فصل یازدهم: زیارت جامعه
این فصل دربردارنده چند مقام است:
مقام اول: در زیارات جامعه که هر امامی را میتوان به آن زیارت کرد.
مقام دوم: در دعایی که بعد از زیارت هر یک از ائمه(علیهالسلام) خوانده می شود.
مقام سوم: در صلوات بر حجج طاهره.
مقام اول : زیارت جامعه همه امامان
زیارت جامعه همه امامان
این مقام در زیارتهای جامعه است که هر امامی را میتوان به آن زیارت کرد و این زیارات بسیار است که ما به ذکر چند نمونه از میان آنها اکتفا میکنیم:
زیارت اول: زیارت جامعه صغیره
زیارت دوم: زیارت جامعه کبیره
زیارت جامعه سوم
زیارت چهارم: زیارت امینالله
زیارت پنج: زیارت رجبیه
زیارت جامعه صغیره
شیخ صدوق در کتاب «من لا یحضره الفقیه» روایت کرده: که از حضرت امام رضا(علیهالسلام) در باب آمدن نزد قبر حضرت امام موسی بن جعفر پرسیدند، آن حضرت فرمود: در مساجدی که در اطراف قبر آن حضرت است نماز بخوانید و در همه مکانها (یعنی در زیارت هر یک از امامان(علیهمالسلام) یا مطلق زیارتگاههای شریفهٔ مقدّسه، مانند آرامگاههای پیامبران و سایر اوصیا چنان که روشن است، جایز است اینکه بگویید:
السَّلامُ عَلَىٰ أَوْلِياءِ اللّٰهِ وَأَصْفِيائِهِ، السَّلامُ عَلَىٰ أُمَناءِ اللّٰهِ وَأَحِبَّائِهِ، السَّلامُ عَلَىٰ أَنْصارِ اللّٰهِ وَخُلَفائِهِ، السَّلامُ عَلَىٰ مَحالِّ مَعْرِفَةِ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَىٰ مَساكِنِ ذِكْرِ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَىٰ مُظْهِرِي أَمْرِ اللّٰهِ وَنَهْيِهِ، السَّلامُ عَلَى الدُّعاةِ إِلَى اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَى الْمُسْتَقِرِّينَ فِي مَرْضاةِ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَى الْمُخْلِصِينَ فِي طاعَةِ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَى الْأَدِلَّاءِ عَلَى اللّٰهِ،
سلام بر اولیای خدا و برگزیدگانش، سلام بر امینان خدا و دوستانش، سلام بر یاران خدا و خلیفههایش، سلام بر جایگاههای شناخت خدا، سلام بر خانههای ذکر خدا، سلام بر آشکارکنندگان امر و نهی خدا، سلام بر دعوتکنندگان به سوی خدا، سلام بر استقراریافتگان در عرصه رضایت خدا، سلام بر مخلصان در طاعت خدا، سلام بر راهنمایان به سوی خدا،
السَّلامُ عَلَى الَّذِينَ مَنْ وَالاهُمْ فَقَدْ والَىٰ اللّٰهَ، وَمَنْ عَادَاهُمْ فَقَدْ عادَى اللّٰهَ؛ وَمَنْ عَرَفَهُمْ فَقَدْ عَرَفَ اللّٰهَ، وَمَنْ جَهِلَهُمْ فَقَدْ جَهِلَ اللّٰهَ، وَمَنِ اعْتَصَمَ بِهِمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللّٰهِ، وَمَنْ تَخَلَّىٰ مِنْهُمْ فَقَدْ تَخَلَّىٰ مِنَ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ، وَأُشْهِدُ اللّٰهَ أَنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سالَمْتُمْ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبْتُمْ، مُؤْمِنٌ بِسِرِّكُمْ وَعَلانِيَتِكُمْ، مُفَوِّضٌ فِي ذٰلِكَ كُلِّهِ إِلَيْكُمْ، لَعَنَ اللّٰهُ عَدُوَّ آلِ مُحَمَّدٍ مِنَ الْجِنِّ وَالْإِنْسِ وَأَبْرَأُ إِلَى اللّٰهِ مِنْهُمْ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ.
سلام بر آنانکه هرکه دوستشان داشته، خدا را دوست داشته و هرکه دشمنشان داشته، خدا را دشمن داشته؛ و هرکه آنان را شناخت، خدا را شناخته و هرکه آنان را نشناخت، خدا را نشناخته و هرکه به آنان چنگ زد، در حقیقت به خدا چنگ زده و هرکه آنان را ترک گفت، همانا خدای عزّوجل را ترک گفته است و خدا را گواه میگیرم که من در صلحم با هر که شما با او در صلح هستید و در جنگم با هر که شما با او در جنگید، به پنهان و آشکار شما ایمان دارم و اختیار همه این امور را واگذارکننده به شمایم، خدا دشمن خاندان محمد را، از جنّ و انس لعنت کند، از ایشان به سوی خدا بیزاری میجویم و درود خدا بر محمّد و خاندانش.
این زیارت درکتابهای «کافی» و «تهذیب» و «کامل الزیارات» نقلشده و در همهٔ کتابها پس از پایان زیارت، بیان شده است که:این ـ یعنی این کلماتی که ذکر شد ـ در همه زیارتها مجزی است؛ و بر محمّد و خاندان محمّد(صلیاللهعلیهوآله) بسیار صلوات میفرستی و یکیک را به نامهای خودشان نام میبری و از دشمنانشان بیزاری میجویی و هر دعایی که میخواهی، برای خود و مردان و زنان با ایمان اختیار میکنی.
نویسنده گوید: ظاهراً این باقیمانده «یعنی جملهٔ: در همهٔ زیارتها کافی است» جزو روایت و از کلام معصوم است، ولی اگر فرض کنیم این باقیمانده خارج از روایت باشد و بگوییم عبارت و کلام بعضی از راویان است، باز هم مطمئن هستیم به اینکه این زیارت، از زیارت جامعه است.
چون بزرگان مشایخ حدیث، چنین فهمیدهاند که این زیارت در همه زیارتها کافی است (همانطور که ظاهر ابتدای همین حدیث هم بر آن دلالت دارد) و لذا آن را در باب زیارات جامعه نقل کردهاند و تعابیر وارده در زیارت نیز تماماً از صفات زیارت جامعه است که اختصاص به بعضی از امامان غیر بعض دیگر ندارد، پس مناسب است در تمام مشاهد مشرّفه، این زیارت خوانده شود، حتی مشاهد انبیا و اوصیا چنانکه جمعی از علما در محلّ زیارت جناب یونس (علیهالسلام) نقل کردهاند.
و از آنجا که در ذیل زیارت، امر به «صلوات بر هر یک از امامان»(علیهمالسلام) شده است، اگر صلوات منسوب به «ابوالحسن ضرّاب اصفهانی» را که در آخر «اعمال روز جمعه» نقل کردیم بخوانی، بسیار مناسب است.
مطالب مرتبط
زیارت جامعه چهارم: زیارت امینالله
صلوات بر پیامبر و جانشینان آن حضرت
حکایت سیّد رشتی و تشرف او خدمت امام عصر(ع)
زیارت جامعه کبیره
مشاهده در وبگاه ادعیه و زیارات بالقرآن به همراه صوت و تنظیمات بیشتر
شیخ صدوق در کتاب «من لا یحضره الفقیه» و «عیون اخبار الرضا» از موسی بن عبدالله نخعی روایت کرده که گفت: خدمت حضرت امام علی النقی(علیهالسلام) عرض کردم: یا بن رسولالله، مرا زیارتی با رسایی و تاثیر بیاموز که کامل باشد تا اینکه هرگاه خواستم یکی از شما را زیارت کنم، آن را بخوانم.
فرمود: چون به درگاه حرم رسیدی، بایست و شهادتین را بگو یعنی:
أَشْهَدُ أَنْ لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ عَبْدُهُ وَرَسُولُهُ.
گواهی میدهم که معبودی جز خدا نیست، یگانه است و شریکی ندارد و گواهی میدهم که محمد بنده و فرستاده اوست.
