فصل اول: آداب زیارت 📝

آداب زیارت 📝

آداب زیارت بسیار است، در این بخش به بیان چند مورد اکتفا می‌شود: 📝

اوّل: 📝

انجام غسل، پیش از بیرون رفتن برای سفر زیارت. 📝

دوم: 📝

ترک کلام بیهوده و لغو و دشمنی و گفتگوی بی‌منطق در راه. 📝

سوم: 📝

غسل کردن برای زیارت هر یک از امامان و نیز اینکه بخواند دعای وارد درباره آن را و آن دعا در اول «زیارت وارث» بیاید. 📝

چهارم: 📝

طهارت از حدث کبری و صغری. 📝

پنجم: 📝

پوشیدن جامه‌های پاک و پاکیزه و نو و سفید بودن رنگ آن نیکوست. 📝

ششم: 📝

گام‌ها را به وقت رفتن به روضه‌ی مقدّسه کوتاه برداشتن و به آرامی و وقار حرکت کردن و فروتن و خاکسار بودن و سر به زیر انداختن و گرایش نداشتن به این‌سو و آن‌سو. 📝

هفتم: 📝

خوشبو کردن خود، در غیر زیارت امام حسین (علیه‌السلام). 📝

هشتم: 📝

مشغول ساختن زبان به وقت رفتن به حرم مطهّر به ذکر و تکبیر و تحمید و تسبیح و تهلیل و دهان را به صلوات فرستادن بر محمّد و آل محمّد(صلی‌الله‌علیه‌وآله) خوشبو کردن. 📝

آداب اذن دخول خواندن 📝

نهم: 📝

ایستادن بر در حرم شریف و درخواست اذن دخول و کوشش در تحصیل رقّت قلب و فروتنی و شکستگی خاطر با کمک تصوّر و فکر در عظمت و جلالت قدر صاحب آن مرقد منوّر، با توجه به این نکته که صاحب قبر ایستادن او را می‌بیند و کلام او را می‌شنود و سلام او را پاسخ می‌دهد، چنان‌که در وقت خواندن اذن دخول به همه این واقعیات گواهی می‌دهد و اندیشه نماید در محبّت و لطفی که ایشان به شیعیان و زائران خود دارند و دقّت کند در خرابی‌های حال خود و مخالفت‌هایی که با آن بزرگواران کرده و دستورهای زیادی که از ایشان عمل نکرده و آزارها و اذیت‌هایی که از او به ایشان یا خاصان و دوستان آن بزرگواران رسیده که بازگشت نتیجه همه این اعمال، آزردن ایشان است؛ و اگر به حقیقت و راستی، در وضع خود بنگرد، قدم‌هایش از رفتن باز بایستد و قلبش هراسان و چشمش گریان شود و این روح تمام آداب است. 📝

در اینجا مناسب است اشعار سخاوی و روایتی را که علامه مجلسی در کتاب «بحارالانوار» از «عیون المعجزات» نقل کرده ذکر کنم: 📝

