دعای جامع از حضرت باقر(علیه السلام)
بیست و دوم:
از ابوحمزه روایت شده: این دعا را از حضرت باقر(علیهالسلام) گرفتم و آن حضرت، این دعا را جامع مینامید:
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِيمِ، أَشْهَدُ أَنْ لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ، وَحْدَهُ لَاشَرِيكَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ، آمَنْتُ بِاللّٰهِ وَبِجَمِيعِ رُسُلِهِ، وَبِجَمِيعِ ما أُنْزِلَ بِهِ عَلَىٰ جَمِيعِ الرُّسُلِ، وَأَنَّ وَعْدَ اللّٰهِ حَقِ، وَ لِقاءَهُ حَقِ، وَصَدَقَ اللّٰهُ وَبَلَّغَ الْمُرْسَلُونَ؛
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانیاش همیشگی است، گواهی میدهم که معبودی جز خدا نیست، یگانه و بیشریک است و گواهی میدهم که محمّد بنده و فرستاده اوست، به خدا و همه فرستادگانش و همه آنچه بر تمام فرستادگان نازل شد ایمان آوردم و اینکه وعده خدا و لقایش حق است و خدا راست گفت و فرستادگان رساندند؛
وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، وَسُبْحانَ اللّٰهِ كُلَّما سَبَّحَ اللّٰهَ شَيْءٌ، وَكَما يُحِبُّ اللّٰهُ أَنْ يُسَبَّحَ، وَالْحَمْدُ لِلّٰهِ كُلَّما حَمِدَ اللّٰهَ شَيْءٌ، وَكَما يُحِبُّ اللّٰهُ أَنْ يُحْمَدَ، وَلَا إِلٰهَ إِلّا اللَّهُ كُلَّما هَلَّلَ اللّٰهَ شَيْءٌ، وَكَما يُحِبُّ اللّٰهُ أَنْ يُهَلَّلَ، وَاللّٰهُ أَكْبَرُ كُلَّما كَبَّرَ اللّٰهَ شَيْءٌ، وَكَما يُحِبُّ اللّٰهُ أَنْ يُكَبَّرَ.
و خدا را سپاس پروردگار جهانیان؛ و تنزیه خدای را هر زمان که چیزی خدا را تنزیه کند و آنچنانکه خدا دوست دارد تنزیه شود و ستایش خدای را، هر زمان که موجودی او را ستایش کند و آنچنانکه خدا دوست دارد ستایش شود و معبودی جز خدا نیست هر زمان که چیزی خدا را تهلیل گوید و آنچنانکه خدا دوست دارد تهلیل شود و خدا بزرگتر است، هر زمان که چیزی خدا را بزرگ شمارد و آنچنانکه خدا دوست دارد بزرگ شمرده شود.
اللّٰهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ مَفاتِيحَ الْخَيْرِ وَخَوَاتِيمَهُ، وَسَوَابِغَهُ، وَفَوَائِدَهُ، وَبَرَكاتِهِ، وَما بَلَغَ عِلْمَهُ عِلْمِي، وَما قَصَرَ عَنْ إِحْصائِهِ حِفْظِي؛
خدایا از تو میخواهم، کلیدهای خیر و انجامهایش را و فراوانی و فایدهها و برکاتش را و آنچه به دانستنش دانشم رسید و آنچه قدرت حافظهام از شمارهاش کوتاه آمد؛
اللّٰهُمَّ انْهَجْ لِي أَسْبابَ مَعْرِفَتِهِ، وَافْتَحْ لِي أَبْوَابَهُ، وَغَشِّنِي بَرَكاتِ رَحْمَتِكَ، وَمُنَّ عَلَيَّ بِعِصْمَةٍ عَنِ الْإِزالَةِ عَنْ دِينِكَ، وَطَهِّرْ قَلْبِي مِنَ الشَّكِّ، وَلَا تَشْغَلْ قَلْبِي بِدُنْيايَ، وَعاجِلِ مَعاشِي عَنْ آجِلِ ثَوابِ آخِرَتِي، وَاشْغَلْ قَلْبِي بِحِفْظِ مَا لَاتَقْبَلُ مِنِّي جَهْلَهُ، وَذَلِّلْ لِكُلِّ خَيْرٍ لِسانِي، وَطَهِّرْ قَلْبِي مِنَ الرِّياءِ، وَلَا تُجْرِهِ فِي مَفاصِلِي، وَاجْعَلْ عَمَلِي خالِصاً لَكَ.