در این هنگام باید با حالت غسل باشی؛
چون داخل حرم شوی و قبر را ببینی بایست و «سی مرتبه» «اللّٰهُ أکْبَرُ» بگو، سپس اندکی با آرامش و وقار راه برو و در این راه رفتن، گامها را نزدیک یکدیگر گذار؛
آنگاه بایست و «سی مرتبه» «اللّٰهُ أکْبَرُ» بگو، پس نزدیک قبر مطهّر برو و «چهل مرتبه» «اللّٰهُ أکْبَرُ» بگو تا «صد تکبیر» کامل شود؛
و شاید چنانکه مجلسی اول فرموده: وجه این صد تکبیر این باشد که اکثر طبایع مردم مایل به غلو در حق محبوبان خود هستند، مبادا از عبارات امثال این زیارت گرفتار غلو و افراط در اعتقاد و سخن شوند یا از بزرگی حقتعالی غافل گردند یا غیر این امور.
پس بگو:
السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ، وَمَوْضِعَ الرِّسالَةِ، وَمُخْتَلَفَ الْمَلائِكَةِ، وَمَهْبِطَ الْوَحْيِ، وَمَعْدِنَ الرَّحْمَةِ، وَخُزَّانَ الْعِلْمِ، وَمُنْتَهَى الْحِلْمِ، وَأُصُولَ الْكَرَمِ، وَقادَةَ الْأُمَمِ، وَأَوْلِياءَ النِّعَمِ، وَعَناصِرَ الْأَبْرارِ، وَدَعائِمَ الْأَخْيارِ، وَساسَةَ الْعِبادِ، وَأَرْكانَ الْبِلادِ، وَأَبْوابَ الْإِيمانِ، وَأُمَناءَ الرَّحْمٰنِ، وَسُلالَةَ النَّبِيِّينَ، وَصَفْوَةَ الْمُرْسَلِينَ، وَعِتْرَةَ خِيَرَةِ رَبِّ الْعالَمِينَ، وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ؛
سلام بر شما ای اهلبیت نبوّت و جایگاه رسالت و عرصه رفتوآمد فرشتگان و مرکز فرود آمدن وحی و معدن رحمت و خزانهداران دانش و نهایت بردباری و ریشههای کرم و رهبران امّتها و سرپرستان نعمتها و بنیادهای نیکان و استوانههای خوبان و رهبران سیاسی بندگان و پایههای کشورها و درهای ایمان و امینان خدای رحمان و چکیده پیامبران و برگزیده رسولان و عترت بهترین گزیده پروردگار جهانیان و رحمت و برکات خدا بر آنان باد؛
السَّلامُ عَلَىٰ أَئِمَّةِ الْهُدَىٰ، وَمَصابِيحِ الدُّجَىٰ، وَأَعْلامِ التُّقَىٰ، وَذَوِي النُّهَىٰ وَأُولِي الْحِجَىٰ، وَكَهْفِ الْوَرَىٰ، وَوَرَثَةِ الْأَنْبِياءِ، وَالْمَثَلِ الْأَعْلَىٰ، وَالدَّعْوَةِ الْحُسْنَىٰ، وَحُجَجِ اللّٰهِ عَلَىٰ أَهْلِ الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ وَالْأُولَىٰ، وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ . السَّلامُ عَلَىٰ مَحالِّ مَعْرِفَةِ اللّٰهِ، وَمَساكِنِ بَرَكَةِ اللّٰهِ، وَمَعَادِنِ حِكْمَةِ اللّٰهِ، وَحَفَظَةِ سِرِّ اللّٰهِ، وَحَمَلَةِ كِتابِ اللّٰهِ، وَأَوْصِياءِ نَبِيِّ اللّٰهِ وَذُرِّيَّةِ رَسُولِ اللّٰهِ، صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وآلِهِ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ؛
سلام بر پیشوایان هدایت و چراغهای تاریکی و پرچمهای پرهیزگاری و صاحبان خرد و دارندگان زیرکی و پناهگاه مردمان و وارثان پیامبران و نمونه برتر و دعوت نیکوتر و حجّتهای خدا بر اهل دنیا و آخرت و این جهان و رحمت و برکات خدا بر آنان باد؛ سلام بر جایگاههای شناخت خدا و مسکنهای برکت خدا و معدنهای حکمت خدا و نگهبانان راز خدا و حاملان کتاب خدا و جانشینان پیامبر خدا و فرزندان رسول خدا (درود خدا بر او و خاندانش) و رحمت و برکات خدا بر آنان باد؛
السَّلامُ عَلَى الدُّعاةِ إِلَى اللّٰهِ، وَالْأَدِلَّاءِ عَلَىٰ مَرْضاةِ اللّٰهِ، وَالْمُسْتَقِرِّينَ فِي أَمْرِ اللّٰهِ، وَالتَّامِّينَ فِي مَحَبَّةِ اللّٰهِ، وَالْمُخْلِصِينَ فِي تَوْحِيدِ اللّٰهِ، وَالْمُظْهِرِينَ لِأَمْرِ اللّٰهِ وَنَهْيِهِ، وَعِبادِهِ الْمُكْرَمِينَ الَّذِينَ ﴿لَايَسْبِقُونَهُ بِالْقَوْلِ وَهُمْ بأَمْرِهِ يَعْمَلُونَ﴾ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ، السَّلامُ عَلَى الْأَئِمَّةِ الدُّعاةِ، وَالْقادَةِ الْهُداةِ، وَالسَّادَةِ الْوُلاةِ، وَالذَّادَةِ الْحُماةِ، وَأَهْلِ الذِّكْرِ وَأُولِي الْأَمْرِ، وَبَقِيَّةِ اللّٰهِ وَخِيَرَتِهِ وَحِزْبِهِ وَعَيْبَةِ عِلْمِهِ وَحُجَّتِهِ وَصِراطِهِ وَنُورِهِ وَبُرْهانِهِ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ؛
سلام بر دعوتکنندگان به سوی خدا و راهنمایان بر خشنودی خدا و استقراریافتگان در امر خدا و کاملان در محبّت خدا و مخلصان در توحید خدا و آشکارکنندگان امر و نهی خدا و بندگان گرامی خدا، آنان که «در سخن بر او پیشی نمیگیرند [آنچه میگویند از سوی خداست] و فقط به فرمان او عمل میکنند» و رحمت و برکات خدا بر آنان باد؛ سلام بر پیشوایان دعوت کننده و پیشروان هدایت کننده و سروران سرپرست و مدافعان حمایت کننده و اهل ذکر و صاحبان فرمان و باقیمانده خدا و برگزیدگان او و گروه و صندوق دانش حق و حجّت او و راه و نور و برهان خدا و رحمت و برکات خدا بر آنان باد؛
أَشْهَدُ أَنْ لَاإِلٰهَ إِلّا اللّٰهُ وَحْدَهُ لَا شَرِيكَ لَهُ كَما شَهِدَ اللّٰهُ لِنَفْسِهِ وَشَهِدَتْ لَهُ مَلائِكَتُهُ وَأُولُو الْعِلْمِ مِنْ خَلْقِهِ لَا إِلٰهَ إِلّا هُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ، وَأَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ الْمُنْتَجَبُ، وَرَسُولُهُ الْمُرْتَضَىٰ، أَرْسَلَهُ ﴿بِالْهُدَىٰ وَدِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ﴾،
گواهی میدهم که معبودی جز خدا نیست، یگانه است و برای او شریکی نیست، چنانکه خدا برای خویش گواهی داده، فرشتگانش و دانشمندان از بندگانش برای او گواهی دادند، معبودی جز او نیست، توانمند و فرزانه و دانا است و گواهی میدهم که محمد بنده برگزیده و فرستاده پسندیده اوست، او را به هدایت و دین حق فرستاد تا بر همه آیینها پیروزش گرداند هرچند مشرکان ناخوش دارند
