَ، لَمْ يَمْنَعْكَ يَا إِلٰهِى وَناصِرِى إِخْلالِى بِالشُّكْرِ عَنْ إِتْمامِ إِحْسانِكَ، وَلَا حَجَزَنِى ذٰلِكَ عَنِ ارْتِكابِ مَساخِطِكَ؛
هر آینه اگر از تو درخواست شد، عطا کردی و اگر درخواست نشد، آغاز در عطا نمودی و از پیشگاه فضلت درخواست احسان شد و تو منع ننمودی و ناخرسند بودی مگر از نعمتبخشی و اصرار بر رساندن عطا و فزونبخشی و احسان ای پروردگار و من هم ناخرسند بودم مگر از شکستن احترام محرّماتت و جسارت بر گناهانت؛ و تجاوز از قوانینت و غفلت از تهدیدت و فرمانبری از دشمنم و دشمنت، ای معبودم و یاورم کوتاهیام در سپاسگزاریات تو را از تمام کردن احسانت بر من باز نداشت و این چشمپوشی و بزرگواری، مرا از انجام کارهای مورد خشمت مانع نشد؛
اللّٰهُمَّ وَهٰذا مَقَامُ عَبْدٍ ذَلِيلٍ اعْتَرَفَ لَكَ بِالتَّوْحِيدِ، وَأَقَرَّ عَلىٰ نَفْسِهِ بِالتَّقْصِيرِ فِى أَداءِ حَقِّكَ، وَشَهِدَ لَكَ بِسُبُوغِ نِعْمَتِكَ عَلَيْهِ وَجَمِيلِ عادَتِكَ عِنْدَهُ وَ إِحْسانِكَ إِلَيْهِ، فَهَبْ لِى يَا إِلٰهِى وَسَيِّدِى مِنْ فَضْلِكَ ما أُرِيدُهُ إِلىٰ رَحْمَتِكَ ، وَأَتَّخِذُهُ سُلَّماً أَعْرُجُ فِيهِ إِلىٰ مَرْضاتِكَ، وَ آمَنُ بِهِ مِنْ سَخَطِكَ، بِعِزَّتِكَ وَطَوْلِكَ؛ وَبِحَقِّ نَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ،
خدایا، این است جایگاه بندهی فرومایهای که برای تو به یگانگی اقرار کرد و برای خویش به کوتاهی در ادای حق تو و گواهی داد برای تو، به کمال نعمتت بر او و شیوه زیبا و دلنشینت نزد او و احسانت بر او، پس به من ببخش ای خدای من و سرور من از احسانت آنچه را که در راه رسیدن به رحمتت میخواهم، تا نردبانش قرار دهم که از آن بهسوی خشنودیات، بالا روم و با آن از خشمت امان یابم، به حق توانمندی و بینیازی همیشگیات؛ و به حق پیامبرت محمّد (درود خدا بر او و خاندانش)،
فَلَكَ الْحَمْدُ يَا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لَايُغْلَبُ، وَذِى أَناةٍ لَايَعْجَلُ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنِى لِنَعْمائِكَ مِنَ الشَّاكِرِينَ، وَلِآلائِكَ مِنَ الذَّاكِرِينَ؛
پس تو را سپاس ای پروردگار که توانای شکستناپذیری و بردباری که شتاب نورزی، درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد و مرا بر نعمتهایت از سپاسگزاران و در برابر عطاهایت از یادکنندگان قرار بده؛
إِلٰهِى وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ أَمْسىٰ وَأَصْبَحَ فِى كَرْبِ الْمَوْتِ، وَحَشْرَجَةِ الصَّدْرِ، وَالنَّظَرِ إِلىٰ ما تَقْشَعِرُّ مِنْهُ الْجُلُودُ، وَتَفْزَعُ لَهُ الْقُلُوبُ، وَأَنَا فِى عافِيَةٍ مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ، فَلَكَ الْحَمْدُ يَا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لَايُغْلَبُ، وَذِى أَناةٍ لَايَعْجَلُ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنِى لِنَعْمائِكَ مِنَ الشَّاكِرِينَ، وَلِآلائِكَ مِنَ الذَّاكِرِينَ؛
معبود من چه بسیار بندهای که صبح کرد و وارد شب شد، در سختی مرگ و به شدت و تنگی نفسزنان و با نگاه به آنچه بدنها از دیدنش میلرزد و دلها از آن بیتاب میشود و من از همه اینها در تندرستی و سلامتی هستم، پس تو را سپاس ای پروردگار، که توانای شکستناپذیری و بردباری که شتاب نورزی، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر نعمتهایت از سپاسگزاران و در برابر عطاهایت از یادکنندگان قرار بده؛
اِلهى وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ أَمْسىٰ وَأَصْبَحَ سَقِيماً مُوجِعاً فِى أَنَّةٍ وَعَوِيلٍ يَتَقَلَّبُ فِى غَمِّهِ لَا يَجِدُ مَحِيصاً، وَلَا يُسِيغُ طَعاماً وَلَا شَراباً ، وَأَنَا فِى صِحَّةٍ مِنَ الْبَدَنِ، وَسَلامَةٍ مِنَ الْعَيْشِ، كُلُّ ذٰلِكَ مِنْكَ، فَلَكَ الْحَمْدُ يَا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لَايُغْلَبُ، وَذِى أَناةٍ لَايَعْجَلُ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنِى لِنَعْمائِكَ مِنَ الشَّاكِرِينَ، وَلِآلائِكَ مِنَ الذَّاكِرِينَ؛
