طعن بر مداخله کردن نا اهلان در کتب حدیث و اخبار و ادعیه 📝

کتاب‌های دعای شیعه، به مرتبه‌ای متقن و محکم بوده که غالب آن‌ها که استنساخ می‌کردند، خودشان از اهل علم بودند و از روی نسخه‌هایی که به خط اهل علم و تصحیح شده علما بوده مقابله و تصحیح می‌نمودند و اگر اختلافی بود، در حاشیه‌اش به آن اختلاف اشاره می‌کردند؛ مثلاً در دعای مکارم الاخلاق «وبَلِّغْ بِإیمانی» در حاشیه‌اش اشاره می‌کنند، در نسخه ابن اشناس «وَابْلُغْ بِإیْمانی» است و در روایت ابن شاذان «اللّٰهُمَّ أبْلِغْ إیمانی» است؛ یا مثلاً فلان کلمه به خط ابن سکون چنین است و به خط شهید چنین 📝

همچنین کار کتاب‌های معتبر دعا به جایی رسیده که منحصر به کتاب «مفتاح» شده که فی‌الجمله وصفش را شنیدی و این کتاب مرجع عوام و خواص و عرب و عجم شده و این نیست، جز از بی‌اعتنایی اهل علم به حدیث و اخبار و رجوع ننمودن به کتب علما و فقهای اهل‌بیت اطهار و نهی نکردن از امثال این بدعت‌ها و اضافات و دسیسه وضّاعان [آنان‌که از پیش خود جعل حدیث می‌کنند و به پیامبر و امام نسبت می‌دهند] و تحریف جاهلان و جلو نگرفتن از نااهلان و از تصرّفات بی‌خردان تا کار به جایی رسیده که دعاها موافق سلیقه‌ها تلفیق شده و زیارت‌ها و مفجعه‌ها و صلوات‌ها اختراع گشته و مجموعه‌های بسیار از دعاهای ساختگی و قلابی چاپ شده و بچّه مفتاح‌ها متولد گشته و کم‌کم سرایت کرده، به سایر کتب رسیده و شایع و رواج یافته است. 📝

مثلاً کتاب «منتهی الآمال» این احقر را تازه طبع کرده‌اند، بعضی از خطّاطان آن، به سلیقه خود تصرّفاتی در آن نموده، از جمله در احوال مالک بن یسر ملعون نوشته: از دعای امام حسین(علیه‌السلام) هر دو دست او از کار افتاده بود الحمدلله؛ در تابستان همانند دو چوب خشک می‌گردید الحمدلله؛ در زمستان خون از آن‌ها می‌چکید الحمدلله و بر این حال خسران مال بود الحمدلله. 📝

در این دو سطر عبارت، چهار لفظ «الحمدلله» را کاتب موافق سلیقه خود جزو عبارت کرده است و نیز در بعضی از مواضع کتاب پس از نام جناب زینب یا امّ کلثوم، به سلیقه خود لفظ خانم اضافه کرده که زینب خانم و امّ کلثوم خانم گفته شود، به خاطر آنکه از آن مخدّرات تجلیل شود و کاتب، حمید بن قحطبه را چون با او دشمن بوده، به علت بدی او حمید بن قحبه نوشته، ولی احتیاط نموده قحطبه را به عنوان نسخه بدل آن یادداشت کرده و عبد ربّه را صلاح دیده عبدالله نوشته و زحر بن قیس را که حاء بی نقطه است، در هر کجای کتاب بوده، به جیم نوشته و امّ سلمه را غلط دانسته و تا در امکانش بوده‌ام ام السلمه کرده، الی غیر ذلک. 📝

غرضم از ذکر این مطلب در اینجا دو چیز بود: یکی آن‌که تصرفاتی که این شخص به سلیقه خود کرده، آن را کمال دانسته و خلافش را نقص فرض کرده، درحالی‌که آن چیزی که او کمال دانسته باعث نقصان شده است، بنابراین از اینجا قیاس کنیم به چیزهایی که ما از روی جهل و نادانی در دعاها داخل می‌کنیم یا به سلیقه ناقص خود بعض تصرفات می‌نماییم و آن را کمال فرض می‌کنیم، بدانیم که همان چیزها نزد اهلش سبب نقصان و بی‌اعتباری آن دعاها یا زیارت خواهد بود، پس شایسته است که ما به هیچ وجه در این باب مداخله نکنیم و هرچه دستورالعمل دادند، به همان رفتار کرده و از آن تخطّی ننمائیم؛ 📝

و دیگر غرضم آن بود که معلوم گردد هرگاه نسخه‌ای که نویسنده‌اش زنده و حاضر و نگهبان او باشد، با آن این گونه رفتار کنند، پس با سایر نسخه‌ها چه کردند و به کتاب‌های چاپی دیگر چه اعتماد است؟ مگر کتابی که از مصنّفات مشهور علمای معروف باشد و به نظر ثقه‌ای از علمای آن فن رسیده و امضا فرموده باشد. 📝