اما اشعار سخاوی که در حال زیارت دنبال کردن آن‌ها شایسته است، این است: 📝

قالُوا غَداً نَأْتِي دِيارَ الْحِمىٰ‌ 📝

گفتند فردا به سرزمین قُرق شده می‌رسیم 📝

وَيَنْزِلُ الرَّكْبُ بِمَغْناهُمُ 📝

و کاروان به دولت‌سرای آنان بار اندازد 📝

فَكُلُّ مَنْ كانَ مُطِيعاً لَهُمْ‌ 📝

پس هرکه فرمانبردار ایشان بوده 📝

أَصْبَحَ مَسْرُوراً بِلُقْياهُمُ 📝

به دیدارشان شادمان گردد 📝

قُلْتُ فَلِي ذَنْبٌ فَما حِيلَتِي‌ 📝

گفتم چاره من گنه‌کار چیست؟ 📝

بِأَيِّ وَجْهٍ أَتَلَقَّاهُمُ 📝

و با چه رویى ایشان را دیدار کنم؟ 📝

قالُوا أَليْسَ العَفْوُ مِنْ شَأْنِهِمْ‌ 📝

گفتند مگر گذشت شیوه آنان نیست 📝

لَا سِيَّما عَمَّنْ تَرَجَّاهُمُ 📝

به ویژه از کسى که به آنان امید بست 📝

فَجِئْتُهُمْ أَسْعىٰ إِلىٰ بابِهِمْ‌ 📝

پس به محضرشان آمدم و به درگاهشان شتافتم 📝

أَرْجُوهُمُ طَوْراً وَأَخْشاهُمُ 📝

یک بار به آنان امید دارم و بار دیگر ترس و بیم از آن‌ها 📝

و نیز شایسته است پی‌گیر این اشعار شود: 📝

هَا عَبْدُكَ وَاقفٌ ذَلِيْلٌ‌ 📝

این بنده تو است که خاکسارانه ایستاده 📝

بِالْبَابِ يَمُدُّ كَفَّ سَائِلٍ 📝

و بر درگه تو دست گدایی را برافراشته 📝

قَدْ عَزَّ عَليَّ سُوءُ حَالِي‌ 📝

حال ِ بدِ من برایم خیلی گران است 📝

ما يَفْعَلُ مَا فَعَلْتُ عاقِلٌ 📝

آنچه کرده‌ام را هیچ عاقلی انجام نمی‌دهد 📝

يَا أَكْرَمَ مَنْ رَجاهُ رَاجٍ‌ 📝

ای بزرگوارترین کسی که امیدوار، به او امید دارد 📝

عَنْ بَابِكَ لَايُرَدُّ سَائِلٌ 📝

از درگه تو هیچ گدایی برگردانده نمی‌شود 📝

و هم بگوید: 📝

شاهـا چـو تـو را سگـی ببایـد 📝

گر من شوم آن سـگِ تـو شایـد 📝

هستـم سگکـی ز حبـس جستـه 📝

بـر شـاخ گــل هــوات بستــه 📝

خود را به خودی کشیـده از جُل 📝

پیــش تــو کشیـده از سـر ذُل 📝

افکن نظری بر این سگ خویش 📝

سنگـم مـزن و مرانـم از پیـش 📝

و اما آن روایت شریف به روایت مجلسی: 📝

داستان تنبیه علی بن یقطین از سوی امام کاظم(ع) 📝

وقتی ابراهیم جمّال که یکی از شیعیان بود، می‌خواست خدمت علی بن یقطین برسد، از باب اینکه ابراهیم ساربان بود و علی بن یقطین وزیر هارون‌الرشید و از نظر ظاهر، شأن ابراهیم نبود که در مجلس وزیر مملکت وارد شود، او را راه نداد! 📝

اتفاقاً در همان سال علی بن یقطین به حج مشرّف شد، خواست در شهر مدینه خدمت حضرت موسی بن جعفر (علیه‌السلام) برسد، حضرت او را نپذیرفت؛ روز بعد آن حضرت را در بیرون خانه ملاقات کرد، عرضه داشت: 📝

ای سید من، تقصیر من چه بوده که مرا نپذیرفتید؟ فرمود: به خاطر اینکه برادرت ابراهیم جمّال را راه ندادی و خدا امتناع فرموده از اینکه سعی تو را قبول کند، مگر بعد از آنکه ابراهیم تو را ببخشد. 📝

علی بن یقطین گفت: گفتم: ای سید و مولای من در این وقت ابراهیم را کجا ملاقات کنم؟ من در مدینه و او در کوفه است، فرمود: هرگاه شب برسد تنها به بقیع برو، بی‌آنکه از اصحاب و غلامان تو کسی خبردار شود، در آنجا شتری زین کرده خواهی دید، آن شتر را سوار می‌شوی و به کوفه می‌روی. 📝

شب به بقیع رفت، بر آن شتر سوار شد، به اندک زمانی به خانه ابراهیم جمّال رسید، شتر را خوابانید و در زد، ابراهیم گفت کیستی؟ گفت: علی بن یقطینم، ابراهیم گفت: علی بن یقطین بر در خانه من چه می‌کند؟! فرمود: بیا بیرون که کارم بس بزرگ است و او را سوگند داد که اذن ورود دهد، چون داخل خانه ابراهیم شد، گفت: 📝

ای ابراهیم! آقا و مولا، از اینکه عمل مرا قبول کند امتناع فرموده، مگر آنکه تو از من بگذری! ابراهیم گفت: «غَفَرَاللهُ لَک؛ خدا تو را بیامرزد»، پس علی بن یقطین صورت خود را بر خاک گذاشت و ابراهیم را قسم داد که پای روی صورت من بگذار و صورتم را زیر پایت بمال، ابراهیم خودداری کرد، علی بن یقطین او را سوگند داد که چنین کند. ابراهیم پا به صورت علی بن یقطین گذاشت و روی او را زیر پای خود مالید و علی بن یقطین می‌گفت: «اللَّهُمَّ اشْهَدْ؛ خدایا گواه باش». 📝

سپس بیرون آمد و سوار بر آن مرکب شد و همان شب به مدینه بازگشت و شتر را بر در خانه حضرت موسی بن جعفر (علیه‌السلام) خوابانید، آنگاه حضرت او را اذن داد که بر آن بزرگوار وارد شود و حضرت کار او را پذیرفت. 📝

از دقّت در این روایت معلوم می‌شود که حقوق برادران دینی تا چه اندازه پر اهمیت است! 📝

بوسیدن عتبه و آستانه حرم اهل بیت (ع) 📝

دهم: 📝

بوسیدن عتبه عالیه و آستانه مبارکه است و شیخ شهید فرموده: اگر زیارت کننده سجده کند و نیتش این باشد که خدا را به شکرانه اینکه مرا به این مکان رسانده، سجده می‌کنم بهتر است. 📝

یازدهم: 📝

مقدّم داشتن پای راست به وقت وارد شدن و مقدّم داشتن پای چپ به وقت بیرون آمدن، مانند ورود به مساجد و بیرون رفتن از آن‌ها. 📝