خدای من چه بسا بندهای که به شامگاهان و صبحگاهان در آمد، بیمار و دردمند، در ناله و فریاد، در اندوهش به خود میپیچید و راه گریزی نمییافت و خوردنی و نوشیدنی گوارایی نمیخورد و من در تندرستی و سلامت زندگی هستم، همه اینها از توست، پس تو را سپاس ای پروردگار توانای شکستناپذیر و بردباری که شتاب نورزی، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر نعمتهایت از سپاسگزاران و در برابر عطاهایت از یادکنندگان قرار بده؛
إِلٰهِى وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ أَمْسىٰ وَأَصْبَحَ خائِفاً مَرْعُوباً مُشْفِقاً وَجِلاً هارِباً طَرِيداً مُنْجَحِراً فِى مَضِيقٍ وَمَخْبَأَةٍ مِنَ الْمَخابِىَ قَدْ ضاقَتْ عَلَيْهِ الْأَرْضُ بِرُحْبِها، لَايَجِدُ حِيلَةً وَلَا مَنْجىٰ وَلَا مَأْوىٰ، وَأَنَا فِى أَمْنٍ وَطُمَأْنِينَةٍ وَعافِيَةٍ مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ، فَلَكَ الْحَمْدُ يَا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لَا يُغْلَبُ وَذِى أَناةٍ لَايَعْجَلُ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنِى لِنَعْمائِكَ مِنَ الشَّاكِرِينَ، وَلِآلائِكَ مِنَ الذَّاكِرِينَ؛
خدایا چه بسیار بندهای که به شامگاهان و صبحگاهان درآمد، ترسان و هراسان، پریشان و اندیشناک، فراری و رانده شده، خرابه نشینی در تنگنا و مخفیگاهی از مخفیگاهها که زمین با فراخیاش بر او تنگ شد، چاره و راه نجات و پناهگاهی نمییابد و من از همه اینها در امنیت و آرامش و سلامت کاملم، پس تو را سپاس ای پروردگار توانمند شکستناپذیر و بردباری که شتاب نورزی، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر نعمتهایت از سپاسگزاران و در برابر عطاهایت از یادکنندگان قرار بده؛
إِلٰهِى وَسَيِّدِى وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ أَمْسىٰ وَأَصْبَحَ مَغْلُولاً مُكَبَّلاً فِى الْحَدِيدِ بِأَيْدِى الْعُداةِ لَايَرْحَمُونَهُ، فَقِيداً مِنْ أَهْلِهِ وَوَلَدِهِ، مُنْقَطِعاً عَنْ إِخْوانِهِ وَبَلَدِهِ، يَتَوَقَّعُ كُلَّ ساعَةٍ بِأَيِّ قِتْلَةٍ يُقْتَلُ، وَبِأَيِّ مُثْلَةٍ يُمَثَّلُ بِهِ، وَأَنَا فِى عافِيَةٍ مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ، فَلَكَ الْحَمْدُ يَا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لَايُغْلَبُ، وَذِى أَناةٍ لَايَعْجَلُ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنِى لِنَعْمائِكَ مِنَ الشَّاكِرِينَ، وَلِآلائِكَ مِنَ الذَّاكِرِينَ؛
معبود و آقای من و چه بسیار بندهای که به شامگاه و بامداد درآمد، بسته به زنجیر، پیچیده در آهن آن هم به دست دشمنانش که به او رحم نورزند، دور مانده از زن و فرزند، بریده از برادران و شهر خویش، هر لحظه انتظار دارد که چگونه کشته خواهد شد و چگونه اعضایش بریده خواهد گشت و من از همه اینها در سلامت کاملم، پس تو را سپاس ای پروردگار توانای شکست ناپذیر و بردباری که شتاب نورزی، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا از سپاسگزاران و در برابر عطاهایت از یادکنندگان قرار بده؛
إِلٰهِى وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ أَمْسىٰ وَأَصْبَحَ يُقاسِى الْحَرْبَ وَمُباشَرَةَ الْقِتالِ بِنَفْسِهِ قَدْ غَشِيَتْهُ الْأَعْداءُ مِنْ كُلِّ جانِبٍ بِالسُّيُوفِ وَالرِّماحِ وَآلَةِ الْحَرْبِ، يَتَقَعْقَعُ فِى الْحَدِيدِ قَدْ بَلَغَ مَجْهُودَهُ لَايَعْرِفُ حِيلَةً، وَلَا يَجِدُ مَهْرَباً، قَدْ أُدْنِفَ بِالْجِراحَاتِ، أَوْ مُتَشَحِّطاً بِدَمِهِ تَحْتَ السَّنابِكِ وَالْأَرْجُلِ، يَتَمَنَّىٰ شَرْبَةً مِنْ ماءٍ أَوْ نَظْرَةً إِلىٰ أَهْلِهِ وَوَلَدِهِ لَا يَقْدِرُ عَلَيْها، وَأَنَا فِى عافِيَةٍ مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ، فَلَكَ الْحَمْدُ يَا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لَايُغْلَبُ، وَذِى أَناةٍ لَايَعْجَلُ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنِى لِنَعْمائِكَ مِنَ الشَّاكِرِينَ، وَلِآلائِكَ مِنَ الذَّاكِرِينَ؛