خدایا اسباب شناختش را برایم روشن کن و درهایش را برایم بگشا و برکات رحمتت را بر من بپوشان و به بازدارندگی از برکنار شدن از دینت بر من منّت گذار و دلم را از شک پاک فرما و قلبم را به دنیایم و زودگذر زندگیام را از دیر رسیدن پاداش آخرتم، سرگرم مکن و دلم را به نگهداری آنچه ندانستنش را از من نپذیری، مشغول کن و زبانم را برای هر خیر رام کن و دلم را از ریا پاک گردان و آن را در مفاصلم جریان مده و عملم را برای خود خالص گردان.
اللّٰهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنَ الشَّرِّ وَأَنْواعِ الْفَواحِشِ كُلِّها، ظاهِرِها وَباطِنِها وَغَفَلاتِها، وَجَمِيعِ مَا يُرِيدُنِي بِهِ الشَّيْطانُ الرَّجِيمُ، وَما يُرِيدُنِي بِهِ السُّلْطانُ الْعَنِيدُ، مِمَّا أَحَطْتَ بِعِلْمِهِ، وَأَنْتَ الْقادِرُ عَلَىٰ صَرْفِهِ عَنِّي.
خدایا به تو پناه میآورم، از شرّ و انواع همه کارهای زشت، آشکار و نهانش و غفلتهایش و همه آنچه شیطان رانده شده مرا به آن قصد میکند و آنچه سلطان لجباز مرا به آن اراده مینماید، از آنچه به دانستن آن احاطه داری و حضرتت به بازگرداندنش از من توانایی.
اللّٰهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ طَوارِقِ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ، وَزَوَابِعِهِمْ وَبَوائِقِهِمْ، وَمَكائِدِهِمْ، وَمَشاهِدِ الْفَسَقَةِ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ، وَأَنْ أُسْتَزَلَّ عَنْ دِينِي فَتَفْسُدُ عَلَيَّ آخِرَتِي، وَأَنْ يَكُونَ ذٰلِكَ مِنْهُمْ ضَرَراً عَلَيَّ فِي مَعاشِي، أَوْ يَعْرِضَ بَلاءٌ يُصِيبُنِي مِنْهُمْ لَاقُوَّةَ لِي بِهِ، وَلَا صَبْرَ لِي عَلَى احْتِمالِهِ، فَلا تَبْتَلِيَنِّي يَا إِلٰهِي بِمُقَاسَاتِهِ، فَيَمْنَعُنِي ذٰلِكَ عَنْ ذِكْرِكَ، وَيَشْغَلُنِي عَنْ عِبادَتِكَ، أَنْتَ الْعاصِمُ الْمانِعُ الدَّافِعُ الْواقِي مِنْ ذٰلِكَ كُلِّهِ؛
خدایا به تو پناه میآورم، از راهزنان شبانه جنّ و انس و پرخاشجوییهایشان و شرورشان و توطئههایشان و حضورگاههای بدکاران جنّ و انس و اینکه از دینم لغزانده شوم، در نتیجه آخرتم تباه گردد و اینکه این امر از جانب آنان زیانی در زندگیام باشد، یا مرا از سوی ایشان بلایی برسد که طاقتش را ندارم و شکیبایی تحملش برایم نیست، بنابراین ای معبود من، به رنج آن دچارم مساز تا از یادت بازم دارد و از عبادتت مانعم شود، از همه اینها تنها تویی نگهدار، بازدارنده، دورکننده نگاهبان؛
أَسْأَلُكَ اللّٰهُمَّ الرَّفاهِيَّةَ فِي مَعِيشَتِي مَا أَبْقَيْتَنِي، مَعِيشَةً أَقْوىٰ بِها عَلَىٰ طاعَتِكَ، وَأَبْلُغُ بِها رِضْوَانَكَ، وَأَصِيرُ بِها إِلَىٰ دارِ الْحَيَوانِ غَداً، وَلَا تَرْزُقْنِي رِزْقاً يُطْغِينِي، وَلَا تَبْتَلِيَنِّي بِفَقْرٍ أَشْقَىٰ بِهِ، مُضَيَّقاً عَلَيَّ، أَعْطِنِي حَظّاً وافِراً فِي آخِرَتِي، وَمَعاشاً واسِعاً هَنِيئاً مَرِيئاً فِي دُنْيايَ، وَلَا تَجْعَلِ الدُّنْيا عَلَيَّ سِجْناً، وَلَا تَجْعَلْ فِراقَها عَلَيَّ حُزْناً، أَجِرْنِي مِنْ فِتْنَتِها، وَاجْعَلْ عَمَلِي فِيها مَقْبُولاً، وَسَعْيِي فِيها مَشْكُوراً.
