فصل هشتم: فضيلت و كيفيت زيارت كاظمين(ع) و ذكر مسجد براثا و زيارت نواب اربعه و زيارت جناب سلمان
این فصل در فضیلت و شیوۀ زیارت کاظمین یعنی امام موسی کاظم(علیهالسلام) و امام محمّد تقی(علیهالسلام) و ذکر مسجد براثا و زیارت چهار نایب امام عصر(علیهالسلام) و زیارت جناب سلمان [و حذیفه] می باشد و مشتمل بر چند بخش است:بخش اول: در فضیلت و کیفیت زیارت کاظمین
بخش دوم: تاریخ و فضیلت مسجد براثا
بخش سوم: زیارت نواب اربعه(ره) و شیخ کلینی(ره)
بخش چهارم: فضائل و زیارت جناب سلمان و حذیفه
بخش اول: فضیلت و کیفیت زیارت کاظمین
فضيلت و کیفیت زيارت كاظمين، امام کاظم(ع) و امام جواد(ع)
بدان که برای زیارت این دو امام معصوم فضیلت بسیاری ذکر شده:
در اخبار بیشماری وارد شده که زیارت موسی بن جعفر(علیهالسلام) مثل زیارت پیامبر(صلیاللهعلیهوآله) است و در روایتی است: هرکه او را زیارت کند، مانند آن است که حضرت رسول(صلیاللهعلیهوآله) و امیرمؤمنان(علیهالسلام) را زیارت کرده و در روایت دیگری: مثل آن است که امام حسین(علیهالسلام) را زیارت کرده باشد.
در حدیث دیگری: هرکه او را زیارت کند، بهشت برای اوست.
شیخ جلیل محمّد بن شهرآشوب در «مناقب» از تاریخ بغداد نقل کرده: که خطیب مؤلّف آن کتاب به سند خود از علی بن خلال روایت نموده: هیچ امر دشواری مرا روی نداد که بعد از آن به نزد قبر حضرت موسی بن جعفر(علیهالسلام) روم و متوسّل به آن بزرگوار شوم، مگر آنکه خدا، آن را برایم آسان کرد؛
و نیز گفته است: زنی در بغداد دیده شد که میدوید، به او گفتند: کجا میروی؟ گفت: به سوی قبر موسی بن جعفر(علیهالسلام) میروم، برای پسرم که او را حبس کردهاند دعا کنم، مردی حنبلی مذهب در آنجا حاضر بود، آن زن را مسخره کرد و گفت: پسرت در زندان از دنیا رفت، آن زن گفت: خداوندا از تو درخواست میکنم، به حق کسی که در زندان شهیدش کردند [مرادش موسی بن جعفر(علیهالسلام) بود] قدرت خود را به من بنما، به ناگاه پسر آن زن را رها کردند و فرزند آن مرد حنبلی را که مسخره کرده بود، به تلافی گناه او گرفتند.
شیخ صدوق از ابراهیم بن عُقبه روایت کرده: خدمت امام هادی(علیهالسلام) نامهای نوشتم و در نامه پرسیدم از زیارت ابیعبدالله الحسین(علیهالسلام) و از زیارت حضرت موسی بن جعفر(علیهالسلام) و حضرت جواد(علیهالسلام). منظور از پرسش آن بود که بدانم کدام یک از این دو زیارت برتر است؟ حضرت در پاسخ نوشته بودند: ابوعبدالله مقدّم است و زیارت این دو معصوم جامعتر و ثوابش عظیمتر است.
اما شیوۀ زیارت کاظمین؛ بدانکه زیارتهای آن حرم شریف، بعضی اختصاص به هر یک از آن دو بزرگوار دارد و بعضی مشترک مابین آن دو امام است:
زیارت مخصوص امام موسی کاظم(ع)
زیارت مخصوص امام محمد تقی(ع)
زیارت مشترک هر دو امام(ع)
مطالب مرتبط
زیارت وداع کاظمین، امام کاظم(ع) و امام جواد(ع)
زیارت مخصوص امام موسی کاظم(ع)
اما زیارت مختصّ به حضرت موسی بن جعفر(علیهالسلام) چنانکه سید ابن طاووس در کتاب «مزار» نقل کرده آن است که چون خواستی آن حضرت را زیارت کنی، سزاوار است غسل کنی و بعد با آرامش و وقار به زیارت روانه شوی، همین که به در حرم رسیدی بایست و بگو:
اللّٰهُ أَكْبَرُ، اللّٰهُ أَكْبَرُ، لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ، وَاللّٰهُ أَكْبَرُ، الْحَمْدُ لِلّٰهِ عَلَىٰ هِدايَتِهِ لِدِينِهِ، وَالتَّوْفِيقِ لِمَا دَعا إِلَيْهِ مِنْ سَبِيلِهِ . اللّٰهُمَّ إِنَّكَ أَكْرَمُ مَقْصُودٍ، وَأَكْرَمُ مَأْتِيُ، وَقَدْ أَتَيْتُكَ مُتَقَرِّباً إِلَيْكَ بِابْنِ بِنْتِ نَبِيِّكَ صَلَوَاتُكَ عَلَيْهِ وَعَلَىٰ آبائِهِ الطَّاهِرِينَ وَأَبْنائِهِ الطَّيِّبِينَ . اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَلَا تُخَيِّبْ سَعْيِي، وَلَا تَقْطَعْ رَجائِي، وَاجْعَلْنِي عِنْدَكَ وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ وَمِنَ الْمُقَرَّبِينَ.
خدا بزرگتر است، خدا بزرگتر است، معبودی جز خدا نیست و خدا بزرگتر است از اینکه وصف شود، خدا را سپاس بر هدایت کردن به سوی دینش و موفق نمودن بر آنچه فرا خواند به سوی آن از راهش. خدایا تویی کریمترین قصد شده و کریمترین آمده شده، نزد تو آمدهام درحالیکه به تو تقرّب میجویم، به وسیله فرزند دختر پیامبرت، درودهایت بر او و بر پدران پاک و فرزندان پاکیزهاش باد. خدایا بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و کوششم را بیثمر مکن و امیدم را قطع مساز و مرا نزد خود در دنیا و آخرت آبرومند و از مقرّبان قرار ده.
بعد وارد شو و پای راست خود را مقدّم دار و بگو:
بِسْمِ اللّٰهِ، وَبِاللّٰهِ، وَفِي سَبِيلِ اللّٰهِ، وَعَلَىٰ مِلَّةِ رَسُولِ اللّٰهِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ . اللّٰهُمَّ اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِجَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ.
به نام خدا و با خدا و در راه خدا و بر آیین رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش باد)، خدایا بیامرز مرا و پدرم و مادرم و همه مردان و زنان مؤمن را.
همین که به در بارگاه شریف رسیدی بایست و درخواست اجازه کن و بگو:
أَأَدْخُلُ يَا رَسُولَ اللّٰهِ ؟ أَأَدْخُلُ يَا نَبِيَّ اللّٰهِ ؟ أَأَدْخُلُ يَا مُحَمَّدَ بنَ عَبْدِاللّٰهِ ؟ أَأَدْخُلُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ ؟ أَأَدْخُلُ يَا أَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ ؟ أَأَدْخُلُ يَا أَبا عَبْدِاللّٰهِ الْحُسَيْنَ ؟ أَأَدْخُلُ يَا أَبا مُحَمَّدٍ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ ؟ أَأَدْخُلُ يَا أَبا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ ابْنَ عَلِيُ ؟ أَأَدْخُلُ يَا أَبا عَبْدِاللّٰهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ ؟ أَأَدْخُلُ يَا مَوْلايَ يَا أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ ؟ أَأَدْخُلُ يَا مَوْلايَ يَا أَبا جَعْفَرٍ ؟ أَأَدْخُلُ يا مَوْلايَ مُحَمَّدَ ابْنَ عَلِيُ؟
آیا وارد شوم ای رسول خدا؟ آیا وارد شوم ای پیامبر خدا؟ آیا وارد شوم ای محمّد بن عبدالله؟ آیا وارد شوم ای امیرمؤمنان؟ آیا وارد شوم ای ابامحمّد حسن؟ آیا وارد شوم ای اباعبدالله الحسین؟ آیا وارد شوم ای ابا محمّد علی بن الحسین؟ آیا وارد شوم ای ابا جعفر محمّد بن علی؟ آیا وارد شوم ای اباعبدالله جعفر بن محمّد؟ آیا وارد شوم ای مولایم ای ابا الحسن موسی بن جعفر؟ آیا وارد شوم ای مولای من ای ابا جعفر؟ آیا وارد شوم ای مولای من ای محمّد بن علی؟
سپس وارد شو و «چهار مرتبه» بگو: «اللّٰه أکْبَرُ» و برابر قبر بایست و قبله را پشت کتف خود قرار بده، آنگاه بگو:
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللّٰهِ وَابْنَ وَلِيِّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللّٰهِ وَابْنَ حُجَّتِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صَفِيَّ اللّٰهِ وَابْنَ صَفِيِّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا أَمِينَ اللّٰهِ وَابْنَ أَمِينِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللّٰهِ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا إِمامَ الْهُدىٰ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَلَمَ الدِّينِ وَالتُّقىٰ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خازِنَ عِلْمِ النَّبِيِّينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خازِنَ عِلْمِ الْمُرْسَلِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نائِبَ الْأَوْصِياءِ السَّابِقِينَ،
سلام بر تو ای ولی خدا و فرزند ولی خدا، سلام بر تو ای حجّت خدا و فرزند حجّت خدا، سلام بر تو ای برگزیده خدا و فرزند برگزیده خدا، سلام بر تو ای امین خدا و فرزند امین خدا، سلام بر تو ای نور خدا در تاریکیهای زمین، سلام بر تو ای پیشوای هدایت، سلام بر تو ای پرچم دین و تقوا، سلام بر تو ای خزانهدار دانش پیامبران، سلام بر تو ای خزانهدار دانش رسولان، سلام بر تو ای جانشین اوصیای گذشته،
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَعْدِنَ الْوَحْيِ الْمُبِينِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا صاحِبَ الْعِلْمِ الْيَقِينِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَيْبَةَ عِلْمِ الْمُرْسَلِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْإِمامُ الصَّالِحُ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْإِمامُ الزَّاهِدُ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْإِمامُ الْعابِدُ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْإِمامُ السَّيِّدُ الرَّشِيدُ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمَقْتُولُ الشَّهِيدُ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ وَابْنَ وَصِيِّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ؛
سلام بر تو ای معدن وحی آشکار، سلام بر تو ای صاحب دانش یقینی، سلام بر تو ای خزانه دانش رسولان، سلام بر تو ای امام شایسته، سلام بر تو ای پیشوای زاهد، سلام بر تو ای امام عابد، سلام بر تو ای امام آقا و هدایتکننده، سلام بر تو ای کشته، ای شهید شده، سلام بر تو ای فرزند رسول خدا و فرزند جانشینش، سلام و رحمت و برکات خدا بر تو ای مولای من موسی بن جعفر؛
أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ بَلَّغْتَ عَنِ اللّٰهِ مَا حَمَّلَكَ، وَحَفِظْتَ مَا اسْتَوْدَعَكَ، وَحَلَّلْتَ حَلالَ اللّٰهِ، وَحَرَّمْتَ حَرامَ اللّٰهِ، وَأَقَمْتَ أَحْكامَ اللّٰهِ، وَتَلَوْتَ كِتابَ اللّٰهِ، وَصَبَرْتَ عَلَى الْأَذىٰ فِي جَنْبِ اللّٰهِ، وَجاهَدْتَ فِي اللّٰهِ حَقَّ جِهادِهِ حَتَّىٰ أَتَاكَ الْيَقِينُ، وَأَشْهَدُ أَنَّكَ مَضَيْتَ عَلَىٰ مَا مَضىٰ عَلَيْهِ آباؤُكَ الطَّاهِرُونَ وَأَجْدادُكَ الطَّيِّبُونَ الْأَوْصِياءُ الْهادُونَ الْأَئِمَّةُ الْمَهْدِيُّونَ، لَمْ تُؤْثِرْ عَمىً عَلَىٰ هُدىً، وَلَمْ تَمِلْ مِنْ حَقُ إِلىٰ باطِلٍ،
گواهی میدهم که تو از جانب خدا آنچه را بر عهده داشتی رساندی و از آنچه به تو سپرده بود نگهداری نمودی و حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام شناختی و احکام خدا را بپا داشتی و کتاب خدا را تلاوت نمودی و در راه خدا بر آزار مردم صبر کردی و در راه خدا آنگونه که باید جهاد کردی تا آنکه مرگ به سویت آمد و گواهی میدهم که درگذشتی، بر آنچه پدران پاک و اجداد پاکیزه و جانشینان راهنما، آن پیشوایان هدایتیافته درگذشتند، گمراهی را بر هدایت ترجیح ندادی و از حق به جانب باطل منحرف نشدی
وَأَشْهَدُ أَنَّكَ نَصَحْتَ لِلّٰهِ وَ لِرَسُولِهِ وَلِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ، وَأَنَّكَ أَدَّيْتَ الْأَمانَةَ، وَاجْتَنَبْتَ الْخِيانَةَ، وَأَقَمْتَ الصَّلاةَ، وَآتَيْتَ الزَّكَاةَ، وَأَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ، وَنَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَعَبَدْتَ اللّٰهَ مُخْلِصاً مُجْتَهِداً مُحْتَسِباً حَتَّىٰ أَتَاكَ الْيَقِينُ، فَجَزاكَ اللّٰهُ عَنِ الْإِسْلامِ وَأَهْلِهِ أَفْضَلَ الْجَزاءِ وَأَشْرَفَ الْجَزاءِ؛
و گواهی میدهم که برای خدا و رسول خدا و امیرمؤمنان خیرخواهی کردی و امانت را ادا نمودی و از خیانت دوری گزیدی و نماز بپا داشتی و زکات دادی و امر به معروف و نهی از منکر نمودی و خدا را فقط از روی اخلاص و کوشش و حساب شده برای او عبادت کردی تا آنکه مرگ به سویت آمد، پس خدا از سوی اسلام و اهلش پاداشت دهد، برترین و شریفترین پاداش؛
أَتَيْتُكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ زائِراً، عارِفاً بِحَقِّكَ مُقِرّاً بِفَضْلِكَ، مُحْتَمِلاً لِعِلْمِكَ، مُحْتَجِباً بِذِمَّتِكَ، عائِذاً بِقَبْرِكَ، لائِذاً بِضَرِيحِكَ، مُسْتَشْفِعاً بِكَ إِلَى اللّٰهِ، مُوالِياً لِأَوْلِيائِكَ، مُعادِياً لِأَعْدائِكَ، مُسْتَبْصِراً بِشَأْنِكَ وَبِالْهُدَى الَّذِي أَنْتَ عَلَيْهِ، عالِماً بِضَلالَةِ مَنْ خالَفَكَ وَبِالْعَمَى الَّذِي هُمْ عَلَيْهِ،
ای فرزند رسول خدا، به سویت آمدم برای زیارت، درحالیکه عارف به حقّت هستم و به فضلت اقرار دارم، تحمّل دانشت را دارم، پوشیده به پیمانت و پناهآورنده به قبر و ضریحت، شفاعتخواه به واسطه تو به سوی خدا، دوستدار دوستانت، دشمن دشمنانت، بینای به مقامت و هدایتی که تو بر آن هستی، دانای به گمراهی کسی که با تو مخالفت کرد و کوردلیای که آنان برآنند،
بِأَبِي أَنْتَ وَأُمِّي وَنَفْسِي وَأَهْلِي وَمالِي وَوَلَدِي يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ أَتَيْتُكَ مُتَقَرِّباً بِزِيارَتِكَ إِلَى اللّٰهِ تَعَالىٰ، وَمُسْتَشْفِعاً بِكَ إِلَيْهِ فَاشْفَعْ لِي عِنْدَ رَبِّكَ لِيَغْفِرَ لِي ذُنُوبِي، وَيَعْفُوَ عَنْ جُرْمِي، وَيَتَجاوَزَ عَنْ سَيِّئاتِي، وَيَمْحُوَ عَنِّي خَطِيئاتِي، وَيُدْخِلَنِي الْجَنَّةَ، وَيَتَفَضَّلَ عَلَيَّ بِما هُوَ أَهْلُهُ، وَيَغْفِرَ لِي وَلِآبائِي وَلِإِخْوانِي وَأَخَواتِي وَ لِجَمِيعِ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِناتِ فِي مَشارِقِ الْأَرْضِ وَمَغَارِبِهَا بِفَضْلِهِ وَجُودِهِ وَمَنِّهِ.
پدر و مادر و جان و خاندان و مال و فرزندانم فدایت ای پسر رسول خدا، به سوی تو آمدم درحالیکه به زیارتت به سوی خدای تعالی تقرّب میجویم و به پیشگاهش به وسیله تو درخواست شفاعت میکنم، پس مرا نزد پروردگارت شفاعت کن تا گناهانم را بیامرزد و از جرمم درگذرد و از بدیهایم بگذرد و خطاهایم را محو نماید و وارد بهشتم کند و بر من آنگونه که او شایسته آن است لطف و محبت نماید و مرا و پدران و برادران و خواهرانم و همه مردان و زنان با ایمان را در مشارق و مغارب زمین بیامرزد، به فضل و احسانش.
سپس خود را بر قبر بینداز و آن را ببوس و دو طرف صورت خود را بر آن بگذار و به آنچه که خواهی دعا کن، آنگاه رو به سوی بالای سر برگرد و بگو:
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ يَا مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ، أَشْهَدُ أَنَّكَ الْإِمامُ الْهادِي وَالْوَلِيُّ الْمُرْشِدُ، وَأَنَّكَ مَعْدِنُ التَّنْزِيلِ، وَصَاحِبُ التَّأْوِيلِ، وَحَامِلُ التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِيلِ، وَالْعَالِمُ الْعَادِلُ، وَالصَّادِقُ الْعَامِلُ، يَا مَوْلايَ أَنَا أَبْرَأُ إِلَى اللّٰهِ مِنْ أَعْدائِكَ، وَأَتَقَرَّبُ إِلَى اللّٰهِ بِمُوالاتِكَ، فَصَلَّى اللّٰهُ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ آبائِكَ وَأَجْدادِكَ وَأَبْنائِكَ وَشِيعَتِكَ وَمُحِبِّيكَ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ.
سلام بر تو ای مولای من ای موسی بن جعفر و رحمت و برکات خدا بر تو باد، گواهی میدهم که تویی پیشوای راهنما و سرپرست ارشاد کننده و تویی معدن تنزیل و صاحب تأویل و حامل تورات و انجیل و عالم عادل و راستگوی عمل کننده، ای مولای من، من به سوی خدا از دشمنانت بیزاری میجویم و به دوستیات به خدا تقرّب مینمایم، پس درود و رحمت و برکات خدا بر تو و پدران و اجداد و فرزندان و شیعیان و دوستدارانت باد.
آنگاه دو رکعت نماز زیارت بخوان و در آن دو رکعت سوره «یٰس» و «الرّحمٰن» یا هر سورهای از قرآن که برایت آسان باشد قرائت کن، سپس به آنچه میخواهی دعا کن.
زیارت دیگر:
شیخ مفید و شیخ شهید و محمّد بن مشهدی فرمودهاند: چون خواستی موسی بن جعفر(علیهالسلام) را در بغداد زیارت کنی، غُسل کن و به سوی حرم شریف رو کن و بر در حَرَم بایست و اذن دخول بخواه، آنگاه وارد حرم شو و بگو:
بِسْمِ اللّٰهِ وَبِاللّٰهِ، وَفِي سَبِيلِ اللّٰهِ، وَعَلَىٰ مِلَّةِ رَسُولِ اللّٰهِ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، وَالسَّلامُ عَلَىٰ أَوْلِيَاءِ اللّٰهِ.
به نام خدا و با خدا و در راه خدا و بر آیین رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش) و سلام بر اولیای خدا.
سپس برو تا برابر قبر حضرت موسى بن جعفر(علیهالسلام) قرار گیرى، چون نزد قبر ایستادى بگو:
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللّٰهِ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بابَ اللّٰهِ، أَشْهَدُ أَنَّكَ أَقَمْتَ الصَّلاةَ، وَآتَيْتَ الزَّكَاةَ، وَأَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ، وَنَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَتَلَوْتَ الْكِتَابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ، وَجَاهَدْتَ فِي اللّٰهِ حَقَّ جِهادِهِ، وَصَبَرْتَ عَلَى الْأَذَىٰ فِي جَنْبِهِ مُحْتَسِباً، وَعَبَدْتَهُ مُخْلِصاً حَتَّىٰ أَتَاكَ الْيَقِينُ، أَشْهَدُ أَنَّكَ أَوْلَىٰ بِاللّٰهِ وَبِرَسُولِهِ، وَأَنَّكَ ابْنُ رَسُولِ اللّٰهِ حَقّاً، أَبْرَأُ إِلَى اللّٰهِ مِنْ أَعْدائِكَ، وَأَتَقَرَّبُ إِلَى اللّٰهِ بِمُوالاتِكَ، أَتَيْتُكَ يَا مَوْلايَ عارِفاً بِحَقِّكَ، مُوالِياً لِأَوْلِيائِكَ، مُعادِياً لِأَعْدائِكَ، فَاشْفَعْ لِي عِنْدَ رَبِّكَ.
سلام بر تو ای نور خدا در تاریکیهای زمین، سلام بر تو ای ولی خدا، سلام بر تو ای حجّت خدا، سلام بر تو ای باب خدا. گواهی میدهم که تو نماز بپا داشتی و زکات پرداختی و امر به معروف و نهی از منکر نمودی و کتاب خدا را آنگونه که باید تلاوت کردی و در راه خدا کوشیدی کوشش شایسته و بر آزار و اذیت در راه خدا فقط شکیبایی کرده و آن را به حساب خدا گذاشتی و او را خالصانه عبادت کردی تا مرگ به تو رسید، گواهی میدهم که تو به خدا و رسول خدا سزاوارتری و اینکه تو به راستی و درستی فرزند رسول خدایی، به سوی خدا از دشمنانت بیزاری میجویم و با دوستیات به خدا تقرّب مینمایم، ای مولای من به حضورت آمدم عارف به حقّت، دوستدار دوستانت، دشمن دشمنانت، پس مرا نزد خدا شفاعت کن.
پس خود را بر قبر بینداز و آن را ببوس و گونههایت را به روی آن بگذار، آنگاه برگرد و به سوی بالای سر بیا و بایست و چنین بگو:
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، أَشْهَدُ أَنَّكَ صادِقٌ، أَدَّيْتَ ناصِحاً، وَقُلْتَ أَمِيناً، وَمَضَيْتَ شَهِيداً، لَمْ تُؤْثِرْ عَمىً عَلَى الْهُدىٰ، وَلَمْ تَمِلْ مِنْ حَقُ إِلىٰ باطِلٍ، صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ آبائِكَ وَأَبْنائِكَ الطَّاهِرِينَ.