معبودم و چه بسیار بندهای که به شامگاه و صبحگاه درآمد، درحالیکه سختی جنگ و پیکار را با جانش تحمّل میکند و دشمنان از هر جانب او را با شمشیرها و نیزهها و ابزار جنگ در محاصره آوردهاند، در میان آهن تلاش میکند، نهایت کوشش را بکار گرفته، راه چارهای نمییابد و گریزگاهی به دست نمیآورد، از سختی جراحات بیمار شده، یا در خون خویش زیر سمها و لگدها غلطان گشته، جرعه آبی را آرزو میکند، یا یک نگاه به اهل و فرزندش را میخواهد، امّا توانی بر آن را ندارد و من از همه اینها در سلامت کاملم، پس تو را سپاس ای پروردگار توانای شکستناپذیر و بردباری که شتاب نورزی، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر نعمتهایت از سپاسگزارن و در برابر عطاهایت از یادکنندگان قرار بده؛
إِلٰهِى وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ أَمْسىٰ وَأَصْبَحَ فِى ظُلُماتِ الْبِحارِ وَعَواصِفِ الرِّياحِ وَالْأَهْوالِ وَالْأَمْواجِ، يَتَوَقَّعُ الْغَرَقَ وَالْهَلاكَ، لَايَقْدِرُ عَلىٰ حِيلَةٍ، أَوْ مُبْتَلىً بِصاعِقَةٍ أَوْ هَدْمٍ أَوْ حَرْقٍ أَوْشَرْقٍ أَوْ خَسْفٍ أَوْ مَسْخٍ أَوْ قَذْفٍ، وَأَنَا فِى عافِيَةٍ مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ، فَلَكَ الْحَمْدُ يَا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لَايُغْلَبُ، وَذِى أَناةٍ لَا يَعْجَلُ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنِى لِنَعْمائِكَ مِنَ الشَّاكِرِينَ، وَلِآلائِكَ مِنَ الذَّاكِرِينَ؛
معبود من و چه بسیار بندهای که به شامگاه و صبحگاه درآید، در تاریکیهای دریاها و تندبادها و در دل هراسها و امواج در حالیکه انتظار غرق شدن و هلاکت را میکشد و توان چارهاندیشی ندارد، یا گرفتار صاعقه یا آوار یا آتشسوزی یا گلوگیر شدن لقمه یا فرو رفتن در زمین یا مسخ شدن یا متهم به امر نامشروع است و من از همه اینها در سلامت کاملم، پس تو را سپاس ای پروردگار توانای شکستناپذیر و بردباری که شتاب نورزی، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر نعمتهایت از سپاسگزاران و در برابر عطاهایت از یادکنندگان قرار ده؛
إِلٰهِى وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ أَمْسىٰ وَأَصْبَحَ مُسافِراً شاخِصاً عَنْ أَهْلِهِ وَوَلَدِهِ، مُتَحَيِّراً فِى الْمَفاوِزِ، تائِهاً مَعَ الْوُحُوشِ وَالْبَهائِمِ وَالْهَوامِّ، وَحِيداً فَرِيداً لَايَعْرِفُ حِيلَةً وَلَا يَهْتَدِى سَبِيلاً، أَوْ مُتَأَذِّياً بِبَرْدٍ أَوْ حَرُ أَوْ جُوعٍ أَوْ عُرْيٍ أَوْ غَيْرِهِ مِنَ الشَّدائِدِ مِمَّا أَنَا مِنْهُ خِلْوٌ فِى عافِيَةٍ مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ، فَلَكَ الْحَمْدُ يا رَبِّ مِنْ مُقْتَدِرٍ لَايُغْلَبُ، وَذِى أَناةٍ لَايَعْجَلُ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنِى لِنَعْمائِكَ مِنَ الشَّاكِرِينَ، وَلِآلائِكَ مِنَ الذَّاكِرِينَ؛
معبود من چه بسیار بندهای که به شامگاه و بامداد در حال مسافرت و دوری از همسر و فرزند، سرگردان در بیشههای خشک و سرگشته در میان حیوانات وحشی و چهارپایان و حشرات آن هم بییاور و تنها، چارهای نمییابد و به راهی رهنمون نمیگردد، یا در آزار است از سرما یا گرما، یا دچار گرسنگی یا برهنگی یا غیر اینها از سختیها و گرفتاریهایی که من از آنها در امانم و در سلامتی کامل از همه اینها بسر میبرم، پس تو را سپاس ای پروردگار توانای شکستناپذیر و بردباری که شتاب نورزی، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر نعمتهایت از سپاسگزاران و در برابر عطاهایت از یادکنندگان قرار بده؛