بوسیدن ضریح 📝

دوازدهم: 📝

رفتن به نزد ضریح مطهّر، به طوری که بتواند خود را به آن بچسباند و توهّم آن‌که دور ایستادن ادب است خیال است، زیرا تکیه کردن بر ضریح و بوسیدن آن، در آثار وارد شده است. 📝

سیزدهم: 📝

در وقت زیارت پشت به قبله و ایستادن رو به قبر منوّر و ظاهراً این ادب ویژه به معصوم است، چون از خواندن زیارت فارغ شد، گونه راست را به ضریح بگذارد و به حال تضرّع دعا کند، سپس گونه چپ را بگذارد و خدا را به حق صاحب قبر بخواند که او را از اهل شفاعت آن بزرگوار قرار دهد و در دعا پافشاری و اصرار ورزد، آنگاه به سمت سر مطهّر برود و رو به قبله بایستد و دعا کند. 📝

چهاردهم: 📝

ایستادن در وقت خواندن زیارت، البته اگر عذری از ناتوانی و درد کمر و درد پا و غیر آن‌ها ندارد. 📝

تکبیر گفتن هنگام دیدن قبر اهل بیت(ع) 📝

پانزدهم: 📝

گفتن تکبیر به هنگام دیدن قبر مطهّر، پیش از شروع زیارت؛ در روایتی آمده: هرکه پیش روی امام(علیه‌السلام) تکبیر گوید و پس از آن بگوید: «لَاإِلهَ إِلّا اللَّه وَحْدَهُ لَاشَرِیکَ لَهُ» برای او رضوان «الله الاَکبر» نوشته شود. 📝

شانزدهم: 📝

خواندن زیارت‌های روایت شده در کتب معتبر و زیارت‌های رسیده از پیشوایان مردم اَئمه طاهرین و ترک خواندن زیارت‌های اختراع شده که بعضی بی‌خردان از عوام، آن‌ها را با بعضی از زیارات به هم وصله زده و نادانان را به آن مشغول ساخته‌اند. 📝

شیخ کلینی از عبد الرحیم قصیر روایت کرده: که گفت: بر امام صادق(علیه‌السلام) وارد شدم و گفتم: فدایت شوم از پیش خود دعایی اختراع کردم، فرمود: مرا از اختراع خود واگذار، هرگاه تو را حاجتی دست دهد به حضرت رسول پناه بر و دو رکعت نماز بجای آر و به سوی آن حضرت هدیه کن ... تا پایان روایت. 📝

نماز زیارت 📝

هفدهم: 📝

بجا آوردن نماز زیارت که اقل آن دو رکعت است. شیخ شهید فرموده: اگر زیارت پیامبر است، نماز را در روضه مطهّره بخوان و اگر در حرم یکی از امامان است، در بالای سر بخوان و اگر آن دو رکعت را در مسجدی که معمولاً بالای سر قبر امامان است بخوانی جایز است و علاّمه مجلسی (رحمه‌الله‌علیه) فرموده: نماز زیارت و غیر آن را به گمان فقیر، در پشت قبر و بالای سر بجا آوردن بهتر است و علاّمه بحرالعلوم نیز در کتاب «دُرّه» فرموده است: 📝

وَمِنْ حَدِيثِ كَرْبَلا وَالْكَعْبةِ 📝

از داستان کربلا و کعبه اینکه 📝

لِكَرْبَلَا بانَ عُلُوُّ الرُّتْبَةِ 📝

کربلا را برتری رتبه است آشکار شده 📝

وَغَيْرُها مِنْ سَائِرِ الْمَشاهِدِ 📝

و غیر آن از سایر مشاهد 📝

أَمْثالُها بِالنَّقْلِ ذِي الشَّوَاهِدِ 📝

مانند آن است به موجب روایات با شواهد 📝

وَراعِ فِيهِنَّ اقْتِرابَ الرَّمْسِ‌ 📝

نزدیکی به قبر را در آن مشاهد رعایت کن 📝

وَ آثِرِ الصَّلَاةَ عِنْدَ الرَّأْسِ 📝

و نماز خواندن بالای سر را انتخاب کن 📝

وَصَلِّ خَلْفَ الْقَبْرِ فَالصَّحِيحُ‌ 📝

و در پشت قبر نماز بخوان که روایت صحیح 📝

كَغَيْرِهِ فِي نَدْبِها صَرِيحٌ 📝

و غیر صحیح در استحباب آن صریح است 📝

وَالْفَرْقُ بَيْنَ هَذِهِ الْقُبُورِ 📝

و فرق بین این قبور شریف 📝

وَغَيْرِها كالنُّورِ فَوْقَ الطُّورِ 📝

و قبرهای دیگر مانند نور بالای طور است 📝

فَالسَّعْيُ لِلصَّلاةِ عِنْدَها نُدِبَ‌ 📝

پس کوشش برای نماز در کنار آن‌ها مستحب است 📝

وَقُرْبُها بَلِ اللُّصُوقُ قَدْ طُلِبَ 📝

و نزدیکی بلکه چسبیدن به آن‌ها مطلوب است 📝

هجدهم: 📝

اگر برای آن زیارتی که نماز می‌خوانی، کیفیت ویژه‌ای برای نمازش ذکر نفرموده باشند، در رکعت اول آن سوره «یس» و در رکعت دوم سوره «الرحمن» بخوان و بعد از نماز به آنچه وارد شده دعا کن یا به آنچه برای دین و دنیای خود به خاطرت می‌رسد و دعا را فراگیر قرار ده [یعنی در حق دیگران نیز دعا کن] زیرا که به اجابت نزدیک‌تر است. 📝

