آداب اذن دخول خواندن 📝

نهم: 📝

ایستادن بر در حرم شریف و درخواست اذن دخول و کوشش در تحصیل رقّت قلب و فروتنی و شکستگی خاطر با کمک تصوّر و فکر در عظمت و جلالت قدر صاحب آن مرقد منوّر، با توجه به این نکته که صاحب قبر ایستادن او را می‌بیند و کلام او را می‌شنود و سلام او را پاسخ می‌دهد، چنان‌که در وقت خواندن اذن دخول به همه این واقعیات گواهی می‌دهد و اندیشه نماید در محبّت و لطفی که ایشان به شیعیان و زائران خود دارند و دقّت کند در خرابی‌های حال خود و مخالفت‌هایی که با آن بزرگواران کرده و دستورهای زیادی که از ایشان عمل نکرده و آزارها و اذیت‌هایی که از او به ایشان یا خاصان و دوستان آن بزرگواران رسیده که بازگشت نتیجه همه این اعمال، آزردن ایشان است؛ و اگر به حقیقت و راستی، در وضع خود بنگرد، قدم‌هایش از رفتن باز بایستد و قلبش هراسان و چشمش گریان شود و این روح تمام آداب است. 📝

در اینجا مناسب است اشعار سخاوی و روایتی را که علامه مجلسی در کتاب «بحارالانوار» از «عیون المعجزات» نقل کرده ذکر کنم: 📝

اما اشعار سخاوی که در حال زیارت دنبال کردن آن‌ها شایسته است، این است: 📝

قالُوا غَداً نَأْتِي دِيارَ الْحِمىٰ‌ 📝

گفتند فردا به سرزمین قُرق شده می‌رسیم 📝

وَيَنْزِلُ الرَّكْبُ بِمَغْناهُمُ 📝

و کاروان به دولت‌سرای آنان بار اندازد 📝

فَكُلُّ مَنْ كانَ مُطِيعاً لَهُمْ‌ 📝

پس هرکه فرمانبردار ایشان بوده 📝

أَصْبَحَ مَسْرُوراً بِلُقْياهُمُ 📝

به دیدارشان شادمان گردد 📝

قُلْتُ فَلِي ذَنْبٌ فَما حِيلَتِي‌ 📝

گفتم چاره من گنه‌کار چیست؟ 📝

بِأَيِّ وَجْهٍ أَتَلَقَّاهُمُ 📝

و با چه رویى ایشان را دیدار کنم؟ 📝

قالُوا أَليْسَ العَفْوُ مِنْ شَأْنِهِمْ‌ 📝

گفتند مگر گذشت شیوه آنان نیست 📝

لَا سِيَّما عَمَّنْ تَرَجَّاهُمُ 📝

به ویژه از کسى که به آنان امید بست 📝

فَجِئْتُهُمْ أَسْعىٰ إِلىٰ بابِهِمْ‌ 📝

پس به محضرشان آمدم و به درگاهشان شتافتم 📝

أَرْجُوهُمُ طَوْراً وَأَخْشاهُمُ 📝

یک بار به آنان امید دارم و بار دیگر ترس و بیم از آن‌ها 📝

و نیز شایسته است پی‌گیر این اشعار شود: 📝

هَا عَبْدُكَ وَاقفٌ ذَلِيْلٌ‌ 📝

این بنده تو است که خاکسارانه ایستاده 📝

بِالْبَابِ يَمُدُّ كَفَّ سَائِلٍ 📝

و بر درگه تو دست گدایی را برافراشته 📝

قَدْ عَزَّ عَليَّ سُوءُ حَالِي‌ 📝

حال ِ بدِ من برایم خیلی گران است 📝

ما يَفْعَلُ مَا فَعَلْتُ عاقِلٌ 📝

آنچه کرده‌ام را هیچ عاقلی انجام نمی‌دهد 📝

يَا أَكْرَمَ مَنْ رَجاهُ رَاجٍ‌ 📝

ای بزرگوارترین کسی که امیدوار، به او امید دارد 📝

عَنْ بَابِكَ لَايُرَدُّ سَائِلٌ 📝

از درگه تو هیچ گدایی برگردانده نمی‌شود 📝

و هم بگوید: 📝

شاهـا چـو تـو را سگـی ببایـد 📝

گر من شوم آن سـگِ تـو شایـد 📝

هستـم سگکـی ز حبـس جستـه 📝

بـر شـاخ گــل هــوات بستــه 📝

خود را به خودی کشیـده از جُل 📝

پیــش تــو کشیـده از سـر ذُل 📝

افکن نظری بر این سگ خویش 📝

سنگـم مـزن و مرانـم از پیـش 📝

و اما آن روایت شریف به روایت مجلسی: 📝