إِلٰهِى وَسَيِّدِى وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ أَمْسىٰ وَأَصْبَحَ فَقِيراً عائِلاً عارِياً مُمْلِقاً مُخْفِقاً مَهْجُوراً جائِعاً ظَمْآناً، يَنْتَظِرُ مَنْ يَعُودُ عَلَيْهِ بِفَضْلٍ، أَوْ عَبْدٍ وَجِيهٍ عِنْدَكَ هُوَ أَوْجَهُ مِنِّى عِنْدَكَ وَأَشَدُّ عِبادَةً لَكَ، مَغْلُولاً مَقْهُوراً قَدْ حُمِّلَ ثِقْلاً مِنْ تَعَبِ الْعَناءِ، وَشِدَّةِ الْعُبُودِيَّةِ، وَكُلْفَةِ الرِّقِّ، وَثِقْلِ الضَّرِيبَةِ، أَوْ مُبْتَلىً بِبَلاءٍ شَدِيدٍ لَاقِبَلَ لَهُ إِلّا بِمَنِّكَ عَلَيْهِ، وَأَنَا الْمَخْدُومُ الْمُنَعَّمُ الْمُعافَى الْمُكَرَّمُ فِى عافِيَةٍ مِمَّا هُوَ فِيهِ، فَلَكَ الْحَمْدُ عَلىٰ ذٰلِكَ كُلِّهِ مِنْ مُقْتَدِرٍ لَايُغْلَبُ، وَذِى أَناةٍ لَايَعْجَلُ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنِى لِنَعْمائِكَ مِنَ الشَّاكِرِينَ، وَلِآلائِكَ مِنَ الذَّاكِرِينَ؛
معبود و آقای من و چه بسیار بندهای که به شامگاه و صبحگاه درآمد درحالیکه تهیدست، بیچیز، عریان، نیازمند، پریشان، دچار هجران، گرسنه و تشنه است انتظار میبرد که چه کسی به او احسان میکند، یا چهبسا بنده آبرومندی که نزد تو از من آبرومندتر و عبادتش برای تو بیشتر است و درعینحال دچار غل و زنجیر و اسیر دست ستمگر است، بار سنگینی از خستگی و رنج و سختی بیگاری و دشواری بردگی و پرداخت پول سنگین به اربابش بر او تحمیل شده است، یا شخصی که به بلای سختی گرفتار آمده و توان ایستادگی در برابر آن را جز به فضل تو ندارد، اما من مورد احترام دیگران و در نعمت و تندرستیام و گرامیام داشتهاند، من از آنچه آن درمانده به آن گرفتار است در سلامت کاملم، پس تو را سپاس بر تمام این الطافی که به من بخشیدی ای توانای شکستناپذیر و بردباری که شتاب نورزی، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر نعمتهایت از سپاسگزاران و در برابر عطاهایت از یادکنندگان قرار بده؛
إِلٰهِى وَ سَيِّدِى وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ أَمْسَىٰ وَأَصْبَحَ عَلِيلاً مَرِيضاً سَقِيماً مُدْنِفاً عَلىٰ فُرُشِ الْعِلَّةِ وَفِى لِباسِها يَتَقَلَّبُ يَمِيناً وَشِمالاً، لَايَعْرِفُ شَيْئاً مِنْ لَذَّةِ الطَّعامِ وَلَا مِنْ لَذَّةِ الشَّرابِ، يَنْظُرُ إِلىٰ نَفْسِهِ حَسْرَةً لَايَسْتَطِيعُ لَها ضَرّاً وَلَا نَفْعاً، وَأَنَا خِلْوٌ مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ، فَلا إِلٰهَ إِلّا أَنْتَ سُبْحانَكَ مِنْ مُقْتَدِرٍ لَايُغْلَبُ، وَذِى أَناةٍ لَايَعْجَلُ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنِى لَكَ مِنَ الْعابِدِينَ، وَ لِنَعْمائِكَ مِنَ الشَّاكِرِينَ، وَلِآلائِكَ مِنَ الذَّاكِرِينَ، وَارْحَمْنِى بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ؛
معبود و آقای من و چه بسیار بندهای که به شامگاه و صبحگاه درآمد درحالیکه ناخوش، دردمند و بیمار است و در بستر بیماری و لباس ناخوشی افتاده و از درد به راست و چپ میغلتد و چیزی از لذّت خوراکی و آشامیدنی را درک نمیکند، با حسرت به خود مینگرد ولی بر دفع زیان و جلب سودی توان ندارد و من در سایه جود و کرمت از همه اینها در آرامش هستم، پس معبودی جز تو نیست که توانای شکستناپذیر و بردباری که شتاب نورزی، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا از عبادتکنندگان قرار بده و بر نعمتهایت از سپاسگزاران و در برابر عطاهایت از یادکنندگان قرار بده و به من مهر ورز به حق رحمتت ای مهربانترین مهربانان؛
مَوْلاىَ وَسَيِّدِى وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ أَمْسىٰ وَأَصْبَحَ وَقَدْ دَنا يَوْمُهُ مِنْ حَتْفِهِ، وَأَحْدَقَ بِهِ مَلَكُ الْمَوْتِ فِى أَعْوانِهِ يُعالِجُ سَكَراتِ الْمَوْتِ وَحِياضَهُ، تَدُورُ عَيْناهُ يَمِيناً وَشِمالاً يَنْظُرُ إِلىٰ أَحِبَّائِهِ وَأَوِدَّائِهِ وَأَخِلَّائِهِ، قَدْ مُنِعَ مِنَ الْكَلامِ، وَحُجِبَ عَنِ الْخِطابِ، يَنْظُرُ إِلىٰ نَفْسِهِ حَسْرَةً لَايَسْتَطِيعُ لَها ضَرّاً وَلَا نَفْعاً، وَأَنَا خِلْوٌ مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ بِجُودِكَ وَكَرَمِكَ، فَلَاٰ إِلٰهَ إِلّا أَنْتَ سُبْحانَكَ مِنْ مُقْتَدِرٍ لَايُغْلَبُ، وَذِى أَناةٍ لَايَعْجَلُ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنِى لِنَعْمائِكَ مِنَ الشَّاكِرِينَ، وَلِآلائِكَ مِنَ الذَّاكِرِينَ، وَارْحَمْنِى بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرّاحِمينَ؛