اهمیت نماز جماعت در حرم 📝

نوزدهم: 📝

شیخ شهید فرموده: کسی که وارد حرم مطهر شود و ببیند نماز جماعت برپا شده، پیش از زیارت ابتدا به نماز کند و همچنین اگر وقت نماز شده، زیارت را ترک کند و وارد نماز گردد و اگر وقت نماز نیست، شروع به زیارت بهتر است، چراکه زیارت نهایت مقصد اوست و اگر بین زیارت، نماز اقامه شد، برای زائران مستحب است زیارت را قطع کنند و به نماز روی آرند که ترک نماز کراهت دارد و بر کارگزاران حرم است که مردم را امر به نماز کنند. 📝

بیستم: 📝

شیخ شهید تلاوت قرآن را نزد ضریح‌های مطهره و هدیه کردن آن را به روح مقدس امام زیارت شده، از جمله آداب زیارت شمرده که سود آن به زیارت کننده باز می‌گردد و دربردارندۀ تعظیم امام زیارت‌شده(علیه‌السلام) نیز می‌گردد. 📝

بیست‌ویکم: 📝

ترک کردن سخنان ناشایست و کلمات لغو و بیهوده و دوری جستن از صحبت‌های دنیایی که همیشه در هرجا مذموم و قبیح و مانع رزق و موجب سنگدلی است، به ویژه در این بارگاه‌های مطهر و قبه‌های بلندپایه که خدا در سوره «نور» از بزرگی و جلالت آن‌ها خبر می‌دهد، آنجا که می‌فرماید: ﴿فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللّٰهُ أَنْ تُرْفَعَ...﴾ تا پایان آیه. 📝

بیست‌ودوم: 📝

بلند نکردن صدای خود در وقت زیارت، چنان‌که در «هدیة الزائرین» ذکر کردم. 📝

بیست‌وسوم: 📝

وداع کردن امام، در وقت بیرون رفتن از شهر آن حضرت به زیارت وداعی که در روایت رسیده است یا به غیر آن. 📝

بیست‌وچهارم: 📝

توبه و استغفار کردن از گناهان و بهتر کردن حال و کردار و گفتار خود، پس از فراغ از زیارت از آنچه پیش از زیارت دارا بوده است. 📝

وظایف خادمان حرم اهل بیت(ع) 📝

بیست‌وپنجم: 📝

انفاق کردن به خادمان آستانه شریفه به اندازه‌ای که میسر است و شایسته است خدام آن محل شریف از اهل خیر و صلاح و صاحب دین و مروت باشند و آنچه از زائران می‌بینند تحمل کنند و خشم خود را بر ایشان فرو نشانند؛ و بر آنان سختی و درشتی روا ندارند و بر برآوردن حاجات محتاجان اقدام کنند و غریبان را در صورت گم‌کردن راه مقصد، راهنمایی و دلالت نمایند. در هر صورت خدام باید در خدمات لازمه، از تنظیف و حراست و محافظت زائران و غیره به درستی و راستی مشغول باشند. 📝

بیست‌وششم: 📝

انفاق و احسان بر تهیدستان مجاور حرم و مساکین آبرومند شهر امام زیارت شده به ویژه سادات و اهل علم و آنان‌که فقط مشغول تحصیل دانش‌اند و به تلخی غربت و تنگدستی مبتلایند و همواره پرچم بزرگداشت شعائر الهی را بر پا کرده و جهاتی را دارا هستند که ملاحظه هر یک از آن‌ها، در لزوم اعانت و رعایت آن‌ها کافی است. 📝

بیست‌وهفتم: 📝

شیخ شهید فرموده: از جمله آداب، شتاب کردن در برگشت از شهر زیارتی است، البته زمانی که بهره خود را از زیارت درک کرده باشد و این شتاب برای فزونی تعظیم و احترام و شدت شوق به رجوع، برای زیارت پس از آن است. 📝

کلامی در زیارت زن ها و نکوهش مزاحمت ایشان با نامحرمان 📝

و نیز فرموده: زنان در وقت زیارت، باید خود را از مردان جدا کرده و تنها به زیارت بپردازند و اگر شب به زیارت اقدام کنند بهتر است؛ و باید در وضع ظاهر خود تغییر دهند، یعنی لباس عالی و خوب را به لباس‌های معمولی تبدیل کنند تا شناخته نشوند و حتی الامکان دور از چشم و پنهان بیرون آیند که کمتر دیده شوند و شناخته گردند و نیز اگر همراه مردان زیارت کنند جایز است، اگر چه کراهت دارد. 📝