سلام بر تو ای فرزند رسول خدا، گواهی میدهم که تو صادقی، خیرخواهانه ادای وظیفه کردی و امینانه گفتی و به حال شهادت درگذشتی و کوردلی را بر هدایت ترجیح ندادی و از حق به جانب باطل منحرف نشدی، درود خدا بر تو و پدران و فرزندان پاک تو.
پس قبر نورانی را ببوس و دو رکعت نماز زیارت بخوان و بعد از این دو رکعت، هر نمازی که خواستی بجا آر، آنگاه به سجده رو و بگو:
اللّٰهُمَّ إِلَيْكَ اعْتَمَدْتُ، وَ إِلَيْكَ قَصَدْتُ، وَبِفَضْلِكَ رَجَوْتُ، وَقَبْرَ إِمامِيَ الَّذِي أَوْجَبْتَ عَلَيَّ طاعَتَهُ زُرْتُ، وَبِهِ إِلَيْكَ تَوَسَّلْتُ، فَبِحَقِّهِمُ الَّذِي أَوْجَبْتَ عَلَىٰ نَفْسِكَ اغْفِرْ لِي وَ لِوالِدَيَّ وَ لِلْمُؤْمِنِينَ يَا كَرِيمُ.
خدایا به تو اعتماد کردم و آهنگ تو کردم و به احسانت امیدوار شدم و قبر امامم را که اطاعتش را بر من واجب نمودی زیارت کردم و به وسیله او به سوی تو توسّل جستم، پس به حقّی که از آنان بر خود واجب کردی مرا و پدر و مادرم و همه اهل ایمان را بیامرز، ای کریم.
پس طرف راست صورت خود را بر قبر بگذار و بگو:
اللّٰهُمَّ قَدْ عَلِمْتَ حَوائِجِي فَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاقْضِها.
خدایا حاجات مرا دانستهای پس بر محمّد و خاندان محمّد درود فرست و آنها را برآور.
آنگاه جانب چپ صورت را بر قبر بگذار و بگو:
اللّٰهُمَّ قَدْ أَحْصَيْتَ ذُنُوبِي، فَبِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاغْفِرْها، وَتَصَدَّقْ عَلَيَّ بِما أَنْتَ أَهْلُهُ.
خدایا تو گناهانم را برشمردهای، پس به حق محمّد و خاندان محمّد، درود فرست بر محمّد و خاندان محمّد و آنها را بیامرز و به آنچه تو شایسته آنی بر من احسان کن.
سپس به سجده برو و «صد مرتبه» بگو: «شُکْراً شُکْراً»؛ آنگاه سر از سجده بردار و به آنچه خواهی و برای هرکه خواهی و او را دوست داری، دعا کن.
مطالب مرتبط
فضيلت و کیفیت زيارت كاظمين، امام کاظم(ع) و امام جواد(ع)
زیارت روز چهارشنبه امام کاظم، امام رضا، امام جواد و امام هادی (ع)
حکایت سجده طولانی امام موسی کاظم(ع) و بعضی از اصحاب آن حضرت
داستان تنبیه علی بن یقطین از سوی امام کاظم(ع)
صلوات بر امام موسی کاظم(ع)
نویسنده گوید: سید جلیل علی بن طاووس در کتاب «مصباح الزائر» در یکی از زیارات حضرت موسی بن جعفر(علیهالسلام) این صلوات بر حضرت را که مشتمل بر مقداری از فضایل و مناقب و عبادات و مصائب آن جناب است نقل کرده؛ البته زائر، خود را از فیض خواندن آن محروم نسازد:
شاللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَيْتِهِ، وَصَلِّ عَلَىٰ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَصِيِّ الْأَبْرارِ، وَ إِمامِ الْأَخْيارِ، وَعَيْبَةِ الْأَنْوارِ، وَوارِثِ السَّكِينَةِ وَالْوَقارِ، وَالْحِكَمِ وَالْآثارِ، الَّذِي كانَ يُحْيِي اللَّيْلَ بِالسَّهَرِ إِلَى السَّحَرِ بِمُواصَلَةِ الاسْتِغْفارِ، حَلِيفِ السَّجْدَةِ الطَّوِيلَةِ، وَالدُمُوعِ الْغَزِيرَةِ، وَالْمُناجاةِ الْكَثِيرَةِ، وَالضَّراعاتِ الْمُتَّصِلَةِ،
خدایا درود فرست بر محمّد و اهلبیتش و درود فرست بر موسی بن جعفر، جانشین نیکوکاران و پیشوای خوبان و خزانهی انوار و وارث آرامش و متانت و حکمتها و آثار، آنکه همواره شب را با بیداری تا سحر، با به هم پیوستن استغفار زنده میداشت، همپیمان سجدههای طولانی و اشکهای سرشار و رازونیاز بسیار و نالههای به هم پیوسته
وَمَقَرِّ النُّهىٰ وَالْعَدْلِ، وَالْخَيْرِ وَالْفَضْلِ، وَالنَّدىٰ وَالْبَذْلِ، وَمَأْلَفِ الْبَلْوىٰ وَالصَّبْرِ، وَالْمُضْطَهَدِ بِالظُّلْمِ، وَالْمَقْبُورِ بِالْجَوْرِ، وَالْمُعَذَّبِ فِي قَعْرِ السُّجُونِ وَظُلَمِ الْمَطَامِيرِ، ذِي السَّاقِ الْمَرْضُوضِ بِحَلَقِ الْقُيُودِ، وَالْجِنازَةِ الْمُنَادىٰ عَلَيْها بِذُلِّ الاسْتِخْفافِ، وَالْوارِدِ عَلَىٰ جَدِّهِ الْمُصْطَفىٰ، وَأَبِيهِ الْمُرْتَضىٰ، وَأُمِّهِ سَيِّدَةِ النِّساءِ بِإِرْثٍ مَغْصُوبٍ، وَوِلاءٍ مَسْلُوبٍ، وَأَمْرٍ مَغْلُوبٍ، وَدَمٍ مَطْلُوبٍ، وَسَمُ مَشْرُوبٍ؛
و قرارگاه خرد و عدالت و خوبی و کرم و بذل و خوگرفته به بلا و صبر و پایمال شده به ستم و دفن شده به بیعدالتی و شکنجه شده در عمق زندانها و تاریکیهای زیرزمینها، با ساق کوبیده به حلقههای زنجیرها و جنازهای که با خواری و سبک انگاشتن بر آن جار زده شده، وارد شونده بر جدّش مصطفی و پدرش مرتضی و مادرش سرور بانوان، با ارثی غصب شده و حکومتی ربوده و زندگی و حیاتی به پناه و خونی خواسته و زهری نوشانده؛
اللّٰهُمَّ وَكَمَا صَبَرَ عَلَىٰ غَلِيظِ الْمِحَنِ، وَتَجَرَّعَ غُصَصَ الْكُرَبِ، وَاسْتَسْلَمَ لِرِضاكَ، وَأَخْلَصَ الطَّاعَةَ لَكَ، وَمَحَضَ الْخُشُوعَ، وَاسْتَشْعَرَ الْخُضُوعَ، وَعادَى الْبِدْعَةَ وَأَهْلَها، وَلَمْ يَلْحَقْهُ فِي شَيْءٍ مِنْ أَوامِرِكَ وَنَواهِيكَ لَوْمَةُ لائِمٍ، صَلِّ عَلَيْهِ صَلاةً نامِيَةً مُنِيفَةً زاكِيَةً تُوجِبُ لَهُ بِها شَفاعَةَ أُمَمٍ مِنْ خَلْقِكَ، وَقُرُونٍ مِنْ بَراياكَ، وَبَلِّغْهُ عَنَّا تَحِيَّةً وَسَلاماً، وَآتِنا مِنْ لَدُنْكَ فِي مُوالاتِهِ فَضْلاً وَ إِحْساناً وَمَغْفِرَةً وَرِضْواناً، إِنَّكَ ذُو الْفَضْلِ الْعَمِيمِ، وَالتَّجاوُزِ الْعَظِيمِ، بِرَحْمَتِكَ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.
خدایا همچنان که او بر سختی محنتها صبر کرد، جام اندوه گرفتاریها را نوشید و در برابر خشنودیات تسلیم شد و طاعت را برایت خالص نمود و خشوع را بیآلایش کرد و فروتنی را شعار خود ساخت و با بدعت و اهلش دشمنی نمود و ملامت ملامتگری در چیزی از اوامر و نواهی تو در او اثر نکرد، بر او درود فرست درودی بالنده عالی، پاک که با آن درود برای او واجب گردانی شفاعت امتهایی از آفریدگانت و گروههایی از آفریدههایت و از سوی ما به او درود و سلام برسان و از نزد خود در دوستیاش به ما فضل و احسان و آمرزش و خوشنودی عنایت کن که تو دارای احسان فراگیر و گذشت فراوان هستی، به مهربانیات ای مهربانترین مهربانان.
مطالب مرتبط
زیارت روز چهارشنبه امام کاظم، امام رضا، امام جواد و امام هادی (ع)
حکایت سجده طولانی امام موسی کاظم(ع) و بعضی از اصحاب آن حضرت
داستان تنبیه علی بن یقطین از سوی امام کاظم(ع)
صلواتی که هر کس آن را بخواند امام زمان را درک می کند
زیارت مخصوص امام جواد، حضرت امام محمدتقی(ع)
همان سه عالم بزرگوار [شیخ مفید و شیخ شهید و محمّد بن مشهدی] فرمودهاند: رو به سوی قبر ابی جعفر محمّد بن علی الجواد(علیهالسلام) کن که پشت سر جدّ بزرگوار خود مدفون است؛ چون نزد قبر آن حضرت ایستادی بگو:
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا نُورَ اللّٰهِ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ آبائِكَ، السَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ أَبْنائِكَ، السَّلامُ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ أَوْلِيائِكَ، أَشْهَدُ أَنَّكَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ، وَآتَيْتَ الزَّكَاةَ، وَأَمَرْتَ بِالْمَعْرُوفِ، وَنَهَيْتَ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَتَلَوْتَ الْكِتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ، وَجاهَدْتَ فِي اللّٰهِ حَقَّ جِهادِهِ، وَصَبَرْتَ عَلَى الْأَذىٰ فِي جَنْبِهِ حَتَّىٰ أَتَاكَ الْيَقِينُ، أَتَيْتُكَ زائِراً، عارِفاً بِحَقِّكَ، مُوالِياً لِأَوْلِيائِكَ، مُعادِياً لِأَعْدائِكَ، فَاشْفَعْ لِي عِنْدَ رَبِّكَ.
سلام بر تو ای ولی خدا، سلام بر تو ای حجّت خدا، سلام بر تو ای نور خدا در تاریکیهای روی زمین، سلام بر تو ای فرزند رسول خدا، سلام بر تو و بر پدرانت، سلام بر تو و بر فرزندانت، سلام بر تو و بر دوستانت؛ گواهی میدهم که نماز بپا داشتی و زکات پرداختی و امر به معروف و نهی از منکر نمودی و کتاب خدا را آنگونه که باید تلاوت کردی و در راه خدا جهاد کردی جهادی شایسته و در راه او بر آزار صبر نمودی تا آنکه مرگ به سویت آمد، زائر به حرمت آمدهام و به حقّت عارفم، دوستدار دوستانت و دشمن دشمنانت هستم، مرا نزد پروردگارت شفاعت کن.
آنگاه قبر را ببوس و صورت خود را بر آن بگذار، سپس دو رکعت نماز زیارت بخوان و بعد از آن هر نمازی که خواهی قرائت کن، پس به سجده رو و بگو:ارْحَمْ مَنْ أَساءَ وَاقْتَرَفَ وَاسْتَكانَ وَاعْتَرَفَ.به کسی که بد کرده و مرتکب گناه شده و درمانده گشته و اقرار نموده رحم کن.