خدایا رفاه در زندگی را تا زندهام داری از تو میخواهم، آن زندگی که بهوسیله آن بر طاعتت نیرومند شوم و با آن به خوشنودیات دست یابم و فردا به سبب آن به سوی خانهی زندگانی جاودان بروم، مرا رزقی روزی مکن که به طغیانم افکند و به فقری دچار مساز که به سبب آن بدبخت شوم، درحالیکه زندگی بر من تنگ گرفته شود، در آخرتم بهره شایان به من عطا فرما و در دنیایم معاش گستردهی گوارای لذیذ به من مرحمت کن، دنیا را زندان من مساز و فراقش را برای من سبب اندوه مکن، از فتنههایش پناهم بده، عملم را در آن پذیرفته و کوششم را قدردانی شده قرار بده.
اللّٰهُمَّ وَمَنْ أَرادَنِي بِسُوءٍ فَأَرِدْهُ بِمِثْلِهِ، وَمَنْ كادَنِي فِيها فَكِدْهُ، وَاصْرِفْ عَنِّي هَمَّ مَنْ أَدْخَلَ عَلَيَّ هَمَّهُ، وَامْكُرْ بِمَنْ مَكَرَ بِي، فَإِنَّكَ خَيْرُ الْماكِرِينَ، وَافْقَأْ عَنِّي عُيُونَ الْكَفَرَةِ الظَّلَمَةِ، وَالطُّغاةِ الْحَسَدَةِ.
خدایا و هرکس مرا به بدی اراده کرده، به مانندش او را اراده کن و هرکه دربارهام بداندیشی نموده، تو هم با او چنان کن و اندوه کسی که اندوهش را بر من وارد نموده از من بازگردان و هرکه مکرم کند، کیفرش ده که تو بهترین کیفردهندگانی، دیدگان کافران ستمگر و سرکشان حسود را نسبت به من کور کن.
اللّٰهُمَّ وَأَنْزِلْ عَلَيَّ مِنْكَ السَّكِينَةَ، وَأَلْبِسْنِي دِرْعَكَ الْحَصِينَةَ، وَاْحفَظْنِي بِسِرِّكَ الْوَاقِي، وَجَلِّلْنِي عافِيَتَكَ النَّافِعَةَ، وَصَدِّقْ قَوْلِي وَفِعالِي، وَبارِكْ لِي فِيوَلْدِي وَأَهْلِي وَمالِي. اللّٰهُمَّ مَاقَدَّمْتُ وَمَا أَخَّرْتُ وَمَا أَغْفَلْتُ وَمَا تَعَمَّدْتُ وَمَا تَوَانَيْتُ وَمَا أَعْلَنْتُ وَمَا أَسْرَرْتُ فَاغْفِرْهُ لِي، يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.
خدایا از سوی خود آرامش بر من فرو فرست و زره محکمت را به من بپوشان و مرا به پوشش نگهداریات نگاه بدار و عافیت سودمندت به من بپوشان و گفتار و کردارم را تصدیق کن و مرا در فرزند و خاندان و داراییام برکت ده، خدایا آنچه پیش فرستادم و پسازاین میفرستم و آنچه در آن غفلت ورزیدم و آنچه عمد داشتم و سستی کردم و آشکار نموده و پنهان کردم، برایم بیامرز، ای مهربانترین مهربانان.
بیست و سوم:
از محمّد بن مسلم روایت شده: حضرت باقر(علیهالسلام) فرمود: بخوان:
اللّٰهُمَّ أَوْسِعْ عَلَيَّ فِي رِزْقِي، وَامْدُدْ لِي فِي عُمْرِي، وَاغْفِرْ لِي ذَنْبِي، وَاجْعَلْنِي مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِكَ، وَلَا تَسْتَبْدِلْ بِي غَيْرِي.
خدایا، در روزیام بر من وسعت ده و عمرم را طولانی کن و گناهم را بیامرز و مرا از کسانی قرار ده که به آنها دینت را یاری دهی و مرا با دیگری جایگزین مکن.
بیست و چهارم:
روایت شده: حضرت صادق(علیهالسلام) این دعا را میخواندند:
يَا مَنْ يَشْكُرُ الْيَسِيرَ، وَيَعْفُو عَنِ الْكَثِيرِ، وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ، اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي ذَهَبَتْ لَذَّتُها، وَبَقِيَتْ تَبِعَتُها.
ای آنکه اندک را قدردانی میکنی و از بسیار، درمیگذری و او آمرزنده و مهربان است، گناهانی را که خوشیهایش از میان رفته و مکافاتش همچنان مانده، برایم بیامرز.