وَأَشْهَدُ أَنَّكُمُ الْأَئِمَّةُ الرَّاشِدُونَ الْمَهْدِيُّونَ الْمَعْصُومُونَ الْمُكَرَّمُونَ الْمُقَرَّبُونَ الْمُتَّقُونَ الصَّادِقُونَ الْمُصْطَفُونَ، الْمُطِيعُونَ لِلّٰهِ، الْقَوَّامُونَ بِأَمْرِهِ، الْعامِلونَ بِإِرَادَتِهِ، الْفائِزُونَ بِكَرَامَتِهِ؛ اصْطَفاكُمْ بِعِلْمِهِ، وَارْتَضاكُمْ لِغَيْبِهِ، وَاخْتارَكُمْ لِسِرِّهِ، وَاجْتَباكُمْ بِقُدْرَتِهِ، وَأَعَزَّكُمْ بِهُداهُ، وَخَصَّكُمْ بِبُرْهانِهِ، وَانْتَجَبَكُمْ لِنُورِهِ ، وَأَيَّدَكُمْ بِرُوحِهِ،
و گواهی میدهم که شمایید پیشوایان راهنما، راهیافته، معصوم، محترم و محبوب، مقرّب پرهیزگار، راستگو، برگزیده، فرمانبردار خدا، قیام کننده به فرمانش، عمل کننده به خواستهاش، دستیافته به سخاوت و بخشندگیاش؛ شما را با دانشش برگزید و برای غیبش پسندید و برای رازش انتخاب کرد و به قدرتش اختیار کرد و به هدایتش عزیز نمود و به برهانش اختصاص داد و برای نورش برگزید و به روحش حمایت فرمود
وَرَضِيَكُمْ خُلَفاءَ فِي أَرْضِهِ، وَحُجَجاً عَلَىٰ بَرِيَّتِهِ، وَأَنْصاراً لِدِينِهِ، وَحَفَظَةً لِسِرِّهِ، وَخَزَنَةً لِعِلْمِهِ، وَمُسْتَوْدَعاً لِحِكْمَتِهِ، وَتَرَاجِمَةً لِوَحْيِهِ، وَأَرْكاناً لِتَوْحِيدِهِ، وَشُهَداءَ عَلَىٰ خَلْقِهِ، وَأَعْلاماً لِعِبادِهِ، وَمَناراً فِي بِلادِهِ، وَأَدِلَّاءَ عَلَىٰ صِرَاطِهِ، عَصَمَكُمُ اللّٰهُ مِنَ الزَّلَلِ، وَآمَنَكُمْ مِنَ الْفِتَنِ، وَطَهَّرَكُمْ مِنَ الدَّنَسِ، وَأَذْهَبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ وَطَهَّرَكُمْ تَطْهِيراً؛
و شما را پسندید برای جانشینی در زمینش و دلایل محکمی بر مخلوقاتش و یاورانی برای دینش و نگهبانانی برای رازش و خزانهدارانی برای دانشش و محل نگهداری برای حکمتش و مفسّران وحیاش و پایههای یگانهپرستیاش و گواهانی بر خلقش و پرچمهایی برای بندگانش و مراکز نوری در کشورهایش و راهنمایانی بر راهش، خدا شما را از لغزشها حفظ کرد و از فتنهها ایمن داشت و از آلودگی پاک کرد و پلیدی را از شما زدود و پاکتان نمود، پاک کردنی شایسته؛
فَعَظَّمْتُمْ جَلالَهُ، وَأَكْبَرْتُمْ شَأْنَهُ، وَمَجَّدْتُمْ كَرَمَهُ، وَأَدَمْتُمْ ذِكْرَهُ، وَوَكَّدْتُمْ مِيثاقَهُ، وَأَحْكَمْتُمْ عَقْدَ طاعَتِهِ، وَنَصَحْتُمْ لَهُ فِي السِّرِّ وَالْعَلانِيَةِ، وَدَعَوْتُمْ إِلَىٰ سَبِيلِهِ بِالْحِكْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ، وَبَذَلْتُمْ أَنْفُسَكُمْ فِي مَرْضاتِهِ، وَصَبَرْتُمْ عَلَىٰ مَا أَصابَكُمْ فِي جَنْبِهِ، وَأَقَمْتُمُ الصَّلاهَ، وَآتَيْتُمُ الزَّكَاةَ، وَأَمَرْتُمْ بِالْمَعْرُوفِ، وَنَهَيْتُمْ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَجاهَدْتُمْ فِي اللّٰهِ حَقَّ جِهادِهِ حَتَّىٰ أَعْلَنْتُمْ دَعْوَتَهُ، وَبَيَّنْتُمْ فَرائِضَهُ، وَأَقَمْتُمْ حُدُودَهُ، وَنَشَرْتُمْ شَرائِعَ أَحْكامِهِ، وَسَنَنْتُمْ سُنَّتَهُ، وَصِرْتُمْ فِي ذٰلِكَ مِنْهُ إِلَى الرِّضا، وَسَلَّمْتُمْ لَهُ الْقَضاءَ، وَصَدَّقْتُمْ مِنْ رُسُلِهِ مَنْ مَضَىٰ؛
پس شما هم عظیم شمردید، شوکتش را و بزرگ دانستید مقامش را و ستودید کرمش را و ادامه دادید ذکرش را و استوار نمودید پیمانش را و محکم کردید گره طاعتش را و در نهان و آشکار برای او خیرخواهی نمودید و مردم را با حکمت و پند نیکو به راه او دعوت کردید و جان خود را در خشنودی او نثار نمودید و بر آنچه در کنار او به شما رسید صبر کردید و نماز را بپا داشتید و زکات پرداختید و به معروف امر نمودید و از منکر نهی کردید و جهاد فی الله نمودید، آنگونه که شایسته بود تا دعوتش را آشکار کردید و واجباتش را بیان فرمودید و حدودش را بر پا داشتید و قوانین احکامش را پخش نمودید و روش او را انجام دادید و در این امور از جانب خدا به مقام رضا رسیدید و تسلیم قضای او گشتید و رسولان گذشته او را تصدیق نمودید؛
فَالرَّاغِبُ عَنْكُمْ مارِقٌ، وَاللَّازِمُ لَكُمْ لاحِقٌ، وَالْمُقَصِّرُ فِي حَقِّكُمْ زاهِقٌ، وَالْحَقُّ مَعَكُمْ وَفِيكُمْ وَمِنْكُمْ وَ إِلَيْكُمْ، وَأَنْتُمْ أَهْلُهُ وَمَعْدِنُهُ، وَمِيراثُ النُّبُوَّةِ عِنْدَكُمْ، وَ إِيابُ الْخَلْقِ إِلَيْكُمْ، وَحِسابُهُمْ عَلَيْكُمْ، وَفَصْلُ الْخِطابِ عِنْدَكُمْ، وَآياتُ اللّٰهِ لَدَيْكُمْ، وَعَزائِمُهُ فِيكُمْ، وَنُورُهُ وَبُرْهانُهُ عِنْدَكُمْ، وَأَمْرُهُ إِلَيْكُمْ، مَنْ والاكُمْ فَقَدْ والَى اللّٰهَ، وَمَنْ عاداكُمْ فَقَدْ عادَى اللّٰهَ، وَمَنْ أَحَبَّكُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللّٰهَ، وَمَنْ أَبْغَضَكُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللّٰهَ، وَمَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللّٰهِ؛
پس روگردان از شما خارج از دین و ملازمتان ملحق شونده به شما و کوتاهی کننده در حقّتان قرین نابودی است و حق همراه شما و در شما و از شما و به سوی شماست و شما اهل حق و سرچشمه آن هستید و میراث نبوّت نزد شماست و بازگشت خلق به سوی شما و حسابشان با شماست و سخن جدا کننده حق از باطل نزد شماست، آیات خدا پیش شما و تصمیمات قطعیاش در شما و نور و برهانش نزد شماست و امر او متوجه شماست، آنکه شما را دوست داشت، خدا را دوست داشته و هر که شما را دشمن داشت خدا را دشمن داشته و هر که به شما محبّت ورزید به خدا محبت ورزیده و هرکه با شما کینهتوزی نمود، با خدا کینهورزی نموده است و هرکه به شما چنگ زد، به خدا چنگ زده است؛