مولایم و سرورم و چهبسا بندهای که به شامگاه و صبحگاه درآمد درحالیکه به مرگ نزدیک شده و فرشته مرگ در میان یارانش او را محاصره کرده است، در جستجوی درمانی برای سختیهای جان دادن و گردابهای آن است، چشمانش به راست و چپ میچرخد، به محبوبان و دوستان و یاران صمیمیاش مینگرد، از گفتار بازداشته و از نوشتن وصیت محروم گشته و از روی حسرت بر خود مینگرد، بر دفع زیان و جلب سود توان ندارد و من از همه اینها به جود و کرمت در آرامش هستم، پس معبودی جز تو نیست، پاکی تو که توانای شکستناپذیر و بردباری که شتاب نورزی، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر نعمتهایت از سپاسگزاران و در برابر عطاهایت از یادکنندگان قرار بده و به حق مهربانیات بر من مهر ورز، ای مهربانترین مهربانان؛
مَوْلاىَ وَسَيِّدِى وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ أَمْسىٰ وَأَصْبَحَ فِى مَضائِقِ الْحُبُوسِ وَالسُّجُونِ وَكُرَبِها وَذُلِّها وَحَدِيدِها تَتَداوَلُهُ أَعْوانُها وَزَبانِيَتُها فَلا يَدْرِى أَىُّ حالٍ يُفْعَلُ بِهِ، وَأَىُّ مُثْلَةٍ يُمَثَّلُ بِهِ، فَهُوَ فِى ضُرُ مِنَ الْعَيْشِ وَضَنْكٍ مِنَ الْحَياةِ يَنْظُرُ إِلىٰ نَفْسِهِ حَسْرَةً لَايَسْتَطِيعُ لَها ضَرّاً وَلَا نَفْعاً، وَأَنَا خِلْوٌ مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ بِجُودِكَ وَكَرمِكَ، فَلَا إِلٰهَ إِلّا أَنْتَ سُبْحانَكَ مِنْ مُقْتَدِرٍ لَايُغْلَبُ، وَذِى أَناةٍ لَا يَعْجَلُ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنِى لَكَ مِنَ الْعابِدِينَ، وَ لِنَعْمائِكَ مِنَ الشَّاكِرِينَ، وَلِآلائِكَ مِنَ الذَّاكِرِينَ، وَارْحَمْنِى بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ؛
مولا و آقای من، چه بسیار بندهای که به شامگاه و صبحگاه درآمد درحالیکه در تنگناهای زندانها و محبسها و با ناراحتی و خواری در غل و زنجیر به سر میبرد و زندانبانها و دژخیمان او را دست به دست میگردانند، پس نمیداند با او چگونه رفتار خواهد شد و چگونه اعضایش بریده خواهد گشت، پس او در زندگانی در بدحالی سختی است و در نهایت تنگی و مشکل است، با حسرت به خود مینگرد، بر دفع زیان و جلب سود توان ندارد و من به جود و کرمت از همه اینها در امان هستم، پس معبودی جز تو نیست، پاکی تو که توانای شکستناپذیر و بردباری که شتاب نورزی، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا از عبادتکنندگان و بر نعمتهایت از سپاسگزاران و در برابر عطاهایت از یادکنندگان قرار ده و به حق مهرت بر من مهر آر، ای مهربانترین مهربانان؛
سَيِّدِى وَمَوْلاىَ وَكَمْ مِنْ عَبْدٍ أَمْسىٰ وَأَصْبَحَ قَدِ اسْتَمَرَّ عَلَيْهِ الْقَضاءُ، وَأَحْدَقَ بِهِ الْبَلاءُ، وَفارَقَ أَوِدَّاءَهُ وَأَحِبَّاءَهُ وَأَخِلَّاءَهُ، وَأَمْسىٰ أَسِيراً حَقِيراً ذَلِيلاً فِى أَيْدِى الْكُفَّارِ وَالْأَعْداءِ يَتَداوَلُونَهُ يَمِيناً وَشِمالاً قَدْ حُصِرَ فِى الْمَطامِيرِ، وَثُقِّلَ بِالْحَدِيدِ، لَايَرىٰ شَيْئاً مِنْ ضِياءِ الدُّنْيا وَلَا مِنْ رَوْحِها، يَنْظُرُ إِلىٰ نَفْسِهِ حَسْرَةً لَا يَسْتَطِيعُ لَها ضَرّاً وَلَا نَفْعاً، وَأَنَا خِلْوٌ مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ بِجُودِكَ وَكَرمِكَ، فَلَا إِلٰهَ إِلّا أَنْتَ، سُبْحانَكَ مِنْ مُقْتَدِرٍ لَايُغْلَبُ، وَذِى أَناةٍ لَايَعْجَلُ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنِى لَكَ مِنَ الْعابِدِينَ، وَ لِنَعْمائِكَ مِنَ الشَّاكِرِينَ، وَلِآلائِكَ مِنَ الذَّاكِرِينَ، وَارْحَمْنِى بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ؛