بیست و پنجم:
و نیز روایت شده که آن حضرت این دعا را میخواندند:
يَا نُورُ، يَا قُدُّوْسُ، يَا أَوَّلَ الْأَوَّلِينَ، وَيَا آخِرَ الْآخِرِينَ، يَا رَحْمٰنُ يَا رَحِيمُ، اغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُغَيِّرُ النِّعَمَ، وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُحِلُّ النِّقَمَ، وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَهْتِكُ الْعِصَمَ، وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُنْزِلُ الْبَلاءَ، وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُدِيلُ الْأَعْداءَ، وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُعَجِّلُ الْفَناءَ، وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَقْطَعُ الرَّجاءَ، وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تُظْلِمُ الْهَواءَ، وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَكْشِفُ الْغِطاءَ، وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَرُدُّ الدُّعاءَ، وَاغْفِرْ لِيَ الذُّنُوبَ الَّتِي تَرُدُّ غَيْثَ السَّماءِ.
ای نور، ای بسیار مقدّس، ای آغاز آغازها و ای پایان پایانها، ای بخشاینده، ای مهربان، برایم بیامرز گناهانی که نعمتها را دگرگون میسازد و گناهانی که انتقامها را فرود میآورد و گناهانی که پردهها را میدرد و گناهانی که بلاها را نازل مینماید و گناهانی که دشمنان را پیروز میکند و گناهانی که نابودی را شتابانه میآورد و گناهانی که امید را قطع میکند و گناهانی که هوا را تاریک میکند و گناهانی که پردههای حرمت را کنار میزند و گناهانی که دعا را باز میگرداند و گناهانی که از باران آسمان پیشگیری میکند.
بیست و ششم:
و نیز این دعا، از آن حضرت نقل شده:
يَا عُدَّتِي فِي كُرْبَتِي، وَيَا صاحِبِي فِي شِدَّتِي، وَيَا وَلِيِّي فِي نِعْمَتِي، وَيَا غِياثِي فِي رَغْبَتِي.
ای توشهام در اندوه بسیار، و ای همراهم در سختیها، و ای سرپرستم در گاه نعمت، و اى فریادرسم در رغبت.
و آن حضرت فرموده: این دعا، دعاى امیرمؤمنان(علیهالسلام) است:
اللّٰهُمَّ كَتَبْتَ الْآثارَ، وَعَلِمْتَ الْأَخْبارَ، وَاطَّلَعْتَ عَلَى الْأَسْرَارِ، فَحُلْتَ بَيْنَنا وَبَيْنَ الْقُلُوبِ، فَالسِّرُّ عِنْدَكَ عَلانِيَةٌ، وَالْقُلُوبِ إِلَيْكَ مُفْضاةٌ، وَ إِنَّما أَمْرُكَ لِشَيْءٍ إِذا أَرَدْتَهُ أَنْ تَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ، فَقُلْ بِرَحْمَتِكَ لِطاعَتِكَ أَنْ تَدْخُلَ فِي كُلِّ عُضْوٍ مِنْأَعْضائِي، وَلَا تُفارِقَنِي حَتَّىٰ أَلْقَاكَ، وَقُلْ بِرَحْمَتِكَ لِمَعْصِيَتِكَ أَنْ تَخْرُجَ مِنْ كُلِّ عُضْوٍ مِنْ أَعْضائِي فَلا تُقَرِّبَنِي حَتَّىٰ أَلْقَاكَ، وَارْزُقْنِي مِنَ الدُّنْيا، وَزَهِّدْنِي فِيها، وَلَا تَزْوِها عَنِّي، وَرَغْبَتِي فِيها يَا رَحْمٰنُ.
خدایا آثار را نوشتی و اخبار را دانستی و بر اسرار آگاه شدی و میان ما و دلها پرده شدی، پنهان نزد تو آشکار است، دلها به درگاهت راز گشادهاند و تنها فرمانت، برای چیزی آنگاه که آن را اراده کنی، این است که به او بگویی باش، پس میشود، بنابراین از باب رحمتت به طاعتت بگو در هر عضوی از اعضای من وارد شود و از من جدا نشود تا تو را ملاقات کنم و از باب رحمتت، به معصیتت بگو از هر عضوی از اعضای من خارج شود و به من نزدیک نگردد تا تو را ملاقات کنم و از دنیا نصیبم ده و در آن بیرغبتم کن و از آن درحالیکه رغبت در آن دارم محروم مکن، ای بخشاینده.