نویسنده گوید: از این کلمات، کثرت قبح و زشتی آنچه فعلاً معمول شده که زنان به اسم تشرّف به زیارت، خود را آرایش کرده، با لباس‌های نفیس از خانه‌ها بیرون می‌آیند و در حرم‌های مطهر با نامحرمان برخورد می‌کنند و به بدن‌های ایشان فشار می‌آورند یا خود را متّصل به ضرایح مطهر کرده، یا روبروی مردان نشسته مشغول به زیارت خواندن شده، و حواس مردم را پریشان کرده، عبادت‌کنندگان از زائران و نمازگزاران و متضرّعان و گریه کنندگان را از کار خود بازداشته و داخل در زمرۀ آنان که راه خدا را به روی بندگان خدا می‌بندند می‌شوند و غیر این‌ها، در حقیقت، زیارت این‌گونه از زنان را باید از منکرات شرع شمرد، نه از عبادات و داخل در محرمات دانست نه قُرُبات. 📝

از حضرت صادق (علیه‌السلام) روایت شده: که امیرالمؤمنین (علیه‌السلام) به اهل عراق فرمود: 📝

يا أَهْلَ الْعِرَاقِ نُبِّئْتُ أَنَّ نِسَاءَكُمْ يُوَافِينَ الرِّجَالَ فِي الطَّرِيقِ أَمَا تَسْتَحْيُونَ و قال لَعَنَ اللَّهُ مَنْ لا يَغَارُ. 📝

ای اهل عراق، به من خبر رسیده که زنان شما در کوچه و بازار، به نامحرمان برمی‌خورند، آیا حیا نمی‌کنید؟ سپس فرمود: خدا لعنت کند کسی را که غیرت ندارد. 📝

و فی الفقیه روى الأصبغ بن نباتة عن أمیر المؤمنین علیه السلام قال سمعته یقول 📝

:«يَظْهَرُ فِي آخِرِ الزَّمَانِ وَ اقْتِرَابِ السَّاعَةِ وَ هُوَ شَرُّ الْأَزْمِنَةِ نِسْوَةٌ كَاشِفَاتٌ عَارِيَاتٌ مُتَبَرِّجَاتٌ مِنَ الدِّينِ دَاخِلاتٌ فِي الْفِتَنِ مَائِلاتٌ إِلَى الشَّهَوَاتِ مُسْرِعَاتٌ إِلَى اللَّذَّاتِ مُسْتَحِلاتُ الْمُحَرَّمَاتِ فِي جَهَنَّمَ خَالِدَاتٌ». 📝

و در کتاب «من‌لایحضره الفقیه» أصبغ بن نباته از امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) روایت کرده است که گوید: از آن حضرت شنیدم می‌فرمود: در آخر الزمان و نزدیکی قیامت که بدترین زمان‌هاست آشکارمی‌شوند زنانی که برهنه و عریان‌اند و خود را برای مردان بیگانه آرایش می‌کنند، این‌ها از دین خارجند و در فتنه‌ها داخلند، به شهوات مایلند و به سوی لذّت‌ها شتابانند و حلال شمارندگان محرّماتند، جاودانه در دوزخ‌اند! 📝

بیست‌وهشتم: 📝

شایسته است، اوقاتی که زائر زیاد است، کسانی که نزدیک‌تر به ضریح هستند، زیارت خود را خلاصه‌تر کرده و از ضریح دور شوند تا دیگران هم مانند آنان به ضریح دست یابند. 📝

نویسنده گوید: ما در مقام «زیارات حضرت سید الشهداء»(علیه‌السلام) آدابی را که باید زائران آن جناب توجّه کنند، نقل خواهیم کرد. 📝

مطالب مرتبط

زیارت عاشورا

زیارت جامعه صغیره

زیارت جامعه کبیره

دعای بعد از زیارت امامان(ع)

زیارت جامعه برای زیارت همه ائمه(ع)

آداب زیارت به نیابت و از طرف دیگران

ثواب کسی که یکی از امامان(ع) را زیارت کند

دعایی با مضامین بسیار عالی که بعد از زیارت هر امامی خوانده می شود

فصل دوم: اذن دخول حرم‌ های شریفه 📝

اذن دخول حرم های شریفه 📝

در اینجا دو اذن دخول ذکر می‌شود: 📝

اوّل: 📝

شیخ کفعمی فرموده: چون خواستی به مسجد رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) یا یکی از مشاهد مشرفه ائمه(علیهم‌السلام) وارد شوی، بگو: 📝