أَنْتُمُ الصِّراطُ الْأَقْوَمُ، وَشُهَداءُ دارِ الْفَناءِ، وَشُفَعاءُ دارِ الْبَقاءِ، وَالرَّحْمَةُ الْمَوْصُولَةُ، وَالْآيَةُ الْمَخْزُونَةُ، وَالْأَمانَةُ الْمَحْفُوظَةُ، وَالْبابُ الْمُبْتَلَىٰ بِهِ النَّاسُ، مَنْ أَتَاكُمْ نَجَا، وَمَنْ لَمْ يَأْتِكُمْ هَلَكَ، إِلَى اللّٰهِ تَدْعُونَ، وَعَلَيْهِ تَدُلُّونَ، وَبِهِ تُؤْمِنُونَ، وَلَهُ تُسَلِّمُونَ، وَبِأَمْرِهِ تَعْمَلُونَ، وَ إِلَىٰ سَبِيلِهِ تُرْشِدُونَ، وَبِقَوْلِهِ تَحْكُمُونَ،
شمایید راه راستتر و گواهان خانه فنا و شفیعان خانه بقا و رحمت پیوسته و نشانه انباشته و امانت نگاه داشته و درگاه حقّی که مردم به آن آزموده میشوند، آنکه به سوی شما آمد نجات یافت و هرکه نیامد هلاک شد، شما مردم را به سوی خدا میخوانید و به وجود او راهنمایی میکنید و همواره در حال ایمان به او هستید و تسلیم او میباشید و به فرمانش عمل میکنید و به راهش ارشاد مینمایید و به گفتهاش داوری میکنید،
سَعَدَ مَنْ والاكُمْ، وَهَلَكَ مَنْ عاداكُمْ، وَخابَ مَنْ جَحَدَكُمْ، وَضَلَّ مَنْ فارَقَكُمْ، وَفازَ مَنْ تَمَسَّكَ بِكُمْ، وأَمِنَ مَنْ لَجَأَ إِلَيْكُمْ، وَسَلِمَ مَنْ صَدَّقَكُمْ، وَهُدِيَ مَنِ اعْتَصَمَ بِكُمْ، مَنِ اتَّبَعَكُمْ فَالْجَنَّةُ مَأْواهُ، وَمَنْ خالَفَكُمْ فَالنَّارُ مَثْواهُ، وَمَنْ جَحَدَكُمْ كافِرٌ، وَمَنْ حارَبَكُمْ مُشْرِكٌ، وَمَنْ رَدَّ عَلَيْكُمْ فِي أَسْفَلِ دَرَكٍ مِنَ الْجَحِيمِ؛
هرکه شما را دوست داشت، خوشبخت شد و هرکه شما را دشمن داشت به هلاکت رسید و هر که شما را انکار کرد زیانکار شد و هرکه از شما جدایی نمود گمراه گشت، هرکه به شما تمسّک جست به رستگاری رسید و هرکه به شما پناه آورد ایمنی یافت، کسی که شما را تصدیق نمود سالم ماند و هرکه به شما متوسل شد هدایت یافت، کسی که از شما پیروی کرد، بهشت جای اوست و هرکه با شما مخالفت ورزید، آتش جایگاه اوست، هرکه منکر شما شد کافر است و هر که با شما جنگید مشرک است و هر که شما را ردّ کرد، در پستترین جایگاه از دوزخ است؛
أَشْهَدُ أَنَّ هٰذَا سابِقٌ لَكُمْ فِيما مَضىٰ، وَجارٍ لَكُمْ فِيما بَقِيَ، وَأَنَّ أَرْواحَكُمْ وَنُورَكُمْ وَطِينَتَكُمْ واحِدَةٌ، طابَتْ وَطَهُرَتْ بَعْضُها مِنْ بَعْضٍ، خَلَقَكُمُ اللّٰهُ أَنْواراً فَجَعَلَكُمْ بِعَرْشِهِ مُحْدِقِينَ حَتّىٰ مَنَّ عَلَيْنا بِكُمْ فَجَعَلَكُمْ فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللّٰهُ أَنْ تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ، وَجَعَلَ صَلاتَنا عَلَيْكُمْ، وَمَا خَصَّنا بِهِ مِنْ وِلايَتِكُمْ، طِيباً لِخَلْقِنا، وَطَهارَةً لِأَنْفُسِنا، وَتَزْكِيَةً لَنا، وَكَفَّارَةً لِذُنُوبِنا، فَكُنَّا عِنْدَهُ مُسَلِّمِينَ بِفَضْلِكُمْ، وَمَعْرُوفِينَ بِتَصْدِيقِنا إِيَّاكُمْ؛
گواهی میدهم که این شأن و مقام درگذشته برای شما پیشی داشت و برایتان در آینده زمان جاری است و همانا ارواح و نور و سرشت شما یکی است، پاکیزه و پاک شد، برخی از آن از برخی دیگر است، خدا شما را نورهایی آفرید و گرداگرد عرش خود قرار داد تا با آوردنتان به دنیا بر ما منّت نهاد و قرارتان داد در خانههایی که اجازه داد رفعت یابند و نام او در آنها ذکر شود و درودهای ما را بر شما قرار داد و آنچه ما را از ولایت شما به آن مخصوص داشت، مایه پاکی برای خلقت ما و طهارت برای جان ما و تزکیه برای وجود ما و جبران گناهان ماست، پس ما در نزد خدا از تسلیم شدگان به فضل شما و شناختهشدگان به تصدیق جایگاه شما بودیم؛
فَبَلَغَ اللّٰهُ بِكُمْ أَشْرَفَ مَحَلِّ الْمُكَرَّمِينَ، وَأَعْلَىٰ مَنازِلِ المُقَرَّبِينَ، وَأَرْفَعَ دَرَجاتِ الْمُرْسَلِينَ، حَيْثُ لَايَلْحَقُهُ لاحِقٌ، وَلَا يَفُوقُهُ فائِقٌ، وَلَا يَسْبِقُهُ سابِقٌ، وَلَا يَطْمَعُ فِي إِدْرَاكِهِ طامِعٌ، حَتَّىٰ لَايَبْقَىٰ مَلَكٌ مُقَرَّبٌ، وَلَا نَبِيِ مُرْسَلٌ، وَلَا صِدِّيقٌ، وَلَا شَهِيدٌ، وَلَا عالِمٌ، وَلَا جاهِلٌ، وَلَا دَنِيِ، وَلَا فاضِلٌ، وَلَا مُؤْمِنٌ صالِحٌ، وَلَا فاجِرٌ طالِحٌ، وَلَا جَبَّارٌ عَنِيدٌ، وَلَا شَيْطانٌ مَرِيدٌ، وَلَا خَلْقٌ فِيما بَيْنَ ذٰلِكَ شَهِيدٌ؛
خدا شما را به شریفترین جایگاه محبوبان و محترمان و برترین منازل مقرّبان و رفیعترین درجات فرستادگان برساند، چنانکه رسندهای به آن نرسد و بالا روندهای به آن راه نیابد و سبقتگیرندهای از آن پیشی نجوید و طمع کنندهای در یافتن آن طمع نورزد، از آنجا که باقی نمیماند فرشتۀ مقرّبی و نه پیامبر مرسلی و نه صدّیقی و نه شهیدی و نه دانایی و نه نادانی و نه پستی و نه والایی و نه مؤمن شایستهای و نه فاجر بدکاری و نه گردنکش لجوجی و نه شیطان نافرمانی و نه خلق دیگری که در این میان گواه باشد؛
إِلّا عَرَّفَهُمْ جَلالَةَ أَمْرِكُمْ، وَعِظَمَ خَطَرِكُمْ، وَكِبَرَ شَأْنِكُمْ، وَتَمامَ نُورِكُمْ، وَصِدْقَ مَقاعِدِكُمْ، وَثَباتَ مَقامِكُمْ، وَشَرَفَ مَحَلِّكُمْ وَمَنْزِلَتِكُمْ عِنْدَهُ، وَكرامَتَكُمْ عَلَيْهِ، وَخاصَّتَكُمْ لَدَيْهِ، وَقُرْبَ مَنْزِلَتِكُمْ مِنْهُ، بِأَبِي أَنْتُمْ وَأُمِّي وَأَهْلِي وَمالِي وَأُسْرَتِي،
مگر اینکه خدا بزرگی امر شما را به آنان بشناساند و نیز عظمت مقام و بزرگی شأن و کامل بودن نور و درستی مسندها و ثابت بودن مقام و شرافت موقعیت و منزلت شما را نزد خویش و کرامتتان را بر او و خصوصیتی که نزد او دارید و نزدیکی مقامی که نسبت به او برای شماست، پدر و مادرم و اهل و مال و طایفهام فدای شما،