بیست و هفتم:
علی بن ابراهیم از پدرش، از ابن محبوب، از علاءبنرزین، از عبدالرحمن بن سیابه روایت کرده: حضرت صادق(علیهالسلام) این دعا را به من عطا فرمود:
الْحَمْدُ لِلّٰهِ وَلِيِّ الْحَمْدِ وَ أَهْلِهِ، وَمُنْتَهاهُ وَمَحَلِّهِ، أَخْلَصَ مَنْ وَحَّدَهُ، وَاهْتَدَىٰ مَنْ عَبَدَهُ، وَفازَ مَنْ أَطاعَهُ، وَأَمِنَ الْمُعْتَصِمُ بِهِ.
خدا را ستایش، سرپرست ستایش و شایسته ستایش و نهایت و جایگاه آن، اخلاص ورزید، آنکه یگانهاش دانست و ره یافت، آنکه او را پرستید و رستگار شد، آنکه از او اطاعت نمود و چنگ زننده به او ایمنی یافت.
اللّٰهُمَّ يَا ذَا الْجُودِ وَالْمَجْدِ، وَالثَّناءِ الْجَمِيلِ وَالْحَمْدِ، أَسْأَلُكَ مَسْأَلَةَ مَنْ خَضَعَ لَكَ بِرَقَبَتِهِ، وَرَغَمَ لَكَ أَنْفَهُ، وَعَفَّرَ لَكَ وَجْهَهُ، وَذَلَّلَ لَكَ نَفْسَهُ، وَفاضَتْ مِنْ خَوْفِكَ دُمُوعُهُ، وَتَرَدَّدَتْ عَبْرَتُهُ، وَاعْتَرَفَ لَكَ بِذُنُوبِهِ، وَفَضَحَتْهُ عِنْدَكَ خَطِيئَتُهُ، وَشَأَنَتْهُ عِنْدَكَ جَرِيرَتُهُ، فَضَعُفَتْ عِنْدَ ذٰلِكَ قُوَّتُهُ، وَقَلَّتْ حِيلَتُهُ، وَانْقَطَعَتْ عَنْهُ أَسْبابُ خَدَائِعِهِ، وَاضْمَحَلَّ عَنْهُ كُلُّ باطِلٍ، وَأَلْجَأَتْهُ ذُنُوبُهُ إِلَىٰ ذُلِّ مَقامِهِ بَيْنَ يَدَيْكَ، وَخُضُوعِهِ لَدَيْكَ، وَابْتِهَالِهِ إِلَيْكَ.
خدایا، ای دارای بخشش و بزرگواری و ثنای نیک و ستایش، از تو میخواهم، خواستن کسی که با تمام وجودش برایت فروتن گشته و خود را در برابرت خوار نموده و چهرهاش را برایت به خاک ساییده و جانش را برایت به خواری افکنده و اشکهایش، از بیمت جاری گشته و سِرِشکش پیاپی ریزان شده و به گناهانش در برابرت اعتراف کرده و خطایش او را نزد تو رسوا نموده و جنایتش او را نزد تو زشت ساخته، پس کنار این امور نیرویش ضعیف شده و چارهاش کم گشته و وسایل نیرنگهایش از او بریده و هر باطلی از او پاشیده شد و گناهانش او را به خواری مقامش در برابرت و خضوع در پیشگاهت و زاری به سویت، وادار نموده است.
أَسْأَلُكَ اللّٰهُمَّ سُؤالَ مَنْ هُوَ بِمَنْزِلَتِهِ، أَرْغَبُ إِلَيْكَ كَرَغْبَتِهِ، وَأَتَضَرَّعُ إِلَيْكَ كَتَضَرُّعِهِ، وَأَبْتَهِلُ إِلَيْكَ كَأَشَدِّ ابْتِهالِهِ .اللّٰهُمَّ فَارْحَمِ اسْتِكانَةَ مَنْطِقِي، وَذُلَّ مَقامِي، وَمَجْلِسِي وَخُضُوعِي إِلَيْكَ بِرَقَبَتِي.
از تو میخواهم خدایا، خواستن آنکه به شأن و درجۀ اوست، به تو رغبت مینمایم مانند رغبت او، زاری میکنم به پیشگاه تو مانند زاری او، ناله میکنم به درگاهت به شدیدترین ناله او، خدایا به درماندگی گفتارم و خواری مقام و جایگاهم و به فروتنی به درگاهت، با همه وجودم رحم کن.