اللَّهُمَّ إِنِّي وَقَفْتُ عَلَى بَابٍ مِنْ أَبْوَابِ بُيُوتِ نَبِيِّكَ، صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، وَ قَدْ مَنَعْتَ النَّاسَ أَنْ يَدْخُلُوا إِلا بِإِذْنِهِ، فَقُلْتَ: ﴿يٰا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لاٰ تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلاّٰ أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ﴾، اللَّهُمَّ إِنِّي أَعْتَقِدُ حُرْمَةَ صَاحِبِ هَذَا الْمَشْهَدِ الشَّرِيفِ فِي غَيْبَتِهِ، كَمَا أَعْتَقِدُهَا فِي حَضْرَتِهِ، وَ أَعْلَمُ أَنَّ رَسُولَكَ وَ خُلَفَاءَكَ عَلَيْهِمُ السَّلامُ، أَحْيَاءٌ عِنْدَكَ يُرْزَقُونَ، يَرَوْنَ مَقَامِي، وَ يَسْمَعُونَ كَلامِي، وَ يَرُدُّونَ سَلامِي، وَ أَنَّكَ حَجَبْتَ عَنْ سَمْعِي كَلامَهُمْ، وَ فَتَحْتَ بَابَ فَهْمِي بِلَذِيذِ مُنَاجَاتِهِمْ، وَ إِنِّي أَسْتَأْذِنُكَ يَا رَبِّ أَوَّلا، وَ أَسْتَأْذِنُ رَسُولَكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ ثَانِيا، وَ أَسْتَأْذِنُ خَلِيفَتَكَ الْإِمَامَ الْمَفْرُوضَ عَلَيَّ طَاعَتُهُ، فُلانَ بْنَ فُلانٍ؛ 📝

خدایا بر دری از درهای خانه‌های پیامبرت (درود تو بر او و خاندانش) ایستاده‌ام، تو مردم را از اینکه بدون اجازه‌اش وارد شوند منع کرده‌ای، در قرآن فرمودی: «ای مؤمنان! به خانه‌های پیامبر وارد نشوید مگر این‌که به شما اجازه دهند». خدایا، من احترام صاحب این زیارتگاه شریف را در غایب بودنش باور دارم چنان‌که در حضورش و می‌دانم که رسولت و جانشینانت (درود بر آنان باد) همواره زنده‌اند و نزد تو روزی داده می‌شوند، محل ایستادنم را می‌بینند و سخنم را می‌شنوند و به سلامم پاسخ می‌دهند، ولی تو گوشم را از شنیدن کلامشان در پرده قرار داده‌ای و درب فهم مرا به چشیدن لذّت مناجاتشان بازکرده‌ای، من از تو ای پروردگارم، اجازه می‌خواهم اولاً و از پیامبرت اذن می‌خواهم ثانیاً و از خلیفه‌ات امامی که اطاعتش را بر من واجب کرده‌ای اجازه می‌خواهم؛ 📝

و به جای «فلان بن فلان» آن امامی را که می‌خواهی زیارت کنی و پدرش را نام ببر، مثلاً اگر زیارت «امام حسین(علیه‌السلام)» است بگو: «الْحُسَیْنَ بْنَ عَلِیُ(عَلَیْهِ السَّلامُ)» و اگر زیارت «امام رضا(علیه‌السلام)» است بگو: «عَلِیَّ بْنَ مُوسَی الرِّضا(عَلَیْهِ‌السَّلامُ)»؛ همچنین امامان دیگر. 📝

سپس بگو: 📝

وَ الْمَلائِكَةَ الْمُوَكَّلِينَ، بِهَذِهِ الْبُقْعَةِ الْمُبَارَكَةِ ثَالِثا، أَ أَدْخُلُ يَا رَسُولَ اللَّهِ؟ أَ أَدْخُلُ يَا حُجَّةَ اللَّهِ؟ أَ أَدْخُلُ يَا مَلائِكَةَ اللَّهِ الْمُقَرَّبِينَ، الْمُقِيمِينَ فِي هَذَا الْمَشْهَدِ؟ فَأْذَنْ لِي يَا مَوْلايَ فِي الدُّخُولِ، أَفْضَلَ مَا أَذِنْتَ لِأَحَدٍ مِنْ أَوْلِيَائِكَ، فَإِنْ لَمْ أَكُنْ أَهْلا لِذَلِكَ، فَأَنْتَ أَهْلٌ لِذَلِكَ. 📝

و فرشتگان گماشته شده به این بارگاه مبارک ثالثاً، آیا وارد شوم ای رسول خدا؟! آیا وارد شوم ای حجّت خدا؟ آیا وارد شوم ای فرشتگان مقرّب خدا که در این زیارتگاه اقامت دارید؟ پس مرا برای وارد شدن ای مولایم اجازه ده، به بهترین اجازه‌ای که به یکی از دوستانت داده‌ای، چنانچه من لایق آن اجازه نیستم ولی تو لایق آنی. 📝

پس عتبه مبارکه را ببوس و وارد شو و بگو: 📝

بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ، وَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، وَ عَلَى مِلَّةِ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِي وَ ارْحَمْنِي، وَ تُبْ عَلَيَّ، إِنَّكَ أَنْتَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ. 📝

به نام خدا و به خدا و در راه خدا و بر آیین رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش باد)، خدایا مرا بیامرز و به من رحم کن و توبه‌ام را بپذیر، زیرا تویی بسیار توبه پذیر مهربان. 📝

دوم: 📝

اذن دخولی است که علاّمه مجلسی(رحمة‌الله‌علیه) از نسخه‌ای قدیمی از نوشته‌های اصحاب برای ورود به سرداب مقدّس و بارگاه‌های نورانی ائمه(علیهم‌السلام) به این صورت نقل فرموده: 📝