آنگاه طرف راست صورت را بر زمین بگذار و بگو:
إِنْ كُنْتُ بِئْسَ الْعَبْدُ فَأَنْتَ نِعْمَ الرَّبُّ.
اگر من بد بندهای بودم، تو نیکو پروردگاری هستی.
سپس طرف چپ صورت را روی زمین بگذارد و بگو:
عَظُمَ الذَّنْبُ مِنْ عَبْدِكَ فَلْيَحْسُنِ الْعَفْوُ مِنْ عِنْدِكَ يَا كَرِيمُ.
بزرگ شد گناه از بندهات، پس گذشت نیکو باشد از نزد تو ای مهماننواز.
آنگاه به سجده بازگرد و «صد مرتبه» بگو: «شُکْراً شُکْراً» [سپاس سپاس] .
زیارتى دیگر:
سیّد ابن طاووس در کتاب «مزار» فرموده: چون موسى بن جعفر(علیهماالسلام) را زیارت کردى، نزد قبر حضرت جواد(علیهالسلام) میایستی، و آن را میبوسی و میگویى:
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَبا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيُ الْبَرَّ التَّقِيَّ الْإِمامَ الْوَفِيَّ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الرَّضِيُّ الزَّكِيُّ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نَجِيَّاللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَفِيرَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سِرَّ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا ضِياءَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا سَناءَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا كَلِمَةَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَحْمَةَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا النُّورُ السَّاطِعُ،
سلام بر تو ای ابا جعفر محمّد بن علی نیکوکار پرهیزگار، پیشوای وفادار، سلام بر تو ای خشنود از خدا و پاکیزه، سلام بر تو ای ولی خدا، سلام بر تو ای محرم راز خدا، سلام بر تو ای سفیر خدا، سلام بر تو ای راز خدا، سلام بر تو ای روشنایی خدا، سلام بر تو ای تابش خدا، سلام بر تو ای کلمه خدا، سلام بر تو ای رحمت خدا، سلام بر تو ای نور درخشان
السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْبَدْرُ الطَّالِعُ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الطَّيِّبُ مِنَ الطَّيِّبِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الطَّاهِرُ مِنَ الْمُطَهَّرِينَ؛ السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْآيَةُ الْعُظْمىٰ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْحُجَّةُ الْكُبْرىٰ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُطَهَّرُ مِنَ الزَّلَّاتِ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْمُنَزَّهُ عَنِ الْمُعْضِلاتِ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الْعَلِيُّ عَنْ نَقْصِ الْأَوْصافِ، السَّلامُ عَلَيْكَ أَيُّهَا الرَّضِيُّ عِنْدَ الْأَشْرافِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا عَمُودَ الدِّينِ .
سلام بر تو ای ماه برآمده، سلام بر تو ای پاکیزه از پاکیزگان، سلام بر تو ای پاک از پاکان؛ سلام بر تو ای نشانه بزرگتر، سلام بر تو ای حجّت اکبر، سلام بر تو ای پاک و پاکیزه از لغزشها، سلام بر تو ای منزّه از دشواریها، سلام بر تو ای برتر از نقص اوصاف، سلام بر تو ای پسندیده نزد مردم شرافتمند، سلام بر تو ای ستون دین،
أَشْهَدُ أَنَّكَ وَلِيُّ اللّٰهِ وَحُجَّتُهُ فِي أَرْضِهِ، وَأَنَّكَ جَنْبُ اللّٰهِ، وَخِيَرَةُ اللّٰهِ، وَمُسْتَوْدَعُ عِلْمِ اللّٰهِ وَعِلْمِ الْأَنْبِياءِ، وَرُكْنُ الْإِيمانِ، وَتَرْجُمانُ الْقُرْآنِ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مَنِ اتَّبَعَكَ عَلَى الْحَقِّ وَالْهُدىٰ، وَأَنَّ مَنْ أَنْكَرَكَ وَنَصَبَ لَكَ الْعَداوَةَ عَلَى الضَّلالَةِ وَالرَّدىٰ، أَبْرَأُ إِلَى اللّٰهِ وَ إِلَيْكَ مِنْهُمْ فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ، وَالسَّلامُ عَلَيْكَ مَا بَقِيتُ وَبَقِيَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ.
گواهی میدهم که تو ولی خدا و حجّت او در زمینش هستی و تو مقرّب خدا و منتخب حق و سپردگاه علم خدا و پیامبران و پایه ایمان و تفسیر قرآنی، گواهی میدهم هرکه از تو پیروی کرد بر حق و هدایت است و هرکه تو را انکار کرد و با تو از در دشمنی درآمد بر گمراهی و هلاکت است، به خدا و به تو، در دنیا و آخرت از آنان بیزاری میجویم، سلام بر تو تا هستم و تا شب و روز هست.
صلوات بر امام محمدتقی(علیهالسلام):
و در صلوات بر آن حضرت بگو:
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَيْتِهِ، وَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيُ، الزَّكِيِّ التَّقِيِّ، وَالْبَرِّ الْوَفِيِّ، وَالْمُهَذَّبِ النَّقِيِّ، هادِي الْأُمَّةِ، وَوارِثِ الْأَئِمَّةِ، وَخازِنِ الرَّحْمَةِ، وَيَنْبُوعِ الْحِكْمَةِ، وَقائِدِ الْبَرَكَةِ، وَعَدِيلِ الْقُرْآنِ فِي الطَّاعَةِ، وَواحِدِ الْأَوْصِياءِ فِي الْإِخْلاصِ وَالْعِبادَةِ، وَحُجَّتِكَ الْعُلْيا، وَمَثَلِكَ الْأَعْلىٰ، وَكَلِمَتِكَ الْحُسْنىٰ، الدَّاعِي إِلَيْكَ، وَالدَّالِّ عَلَيْكَ، الَّذِي نَصَبْتَهُ عَلَماً لِعِبادِكَ، وَمُتَرْجِماً لِكِتابِكَ، وَصادِعاً بِأَمْرِكَ، وَناصِراً لِدِينِكَ، وَحُجَّةً عَلَىٰ خَلْقِكَ، وَنُوراً تَخْرُقُ بِهِ الظُّلَمَ، وَقُدْوَةً تُدْرَكُ بِهَا الْهِدايَةُ، وَشَفِيعاً تُنالُ بِهِ الْجَنَّةُ .
خدایا درود فرست بر محمّد و اهلبیتش و درود فرست بر محمّد بن علی پاک، پرهیزگار، نیکوکار کاملدهنده، پیراسته، بیعیب، راهنمای امّت و وارث امامان و خزانهدار رحمت و چشمههای حکمت و پیشرو برکت و همسان قرآن در وجوب طاعت از او و یک تن از جانشینان در اخلاص و عبادت و حجّت والایت و نمونه برترت و کلمه زیباترت، دعوتکننده به سویت و دلالت کننده بر وجودت که او را چونان پرچمی برای بندگانت نصب کردی و او را قرار دادی مفسّر کتابت و آشکارا اجرا کننده امرت و یاور دینت و حجّت بر بندگانت و نوری که به وسیله او پرده تاریکیها دریده شود و مقتدایی که هدایت به وسیله او دریافت گردد و شفیعی که به وسیله آن به بهشت توان رسید.
اللّٰهُمَّ وَكَما أَخَذَ فِي خُشُوعِهِ لَكَ حَظَّهُ، وَاسْتَوْفىٰ مِنْ خَشْيَتِكَ نَصِيبَهُ، فَصَلِّ عَلَيْهِ أَضْعافَ مَا صَلَّيْتَ عَلَىٰ وَلِيُ ارْتَضَيْتَ طاعَتَهُ، وَقَبِلْتَ خِدْمَتَهُ، وَبَلِّغْهُ مِنَّا تَحِيَّةً وَسَلاماً، وَآتِنا فِي مُوالاتِهِ مِنْ لَدُنْكَ فَضْلاً وَ إِحْساناً وَمَغْفِرَةً وَرِضْواناً، إِنَّكَ ذُو الْمَنِّ الْقَدِيمِ، وَالصَّفْحِ الْجَمِيلِ.
خدایا همچنان که در فروتنی برای تو بهرهاش را گرفت و از ترس تو سهمش را کامل نمود پس بر او درود فرست، چندین برابر آنچه درود فرستادی، بر نمایندهای که طاعتش را پسندیدی و خدمتش را پذیرفتی و از سوی ما به او درود و سلام برسان و به ما از پیش خود، در دوستیاش فضل و احسان و آمرزش و خوشنودی عنایت کن، تو صاحب احسان دیرینه و چشمپوشی زیبا هستی.
