دعای امام حسین(ع) در روز عاشورا
چهارم:
از حضرت صادق(علیه السّلام) روایت شده که این دعا را خواند:
اللّٰهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِي فِي كُلِّ كُرْبَةٍ، وَأَنْتَ رَجائِي فِي كُلِّ شِدَّةٍ، وَأَنْتَ لِي فِي كُلِّ أَمْرٍ نَزَلَ بِي ثِقَةٌ وَعُدَّةٌ، كَمْ مِنْ كَرْبٍ يَضْعُفُ عَنْهُ الْفُؤادُ، وَتَقِلُّ فِيهِ الْحِيلَةُ، وَيَخْذُلُ عَنْهُ الْقَرِيبُ وَالْبَعِيدُ، وَيَشْمَتُ بِهِ الْعَدُوُّ، وَتُعْيِينِي فِيهِ الْأُمُورُ أَ نْزَلْتُهُ بِكَ، وَشَكَوْتُهُ إِلَيْكَ راغِباً فِيهِ عَمَّنْ سِوَاكَ فَفَرَّجْتَهُ وَكَشَفْتَهُ وَكَفَيْتَنِيهِ، فَأَنْتَ وَ لِيُّ كُلِّ نِعْمَةٍ، وَصاحِبُ كُلِّ حاجَةٍ، وَمُنْتَهَىٰ كُلِّ رَغْبَةٍ، فَلَكَ الْحَمْدُ كَثِيراً، وَلَكَ الْمَنُّ فاضِلاً.
خدایا تویی مورد اطمینان من در هر اندوه شدید و تویی امید من در هر سختی و تویی مورد اطمینان و ذخیرهام در هر امری که بر من فرود آمد، چه بسیار اندوه شدیدی که دل از آن ناتوان میشود و چاره در آن کم میگردد و خویش و بیگانه به آن کمک نمیدهد و دشمن به خاطر آن زخمزبان میزند و کارها در آن خستهام میکند، آن را به درگاه تو آوردم و از آن به تو شکایت نمودم، از غیر تو در آن رو گرداندم، پس آن را گشودی و برطرف کردی و مرا از آن کفایت نمودی، پس تویی سرپرست هر نعمت و صاحب هر حاجت و نهایت هر رغبت، ستایش بسیار تو راست و احسان فزون تو راست.
نویسنده گوید: این دعا، همان دعاى رسول خدا(صلىاللّهعلیهوآله) در روز بدر و احزاب، و دعاى حضرت سیدالشهدا(علیهالسلام) در روز عاشورا است؛
و جز این دعا، دو دعای دیگر از حضرت روایت شده که در روز عاشورا خواندند:
یکی دعایی است که به حضرت سجاد(علیهالسلام) تعلیم فرمودند، زمانی که ایشان را به سینه خود چسباند درحالیکه از بدن مبارکشان خون میجوشید و این دعا را برای حاجت و نیاز مهم و اندوه و بلای سخت و امر بزرگ دشوار میخوانند و آن دعا این است:
بِحَقِّ يس وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ، وَبِحَقِّ طهٰ وَالْقُرْآنِ الْعَظِيمِ، يَا مَنْ يَقْدِرُ عَلَىٰ حَوائِجِ السَّائِلِينَ، يَا مَنْ يَعْلَمُ ما فِي الضَّمِيرِ، يَا مُنَفِّساً عَنِ الْمَكْرُوبِينَ، يَا مُفَرِّجاً عَنِ الْمَغْمُومِينَ، يَا راحِمَ الشَّيخِ الْكَبِيرِ، يَا رازِقَ الطِّفْلِ الصَّغِيرِ، يَا مَنْ لَا يَحْتاجُ إِلَى التَّفْسِيرِ، صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ، وَافْعَلْ بِي كَذا وَكَذا.
بهحق یس و قرآن حکیم و بهحق طه و قرآن عظیم، ای که بر نیازهای خواهندگان توانایی، ای که آنچه در باطن است میدانی، ای خارج کننده غم و اندوه از گرفتاران، ای گشاینده غم از غمناکان، ای رحم کننده به پیرمرد، ای روزی دهنده به کودک صغیر، ای که نیاز به تفسیر نداری، بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و با من چنین و چنان کن.و حاجت خود را بخواه.
پنجم:
از حضرت صادق(علیهالسلام) روایت شده، دست خود را به جانب آسمان برداشت و گفت:
رَبِّ لَاتَكِلْنِي إِلىٰ نَفْسِي طَرْفَةَ عَيْنٍ أَبَداً، لَا أَقَلَّ مِنْ ذٰلِكَ وَلَا أَكْثَرَ.
ای پروردگارم، هرگز چشم برهمزدنی مرا به خود وامگذار؛ نه کمتر از این و نه بیشتر.
ششم:
و از آن حضرت روایت شده که این کلمات را مىگفت:
ارْحَمْنِي مِمَّا لَاطاقَةَ لِي بِهِ، وَلَا صَبْرَ لِي عَلَيْهِ.
بر آنچه تابش را ندارم و بر آن توان صبر برایم نیست، به من رحم کن.
هفتم:
از حضرت صادق(علیهالسلام) روایت شده: بگو:
اللّٰهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِجَلالِكَ وَجَمالِكَ وَكَرَمِكَ، أَنْ تَفْعَلَ بِي كَذا وَكَذا.
خداوندا به جلال و جمال و کرمت از تو میخواهم، با من چنین و چنان کنی.
هشتم:
از فضل بن یونس نقلشده: موسی بن جعفر(علیهالسلام) به من فرمود که بسیار بگو:
اللّٰهُمَّ لَاتَجْعَلْنِي مِنَ الْمُعَارِينَ، وَلَا تُخْرِجْنِي مِنَ التَّقْصِيرِ.
یعنی: خدایا، مرا از کسانی که ایمانشان عاریه و ناپدید است قرار مده، یا مرا از کسانی که آنها را به خودشان وانهادی، همانند چهارپایی که مهارش را به گردنش افکنند و او را به چراکردن رها کنند که هرکاری بخواهد بکند و هرکجا بخواهد برود [قرار مده]؛
و مرا از تقصیر بیرون مکن، یعنی چنان مکن که من خود را مقصّر ندانم، بلکه چنان باشم که همیشه خود را مقصّر درگاه تو بدانم.