أَسْأَلُكَ اللّٰهُمَّ الْهُدَىٰ مِنَ الضَّلالَةِ، وَالْبَصِيرَةَ مِنَ الْعَمَىٰ، وَالرُّشْدَ مِنَ الْغِوَايَةِ . وَأَسْأَلُكَ اللّٰهُمَّ أَكْثَرَ الْحَمْدِ عِنْدَ الرَّخاءِ، وَأَجْمَلَ الصَّبْرِ عِنْدَ الْمُصِيبَةِ، وَأَفْضَلَ الشُّكْرِ عِنْدَ مَوْضِعِ الشُّكْرِ، وَالتَّسْلِيمَ عِنْدَ الشُّبُهاتِ؛
از تو میخواهم خدایا، هدایت از گمراهی را و بینایی از کوردلی را و رشد از بیراهه را و از تو میخواهم خدایا، ستایش بسیار را هنگام آسایش و صبر زیباتر را به گاه مصیبت و شکر برتر را در جایگاه شکر و تسلیم تو شدن را به هنگام شبههها؛
وَأَسْأَلُكَ الْقُوَّةَ فِي طاعَتِكَ، وَالضَّعْفَ عَنْ مَعْصِيَتِكَ، وَالْهَرَبَ إِلَيْكَ مِنْكَ، وَالتَّقَرُّبَ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضَىٰ، وَالتَّحَرِّيَ لِكُلِّ مَا يُرْضِيكَ عَنِّي فِي إِسْخاطِ خَلْقِكَ، الْتِماساً لِرِضَاكَ؛
و از تو میخواهم نیرومندی در طاعتت و سستی از معصیتت و گریز به سویت را از خودت و تقرّب به حضرتت را، پروردگارا تا راضی شوی و جستجو کردن از هرچه که تو را از من خشنود میسازد، در به خشم آوردن بندگانت، از روی طلب خشنودیات؛
رَبِّ مَنْ أَرْجُوهُ إِنْ لَمْ تَرْحَمْنِي، أَوْ مَنْ يَعُودُ عَلَيَّ إِنْ أَقْصَيْتَنِي، أَوْ مَنْ يَنْفَعُنِي عَفْوُهُ إِنْ عاقَبْتَنِي، أَوْ مَنْ آمُلُ عَطاياهُ إِنْ حَرَمْتَنِي، أَوْ مَنْ يَمْلِكُ كَرَامَتِي إِنْ أَهَنْتَنِي، أَوْ مَنْ يَضُرُّنِي هَوانُهُ إِنْ أَكْرَمْتَنِي؛
پروردگارا به که امید بندم، اگر به من رحم نکنی، یا که از من احوال گیرد، اگر مرا دورم کنی، یا کیست که گذشتش به من سود دهد، اگر تو مجازاتم نمایی، یا کیست که عطاهایش را آرزو کنم، اگر محرومم کنی، یا کیست که بزرگمنشیام را به دست گیرد، اگر تو مرا پست نمایی، یا کیست که سبک داشتنش به من زیان رساند، اگر تو مرا گرامی داری؟
رَبِّ مَا أَسْوَأَ فِعْلِي، وَأَقْبَحَ عَمَلِي، وَأَقْسَىٰ قَلْبِي، وَأَطْوَلَ أَمَلِي، وَأَقْصَرَ أَجَلِي، وَأَجْرَأَنِي عَلَىٰ عِصْيانِ مَنْ خَلَقَنِي!