آنگاه نماز زیارت بخوان و پس از سلام بگو:
دعای بعد از نماز زیارت امام جواد(علیه السلام)
اللّهُمَّ اَنْتَ الرَّبُّ وَاَنَا الْمَرْبُوبُ وَاَنْتَ الْخالِقُ وَاَنَا الْمَخْلُوقُ وَاَنْتَ الْمالِكُ وَاَنَا الْمَمْلُوكُ وَاَنْتَ الْمُعْطى وَاَنَا السّآئِلُ وَاَنْتَ الرّازِقُ وَاَنَا الْمَرْزُوقُ وَاَنْتَ الْقادِرُ وَاَنَا الْعاجِزُ
خدایا توئى پروردگار و منم پروریده و توئى آفریدگار و منم آفریده و توئى مالک و منم مملوک و توئى عطابخش و منم درخواست کننده و توئى روزى ده و منم روزى خور و توئى توانا و منم خسته درمانده
وَاَنْتَ الْقَوِىُّ وَاَنَا الضَّعيفُ وَاَنْتَ الْمُغيثُ وَاَنَا الْمُسْتَغيثُ وَاَنْتَ الدّآئِمُ وَاَنَا الزّآئِلُ وَاَنْتَ الْكَبيرُ وَاَنَا الْحَقيرُ وَاَنْتَ الْعَظيمُ وَاَنَا الصَّغيرُ وَاَنْتَ الْمَوْلى وَاَنَا الْعَبْدُ وَاَنْتَ الْعَزيزُ وَاَنَا الذَّليلُ وَاَنْتَ الرَّفيعُ وَاَنَا الْوَضيعُ
و توئى نیرومند و منم ناتوان و توئى فریادرس و منم فریادخواه و توئى پاینده و منم زوال پذیر و توئى بزرگ و منم حقیر بى مقدار و توئى عظیم و منم کوچک و توئى سرپرست و منم بنده و توئى عزیز و منم خوار و ذلیل و توئى والا رتبه و منم پست
وَاَنْتَ الْمُدَبِّرُ وَاَنَا الْمُدَبَّرُ وَاَنْتَ الْباقى وَاَنَا الْفانى وَاَنْتَ الدَيّانُ وَاَنَا الْمُدانُ وَاَنْتَ الْباعِثُ وَاَنَا الْمَبْعُوثُ وَاَنْتَ الْغَنِىُّ وَاَنَا الْفَقيرُ وَاَنْتَ الْحَىُّ وَاَنَا الْمَيِّتُ تَجِدُ مَنْ تُعَذِّبُ يا رَبِّ غَيْرى وَلا اَجِدُ مَنْ يَرْحَمُنى غَيْرَكَ
و توئى تدبیر کننده و منم که در تحت تدبیر تواءم و توئى باقى و منم فانى و توئى پاداش دهنده و منم پاداش گیرنده و توئى برانگیزنده و منم برانگیخته و توئى بى نیاز و منم فقیر نیازمند و توئى زنده و منم مرده تو براى عذاب کردن پروردگارا غیر مرا هم دارى ولى من غیر تو کسى را ندارم که به من رحم کند
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَقَرِّبْ فَرَجَهُمْ وَارْحَمْ ذُلّى بَيْنَ يَدَيْكَ وَتَضَرُّعى اِلَيْكَ وَوَحْشَتى مِنَ النّاسِ وَاُنْسى بِكَ يا كَريمُ
خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد و ظهور و فرجشان را نزدیک کن و رحم کن بخواریم در برابرت و زاریم بدرگاهت و وحشتم از مردم و انسم به تو اى بزرگوار
تَصَدَّقْ عَلَىَّ فى هذِهِ السّاعَهِ بِرَحْمَهٍ مِنْ عِنْدِكَ تَهْدى بِها قَلْبى وَتَجْمَعُ بِها اَمْرى وَتَلُمُّ بِها شَعَثى وَتُبَيِّضُ بِها وَجْهى وَتُكْرِمُ بِها مَقامى وَتَحُطُّ بِها عَنّى وِزْرى وَتَغْفِرُ بِها ما مَضى مِنْ ذُنُوبى
تصدق کن (و کرم فرما) بر من در این ساعت به دادن رحمتى از نزد خودت که راهنمائى کنى بدان دلم را و فراهم کنى بدان (پراکندگى ) کارم را و گردآورى بدان پریشانیم را و سفید گردانى بدان رویم را و گرامى دارى بدان مقامم را و بریزى بدان بار گناهم را و بیامرزى بدان گناهان گذشته ام را
وَتَعْصِمُنى فيما بَقِىَ مِنْ عُمْرى وَتَسْتَعْمِلُنى فى ذلِكَ كُلِّهِ بِطاعَتِكَ وَما يُرْضيكَ عَنّى وَتَخْتِمُ عَمَلى بِاَحْسَنِهِ وَتَجْعَلُ لى ثَوابَهُ الْجَنَّهَ وَتَسْلُكُ بى سَبيلَ الصّالِحينَ وَتُعينُنى عَلى صالِحِ ما اَعْطَيْتَنى كَما اَعَنْتَ الصّالِحينَ على صالِحِ ما اَعْطَيْتَهُمْ وَلا تَنْزِعْ مِنّى صالِحاً اَبَداً وَلا تَرُدَّنى فى سُوَّءٍ اسْتَنْقَذْتَنى مِنْهُ اَبَداً وَلا تُشْمِتْ بى عَدُوّاً وَلا حاسِداً اَبَداً وَلا تَكِلْنى اِلى نَفْسى طَرْفَهَ عَيْنٍ اَبَداً وَلا اَقَلَّ مِنْ ذلِكَ وَلا اَكْثَرَ يا رَبَّ الْعالَمينَ
و نگاهم دارى در باقیمانده از عمرم و در همه موارد بگمارى مرا به کار فرمانبردارى و طاعتت و بدانچه تو را از من خشنود سازد و پایان دهى کردارم را به بهترین آنها و پاداش آن را بهشت برایم مقرر فرمائى و مرا به راه مردمان شایسته وادارى و کمکم دهى تا آنچه به من عطا کرده اى در راه شایسته اى بکار برم چنانچه شایستگان را کمک دادى به انجام عمل صالح در آنچه به آنها عطا فرمودى و هیچگاه توفیق کار شایسته انجام دادن را از من مگیر و هیچگاه برمگردان در آن بدى که مرا از آن نجات داده اى و هیچگاه مرا گرفتار شماتت دشمن و حسودى مکن و هیچگاه مرا چشم برهمزدنى به خودم
اَللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ وَاَرِنِى الْحَقَّ حَقّاً فَاَتَّبِعَهُ وَالْباطِلَ باطِلاً فَاَجْتَنِبَهُ وَلا تَجْعَلْهُ عَلَىَّ مُتَشابِهاً فَاَتَّبِعَ هَواىَ بِغَيْرِ هُدىً مِنْكَ وَاجْعَلْ هَواىَ تَبَعاً لِطاعَتِكَ وَخُذْ رِضا نَفْسِكَ مِنْ نَفْسى وَاهْدِنى لِمَا اخْتُلِفَ فيهِ مِنَ الْحَقِّ بِاِذْنِكَ اِنَّكَ تَهْدى مَنْ تَشآءُ اِلى صِراطٍ مُسْتَقيمٍ
وامگذار و نه کمتر از این مقدار و نه بیشتر از آن اى پروردگار جهانیان خدایا درود فرست بر محمد و آل محمد و حق را (همانطور که هست ) حق به من نشان ده تا پیرویش کنم و باطل را نیز باطل بنمایان تا از آن دورى گزینم و آن را بر من مشتبه مکن تا در نتیجه بدون بصیرت و راهنمائى تو پیروى از هواى نفسم کنم و میل مرا پیرو طاعت خودت قرار ده و آنچه رضایت تو است از نفس من برگیر و راهنمائیم کن به اذن خودت بدان حقى که در آن اختلاف شده که براستى تو راهنمائى کنى هر که را خواهى بسوى راه راست
زیارتى دیگر:
شیخ صدوق در کتاب «من لا یحضره الفقیه» نقل کرده: چون خواستی آن حضرت را زیارت کنی، غسل کن و خود را پاکیزه نما و دو جامه پاک بپوش و در زیارت آن جناب بگو:
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدِ ابْنِ عَلِيُ الْإِمامِ التَّقِيِّ النَّقِيِّ، الرَّضِيِّ الْمَرْضِيِّ، وَحُجَّتِكَ عَلَىٰ مَنْ فَوْقَ الْأَرْضِ، وَمَنْ تَحْتَ الثَّرىٰ، صَلاةً كَثِيرَةً نامِيَةً زاكِيَةً مُبارَكَةً مُتَواصِلَةً مُتَرادِفَةً مُتَواتِرَةً كَأَفْضَلِ مَاصَلَّيْتَ عَلَىٰ أَحَدٍمِنْ أَوْلِيائِكَ، وَالسَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا إِمامَ الْمُؤْمِنِينَ، وَوارِثَ عِلْمِ النَّبِيِّينَ، وَسُلالَةَ الْوَصِيِّينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللّٰهِ فِي ظُلُماتِ الْأَرْضِ، أَتَيْتُكَ زائِراً، عارِفاً بِحَقِّكَ، مُعادِياً لِأَعْدائِكَ، مُوالِياً لِأَوْلِيائِكَ، فَاشْفَعْ لِي عِنْدَ رَبِّكَ.
خدایا درود فرست بر محمّد بن علی پیشوای باتقوا، بیعیب، راضی به حق، پسندیده و حجّتت بر هر که روی زمین و زیر زمین است، درودی بسیار، بالنده، پاکیزه، مبارک، پیوسته، پیدرپی پیاپی همانند برترین درودی که بر یکی از اولیایت فرستادی و سلام بر تو ای ولی خدا، سلام بر تو ای نور خدا، سلام بر تو ای حجّت خدا، سلام بر تو ای پیشوای مؤمنان و وارث علم پیامبران و چکیده جانشینان، سلام بر تو ای نور خدا در تاریکیهای زمین، زائر به سویت آمدم، عارف به حقّت، دشمن دشمنانت، دوستدار دوستانت، پس مرا نزد پروردگارت شفاعت کن.
آنگاه حاجت خود را بخواه و بعد از آن در بارگاهی که قبر حضرت جواد(علیهالسلام) است چهار رکعت نماز بالای سر بخوان، دو رکعت برای حضرت موسی بن جعفر(علیهالسلام)، دو رکعت برای حضرت جواد(علیهالسلام) و بالای سر حضرت موسی بن جعفر(علیهالسلام) که مقابل قبور قریش است، نماز نخوان که آنها را قبله خود قرار دادن جایز نیست.
نویسنده گوید: از کلام شیخ صدوق، ظاهر میشود که در آن زمانها قبر شریف موسی بن جعفر(علیهالسلام) از قبر حضرت جواد(علیهالسلام) جدا بود، بارگاه و دَرِ جداگانه داشته، مردم پس از زیارت موسی بن جعفر(علیهالسلام) بیرون رفته و در بارگاه حضرت جواد(علیهالسلام) وارد میشدند.
مطالب مرتبط
فضيلت و کیفیت زيارت كاظمين، امام کاظم(ع) و امام جواد(ع)
زیارت روز چهارشنبه امام کاظم، امام رضا، امام جواد و امام هادی (ع)
حرز امام جواد، حضرت امام محمدتقی(ع)
زیارت مشترک کاظمین، امام کاظم(ع) و امام جواد(ع)
صلوات بر حضرت جواد(ع)
در صلوات بر آن حضرت بگو:
اللّٰهُمَّ صَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَيْتِهِ، وَصَلِّ عَلَىٰ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيُ، الزَّكِيِّ التَّقِيِّ، وَالْبَرِّ الْوَفِيِّ، وَالْمُهَذَّبِ النَّقِيِّ، هادِي الْأُمَّةِ، وَوارِثِ الْأَئِمَّةِ، وَخازِنِ الرَّحْمَةِ، وَيَنْبُوعِ الْحِكْمَةِ، وَقائِدِ الْبَرَكَةِ، وَعَدِيلِ الْقُرْآنِ فِي الطَّاعَةِ، وَواحِدِ الْأَوْصِياءِ فِي الْإِخْلاصِ وَالْعِبادَةِ، وَحُجَّتِكَ الْعُلْيا، وَمَثَلِكَ الْأَعْلىٰ، وَكَلِمَتِكَ الْحُسْنىٰ، الدَّاعِي إِلَيْكَ، وَالدَّالِّ عَلَيْكَ، الَّذِي نَصَبْتَهُ عَلَماً لِعِبادِكَ، وَمُتَرْجِماً لِكِتابِكَ، وَصادِعاً بِأَمْرِكَ، وَناصِراً لِدِينِكَ، وَحُجَّةً عَلَىٰ خَلْقِكَ، وَنُوراً تَخْرُقُ بِهِ الظُّلَمَ، وَقُدْوَةً تُدْرَكُ بِهَا الْهِدايَةُ، وَشَفِيعاً تُنالُ بِهِ الْجَنَّةُ .
خدایا درود فرست بر محمّد و اهلبیتش و درود فرست بر محمّد بن علی پاک، پرهیزگار، نیکوکار کاملدهنده، پیراسته، بیعیب، راهنمای امّت و وارث امامان و خزانهدار رحمت و چشمههای حکمت و پیشرو برکت و همسان قرآن در وجوب طاعت از او و یک تن از جانشینان در اخلاص و عبادت و حجّت والایت و نمونه برترت و کلمه زیباترت، دعوتکننده به سویت و دلالت کننده بر وجودت که او را چونان پرچمی برای بندگانت نصب کردی و او را قرار دادی مفسّر کتابت و آشکارا اجرا کننده امرت و یاور دینت و حجّت بر بندگانت و نوری که به وسیله او پرده تاریکیها دریده شود و مقتدایی که هدایت به وسیله او دریافت گردد و شفیعی که به وسیله آن به بهشت توان رسید.
اللّٰهُمَّ وَكَما أَخَذَ فِي خُشُوعِهِ لَكَ حَظَّهُ، وَاسْتَوْفىٰ مِنْ خَشْيَتِكَ نَصِيبَهُ، فَصَلِّ عَلَيْهِ أَضْعافَ مَا صَلَّيْتَ عَلَىٰ وَلِيُ ارْتَضَيْتَ طاعَتَهُ، وَقَبِلْتَ خِدْمَتَهُ، وَبَلِّغْهُ مِنَّا تَحِيَّةً وَسَلاماً، وَآتِنا فِي مُوالاتِهِ مِنْ لَدُنْكَ فَضْلاً وَ إِحْساناً وَمَغْفِرَةً وَرِضْواناً، إِنَّكَ ذُو الْمَنِّ الْقَدِيمِ، وَالصَّفْحِ الْجَمِيلِ.