أُشْهِدُ اللّٰهَ وَأُشْهِدُكُمْ أَنِّي مُؤْمِنٌ بِكُمْ وَبِما آمَنْتُمْ بِهِ، كافِرٌ بِعَدُوِّكُمْ وَبِما كَفَرْتُمْ بِهِ، مُسْتَبْصِرٌ بِشَأْنِكُمْ وَبِضَلالَةِ مَنْ خالَفَكُمْ، مُوالٍ لَكُمْ وَلِأَوْلِيائِكُمْ، مُبْغِضٌ لِأَعْدائِكُمْ وَمُعادٍ لَهُمْ، سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ، مُحَقِّقٌ لِما حَقَّقْتُمْ، مُبْطِلٌ لِمَا أَبْطَلْتُمْ، مُطِيعٌ لَكُمْ، عارِفٌ بِحَقِّكُمْ؛
خدا و شما را گواه میگیرم که من به شما و به آنچه شما ایمان آوردید باور دارم و نسبت به دشمنتان و آنچه را شما به آن کفر ورزیدید کافرم، بینایم به مقام شما و به گمراهی آنکه با شما مخالفت کرد، دوستدار شما و دوستان شمایم، خشمناک نسبت به دشمنان شما و دشمن آنانم، در صلحم با هرکه با شما در صلح است و در جنگم با هر که با شما جنگید، حق میدانم آنچه را شما حق دانستید و باطل میدانم آنچه را شما باطل دانستید، به فرمان شمایم، عارف به حقّتان هستم؛
مُقِرِ بِفَضْلِكُمْ، مُحْتَمِلٌ لِعِلْمِكُمْ، مُحْتَجِبٌ بِذِمَّتِكُمْ، مُعْتَرِفٌ بِكُمْ، مُؤْمِنٌ بِإِيابِكُمْ، مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِكُمْ، مُنْتَظِرٌ لِأَمْرِكُمْ، مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِكُمْ، آخِذٌ بِقَوْلِكُمْ، عامِلٌ بِأَمْرِكُمْ، مُسْتَجِيرٌ بِكُمْ، زائِرٌ لَكُمْ، لائِذٌ عائِذٌ بِقُبُورِكُمْ، مُسْتَشْفِعٌ إِلَى اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ بِكُمْ، وَمُتَقَرِّبٌ بِكُمْ إِلَيْهِ، وَمُقَدِّمُكُمْ أَمامَ طَلِبَتِي وَحَوَائِجِي وَ إِرادَتِي فِي كُلِّ أَحْوالِي وَأُمُورِي، مُؤْمِنٌ بِسِرِّكُمْ وَعَلانِيَتِكُمْ، وَشاهِدِكُمْ وَغائِبِكُمْ، وَأَوَّلِكُمْ وَآخِرِكُمْ، وَمُفَوِّضٌ فِي ذٰلِكَ كُلِّهِ إِلَيْكُمْ، وَمُسَلِّمٌ فِيهِ مَعَكُمْ؛
به برتری شما اقرار دارم، تحملکننده دانش شمایم، پردهنشین پیمان و حرمت شما میباشم، به شما معترفم، به بازگشتتان مؤمنم، بازگشتتان را باور دارم، چشم به راه فرمان شمایم، در انتظار حکومت شما به سر میبرم، گیرنده گفته شما هستم، عملکننده به فرمان شما میباشم، پناهنده به شمایم، زائر شما هستم، ملتجی و پناهنده به قبر شمایم، خواهنده شفاعت به درگاه خدای عزّوجل به وسیله شما میباشم و به سوی او به سبب شما تقرّب میجویم و مقدّم کننده شما پیش روی خواستهام و حاجاتم و ارادتم در همه احوال و امورم، به نهان و آشکارتان و حاضر و غائبتان و اوّل و آخرتان ایمان دارم و در همه اینها واگذارنده کار به شمایم و در اینها به همراه شما تسلیمم؛
وَقَلْبِي لَكُمْ مُسَلِّمٌ، وَرَأْيِي لَكُمْ تَبَعٌ، وَنُصْرَتِي لَكُمْ مُعَدَّةٌ حَتَّىٰ يُحْيِيَ اللّٰهُ تَعَالىٰ دِينَهُ بِكُمْ، وَيَرُدَّكُمْ فِي أَيَّامِهِ، وَيُظْهِرَكُمْ لِعَدْلِهِ، وَيُمَكِّنَكُمْ فِي أَرْضِهِ، فَمَعَكُمْ مَعَكُمْ لَامَعَ غَيْرِكُمْ، آمَنْتُ بِكُمْ، وَتَوَلَّيْتُ آخِرَكُمْ بِمَا تَوَلَّيْتُ بِهِ أَوَّلَكُمْ،
دلم تسلیم شماست و رأیم تابع شماست و یاریام برای شما آماده است تا زمانی که خدا دینش را به وسیله شما زنده کند و شما را در ایامش بازگرداند و برای عدالتش آشکارتان نماید و در زمینش پابرجایتان فرماید، پس با شمایم با شما، نه با غیر شما، به شما ایمان آوردم، آخرین شما را دوست دارم، همانطور که اوّلین شما را دوست داشتم،
وَبَرِئْتُ إِلَى اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ مِنْ أَعْدائِكُمْ وَمِنَ الْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَالشَّياطِينِ وَحِزْبِهِمُ الظَّالِمِينَ لَكُمُ، الْجاحِدِينَ لِحَقِّكُمْ، وَالْمارِقِينَ مِنْ وِلايَتِكُمْ، وَالْغاصِبِينَ لِإِرْثِكُمُ، الشَّاكِّينَ فِيكُمُ، الْمُنْحَرِفِينَ عَنْكُمْ ، وَمِنْ كُلِّ وَلِيجَةٍ دُونَكُمْ، وَكُلِّ مُطاعٍ سِواكُمْ، وَمِنَ الْأَئِمَّةِ الَّذِينَ يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ، فَثَبَّتَنِيَ اللّٰهُ أَبَداً مَا حَيِيتُ عَلَىٰ مُوالاتِكُمْ وَمَحَبَّتِكُمْ وَدِينِكُمْ، وَوَفَّقَنِي لِطاعَتِكُمْ، وَرَزَقَنِي شَفاعَتَكُمْ؛
به سوی خدا از دشمنانتان بیزاری میجویم و نیز بیزاری نمودم از جبت و طاغوت و شیاطین و گروهشان، آن ستمکنندگان به شما و منکران حقّتان و خارجشدگان از ولایتتان و غصبکنندگان میراثتان و شککنندگان در حقانیتتان و منحرفشوندگان از حضرتتان و از هر آنچه به غیر شما وارد در دین شده و از دین نیست و از هر اطاعت شدهای جز شما و از رهبرانی که مردم را به آتش دوزخ میخوانند، پس خدا همیشه پابرجایم بدارد تا که زندهام بر موالات و محبّت و دین شما و به اطاعت از شما موفّقم فرماید و شفاعت شما را نصیبم کند؛
وَجَعَلَنِي مِنْ خِيارِ مَوالِيكُمُ التَّابِعِينَ لِما دَعَوْتُمْ إِلَيْهِ، وَجَعَلَنِي مِمَّنْ يَقْتَصُّ آثارَكُمْ، وَيَسْلُكُ سَبِيلَكُمْ، وَيَهْتَدِي بِهُداكُمْ، وَيُحْشَرُ فِي زُمْرَتِكُمْ، وَيَكِرُّ فِي رَجْعَتِكُمْ، وَيُمَلَّكُ فِي دَوْلَتِكُمْ، وَيُشَرَّفُ فِي عافِيَتِكُمْ، وَيُمَكَّنُ فِي أَيَّامِكُمْ، وَتَقِرُّ عَيْنُهُ غَداً بِرُؤْيَتِكُمْ، بِأَبِي أَنْتُمْ وَأُمِّي وَنَفْسِي وَأَهْلِي وَمالِي، مَنْ أَرادَ اللّٰهَ بَدَأَ بِكُمْ، وَمَنْ وَحَّدَهُ قَبِلَ عَنْكُمْ، وَمَنْ قَصَدَهُ تَوَجَّهَ بِكُمْ، مَوالِيَّ لَاأُحْصِي ثَناءَكُمْ، وَلَا أَبْلُغُ مِنَ الْمَدْحِ كُنْهَكُمْ، وَمِنَ الْوَصْفِ قَدْرَكُمْ، وَأَنْتُمْ نُورُ الْأَخْيارِ، وَهُداةُ الْأَبْرارِ، وَحُجَجُ الْجَبَّارِ؛