آقا و مولای من، چه بسیار بندهای که به شامگاه و صبحگاه درآمد درحالیکه سرنوشتش با سختی گره خورده و گرفتاری او را محاصره کرده و از دوستان و محبوبان و یاران صمیمی جدا افتاده است، شام کرد در حال اسارت، حقارت و خواری در دست کافران و دشمنان، او را دستبهدست به راستوچپ میگردانند، در سیاهچالها زندانی شده و با غلوزنجیر، سنگین گشته، از روشنی دنیا و نسیمش چیزی نمیبیند، با حسرت به خود مینگرد، بر دفع زیان و جلب سود توان ندارد و من از همه اینها به جود و کرمت در آرامش هستم، پس معبودی جز تو نیست، پاکی تو که توانای شکستناپذیر و بردباری که شتاب نورزی، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا از عبادتکنندگان و بر نعمتهایت از سپاسگزاران و در برابر عطاهایت از یادکنندگان قرار بده، به حق مهرت بر من مهر آر، ای مهربانترین مهربانان؛
وَعِزَّتِكَ يَا كَرِيمُ لَأَطْلُبَنَّ مِمَّا لَدَيْكَ، وَلَأُلِحَّنَّ عَلَيْكَ، وَلَأَمُدَّنَّ يَدِى نَحْوَكَ مَعَ جُرْمِها إِلَيْكَ يَا رَبِّ فَبِمَنْ أَعُوذُ ؟ وَبِمَنْ أَلُوذُ ؟ لَاأَحَدَ لِى إِلّا أَنْتَ، أَفَتَرُدَّنِى وَأَنْتَ مُعَوَّلِى وَعَلَيْكَ مُتَّكَلِى،
و به حق توانمندیات ای مهماننواز، هر آینه از تو درخواست میکنم آنچه از عطایا را که نزد تو است و دراینباره بر تو اصرار میورزم و دستم را با گناهی که دربرابر تو دارد، به سوی آستانت دراز میکنم، پس به که پناه ببرم؟ و به که رو کنم؟ کسی را جز تو ندارم، آیا مرا از درگاهت میرانی درحالیکه تنها تو تکیهگاه منی و توکلّم تنها بر تو است،
أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذى وَضَعْتَهُ عَلَى السَّماءِ فَاسْتَقَلَّتْ، وَعَلَى الْأَرْضِ فَاسْتَقَرَّتْ، وَعَلَى الْجِبالِ فَرَسَتْ، وَعَلَى اللَّيْلِ فَأَظْلَمَ، وَعَلَى النَّهارِ فَاسْتَنارَ، أَنْ تُصَلِّىَ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَنْ تَقْضِىَ لِى حَوائِجِى كُلَّها، وَتَغْفِرَ لِى ذُنُوبِى كُلَّها صَغِيرَها وَكَبِيرَها، وَتُوَسِّعَ عَلَىَّ مِنَ الرِّزْقِ ما تُبَلِّغُنِى بِهِ شَرَفَ الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ؛
از تو درخواست میکنم به نامت که چون بر آسمان نهادی پابرجا شد و چون بر زمین گذاردی آرام گرفت و چون بر کوهها گذاشتی استوار گشت و چون بر شب نهادی تاریک شد و چون بر روز قرار دادی روشنی گرفت، [خدای من] از تو میخواهم که بر محمّد و خاندان محمّد درود فرستی و همه نیازهای مرا برآورده سازی و همه گناهان کوچک و بزرگم را بیامرزی و روزیام را گسترده سازی، آن رزق و روزی که مرا با آن به شرف دنیا و آخرت برسانی، ای مهربانترین مهربانان؛
مَوْلاىَ بِكَ اسْتَعَنْتُ فَصَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَأَعِنِّى، وَبِكَ اسْتَجَرْتُ فَأَجِرْنِى، وَأَغْنِنِى بِطاعَتِكَ عَنْ طاعَةِ عِبادِكَ، وَبِمَسْأَلَتِكَ عَنْ مَسْأَلَةِ خَلْقِكَ، وَانْقُلْنِى مِنْ ذُلِّ الْفَقْرِ إِلىٰ عِزِّ الْغِنىٰ، وَمِنْ ذُلِّ الْمَعاصِى إِلىٰ عِزِّ الطَّاعَةِ، فَقَدْ فَضَّلْتَنِى عَلىٰ كَثِيرٍ مِنْ خَلْقِكَ جُوداً مِنْكَ وَكَرَماً، لَا بِاسْتِحْقاقٍ مِنِّى .
آقای من از تو یاری میخواهم، پس بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا یاری ده و به تو پناه جستم پس پناهم ده و مرا با طاعت خود از طاعت بندگانت بینیاز کن و به خواهش از حضرتت از خواهش خلق بینیازم گردان و از خواری تنگدستی به عزّت توانگری و از ذلت گناه به عزّت طاعت دگرگون ساز، همانا تو مرا بر بسیاری از مردمان برتری دادی، نه از روی شایستگی من، بلکه از روی جود و کرمت،
إِلٰهِى فَلَكَ الْحَمْدُ عَلىٰ ذٰلِكَ كُلِّهِ، صَلِّ عَلىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاجْعَلْنِى لِنَعْمائِكَ مِنَ الشَّاكِرِينَ، وَلِآلائِكَ مِنَ الذَّاكِرِينَ، [وَارْحَمْنِي، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ]
خدای من تو را سپاس بر همه این عطاها، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و مرا بر نعمتهایت از شاکران قرار بده و در برابر عطاهایت از یادکنندگان، و به من مهر آور به مهرت ای مهربانترین مهربانان.