خدایا همچنان که در فروتنی برای تو بهرهاش را گرفت و از ترس تو سهمش را کامل نمود پس بر او درود فرست، چندین برابر آنچه درود فرستادی، بر نمایندهای که طاعتش را پسندیدی و خدمتش را پذیرفتی و از سوی ما به او درود و سلام برسان و به ما از پیش خود، در دوستیاش فضل و احسان و آمرزش و خوشنودی عنایت کن، تو صاحب احسان دیرینه و چشمپوشی زیبا هستی.
مطالب مرتبط
صلوات ابوالحسن ضراب اصفهانی برای عصر جمعه که هرگز نباید آن را ترک کرد
صلوات بر حضرت رسول خدا(ص) و فضیلت آن
صلوات بر پیامبر و جانشینان آن حضرت
صلواتی که هر کس آن را بخواند امام زمان را درک می کند
صلواتی که باعث سرور محمد و آلمحمد می شود
بهترین و محبوب ترین عبادت روز جمعه
بهترین زمان فرستادن صلوات در روز جمعه
زیارت مشترک کاظمین، امام کاظم(ع) و امام جواد(ع)
امّا زیارت مشترک میان دو امام همام بر دو بخش است.
بخش اوّل:
آنکه برای هر کدام جداگانه باید خواند؛ شیخ جلیل جعفر بن محمّد قولَوَیه در کتاب «کامل الزیارات» از حضرت هادی(علیهالسلام) روایت کرده: در زیارت هر یک از آن دو امام بگو:
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا وَلِيَّ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نُورَ اللّٰهِ فِي ظُلُماتِ الْأَرضِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَنْ بَدَا لِلّٰهِ فِي شَأْنِهِ، أَتَيْتُكَ زائِراً، عارِفاً بِحَقِّكَ، مُعادِياً لِأَعْدائِكَ، مُوالِياً لِأَوْلِيائِكَ، فَاشْفَعْ لِي عِنْدَ رَبِّكَ يَا مَوْلايَ.
سلام بر تو ای ولی خدا، سلام بر تو ای حجّت خدا، سلام بر تو ای نور خدا در تاریکیهای زمین، سلام بر تو ای آنکه اراده خدا دربارهاش آشکار شد، زائر به حضورت آمدم، عارف به حقّت، دشمن با دشمنانت، دوست با دوستانت، ای مولای من نزد پروردگارت برای من شفاعت کن.این زیارت در نهایت اعتبار است و شیخ صدوق و شیخ کلینی و شیخ طوسی هم با تفاوت کمی آن را ذکر نمودهاند.
بخش دوم:
زیارتی است که به قرائتش، آن دو امام زیارت میشوند و آنچنان است که شیخ مفید و شهید و محمّد بن مشهدی ذکر کردهاند که در زیارت آن بزرگوار، همین که نزد ضریح ایستادی میگویی:
السَّلامُ عَلَيْكُما يَا وَلِيَّيِ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكُما يَا حُجَّتَيِ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكُما يَا نُورَيِ اللّٰهِ فِي ظُلُمَاتِ الْأَرْضِ، أَشْهَدُ أَنَّكُما قَدْ بَلَّغْتُما عَنِ اللّٰهِ مَا حَمَّلَكُما، وَحَفِظْتُما مَا اسْتُودِعْتُما، وَحَلَّلْتُما حَلالَ اللّٰهِ، وَحَرَّمْتُما حَرامَ اللّٰهِ، وَأَقَمْتُما حُدُودَ اللّٰهِ، وَتَلَوْتُما كِتابَ اللّٰهِ، وَصَبَرْتُما عَلَى الْأَذىٰ فِي جَنْبِ اللّٰهِ مُحْتَسِبَيْنَ حَتَّىٰ أَتَاكُمَا الْيَقِينُ، أَبْرَأُ إِلَى اللّٰهِ مِنْ أَعْدائِكُما، وَأَتَقَرَّبُ إِلَى اللّٰهِ بِوِلايَتِكُما، أَتَيْتُكُما زائِراً، عارِفاً بِحَقِّكُما، مُوالِياً لِأَوْلِيائِكُما، مُعادِياً لِأَعْدائِكُما، مُسْتَبْصِراً بِالْهُدَى الَّذِي أَنْتُما عَلَيْهِ، عارِفاً بِضَلالَةِ مَنْ خالَفَكُما، فَاشْفَعا لِي عِنْدَ رَبِّكُما، فَإِنَّ لَكُما عِنْدَ اللّٰهِ جاهاً عَظِيماً، وَمَقاماً مَحْمُوداً.
سلام بر شما ای دو نماینده خدا، سلام بر شما ای دو حجّت خدا، سلام بر شما ای دو نور خدا در تاریکیهای زمین. گواهی میدهم که شما از سوی خدا آنچه را بر عهده هر دو وجود شریفتان گذاشته شده بود رسانیدید و آنچه بر شما سپرده شده بود حفظ کردید، حلال نمودید حلال خدا را و حرام کردید حرام خدا را و بپا نمودید حدود خدا را و تلاوت کردید کتاب خدا را و در راه او بر آزار مردم شکیبایی ورزیدید و به حساب خدا گذاشتید تا آنکه مرگ به سویتان آمد، از دشمنانتان به خدا بیزاری میجویم و به دوستی شما تقرّب به خدا میجویم، زائر به حضورتان آمدم، عارف به حقّتان، دوستدار دوستانتان، دشمن دشمنانتان، بینا به هدایتی که بر آن هستید، آگاه به گمراهی کسی که با شما مخالفت ورزید، پس شما نزد پروردگارتان برای من شفاعت کنید که برای شما پیش خدا آبرویی بس عظیم و مقامی بس ستوده است.
آنگاه تربت شریف آنجا را ببوس و سمت راست صورت خویش را بر آن بگذار، سپس به سوی بالاسر مقدس آن بزرگواران برو و بگو:
السَّلامُ عَلَيْكُما يَا حُجَّتَيِ اللّٰهِ فِي أَرْضِهِ وَسَمائِهِ، عَبْدُكُما وَوَلِيُّكُما زَائِرُكُما مُتَقَرِّباً إِلَى اللّٰهِ بِزِيارَتِكُما . اللّٰهُمَّ اجْعَلْ لِي لِسانَ صِدْقٍ فِي أَوْلِيائِكَ الْمُصْطَفَيْنَ، وَحَبِّبْ إِلَيَّ مَشاهِدَهُمْ، وَاجْعَلْنِي مَعَهُمْ فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.
سلام بر شما دو تن، ای دو حجّت خدا در زمین و آسمان، بنده و دوست شمایم، زیارت کننده شما دو امامم، به زیارتتان به سوی خدا تقرّب میجویم، خدایا برای من در میان اولیای برگزیدهات، نام نیکی قرار بده و زیارتگاههای آنان را محبوبم گردان و در دنیا و آخرت با آنان همراهم کن، ای مهربانترین مهربانان.
آنگاه برای هر یک دو رکعت نماز بخوان و خدا را به آنچه میخواهی بخوان.
نویسنده گوید: چون در گذشته تقیه بسیار شدید بود، برای زیارت این دو امام همام زیارتهای مختصر و کوتاه تعلیم میدادند برای اینکه شیعیان از آسیب طاغوتیان محفوظ باشند و اگر زائری خواهان زیارت مفصّل و طولانی باشد «زیارات جامعه» را بخواند که برای ایشان بهترین زیارت است، به ویژه «یکی از زیارات جامعه» که از روایتش ظاهر میشود اختصاص بیشتری به حضرت موسی بن جعفر دارد و آن زیارت، پس از این در آغاز زیارات جامعه خواهد آمد.
مطالب مرتبط
فضيلت و کیفیت زيارت كاظمين، امام کاظم(ع) و امام جواد(ع)
زیارت مخصوص امام جواد، حضرت امام محمدتقی(ع)
زیارت وداع کاظمین، امام کاظم(ع) و امام جواد(ع)
داستان تنبیه علی بن یقطین از سوی امام کاظم(ع)
زیارت وداع کاظمین، امام کاظم(ع) و امام جواد(ع)
چون زائر قصد خروج از شهر را کرد آن دو بزرگوار را وداع کند، با دعاهای وداعی که از جمله آنها دعایی است که شیخ طوسی(علیهالرّحمه) درکتاب «تهذیب» ذکر فرموده: که چون خواستی حضرت موسی بن جعفر را وداع گویی نزد قبر بایست و بگو:
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ يَا أَبَا الْحَسَنِ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ، أَسْتَوْدِعُكَ اللّٰهَ وَأَقْرَأُ عَلَيْكَ السَّلامَ، آمَنَّا بِاللّٰهِ وَبِالرَّسُولِ وَبِما جِئْتَ بِهِ وَدَلَلْتَ عَلَيْهِ، اللّٰهُمَّ اكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ.
سلام بر تو ای مولایم ای ابا الحسن و رحمت و برکات خدا بر تو باد، به خدا میسپارمت و بر تو سلام میفرستم، به خدا و رسول و به آنچه تو آوردهای و بر آن نشانه نهادی ایمان آوردیم؛ خدایا ما را در شمار گواهان بنویس.
همچنین در وداع حضرت جواد(علیهالسلام) میگویی:
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ يَا ابْنَ رَسُولِ اللّٰه وَرَحْمَةُ اللّٰه وَبَرَكاتُهُ، أَسْتَوْدِعُكَ اللّٰهَ وَأَقْرَأُ عَلَيْكَ السَّلامَ، آمَنَّا بِاللّٰهِ وَبِرَسُو لِهِ وَبِما جِئْتَ بِهِ وَدَلَلْتَ عَلَيْهِ، اللّٰهُمَّ اكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ.
سلام بر تو ای مولایم ای ابا الحسن و رحمت و برکات خدا بر تو باد، به خدا میسپارمت و بر تو سلام میفرستم، به خدا و رسول و به آنچه تو آوردهای و بر آن نشانه نهادی ایمان آوردیم؛ خدایا ما را در شمار گواهان بنویس.
آنگاه از خدا بخواه که این آخرین زیارت تو نباشد و دوباره توفیق بازگشتن به دست آوری و قبر را ببوس و دو سمت صورتت را بر قبر بگذار.
مطالب مرتبط
داستان تنبیه علی بن یقطین از سوی امام کاظم(ع)
حرز امام جواد، حضرت امام محمدتقی(ع)
زیارت روز چهارشنبه امام کاظم، امام رضا، امام جواد و امام هادی (ع)
حکایت سجده طولانی امام موسی کاظم(ع) و بعضی از اصحاب آن حضرت
حکایت حاجی علی بغدادی(ع)
نویسنده گوید: از اموری که مناسب است در اینجا نقل شود، داستان سعید صالح صفی متّقی، حاج علی بغدادی است که شیخ ما در کتاب «جنّی المَأوی» و «النَّجم الثاقب» نقل کرده و در «النجم الثّاقب» فرموده است: اگر نبود در این کتاب شریف، جز این حکایت معتبر صحیح که در آن فواید بسیاری است و در همین نزدیکیها واقع شده، هرآینه در شرافت و نفاست آن کافی بود،
آنگاه بعد از مقدماتی فرموده: حاجی مذکور (ایده الله) نقل کرده:بر گردن من هشتاد تومان سهم امام جمع شد. به نجف اشراف رفتم، بیست تومان آن را به جناب علم الهدی و التّقی شیخ مرتضی (أعلی الله مقامه) و بیست تومان به جناب شیخ محمّد حسین مجتهد کاظمینی و بیست تومان به جناب شیخ محمّد حسن شروقی دادم و بر عهدهام بیست تومان باقی ماند که قصد داشتم در بازگشت به جناب شیخ محمّد حسن کاظمینی آل یاسین بدهم.