پروردگارا، چه بد است رفتارم و چه زشت است کردارم و چه دراز است آرزویم و چه کوتاه است عمرم و چه گستاخم بر نافرمانی کسی که مرا آفرید؛
رَبِّ وَما أَحْسَنَ بَلاءَكَ عِنْدِي، وَأَظْهَرَ نَعْماءَكَ عَلَيَّ ! كَثُرَتْ عَلَيَّ مِنْكَ النِّعَمُ فَمَا أُحْصِيها، وَقَلَّ مِنِّيِ الشُّكْرُ فِيما أَوْلَيْتَنِيهِ، فَبَطِرْتُ بِالنِّعَمِ، وَتَعَرَّضْتُ لِلنِّقَمِ، وَسَهَوْتُ عَنِ الذِّكْرِ، وَرَكِبْتُ الْجَهْلَ بَعْدَ الْعِلْمِ، وَجُزْتُ مِنَ الْعَدْلِ إِلَى الظُّلْمِ، وَجاوَزْتُ الْبِرَّ إِلَىٰ الْإِثْمِ، وَصِرْتُ إِلَى اللَّهْوِ مِنَ الْخَوْفِ وَالْحُزْنِ، فَما أَصْغَرَ حَسَناتِي وَأَقَلَّها فِي كَثْرَةِ ذُنُوبِي، وَأَعْظَمَها عَلَىٰ قَدْرِ صِغَرِ خَلْقِي، وَضَعْفِ رُكْنِي؛
پروردگارا، چه نیکوست آزمایشت پیش من و آشکار است نعمتهایت بر من، نعمتهایت بر من زیاد شد، نمیتوانم آنها را شماره کنم و در آنچه سزاوار احسانم کردی سپاسم کم شد، به نعمتها راه فساد پیش گرفتم و خود را در معرض انتقام قرار دادم، از ذکر پس از دانایی غافل شدم، به مرکب نادانی سوار گشتم، از عدالت به سوی ستم گذشتم و از نیکی به گناه تجاوز کردم و از ترس از عاقبت و اندوه بر خود به دنیای لهو بازی بازگشتم، پس چه کوچک است خوبیهایم و چه کم است در برابر کثرت گناهانم و چه بزرگ است آنها در کنار کوچکی آفرینشم و سستی بنیادم؛
رَبِّ وَما أَطْوَلَ أَمَلِي فِي قِصَرِ أَجَلِي، وَأَقْصَرَ أَجَلِي فِي بُعْدِ أَمَلِي، وَما أَقْبَحَ سَرِيرَتِي فِي عَلانِيَتِي ! رَبِّ لَاحُجَّةَ لِي إِنِ احْتَجَجْتُ، وَلَا عُذْرَ لِي إِنِ اعْتَذَرْتُ، وَلَا شُكْرَ عِنْدِي إِنِ ابْتَلَيْتُ ، وَأُوْلِيتُ إِنْ لَمْ تُعِنِّي عَلَىٰ شُكْرِ مَا أَوْلَيْتَ؛
پروردگارا چه دراز است آرزویم، در برابر کوتاهی عمرم و چه کوتاه است عمرم، در برابر دوری آرزویم و چه زشت است باطنم در برابر ظاهرم؛ پروردگارا حجّتی ندارم اگر احتجاج کنم و عذر قابل قبولی برایم نیست، اگر عذرخواهی کنم و سپاسی نزد من نیست، اگر آزمایش شوم یا مورد احسان قرار گیرم، اگر بر سپاس آنچه به من احسان کردی یاریام ندهی؛
رَبِّي مَا أَخَفَّ مِيزانِي غَداً إِنْ لَمْ تُرَجِّحْهُ، وَأَزَلَّ لِسانِي إِنْ لَمْ تُثَبِّتْهُ، وَأَسْوَدَ وَجْهِي إِنْ لَمْ تُبَيِّضْهُ ! رَبِّ كَيْفَ لِي بِذُنُوبِيَ الَّتِي سَلَفَتْ مِنِّي، قَدْ هُدَّتْ لَها أَرْكانِي، رَبِّ كَيْفَ أَطْلُبُ شَهَوَاتِ الدُّنْيا، وَأَبْكِي عَلَىٰ خَيْبَتِي فِيها وَلَا أَبْكِي وَتَشْتَدُّ حَسَراتِي عَلَىٰ عِصْيانِي وَتَفْرِيطِي؛
پروردگارم، فردای قیامت چه سبک است میزان کارهایم اگر آن را سنگین نکنی و چه لغزان است زبانم، اگر استوارش ننمایی و چه سیاه است رویم، اگر سپیدش نکنی، پروردگارا، چه کنم با گناهانم که از من سرزده و پایههای هستیام در برابر آنها درهم شکسته، چگونه شهوات دنیا را طلب میکنم و بر محرومیتم از آنها میگریم، درحالیکه نمیگریم و شدید نمیشود حسرتهایم بر عصیان و تقصیرم؛
رَبِّ دَعَتْنِي دَواعِي الدُّنْيا فَأَجَبْتُها سَرِيعاً، وَرَكَنْتُ إِلَيْها طائِعاً، وَدَعَتْنِي دَواعِي الْآخِرَةِ فَتَثَبَّطْتُ عَنْها، وَأَبْطَأْتُ فِي الْإِجابَةِ وَ الْمُسارَعَةِ إِلَيْها كَما سارَعْتُ إِلىٰ دَواعِي الدُّنْيا، وَحُطامِهَا الْهامِدِ، وَهَشِيمِهَا الْبَائِدِ، وَسَرابِهَا الذَّاهِبِ؛
پروردگارا، داعیان دنیا دعوتم کردند، با شتاب اجابت نمودم و به میل و رغبت به آن دل بستم و داعیان آخرت دعوتم نمودند، از آن بازماندم و از پاسخ دادن و شتاب به سوی آن کندی کردم، چنانکه به سوی انگیزههای دنیا و کالای پوسیدهاش و گیاه فناپذیرش و نمای از بین روندهاش شتافتم!