سپس به سجده برو و بگو:
سَجَدَ وَجْهِىَ الذَّلِيلُ لِوَجْهِكَ الْعَزِيزِ الْجَلِيلِ، سَجَدَ وَجْهِىَ الْبالِى الْفانِى لِوَجْهِكَ الدَّائِمِ الْباقِى، سَجَدَ وَجْهِىَ الْفَقِيرُ لِوَجْهِكَ الْغَنِيِّ الْكَبِيرِ، سَجَدَ وَجْهِى وَسَمْعِى وَبَصَرِى وَلَحْمِى وَدَمِى وَجِلْدِى وَعَظْمِى وَما أَقَلَّتِ الْأَرْضُ مِنِّى لِلّٰهِ رَبِّ الْعالَمِينَ .
سجده کرد چهره پست و خوارم برای ذات توانمند بزرگت، سجده کرد روی فرسوده فانیام و برای ذات همیشگی ماندگارت، سجده کرد روی تهیدستم برای ذات بینیاز بزرگت، سجده کرد رویم و گوشم و چشمم و گوشتم و خونم و پوستم و استخوانم و همه آنچه زمین از بار وجود من برداشته در برابر پروردگار جهانیان.
اللّٰهُمَّ عُدْ عَلىٰ جَهْلِى بِحِلْمِكَ، وَعَلىٰ فَقْرِى بِغِناكَ، وَعَلىٰ ذُلِّى بِعِزِّكَ وَسُلْطانِكَ، وَعَلىٰ ضَعْفِى بِقُوَّتِكَ، وَعَلىٰ خَوْفِى بِأَمْنِكَ، وَعَلىٰ ذُنُوبِى وَخَطاياىَ بِعَفْوِكَ وَرَحْمَتِكَ يَا رَحْمٰنُ يَا رَحِيمُ؛
خدایا بر نادانی من به بردباریات و بر تهیدستی من به توانگریات و بر خواری من به توانمندی و سلطنتت و بر ناتوانی من به تواناییات و بر ترس من به ایمنیات و بر گناهان و خطاهای من به گذشتت و رحمتت بنگر ای بخشندهی مهربان؛
اللّٰهُمَّ إِنِّى أَدْرَأُ بِكَ فِى نَحْرِ فُلانِ بْنِ فُلان، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّهِ فَاكْفِنِيهِ بِما كَفَيْتَ بِهِ أَنْبِياءَكَ وَأَوْلِياءَكَ مِنْ خَلْقِكَ وَصالِحِى عِبادِكَ مِنْ فَراعِنَةِ خَلْقِكَ، وَطُغاةِ عُداتِكَ، وَشَرِّ جَمِيعِ خَلْقِكَ، بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرّاحِمِينَ، إِنَّكَ عَلىٰ كُلِّ شَىْءٍ قَدِيرٌ، وَحَسْبُنَا اللّٰهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ.
خدایا! من به مدد تو سینهی سخت دشمنم فلان پسر فلان را دفع میکنم و از شرّ او به تو پناه میآورم، پس مرا از گزند او بازدار آنگونه که پیامبرانت و اولیا و بندگان شایستهات را از گزند فرعونها و دشمنان طغیانگرت و از شرّ همه مخلوقاتت بازداشتی، به مهرت، ای مهربانترین مهربانان، همانا تو بر هر کاری توانایی و خدا ما را بس است و چه نیکو کارگزاری است.
مطالب مرتبط
دعای سیفی صغیر معروف به دعای قاموس
دعای سیفی صغیر معروف به دعای قاموس
شیخ بزرگوار ثقة الاسلام نوری (عطّر الله مرقده) این دعا را در «صحیفه ثانیه علویه» ذکر کرده و فرموده است: برای این دعا در کلمات ارباب طلسمات و تسخیرات شرح عجیبی است و برای آن آثار شگفتی بیان کردهاند و من چون اعتماد بر آن آثار نداشتم از بیان آنها خودداری کردم، ولی اصل دعا را از باب مسامحه از روی اقتدا به علمای برجسته یادآوری میکنم؛
و آن دعا این است:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ رَبِّ أَدْخِلْنِى فِى لُجَّةِ بَحْرِ أَحَدِيَّتِكَ، وَطَمْطَامِ يَمِّ وَحْدانِيَّتِكَ، وَقَوِّنِى بِقُوَّةِ سَطْوَةِ سُلْطانِ فَرْدانِيَّتِكَ، حَتَّىٰ أَخْرُجَ إِلىٰ فَضَاءِ سَعَةِ رَحْمَتِكَ، وَفِى وَجْهِى لَمَعاتُ بَرْقِ الْقُرْبِ مِنْ آثارِ حِمايَتِكَ، مَهِيباً بِهَيْبَتِكَ، عَزِيزاً بِعِنايَتِكَ، مُتَجَلِّلاً مُكَرَّماً بِتَعْلِيمِكَ وَتَزْكِيَتِكَ،