چون به بغداد بازگشتم، خوش داشتم در ادای آنچه بر گردن من بود شتاب کنم، روز پنجشنبه بود که به زیارت دو امام همام کاظمین مشرف شدم، پس از آن خدمت جناب شیخ (سلّمه الله) رفتم و مقداری از آن بیست تومان را به ایشان دادم و بقیه را وعده کردم که پس از فروش بعضی از اجناس، به تدریج به من حواله کنند تا به اهلش برسانم؛
در بعد از ظهر آن روز تصمیم به بازگشت به بغداد گرفتم، ولی جناب شیخ فرمود بمانم، عذر آوردم که باید مزد کارگران کارخانه ریس بافی خود را بدهم، چون شیوهام با پرداخت مزد آنان در عصر هر پنجشنبه بود، بر این پایه برگشتم.
چون یک سوم راه را تقریباً پیمودم، سید بزرگواری را دیدم که از سوی بغداد رو به من میآید، چون نزدیک شد سلام کرد و دستهای خود را برای مصافحه و معانقه گشود و فرمود: اهلاً و سهلاً، سپس مرا در آغوش گرفت، معانقه کردیم و هر دو یکدیگر را بوسیدیم، بر سر عمامه سبز روشنی داشت و بر رُخسار مبارکش خال سیاه بزرگی بود، پس ایستاد و فرمود: حاج علی خیر است، کجا میروی؟ گفتم: کاظمین را زیارت کردم و به بغداد باز میگردم،
فرمود: امشب شب جمعه است برگرد، گفتم: ای سرور من، توانش را ندارم، فرمود: داری، برگرد تا برای تو گواهی دهم که از موالیان جدّ من امیرمؤمنان و از مُوالیان مایی و نیز شیخ گواهی دهد، زیرا خدای تعالی امر فرموده: دو شاهد بگیرید و این اشاره به مطلبی بود که در خاطر داشتم که از جناب شیخ خواهش کنم نوشتهای به من بدهد که من از موالیان اهلبیت هستم و آن را در کفن خود بگذارم.
پس گفتم: تو چه میدانی و چگونه شهادت میدهی؟ فرمود: کسی که حق او را به او میرسانند، چگونه آن رساننده را نمیشناسد؟ گفتم: کدام حق؟ فرمود: آنچه به وکیل من رساندی، گفتم: وکیل تو کیست؟ فرمود: شیخ محمّد حسن، گفتم: وکیل توست؟ فرمود: وکیل من است.(و به جناب آقا سید محمّد گفته بود که: ناگهان در خاطرم خطور کرد این سید بزرگوار، مرا به اسم خواند، با آنکه او را نمیشناسم؟ به خود گفتم شاید او مرا میشناسد، ولی من او را فراموش کردهام باز در باطن خود گفتم: این سید از حق سادات، چیزی از من میخواهد، خوش دارم از سهم امام چیزی به او برسانم.)
گفتم: ای سید، نزد من از حق شما چیزی مانده، در امر آن به جناب شیخ محمّد حسن مراجعه کردم تا حق شما را [یعنی حق سادات] به اجازه او بپردازم، پس بر چهره من تبسمی کرد و فرمود: آری بعضی از حق ما را به وکلای ما در نجف اشرف رساندی، گفتم: آنچه ادا کردم پذیرفته شد؟ فرمود: آری.پس در خاطرم گذشت که این سید، نسبت به علمای اعلام میگوید: «وکلای ما!» و این در نظرم گران آمد، به خود گفتم: علما در گرفتن حقوق سادات، وکلایند و مرا غفلت گرفت.
آنگاه فرمود: بازگرد جدّم را زیارت کن، بازگشتم درحالیکه دست راست او در دست چپ من بود. چون به راه افتادیم، دیدم طرف راست، نهر آب سپید زلالی جاری است و درختان لیمو و نارنج و انار و انگور و غیر آن، همه با میوۀ همزمان، بی آنکه فصل آنها بوده باشد بالای سر ما سایه انداخته، گفتم: این نهر و این درختان چیست؟ فرمود: هرکس از موالیان ما زیارت کند جدّ ما را و نیز خود ما را، اینها با او خواهد بود.
گفتم: میخواهم سؤالی بپرسم، فرمود: بپرس، گفتم: شیخ عبد الرّزاق مرحوم، مردی مدرّس بود، روزی نزد او رفتم، شنیدم میگفت: کسی که در طول عمر خود، روزها را روزه باشد و شبها را به عبادت به سر برد و چهل حج و چهل عمره بجا آورد و در میان صفا و مروه بمیرد و از موالیان امیرمؤمنان(علیهالسلام) نباشد، برای او چیزی نیست، فرمود: آری والله برای او چیزی نیست.
آنگاه از حال یکی از خویشان خود پرسیدم که آیا او از موالیان امیرمؤمنان(علیهالسلام) است؟ فرمود: آری او و هر که متعلق به توست،
گفتم: آقای ما، برای من پرسشی است، فرمود: بپرس، گفتم: تعزیهخوانان امام حسین(علیهالسلام) میخوانند که سلیمان اعمش نزد شخصی آمد و از زیارت سید الشهداء پرسید، گفت: بدعت است! پس در خواب هودجی را میان زمین و آسمان دید، پرسید: در آن هودج کیست؟ گفتند: فاطمه زهرا و خدیجه کبری، گفت: کجا میروند؟ گفتند: در این شب که شب جمعه است به زیارت امام حسین(علیهالسلام) میروند، آنگاه نوشتههایی را دید که از هودج فرو میریزد و در آن نوشته شده است:
اَمانُ مِنَ النّارِ لِزُّوارِالحُسَينِ عَلَيهِ السَّلامُ في لَيلَةِ الجُمْعَةِ، اَمانُ مِنَ النّارِ يَومَ القيامَةِ.
امانی است از آتش برای زائران حسین (علیهالسلام) در شب جمعه، امانی است از آتش در روز قیامت.آیا این حدیث صحیح است؟ فرمود: آری خبری راست و تمام است.
گفتم: آقای ما آیا صحیح است که میگویند: هرکه حسین(علیهالسلام) را در شب جمعه زیارت کند، برای او امان است؟ فرمود: آری والله، سپس اشک از دیدگان مبارکش جاری شد و گریست.
گفتم: آقای ما پرسشی دیگر، فرمود: بپرس؛ گفتم: سال هزار و دویست و شصتونه امام رضا(علیهالسلام) را زیارت کردیم و در درّود یکی از عربهای شروقیه را که از بادیهنشینان طرف شرقی نجف اشرفند ملاقات کرده و او را مهمان نموده، از او پرسیدیم ولایت امام رضا(علیهالسلام) چگونه است؟ گفت: بهشت، امروز پانزده روز است که من از مال مولایم امام رضا(علیهالسلام) خوردهام، نکیر و منکر را چه رسد که در قبر نزد من آیند! گوشت و خون من از طعام آن حضرت در مهمانخانهاش روییده، این صحیح است؟ علی بن موسیالرضا(علیهالسلام) میآید و او را از منکر و نکیر خلاص میکند؟ فرمود: آری والله جدّ من ضامن است.
گفتم: آقای ما پرسش کوچکی است که میخواهم بپرسم، فرمود: بپرس؛ گفتم: زیارت من از امام رضا(علیهالسلام) پذیرفته است؟ فرمود: پذیرفته است انشاءالله تعالی؛
گفتم: آقای ما پرسشی دیگر، فرمود: بسمالله، گفتم: حاج محمّد حسین بزّازباشی فرزند مرحوم حاج احمد بزّاز باشی آیا زیارتش پذیرفته است یا نه و او با من در راه مشهد رضا(علیهالسلام) رفیق و شریک در هزینهها بوده است؛ فرمود: عبد صالح زیارتش پذیرفته است.
گفتم: آقای ما پرسشی دیگر؛ فرمود: بسمالله، گفتم: فلان که از اهل بغداد همسفر ما بود آیا زیارتش پذیرفته است؟ سکوت کرد، گفتم: آقای ما پرسش دیگر، فرمود: بسمالله، گفتم: سخنم را شنیدی یا نه؟ زیارتش پذیرفته است یا پذیرفته نیست؟ باز جوابی نداد! حاجی مذکور نقل کرد که آنان چند نفر از مرفّهین اهل بغداد بودند که در این سفر پیوسته به لهوولعب مشغول بودند و آن شخص هم مادر خود را کشته بود،
پس در راه به موضعی وسیع از جادّه رسیدیم که دو طرف آن باغها و روبروی شهر شریف کاظمین بود و موضعی از آن جادّه از طرف راست پیوسته به باغهاست که از بغداد میآید و آن متعلّق به بعضی از یتیمان سادات بود که حکومت آن را به ستم داخل در جادّه کرد و اهل تقوا و احتیاط ساکنِ این دو شهر [بغداد و کاظمین] همیشه از راه رفتن در آن قطعه از زمین کناره میگیرند، ولی آن جناب را دیدم در آن قطعه راه میرود! گفتم: ای سید من این موضع مال بعضی از یتیمان سادات است، تصرّف در آن روا نیست. فرمود: این موضع از اموال جدّ ما امیرمؤمنان و فرزندان او و اولاد ماست، تصرّف در آن برای موالیان ما حلال است.
در نزدیکی آن مکان در طرف راست باغی است متعلّق به شخصی که او را حاجی میرزا هادی میگفتند و او از ثروتمندان غیر عرب در بغداد بود، گفتم: آقای ما آیا راست است که میگویند زمین باغ حاج میرزا هادی متعلّق به موسی بن جعفر است؟ فرمود: به این مسئله چه کار داری و از پاسخ روی گرداند.
پس به نهر آبی که از رود دجله برای آبیاری مزارع و باغهای آن حدود جدا میکنند و از جاده میگذرد رسیدیم، آنجا به طرف شهر دو راه وجود دارد: یکی راه سلطانی و دیگر راه سادات و آن جناب به راه سادات میل فرمود، گفتم بیا از راه سلطانی برویم؛ فرمود: نه از این راهِ خود میرویم؛ پس آمدیم، چند قدمی نرفتیم که خود را بدون دیدن کوچه و بازار در صحن مقدّس موسی بن جعفر نزد کفشداری دیدیم،
از طرف باب المراد که از سمت مشرق و طرف پایین پاست وارد ایوان شدیم و کنار در رواق مطهّر مکث نفرمود و اذن دخول نخواند، داخل شد و کنار در حرم ایستاد سپس فرمود: زیارت کن، گفتم قاری نیستم، فرمود: برایت بخوانم؟ گفتم: آری، فرمود:
أَأَدْخُلُ يَا اللّٰه، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللّٰه، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أَميرَ المُؤْمِنِينَ.
ای خدا آیا وارد شوم؟ سلام بر تو ای رسول خدا، سلام بر تو ای امیرمؤمنان.همچنین بر یکیک از امامان سلام کردند تا رسیدند به حضرت امام حسن عسگری(علیهالسلام)، فرمودند:
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا أبَا مُحَمَّدٍ الحَسَنَ العَسْكَرِيِّ.
سلام بر تو ای ابا محمّد حسن عسکری.
آنگاه فرمود: امام زمان خود را میشناسی؟ گفتم: چرا نمیشناسم! فرمود: بر امام زمان خود سلام کن، گفتم:
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللّٰه يَا صَاحِبَ الزَّمانِ يَا ابْنَ الحَسَنِ.