رَبِّ خَوَّفْتَنِي وَشَوَّقْتَنِي وَاحْتَجَجْتَ عَلَيَّ بِرِقِّي، وَتَكَفَّلْتَ لِي بِرِزْقِي، فَأَمِنْتُ خَوْفَكَ، وَتَثَبَّطْتُ عَنْ تَشْوِيقِكَ وَلَمْ أَتَّكِلْ عَلَىٰ ضَمانِكَ، وَ تَهاوَنْتُ بِاحْتِجاجِكَ؛
پروردگارا، مرا بیم دادی و تشویق نمودی و بر من به بندگیام احتجاج کردی و عهدهدار روزیام شدی، به نادرستی از بیمت ایمن شدم و از تشویقت بازماندم و بر ضمانتت اعتماد نکردم و احتجاجت را سبک انگاشتم!
اللّٰهُمَّ فَاجْعَلْ أَمْنِي مِنْكَ فِي هٰذِهِ الدُّنْيا خَوْفاً، وَحَوِّلْ تَثَبُّطِي شَوْقاً، وَتَهاوُنِي بِحُجَّتِكَ فَرَقاً مِنْكَ، ثُمَّ رَضِّنِي بِما قَسَمْتَ لِي مِنْ رِزْقِكَ؛
خدایا ایمنیام را از تو، در این دنیا هراس قرار ده و بازماندنم را به شوق تبدیل کن و سبکشمردنم را نسبت به حجّتت، به بیم از خودت بازگردان، سپس از روزیات به آنچه نصیب من نمودهای خشنودم کن؛
يَا كَرِيمُ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الْعَظِيمِ، رِضاكَ عِنْدَ السُّخْطَةِ، وَالْفُرْجَةَ عِنْدَ الْكُرْبَةِ، وَالنُورَ عِنْدَ الظُّلْمَةِ، وَالْبَصِيرَةَ عِنْدَ تَشَبُّهِ الْفِتْنَةِ، رَبِّ اجْعَلْ جُنَّتِي مِنْ خَطَايَايَ حَصِينَةً، وَدَرَجاتِي فِي الْجِنانِ رَفِيعَةً، وَأَعْمالِي كُلَّها مُتَقَبَّلَةً، وَحَسَناتِي مُضاعَفَةً زَاكِيَةً؛
ای بزرگوار، از تو میخواهم بهحق نام بزرگت، خشنودیات را هنگام خشم و گشایش را زمان گرفتاری و نور را به گاه تاریکی و بصیرت را وقت مشتبه شدن فتنه، پروردگارا، سپرم را از خطاهایم محکم گردان و درجاتم را در بهشت بلند فرما و همگی اعمالم را پذیرفته قرار ده و حسناتم را چند برابر و پاک گردان؛
أَعُوذُ بِكَ مِنَ الْفِتَنِ كُلِّها، مَا ظَهَرَ مِنْها وَما بَطَنَ، وَمِنْ رَفِيعِ الْمَطْعَمِ وَالْمَشْرَبِ، وَمِنْ شَرِّ مَا أَعْلَمُ وَمِنْ شَرِّ مَا لَاأَعْلَمُ، وَأَعُوذُ بِكَ مِنْ أَنْ أَشْتَرِيَ الْجَهْلَ بِالْعِلْمِ، وَالْجَفاءَ بِالْحِلْمِ، وَالْجَوْرَ بِالْعَدْلِ، وَالْقَطِيعَةَ بِالْبِرِّ، وَالْجَزَعَ بِالصَّبْرِ، أَوْ الْهُدَىٰ بِالضَّلالَةِ، أَوْ الْكُفْرَ بِالْإِيمانِ.
به تو پناه میآورم از همه فتنهها، چه آنچه آشکار است چه پنهان و از خوراکیها و آشامیدنیهای فاخر و گرانقیمت و از شرّ آنچه میدانم و نمیدانم؛ و به تو پناه میآورم، از اینکه نادانی را به دانش خریداری کنم و جفا را به بردباری و ستم را به عدالت و قطع رحم را به نیکی و بیتابی را به شکیبایی و هدایت را به گمراهی و کفر را به ایمان.
نویسنده گوید: این دعا مشتمل بر مضامین بلندی است؛ و عبدالرحمن بن سیابه، همان کسی است که حضرت صادق(علیهالسلام) او را وصیت سودمندی فرموده، که بیانش در اینجا شایسته است.