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است؛ پروردگارا مرا در ژرفای دریای یگانگیات و در میان اقیانوس یکتاییات وارد ساز و با نیروی چیرگی سلطنت فرد و تنهایت، توانمند گردان تا به فضای بیکران رحمتت درآیم، درحالیکه در چهرهام درخشندگیهای پرتو قرب از آثار حمایتت فروزان باشد و به شوکتت پرشکوه باشم و به توجهت توانمند باشم و به آموزش و پرورشت بزرگ و بزرگوار باشم،
وَأَلْبِسْنِى خِلَعَ الْعِزَّةِ وَالْقَبُولِ، وَسَهِّلْ لِى مَناهِجَ الْوُصْلَةِ وَالْوُصُولِ، وَتَوِّجْنِى بِتاجِ الْكَرامَةِ وَالْوَقارِ، وَأَلِّفْ بَيْنِى وَبَيْنَ أَحِبَّائِكَ فِى دارِ الدُّنْيا وَدارِ الْقَرارِ، وَارْزُقْنِى مِنْ نُورِ اسْمِكَ هَيْبَةً وَسَطْوَةً تَنْقادُ لِىَ الْقُلُوبُ وَالْأَرْواحُ، وَتَخْضَعُ لَدَىَّ النُّفُوسُ وَالْأَشْباحُ،
خدایا لباسهای توانمندی و قبولی را بر من بپوشان و برایم راههای پیوند و پیوستگی را هموار کن و به تاج کرامت و وقار تاجدارم نما و میان من و شیفتگانت در دنیا و آخرت پیوند انداز و از نور نامت شوکت و قوّتی به من عطا کن که دلها و جانها مطیع من گردند و نفوس و بدنها نزد من فروتن شوند،
يَا مَنْ ذَلَّتْ لَهُ رِقابُ الْجَبابِرَةِ، وَخَضَعَتْ لَدَيْهِ أَعْناقُ الْأَكاسِرَةِ، لَامَلْجَأَ وَلَا مَنْجٰا مِنْكَ إِلّا إِلَيْكَ، وَلَا إِعانَةَ إِلّا بِكَ، وَلَا اتِّكاءَ إِلّا عَلَيْكَ؛ ادْفَعْ عَنِّى كَيْدَ الْحاسِدِينَ، وَظُلُماتِ شَرِّ الْمُعانِدِينَ، وَارْحَمْنِى تَحْتَ سُرادِقَاتِ عَرْشِكَ يَا أَكْرَمَ الْأَكْرَمِينَ، أَيِّدْ ظاهِرِى فِى تَحْصِيلِ مَراضِيكَ، وَنَوِّرْ قَلْبِى وَسِرِّى بِالاطِّلاعِ عَلىٰ مَناهِجِ مَساعِيكَ،
ای آنکه گردن گردنکشان برایش خوار گشته و پادشاهان در پیشگاهش فروتن شدهاند، پناهگاه و راه رهایی از تو جز به تو نیست و کمکی نیست جز بهوسیله تو و تکیهگاهی نیست جز بر تو؛ خدایا! بداندیشی حسودان و تیرگیهای شرّ دشمنان را از من دور کن و به من زیر سراپردههای عرشت رحمت آر، ای گرامیترین گرامیان، ظاهر هستیام را در به دست آوردن خشنودیات نیرومند کن و قلب و نهادم را با آگاهی بر راههای رسیدن به پیشگاهت روشن ساز.
إِلٰهِى كَيْفَ أَصْدُرُ عَنْ بابِكَ بِخَيْبَةٍ مِنْكَ، وَقَدْ وَرَدْتُهُ عَلىٰ ثِقَةٍ بِكَ ؟! وَكَيْفَ تُؤْيِسُنِى مِنْ عَطائِكَ وَقَدْ أَمَرْتَنِى بِدُعائِكَ ؟!
خدایا چگونه از در خانهات مأیوس و ناامید بازگردم درحالیکه با اعتماد به تو وارد آن شدم و چگونه از عطایت ناامیدم میکنی درحالیکه مرا به دعا در پیشگاهت فرمان دادی،
وَهَا أَنَا مُقْبِلٌ عَلَيْكَ، مُلْتَجِئٌ إِلَيْكَ، باعِدْ بَيْنِى وَبَيْنَ أَعْدائِى كَما باعَدْتَ بَيْنَ أَعْدائِى، اخْتَطِفْ أَبْصارَهُمْ عَنِّى بِنُورِ قُدْسِكَ وَجَلالِ مَجْدِكَ، إِنَّكَ أَنْتَ اللّٰهُ الْمُعْطِى جَلائِلَ النِّعَمِ الْمُكَرَّمَةِ لِمَنْ نَاجَاكَ بِلَطائِفِ رَحْمَتِكَ، يَا حَىُّ يَا قَيُّومُ، يَا ذَا الْجَلالِ وَالْإِكْرامِ وَصَلَّى اللّٰهُ عَلىٰ سَيِّدِنا وَنَبِيِّنا مُحَمَّدٍ وَآلِهِ أَجْمَعِينَ الطَّيِّبِينَ الطَّاهِرِينَ.
اینک به تو روی آوردهام و از تو پناه میجویم، بین من و دشمنانم دوری انداز، چنانکه بین دشمنانم دوری انداختی، به نور پاک و عظمت و بزرگواریات دیدگان دشمنانم را از دیدن من نابینا کن، به یقین تو، خدای عطابخش نعمتهای بزرگ و باارزش به بندگان رازو و نیاز خویش هستی که با لطائف رحمتت تو را میخوانند، ای زنده، ای پاینده، ای صاحب بزرگی و مهماننوازی و درود خدا بر مولای ما و پیامبر ما محمّد و بر همه خاندان پاک و پاکیزهاش.
مطالب مرتبط