اللَّهُمَّ إِنَّ هَذِهِ بُقْعَةٌ طَهَّرْتَهَا، وَ عَقْوَةٌ شَرَّفْتَهَا، وَ مَعَالِمُ زَكَّيْتَهَا، حَيْثُ أَظْهَرْتَ فِيهَا أَدِلَّةَ التَّوْحِيدِ، وَ أَشْبَاحَ الْعَرْشِ الْمَجِيدِ، الَّذِينَ اصْطَفَيْتَهُمْ مُلُوكاً لِحِفْظِ النِّظَامِ، وَ اخْتَرْتَهُمْ رُؤَسَاءَ لِجَمِيعِ الْأَنَامِ، وَ بَعَثْتَهُمْ لِقِيَامِ الْقِسْطِ، فِي ابْتِدَاءِ الْوُجُودِ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ، ثُمَّ مَنَنْتَ عَلَيْهِمْ بِاسْتِنَابَةِ أَنْبِيَائِكَ، لِحِفْظِ شَرَائِعِكَ وَ أَحْكَامِكَ، فَأَكْمَلْتَ بِاسْتِخْلافِهِمْ رِسَالَةَ الْمُنْذِرِينَ، كَمَا أَوْجَبْتَ رِئَاسَتَهُمْ فِي فِطَرِ الْمُكَلَّفِينَ، فَسُبْحَانَكَ مِنْ إِلَهٍ مَا أَرْأَفَكَ، وَ لا إِلَهَ إِلّا أَنْتَ مِنْ مَلِكٍ مَا أَعْدَلَكَ، حَيْثُ طَابَقَ صُنْعُكَ مَا فَطَرْتَ عَلَيْهِ الْعُقُولَ، وَ وَافَقَ حُكْمُكَ مَا قَرَّرْتَهُ فِي الْمَعْقُولِ وَ الْمَنْقُولِ، فَلَكَ الْحَمْدُ عَلَى تَقْدِيرِكَ الْحَسَنِ الْجَمِيلِ، وَ لَكَ الشُّكْرُ عَلَى قَضَائِكَ الْمُعَلَّلِ بِأَكْمَلِ التَّعْلِيلِ؛ 📝

خدایا، این بقعه‌ای است که تو پاکش نمودی و محلی است که شرافتش دادی و نشانه‌هایی است که پاکیزه‌اش ساختی، به خاطر اینکه در آنجا آشکار کردی دلایل توحید و نمونه‌های عرش مجید را، آنان‌که به عنوان فرمانروا برگزیدی، برای حفظ نظام و انتخاب کردی برای ریاست بر انسان‌ها و برانگیختی برای قیام به عدالت، در آغاز هستی تا روز قیامت، سپس بر آنان به جانشینی پیامبرانت، برای حفظ قوانین و احکامت منّت نهادی و با خلافت از پیامبران رسالت بیم‌دهندگان را کامل ساختی، چنان‌که ریاستشان را در فطرت مکلّفین واجب کردی، پس منزّهی در عرصه معبودیت که چه اندازه مهربانی و معبودی جز تو نیست و در عرصه سلطنت که چقدر دادگری زیرا هماهنگی کرد رفتارت را با آنچه خردها را بر آن سرشتی و فرمانت هماهنگ آمد، آنچه را در امور عقلی و نقلی مقرّر نمودی، پس ستایش ویژۀ توست بر اندازه‌گیری نیکوی زیبایت و شکر توراست بر داوری‌ات که مستدل به کامل‌ترین دلیل‌هاست؛ 📝

فَسُبْحَانَ مَنْ لا يُسْأَلُ عَنْ فَعْلِهِ، وَ لا يُنَازَعُ فِي أَمْرِهِ، وَ سُبْحَانَ مَنْ كَتَبَ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ، قَبْلَ ابْتِدَاءِ خَلْقِهِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي مَنَّ عَلَيْنَا بِحُكَّامٍ يَقُومُونَ مَقَامَهُ، لَوْ كَانَ حَاضِرا فِي الْمَكَانِ، لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ، الَّذِي شَرَّفَنَا بِأَوْصِيَاءَ، يَحْفَظُونَ الشَّرَائِعَ فِي كُلِّ الْأَزْمَانِ، وَ اللَّهُ أَكْبَرُ الَّذِي أَظْهَرَهُمْ لَنَا بِمُعْجِزَاتٍ، يَعْجِزُ عَنْهَا الثَّقَلانِ؛ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ، الَّذِي أَجْرَانَا عَلَى عَوَائِدِهِ الْجَمِيلَةِ، فِي الْأُمَمِ السَّالِفِينَ؛ اللَّهُمَّ فَلَكَ الْحَمْدُ وَ الثَّنَاءُ الْعَلِيُّ، كَمَا وَجَبَ لِوَجْهِكَ الْبَقَاءُ السَّرْمَدِيُّ، وَ كَمَا جَعَلْتَ نَبِيَّنَا خَيْرَ النَّبِيِّينَ، وَ مُلُوكَنَا أَفْضَلَ الْمَخْلُوقِينَ، وَ اخْتَرْتَهُمْ عَلَى عِلْمٍ عَلَى الْعَالَمِينَ، وَفِّقْنَا لِلسَّعْيِ إِلَى أَبْوَابِهِمُ الْعَامِرَةِ، إِلَى يَوْمِ الدِّينِ، وَ اجْعَلْ أَرْوَاحَنَا تَحِنُّ إِلَى مَوْطِئِ أَقْدَامِهِمْ؛ 📝