و مرا از برگزیدگان دوستانتان قرار دهد و از پیرویکنندگان نسبت به آنچه شما به آن دعوت کردید و مرا از آنانی قرار دهد که از آثار شما متابعت میکنند و به راه شما میروند و به هدایت شما هدایت میجویند و در گروه شما محشور میشوند و در زمان بازگشتتان دوباره به دنیا بازمیگردند و در دولت شما به فرمانروایی میرسند و در دوران سلامت کامل شما مفتخر میگردند و در روزگار شما اقتدار مییابند و فردا چشمشان به دیدار شما روشن میشود، پدر و مادر و جان و خانواده و مالم فدای شما، هرکه آهنگ خدا کند، به وسیله شما آغاز میکند و هرکه او را به یکتایی پرستد، طریق توحیدش را از شما میپذیرد و هرکه قصد حق کند به شما توجه مینماید، ای سرورانم، نمیتوانم ثنای شما را شماره کنم و در امر مدح گفتن، قدرت رسیدن به حقیقت شما را ندارم و در مقام وصف نمودن، توانایی بیان منزلت شما در من نیست و حال آنکه شما نور خوبان و هادیان نیکان و حجّتهای خداوند توانائید؛
بِكُمْ فَتَحَ اللّٰهُ، وَبِكُمْ يَخْتِمُ، وَبِكُمْ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَبِكُمْ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلّا بِإِذْنِهِ، وَبِكُمْ يُنَفِّسُ الْهَمَّ، وَيَكْشِفُ الضُّرَّ، وَعِنْدَكُمْ مَا نَزَلَتْ بِهِ رُسُلُهُ، وَهَبَطَتْ بِهِ مَلائِكَتُهُ، وَ إِلىٰ جَدِّكُمْ (و اگر زیارت امیرالمؤمنین(علیهالسلام) باشد بجای: و إِلَى جدّکم بگو: وَ إِلَى أَخِیکَ) بُعِثَ الرُّوحُ الْأَمِينُ،
خدا با شما آغاز کرد و با شما ختم میکند و به خاطر شما باران فرو میریزد و تنها برای شما آسمان را از اینکه بر زمین فرو افتد نگاه میدارد، مگر با اجازه خودش و به وسیله شما اندوه را میزداید و سختی را برطرف مینماید و نزد شماست آنچه را بر رسولانش نازل فرموده و فرشتگانش به زمین فرود آوردهاند و به سوی جدّ شما و به سوی برادرت روح الأمین برانگیخته شد،
آتاكُمُ اللّٰهُ مَا لَمْ يُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعالَمِينَ، طَأْطَأَ كُلُّ شَرِيفٍ لِشَرَفِكُمْ، وَبَخَعَ كُلُّ مُتَكَبِّرٍ لِطاعَتِكُمْ، وَخَضَعَ كُلُّ جَبَّارٍ لِفَضْلِكُمْ، وَذَلَّ كُلُّ شَيْءٍ لَكُمْ، وَأَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِكُمْ، وَفازَ الْفائِزُونَ بِوِلايَتِكُمْ، بِكُمْ يُسْلَكُ إِلَى الرِّضْوانِ، وَعَلَىٰ مَنْ جَحَدَ وِلايَتَكُمْ غَضَبُ الرَّحْمٰنِ، بِأَبِي أَنْتُمْ وَأُمِّي وَنَفْسِي وَأَهْلِي وَمَالِي، ذِكْرُكُمْ فِي الذَّاكِرِينَ، وَأَسْماؤُكُمْ فِي الْأَسْماءِ، وَأَجْسادُكُمْ فِي الْأَجْسادِ، وَأَرْواحُكُمْ فِي الْأَرْواحِ، وَأَنْفُسُكُمْ فِي النُّفُوسِ، وَآثارُكُمْ فِي الْآثارِ، وَقُبُورُكُمْ فِي الْقُبُورِ؛
خدا آنچه به شما عنایت کرده به احدی از جهانیان مرحمت نفرموده، هر شرافتمندی در برابر شرف شما سر به زیر انداخته و هر متکبّری در مقابل طاعت شما گردن نهاده و هر گردنکشی نسبت به برتری شما فروتن گشته است و هر چیزی برای شما خوار شده است و زمین به نورتان روشن گشت و رسیدگان به ولایت شما رستگار شدند، با شما راه به سوی بهشت را میتوان پیمود، خشم حضرت رحمان است بر کسی که منکر ولایت شما شد، پدر و مادر و جان و اهل و مالم فدای شما باد، یاد شما در قلوب یادکنندگان و نامتان در نامها و تنهایتان در تنها و ارواحتان در ارواح و جانهایتان در جانها و آثارتان در آثار و قبرهایتان در قبرهاست؛
فَمَا أَحْلَىٰ أَسْماءَكُمْ، وَأَكْرَمَ أَنْفُسَكُمْ، وَأَعْظَمَ شَأْنَكُمْ، وَأَجَلَّ خَطَرَكُمْ، وَأَوْفَىٰ عَهْدَكُمْ، وَأَصْدَقَ وَعْدَكُمْ، كَلامُكُمْ نُورٌ، وَأَمْرُكُمْ رُشْدٌ، وَوَصِيَّتُكُمُ التَّقْوَىٰ، وَفِعْلُكُمُ الْخَيْرُ، وَعادَتُكُمُ الْإِحْسانُ وَسَجِيَّتُكُمُ الْكَرَمُ، وَشَأْنُكُمُ الْحَقُّ وَالصِّدْقُ وَالرِّفْقُ، وَقَوْلُكُمْ حُكْمٌ وَحَتْمٌ، وَرَأْيُكُمْ عِلْمٌ وَحِلْمٌ وَحَزْمٌ، إِنْ ذُكِرَ الْخَيْرُ كُنْتُمْ أَوَّلَهُ وَأَصْلَهُ وَفَرْعَهُ وَمَعْدِنَهُ وَمَأْواهُ وَمُنْتَهاهُ،
چه شیرین است نامهایتان و گرامی است جانهایتان و بزرگ است مقامتان و عظیم است مرتبه بلندتان و با وفاست پیمانتان و راست است وعدهتان، سخن شما نور و دستورتان راهنما و سفارشتان تقوا و کارتان خیر و روشتان احسان و اخلاق و خویتان بزرگواری و کار و رفتارتان حق و راستی و مدارا و گفتارتان حکم و حتم و رأیتان دانش و بردباری و دوراندیشی است، اگر از خوبی یاد شود، آغاز و ریشه و شاخه و سرچشمه و جایگاه و نهایتش شمایید،
بِأَبِي أَنْتُمْ وَأُمِّي وَنَفْسِي، كَيْفَ أَصِفُ حُسْنَ ثَنائِكُمْ، وَأُحْصِي جَمِيلَ بَلائِكُمْ، وَبِكُمْ أَخْرَجَنَا اللّٰهُ مِنَ الذُّلِّ، وَفَرَّجَ عَنَّا غَمَراتِ الْكُرُوبِ، وَأَنْقَذَنا مِنْ شَفا جُرُفِ الْهَلَكاتِ، وَمِنَ النَّارِ، بِأَبِي أَنْتُمْ وَأُمِّي وَنَفْسِي، بِمُوالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللّٰهُ مَعالِمَ دِينِنا، وَأَصْلَحَ مَا كانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيانا، وَبِمُوالاتِكُمْ تَمَّتِ الْكَلِمَةُ، وَعَظُمَتِ النِّعْمَةُ، وَائْتَلَفَتِ الْفُرْقَةُ؛
پدر و مادر و جانم فدای شما، چگونه ثنای نیکوی شما را وصف کنم و آزمایشهای زیبای شما را بشمارم، خدا ما را به وسیله شما از خواری درآورد و غمهای غرق کننده را از ما زدود و ما را از پرتگاه هلاکتها و آتش دوزخ رهانید، پدر و مادر و جانم فدای شما، خدا در پرتو دوستی شما، دستورات دینمان را به ما آموخت و از دنیایمان آنچه فاسد شده بود، اصلاح نموده و به موالات شما دین کامل شد و نعمت عظمت یافت و جدایی به گردهمایی رسید؛