سلام بر تو ای حجّت خدا، ای صاحب زمان، ای فرزند حسن.پس تبسّم نمود و فرمود:
عَلَيْكَ السَّلامُ وَرَحْمَةُ اللّٰه وَبَركَاتُهُ.
سلام و رحمت و برکات خدا بر تو باد.
پس داخل حرم مطهر شدیم و به ضریح مقدّس چسبیدیم و آن را بوسیدیم، آنگاه به من فرمود: زیارت کن، گفتم: من قاری نیستم؛ فرمود: برای تو زیارت بخوانم؟ گفتم: آری، فرمود: کدام زیارت را میخواهی؟ گفتم: هر زیارت که افضل است مرا به آن زیارت ده، فرمود: زیارت «امینالله» افضل است، مشغول به خواندن شد و فرمود:
السَّلامُ عَلَيْكُما يَا أَمِينَيِ اللّٰهِ فِي أَرْضِهِ وَحُجَّتَيْهِ عَلَىٰ عِبادِهِ.
سلام بر شما ای دو امین خدا بر روی زمین و دو حجّت خدا بر بندگانش.
در این حال چراغهای حرم را روشن کردند، من دیدم شمعها روشن است، ولی حرم روشن و نورانی به نوری دیگر است، نوری همانند نور آفتاب و شمعها همانند چراغی بودند که روز در آفتاب روشن کنند و من آنچنان در غفلت بودم که هیچ ملتفت این معجزات نمیشدم،
چون از زیارت فارغ شد، از سمت پایین پا به پشت سر آمد و در طرف شرق ایستاد و فرمود: آیا جدّم حسین(علیهالسلام) را زیارت میکنی؟ گفتم: آری شب جمعه است زیارت میکنم، پس «زیارت وارث» را خواندند درحالیکه اذانگوها از اذان مغرب فارغ شدند و به من فرمود: به جماعت متّصل شو و نماز بخوان و خود تشریف آورد.
در مسجد پشت سر حرم مطهر در آنجا نماز جماعت منعقد بود، ولی ایشان در سمت راست امام جماعت، محاذی او ایستادند و من وارد صف اول شدم و برایم برای ادای نماز جایی باز شد، چون فارغ شدم ایشان را ندیدم، از مسجد بیرون آمدم، در حرم جستجو کردم ایشان را نیافتم، قصد داشتم ایشان را ملاقات کنم و چند ریالی به ایشان بدهم و شب نیز ایشان را نزد خود نگاه دارم که مهمان من باشد.
ناگاه از خود پرسیدم که آن سید که بود؟ و آیات و معجزات گذشته را مورد توجه قرار دادم، از اطاعتم نسبت به او در بازگشتن به کاظمین، با آن کار مهمی که در بغداد داشتم و مرا به اسم خواندن با اینکه او را ندیده بودم و گفتار او که گفت: موالیان ما و اینکه من شهادت میدهم و دیدن نهر جاری و درختان میوهها در غیر فصل مناسب و وقایع دیگری که گذشت همه سبب یقین من شد که او حضرت مهدی است، به ویژه در قسمت اذن دخول و سؤال از من، بعد از سلام بر امام عسکری که امام زمان خود را میشناسی؟ چون پاسخ دادم میشناسم، فرمود: سلام کن، چون سلام کردم تبسّم کرد و پاسخ داد.
با شتاب نزد کفشدار آمدم و از حال حضرتش پرسیدم، گفت: بیرون رفت، سپس پرسید این سید رفیق تو بود؟ گفتم: آری. در هر صورت به خانه مهماندار خود آمدم و شب را در آنجا ماندم، چون صبح شد، نزد جناب شیخ محمّد حسن رفتم و آنچه را دیده بودم نقل کردم، شیخ دستش را بر دهان خود گذاشت و از اظهار این قصه و افشای این سرّ نهی کرد و فرمود: خدا تو را موفّق کند.
من این واقعه را مخفی میداشتم و برای هیچکس اظهار نمیکردم تا یک ماه از این قضیه گذشت، روزی در حرم مطهر بودم، سید بزرگواری را دیدم که نزدیک من آمد و پرسید چه دیدی؟ و به داستان آن روز اشاره کرد، گفتم: چیزی ندیدم، باز آن سخن را تکرار کرد و من به شدت انکار کردم، ناگهان از نظرم ناپدید شد و دیگر او را ندیدم.
مطالب مرتبط
حکایت و دعایی سودمند برای گشایش در کارها و مشکلات
حکایت سفر صافی خادم امام هادی(ع) به مشهد
حکایت عبور و نماز حضرت امیرالمومنین(ع) در طاق کسری
حکایت سیّد رشتی و تشرف او خدمت امام عصر(ع)
حکایت سجده طولانی امام موسی کاظم(ع) و بعضی از اصحاب آن حضرت
حکایت عبدالرحمن بن سیابه و وصیت امام صادق(ع) به او
حکایت عجیب حرز امام هشتم حضرت امام رضا(علیهالسلام)
حکایت قرآنی که در دریا افتاد و همه کلماتش پاک شد جز یک آیه
بخش دوم : تاریخ و فضیلت مسجد براثا
تاریخ و فضیلت مسجد براثا
بدان که «مسجد براثا» از مساجد معروف و متبرّک است و در بین بغداد و کاظمین در راه زائران واقع شده، ولی اکثرا از فیض آن محروم بوده و با همه فضایل و شرافتی که برای آن نقلشده مورد بیاعتنایی است.
حموی که از مورّخان سال ششصد است، در کتاب «معجم البلدان» گفته: براثا محلهای بود در طرف بغداد، در قبله کرخ و در جنوب باب محول و در آن مسجد جامعی بوده که شیعیان در آن نماز میخواندند که خراب شده و نیز گفته: شیعیان پیش از زمان راضی بالله خلیفه عباسی، در آن مسجد جمع میشدند و سبّ [بدگویی] صحابه میکردند ولی به دستور راضی بالله، ناگهان در آن مسجد ریختند و هرکه را یافتند گرفتند و حبس کردند و مسجد را خراب و با خاک یکسان کردند.
شیعیان این خبر را به امیر الامرای بغداد «بَحْکم ماکانی» رساندند، او هم به تجدید بنا و گسترش بنای مسجد و محکم ساختن آن فرمان داد و در بالای مسجد اسم راضی بالله را نوشت. پیوسته آن مسجد آباد و محل اقامه نماز بود، ولی پس از سال چهارصدوپنجاه تا الآن معطّل مانده!
«براثا» پیش از بنای بغداد روستایی بوده که گمان مردم آن است که حضرت امیرمؤمنان در زمانی که به جنگ خوارج نهروان میرفت گذارش به آنجا افتاد و در مسجد جامع مذکور نماز خواند و در حمّامی که در آن روستا بود وارد شد.
«براثا» منسوب به ابوشعیب براثی عابد است و او نخستین کسی بود که در «براثا» در کوخی [یعنی خانهای که از نِی ساخته بود] ساکن شد و در آن کوخ خدا را عبادت میکرد تا دختری از اولاد مستوفیان بزرگ که تربیتشده کاخها بود، گذارش به کوخ او افتاد، همین که نظرش به ابو شعیب افتاد و حال او را دید، از آن حال معنوی بسیار لذّت برد و جذبه ابو شعیب او را در ربود، به اندازهای که پایبند او شد. به ناچار نزد آن عابد زاهد آمد و گفت: میخواهم خادم تو باشم، گفت: میپذیرم به شرط اینکه از این شکل و هیئت خارج شوی، آن سعادتمند پذیرفت و از آنچه در اختیار داشت چشم پوشید و آراسته به لباس عابدان شد.
ابوشعیب او را به همسری برگزید، همین که آن دختر وارد کوخ شد، قطعه حصیری دید که ابوشعیب آن را برای حفظ خویش از رطوبت زمین زیر بدن خود انداخته بود، دختر گفت: من نزد تو نخواهم ماند، مگر وقتی که این قطعه حصیر را از زیر خود دور اندازی، زیرا از تو شنیدم که میگفتی زمین میگوید: «یَا ابْنَ آدَمَ تَجْعَلُ بَیْنِی وَ بَیْنَکَ حِجاباً وَ أَنْتَ غَداً فِی بَطْنِی؛ پسر آدم بین من و خود حجاب قرار میدهی و حال آنکه فردا در شکم من خواهی بود». ابوشعیب آن حصیر را دور انداخت و آن دختر چند سالی نزد او ماند و با هم به بهترین وجه عبادت میکردند تا از دنیا رخت بربستند.
نویسنده گوید: ما در کتاب «هدیة الزائرین» تعدادی از روایاتی را که در فضیلت این مسجد شریف است ذکر کردیم و گفتیم؛ از مجموع این اخبار چند فضیلت برای این مسجد به دست میآید که اگر هریک از آنها در هر مسجد باشد، سزاوار است انسان کولهبار خود برگیرد و سختی راه را به جان بخرد تا به فیض نماز و دعای در آن نائل و بهرهمند شود:
اول:
حقتعالی مقرّر فرموده که در آن زمین فرود نیاید هیچ رهبری با لشگرش جز پیغمبر یا وصی او.
دوم:
خانه حضرت مریم(سلاماللهعلیها) است.
سوم:
زمین حضرت عیسی(علیهالسلام) است.
چهارم:
اینکه چشمهای در آنجاست که برای حضرت مریم(سلاماللهعلیها) ظاهر شده.
پنجم:
ظاهر ساختن حضرت امیر(علیهالسلام) آن چشمه را به اعجاز خویش.
ششم:
بودن سنگ سپید متبرکی که مریم(علیهاالسلام)، حضرت عیسی(علیهالسلام) را در آن محل بر آن سنگ نهاده بود.
هفتم:
بیرون آوردن امیرمؤمنان(علیهالسلام) آن سنگ را با اعجاز و نصب آن به سمت قبله و خواندن نماز به سوی آن.
هشتم:
اینکه حضرت امیرمومنان(علیهالسلام) و دو نوباوه او حضرت مجتبی(علیهالسلام) و سیدالشهدا(علیهالسلام) در آن مکان نماز خواندند.
نهم:
توقف امیرمؤمنان به مدت چهار روز در آنجا، به خاطر شرافت مکان و قداست آن زمین.
دهم:
اینکه انبیا به ویژه حضرت ابراهیم خلیل الرحمن(علیهالسلام) در آنجا نماز خواندند.
یازدهم:
اینکه قبر پیامبری در آنجا است؛ و شاید آن پیامبر حضرت یوشع باشد که شیخ مرحوم فرموده: قبرش در خارج کاظمین در قبله مسجد براثاست.
دوازدهم:
بازگشتن آفتاب برای حضرت امیر در آنجا.
با این شرافت و فضیلت و بروز آیات الهی و معجزات حیدری در آن مکان، معلوم نیست از هزار نفر زائر یکی هم به آنجا برود، با اینکه مسجد سر راه آنان است و بارها از آنجا عبور میکنند و اگر به طور اتفاق کسی بخواهد آن مواهب را درک کند، چون به آنجا برسد و ببیند درِ مسجد بسته است، از دادن اندکی پول، برای بازکردن آن دریغ میکند و خود را از این همه مواهب بزرگ محروم میکند و حال آنکه گاهی برای تماشای بغداد و عمارات ستمگران، پولهای گزافی میپردازند، چه رسد به پرداخت پولهای بسیاری که برای تنوع در معاش و خرید اجناسِ نحس نجس یهودیان بغداد [پرداخت میشود] که گویا این مصارف سنگین و خرجهای فوقالعاده و پرداختهای اضافی، از شرایط کامل شدن زیارت بیشتر زائران است، والله المستعان!
مطالب مرتبط