پس منزّه است آن‌که از کارش بازخواست نشود و با او در فرمانش منازعه و ستیز نشود، منزّه است آن‌که پیش از آغاز خلقش رحمت را بر خود واجب کرد و خدا را سپاس که به وجود زمامدارانی که جانشینان اویند، بر ما منت نهاد، اگر بر فرض محال در مکانی حاضر می‌بود و معبودی جز خدا نیست که ما را به جانشینانی که قوانینش را در همه زمان‌ها حفظ کنند برتری داد و خدا بزرگ‌تر از آن است که وصف شود که آنان را برای ما به وسیله معجزاتی نمایاند، معجزاتی که جن و انس از آوردنش ناتوان‌اند، هیچ نیرو و توان نیست جز به خدای بلندمرتبۀ بزرگ که نعمت‌های زیبایش در ملّت‌های گذشته را برای ما نیز مقرّر داشت. خدایا سپاس و ثنای برتر، ویژۀ توست، چنان‌که بر ذات ابدی بی‌نهایتت واجب آمد و همچنان‌که قرار دادی پیامبر ما را بهترین پیامبران و امامانمان را برترین آفریده‌ها و برگزیدی آنان را از روی دانش، بر همۀ جهانیان، ما را تا روز قیامت به شتافتن به درگاه آبادشان موفق بدار و ارواح ما را چنان قرار ده که عاشقانه به سوی روش و منش ایشان بگراید؛ 📝

وَ نُفُوسَنَا تَهْوِي النَّظَرَ إِلَى مَجَالِسِهِمْ وَ عَرَصَاتِهِمْ، حَتَّى كَأَنَّنَا نُخَاطِبُهُمْ فِي حُضُورِ أَشْخَاصِهِمْ، فَصَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِمْ مِنْ سَادَةٍ غَائِبِينَ، وَ مِنْ سُلالَةٍ طَاهِرِينِ، وَ مِنْ أَئِمَّةٍ مَعْصُومِينَ؛ اللَّهُمَّ فَأْذَنْ لَنَا بِدُخُولِ هَذِهِ الْعَرَصَاتِ، الَّتِي اسْتَعْبَدْتَ بِزِيَارَتِهَا أَهْلَ الْأَرَضِينَ وَ السَّمَاوَاتِ، وَ أَرْسِلْ دُمُوعَنَا بِخُشُوعِ الْمَهَابَةِ، وَ ذَلِّلْ جَوَارِحَنَا بِذُلِّ الْعُبُودِيَّةِ، وَ فَرْضِ الطَّاعَةِ حَتَّى نُقِرَّ بِمَا يَجِبُ لَهُمْ مِنَ الْأَوْصَافِ، وَ نَعْتَرِفَ بِأَنَّهُمْ شُفَعَاءُ الْخَلائِقِ، إِذَا نُصِبَتِ الْمَوَازِينُ فِي يَوْمِ الْأَعْرَافِ، وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ سَلامٌ عَلَى عِبَادِهِ الَّذِينَ اصْطَفَى، مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطَّاهِرِينَ. 📝

و جان‌های ما را به صورتی [قرار ده] که نظر به مجالسشان و آستانشان را دوست داشته باشد، تا آنجا که گویی در حضور خودشان با آنان به سخن برخاسته‌ایم، پس درود خدا بر ایشان، آن آقایان غایب از نظر و آن پاک نژادان و آن امامان معصوم. خدایا به ما اجازه ورود بده به این آستان‌هایی که اهل زمین‌ها و آسمان‌ها را به وسیله زیارتشان به عبادت واداشتی و اشکمان را با فروتنی آمیخته به احترام جاری کن و اعضایمان را با فروتنی بندگی و وجوب طاعت افتاده گردان تا به اوصافی که برای ایشان حتم کرده‌ای اقرار کنیم و اعتراف نماییم به اینکه ایشان در روز اعراف، زمانی که ترازوها نصب می‌شود، شفیعان خلایق‌اند، ستایش ویژۀ خداست و سلام بر بندگان برگزیده‌اش محمّد و اهل‌بیت پاکش.پس عتبه را ببوس و وارد شو، درحالی‌که خاکسار و گریان باشی، به درستی که این جملات اجازه ورود به حریم ایشان است، درود خدا بر همه آنان. 📝

مطالب مرتبط

آداب اذن دخول خواندن

آداب زیارت

نماز زیارت

بوسیدن ضریح

بوسیدن عتبه و آستانه حرم اهل بیت (ع)

تکبیر گفتن هنگام دیدن قبر اهل بیت(ع)

اهمیت نماز جماعت در حرم

کلامی در زیارت زن ها و نکوهش مزاحمت ایشان با نامحرمان