وَبِمُوالاتِكُمْ تُقْبَلُ الطَّاعَةُ الْمُفْتَرَضَةُ، وَلَكُمُ الْمَوَدَّةُ الْواجِبَةُ، وَالدَّرَجاتُ الرَّفِيعَةُ، وَالْمَقامُ الْمَحْمُودُ، وَالْمَكانُ الْمَعْلُومُ عِنْدَاللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ، وَالْجاهُ الْعَظِيمُ، وَالشَّأْنُ الْكَبِيرُ، وَالشَّفاعَةُ الْمَقْبُولَةُ، ﴿رَبَّنا آمَنَّا بِمَا أَنْزَلْتَ وَاتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ﴾، ﴿رَبَّنا لَاتُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّابُ﴾، ﴿سُبْحانَ رَبِّنا إِنْ كانَ وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولاً﴾؛
و به موالات شما طاعت واجب شده پذیرفته میگردد و برای شماست مودّت واجب و درجات بلند و مقام پسندیده و جایگاه معلوم نزد خدای عزّوجل و شرف عظیم و رتبه کبیر و شفاعت پذیرفته،«پروردگارا! به آنچه [از نزد خود برای هدایتِ ما] نازل کردی ایمان آوردیم و از این پیامبر [یعنی عیسی مسیح] پیروی کردیم، پس ما را در زمرۀ گواهیدهندگان [به صِدق نبوت عیسی و برحق بودنِ کتابهای آسمانی] بنویس!»، «[اینان میگویند:] پروردگارا! دلهایمان را پس از آنکه هدایتمان کردی منحرف مکن! و از سوی خود رحمتی بر ما ببخش؛ زیرا تو بسیار بخشندهای»، «پروردگارمان [از هر عیب و نقصی] پاک و منزّه است، یقیناً وعدۀ پروردگارمان [مبنی بر پاداشِ مؤمنان و کیفرِ کافران] انجامشدنی است»؛
يَا وَلِيَّ اللّٰهِ إِنَّ بَيْنِي وَبَيْنَ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ ذُنُوباً لَايَأْتِي عَلَيْها إِلّا رِضاكُمْ، فَبِحَقِّ مَنِ ائْتَمَنَكُمْ عَلَىٰ سِرِّهِ، وَاسْتَرْعاكُمْ أَمْرَ خَلْقِهِ، وَقَرَنَ طاعَتَكُمْ بِطاعَتِهِ لَمَّا اسْتَوْهَبْتُمْ ذُنُوبِي، وَكُنْتُمْ شُفَعائِي، فَإِنِّي لَكُمْ مُطِيعٌ، مَنْ أَطاعَكُمْ فَقدْ أَطاعَ اللّٰهَ، وَمَنْ عَصَاكُمْ فَقَدْ عَصَى اللّٰهَ، وَمَنْ أَحَبَّكُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللّٰهَ، وَمَنْ أَبْغَضَكُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللّٰهَ .
ای ولی خدا به درستی که بین من و خدای عزّوجل گناهانی است که آنها را جز رضایت شما پاک نمیکند، پس به حقّ خدایی که شما را امین بر راز خود قرار داد و زیر نظر گرفتن زندگی بندگانش را از شما خواست و طاعت خود را به طاعت شما پیوند داد، هرآینه بخشش گناهانم را از خدا بخواهید و شفیعان من شوید که من فرمانبردار شمایم، کسی که شما را اطاعت کرد، خدا را اطاعت نموده و هر که از شما نافرمانی نمود، خدا را نافرمانی کرده است و هرکه شما را دوست داشت، خدا را دوست داشته و هر که شما را دشمن داشت خدا را دشمن داشته است.
اللّٰهُمَّ إِنِّي لَوْ وَجَدْتُ شُفَعاءَ أَقْرَبَ إِلَيْكَ مِنْ مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَيْتِهِ الْأَخْيارِ الأَئِمَّةِ الأَبْرارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعائِي، فَبِحَقِّهِمُ الَّذِي أوْجَبْتَ لَهُم عَلَيْكَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُدْخِلَنِي فِي جُمْلَةِ الْعارِفِينَ بِهِمْ وَبِحَقِّهِمْ وَفِي زُمْرَةِ الْمَرْحُومِينَ بِشَفاعَتِهِمْ إِنَّكَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ وَسَلَّمَ تَسْلِيماً كَثِيراً، وَحَسْبُنَا اللّٰهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ.
خدایا اگر من شفیعانی را به درگاه تو نزدیکتر از محمّد و اهلبیتش، آن خوبان و پیشوایان و نیکان مییافتم، آنها را شفیعان خود قرار میدادم پس به حقّشان که برای آنان بر خود واجب کردهای، مرا در گروه عارفان به آنها و آشنای به حقّشان و در شمار رحمشدگان به شفاعت آن بزرگواران وارد کن، به درستی که تو مهربانترین مهربانانی و درود خدا بر محمّد و خاندان پاکش و سلام خدا، سلامی بسیار، بر آنان باد و خدا ما را بس است و نیکو کارگزاری است.
نویسنده گوید: این زیارت را شیخ هم در کتاب «تهذیب» نقل کرده است و علما بعد از این دعا، دعای وداعی نقل کردهاند که ما آن را به خاطر رعایت اختصار ذکر نکردیم.
این زیارت چنانکه علاّمه مجلسی فرموده است، بهترین زیارات جامعه از جهت متن و سند و فصاحت و بلاغت است و والد بزرگوارش در شرح «من لا یحضره الفقیه» فرموده: این زیارت احسن و اکمل زیارات است و من تا در عتبات عالیات بودم، ائمه(علیهمالسلام) را زیارت نکردم، مگر با این زیارت.
مطالب مرتبط
زیارت جامعه چهارم: زیارت امینالله
صلوات بر پیامبر و جانشینان آن حضرت
حکایت سیّد رشتی و تشرف او خدمت امام عصر(ع)
حکایت سیّد رشتی و تشرف او خدمت امام عصر(ع)
شیخ ما در کتاب «نجم الثاقب» حکایتی نقل کرده که از آن استفاده میشود، باید به خواندن این زیارت [جامعه کبیره] مواظبت کرد و از آن غافل نشد و آن حکـایت چنین است:
جناب مستطاب تقی صالح، سید احمد بن سید هاشم بن سید حسن موسوی رشتی، تاجر ساکن رشت (ایده الله) تقریباً در هفده سال پیش (زمان مولف کتاب)، به نجف اشرف مشرّف شد و با عالم ربّانی و فاضل صمدانی، شیخ علی رشتی (طاب ثراه) که در حکایت آینده انشاءالله ذکر خواهند شد به منزل حقیر آمدند؛ چون برخاستند، شیخ به صلاح و سداد سید احمد بن هاشم اشاره کرد و فرمود داستان شگفتی دارد، ولی در آن وقت مجال بیان نبود.