در حال ثقه جلیل، فقیه پیشین در اصحاب ائمه(علیهم‌السلام) یونس بن عبدالرحمن روایت شده است: که کتابی در اعمال شبانه‌روز نوشته بود، جناب ابو هاشم جعفری آن کتاب را به نظر مبارک حضرت عسکری(علیه‌السلام) رساند، حضرت تمام آن را مطالعه و به دقت بررسی نمود، پس از آن فرمود: «هٰذا دِینی وَدِینُ آبائی کُلُّهُ وَهُوَ الْحَقُّ کُلُّهُ؛ این دین من و دین پدران من است و تمامش حق می‌باشد». 📝

ملاحظه کن که ابو هاشم جعفری، با آن‌که بر کثرت علم و فقاهت و جلالت و دیانت جناب یونس مطّلع بوده، در عمل کردن به کتاب او اکتفا نکرده تا آن‌که آن را به نظر مبارک امام خود رسانید؛ 📝

و نیز روایت شده: از بورق شنجانی هراتی که مردی معروف به صدق و صلاح و ورع بوده، در سامره خدمت امام حسن عسکری(علیه‌السلام) رسید و کتاب «یوم و لیله» شیخ جلیل‌القدر فضل بن شاذان نیشابوری را به آن حضرت داد و گفت: فدایت شوم، می‌خواهم در این کتاب نظر فرمایی و ورق ورق آن را ملاحظه کنی؛ حضرت فرمود: «هٰذا صَحِیحٌ یَنْبَغی أَنْ تَعْمَلَ بِهِ؛ این کتاب صحیح است و شایسته است به آن عمل کنی» الی غیر ذلک؛ 📝

و این احقر با اینکه مذاق مردم این زمان و عدم اهتمامشان را در امثال این امور می‌دانستم، برای اتمام حجت سعی و کوشش بسیار کردم که دعاها و زیارات منقول در این کتاب حتی‌الامکان، از نسخه‌های اصل نقل شود و بر نسخه‌های متعددی عرضه گردد و به اندازه‌ای که از عهده برآید تصحیح کنم تا عامل به آن از روی اطمینان عمل کند ان‌شاء‌الله، به شرط آن‌که کاتبان و ناسخان، در آن تصرف ننمایند و خوانندگان، اختراع و سلیقه‌های خود را کنار گذارند. 📝

شیخ کلینی از عبدالرحیم قصیر نقل کرده: خدمت امام صادق(علیه‌السلام) رسید و عرض کرد: فدایت شوم، من از پیش خود دعایی اختراع کرده‌ام، حضرت فرمود: مرا از اختراع خود بگذار، یعنی آن را کنار گذار و برای من نقل مکن و اجازه نداد دعای جمع‌کرده‌اش را نقل کند و خود حضرت برای او دستور العملی عنایت فرمود. 📝

شیخ صدوق از عبدالله بن سنان روایت کرده: امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: به همین زودی به شما شبهه‌ای می‌رسد، پس می‌مانید بدون نشانه و راهنما و پیشوای هدایت‌گر و در آن شبهه نجات نمی‌یابد مگر کسی‌که دعای غریق را بخواند، گفتم: دعای غریق چگونه است؟ فرمود: می‌گویی: 📝

يَا اللّٰهُ يَا رَحْمَانُ يَا رَحِيمُ، يَا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَىٰ دِينِكَ . 📝

ای خدا، ای بخشنده، ای مهربان، ای زیر و روکننده‌ی دل‌ها، دلم را بر دینت پا برجا کن. 📝

پس گفتم: 📝

يَا مُقَلِّبَ القُلُوبِ وَالأبْصَارِ ثَبِّتْ قَلْبِي عَلَىٰ دِينِكَ. 📝

ای زیر و رو کننده‌ی دل‌ها و دیده‌ها، دلم را بر دینت پا برجا کن.حضرت فرمود: خدای عزّوجل «مُقَلِّبَ القُلُوبِ وَالأبْصَارِ» است، ولی چنان‌که من می‌گویم بگو: «یَا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَىٰ دِینِکَ». 📝

تأمل در این دو حدیث شریف، برای بیداری کسانی که در دعاها به سلیقه خود، بعضی کلمات را زیاد می‌کنند و پاره‌ای تصرّفات می‌نمایند کافی است و الله العاصم. 📝

مطالب مرتبط

جعلی بودن دعایی که فضیلت روز عاشورا در آن نقل شده

جعلی و ساختگی بودن دعای حبّی و امثال آن

کلامی در زیارت زن ها و نکوهش مزاحمت ایشان با نامحرمان

فوائد و فضیلت‌های بی‌نظیر تربت امام حسین(ع) و آداب استفاده از آن

حکایت سفر صافی خادم امام هادی(ع) به مشهد

حکایت و دعایی سودمند برای گشایش در کارها و مشکلات

حکایت سیّد رشتی و تشرف او خدمت امام عصر(ع)

حکایت سجده طولانی امام موسی کاظم(ع) و بعضی از اصحاب آن حضرت