پس از چند روزی شیخ علی را ملاقات کردم، فرمود سید رفت، اما داستان را با بخشی از حالات سید برایم نقل کرد، از نشنیدن آنها از خود او بسیار تأسف خوردم، گرچه مقام شیخ(رحمةاللهعلیه) بزرگتر از آن بود که اندکی احتمال خلاف در نقل ایشان برود
از آن سال تا چند ماه قبل این مطلب در خاطرم بود تا در ماه جمادیالآخر این سال، از نجف اشرف برگشته بودم. در کاظمین سید صالح، سید احمد بن سید هاشم را ملاقات کردم که از سامره بازگشته، عازم ایران بود، پس شرح حال او را چنانکه شنیده بودم پرسیدم، از آن جمله داستان معهود را مطابق شنیده من بیان کرد و آن داستان این است که گفت:
در سال هزار و دویست و هشتاد، به قصد حجّ بیت الله الحرام از دارالمرز رشت، به تبریز آمدم و در خانهٔ حاج صفرعلی تاجر معروف تبریزی منزل کردم، چون قافله نبود سرگردان ماندم تا حاجی جبّار حملهدار سدهی اصفهانی قافلهای را جهت رفتن به «طرابوزن» حرکت داد، به تنهایی از او مرکبی را کرایه نمودم و حرکت کردم.
وقتی به منزل اول رسیدیم، سه نفر دیگر به تشویق حاج صفرعلی به من پیوستند، حاج ملّا باقر تبریزی که به نیابت از جانب دیگران حج انجام میداد و نزد علما معروف بود و حاج سید حسین تاجر تبریزی و مردی به نام حاج علی که کارش خدمت به افراد بود، به اتفاق روانه شدیم تا به «ارزِنة الروم» رسیدیم و از آنجا عازم «طرابوزن» شدیم.
در یکی از منازل بین این دو شهر، حاجی جبّار حملهدار نزد ما آمد و گفت: این منزل که در پیش داریم بس ترسناک است، زودتر بار کنید که همراه قافله باشید، چون در سایر منازل غالباً با رعایت مقداری فاصله، به دنبال قافله حرکت میکردیم، ما هم حدود دو ساعتونیم یا سه ساعت به صبح مانده به همراه قافله حرکت کردیم، به اندازهٔ نیم یا سه ربع فرسخ از محل حرکت دور شده بودیم که هوا تاریک شد و به طوری برف گرفت که دوستان هر کدام سر خود را پوشانده به سرعت راندند،
من هرچه تلاش کردم با آنها بروم ممکن نشد تا آنکه آنها رفتند و من تنها شدم، از اسب فرود آمده، در کنار راه نشستم، درحالیکه به شدت مضطرب بودم، زیرا نزدیک به ششصد تومان برای مخارج راه همراه داشتم و نمیدانستم عاقبت کار چه خواهد شد؟!
پس از تأمّل و تفکر، بنا را بر این گذاشتم که در همین موضع بمانم تا سپیده طلوع کند، سپس به همان محلی که از آنجا حرکت کردیم بازگردم و از آنجا چند نفر نگهبان همراه خود برداشته، به قافله ملحق شوم، در آن حال در برابر خود باغی دیدم و در آن باغ باغبانی بیل به دست به درختان بیل میزد که برفش بریزد، به طرف من آمد، به اندازهٔ فاصلهٔ کمی ایستاد و فرمود: کیستی؟ عرض کردم: دوستان رفتند و من جا ماندهام، اطلاعی از جاده ندارم، مسیر را گم کردهام،
به زبان فارسی فرمود: نافله بخوان تا راه را پیدا کنی، من مشغول نافله شدم، پس از فراغت از تهجّد، دوباره آمد و فرمود: نرفتی؟ گفتم: و الله راه را نمیدانم، فرمود: جامعه بخوان، من جامعه را حفظ نداشتم و تاکنون هم حفظ ندارم، با آنکه مکرّر به زیارت عتبات مشرّف شدهام، از جای برخاستم و تمام زیارت جامعه را از حفظ خواندم، باز نمایان شد و فرمود: نرفتی، هنوز هستی؟ بیاختیار گریستم و گفتم: هستم، راه را نمیدانم؛ فرمود: عاشورا بخوان و عاشورا را نیز از حفظ نداشتم و تاکنون نیز ندارم، پس برخاستم و از حفظ مشغول زیارت عاشورا شدم تا آنکه تمام لعن و سلام و دعای علقمه را خواندم، دیدم باز آمد و فرمود: نرفتی، هستی؟ گفتم: نه تا صبح هستم، فرمود: من اکنون تو را به قافله میرسانم.
رفت بر الاغی سوار شد و بیل خود را به دوش گرفت و فرمود: ردیف من بر الاغ سوار شو. سوار شدم، آنگاه عنان اسب خود را کشیدم، مقاومت کرد و حرکت نکرد، فرمود عنان اسب را به من بده، دادم، پس بیل را به دوش چپ گذاشت و عنان اسب را به دست راست گرفت و به راه افتاد، اسب در نهایت توانایی پیروی کرد، آنگاه دست خود را بر زانوی من گذاشت و فرمود: شما چرا نافله نمیخوانید؟ «سه مرتبه» فرمود: «نافله، نافله، نافله» و باز فرمود: شما چرا عاشورا نمیخوانید؟ «سه مرتبه» فرمود: «عاشورا، عاشورا، عاشورا» و بعد فرمود: شما چرا جامعه نمیخوانید؟ «جامعه، جامعه، جامعه».
و در هنگام طی مسافت دایرهوار راه را پیمود، یک مرتبه برگشت و فرمود: اینانند دوستان شما که در کنار نهر آبی فرود آمده، مشغول وضو برای نماز صبح هستند! من از الاغ پیاده شدم که سوار مرکب خود شوم ولی نتوانستم، پس آن جناب پیاده شد و بیل را در برف فرو برد و مرا بر مرکب نشاند و سر اسب را به جانب دوستان بازگرداند؛
من در آن حال به این خیال افتادم که این شخص کیست که با من به زبان فارسی حرف زد؟ و حال آنکه در آن حدود زبانی جز ترکی و غالباً مذهبی جز مذهب عیسوی نبود و او چگونه به این سرعت مرا به دوستانم رساند؟! پس به پشت سر خود نظر کردم، کسی را ندیدم و از او اثری نیافتم، آنگاه به دوستان خود پیوستم.
مطالب مرتبط
حکایت سفر صافی خادم امام هادی(ع) به مشهد
حکایت عبور و نماز حضرت امیرالمومنین(ع) در طاق کسری
حکایت سجده طولانی امام موسی کاظم(ع) و بعضی از اصحاب آن حضرت
حکایت عبدالرحمن بن سیابه و وصیت امام صادق(ع) به او
حکایت عجیب حرز امام هشتم حضرت امام رضا(علیهالسلام)
حکایت قرآنی که در دریا افتاد و همه کلماتش پاک شد جز یک آیه
حکایت و دعایی سودمند برای گشایش در کارها و مشکلات
زیارت جامعه دیگر
زیارتی است که علاّمه مجلسی آن را در کتاب «تحفة الزائر»، زیارت هشتم از زیارتهای جامعه قرار داده و فرموده: این زیارتی است که سید ابن طاووس، در ضمن دعاهای عرفه از حضرت صادق(علیهالسلام) روایت کرده و در هر زمان و هر مکان که باشد میتوان آن را خواند به ویژه در روز عرفه و زیارت این است:
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا رَسُولَ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا نَبِيَّ اللّٰهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خِيَرَةَ اللّٰهِ مِنْ خَلْقِهِ، وَأَمِينَهُ عَلَىٰ وَحْيِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ أَنْتَ حُجَّةُ اللّٰهِ عَلَىٰ خَلْقِهِ، وَبابُ عِلْمِهِ، وَوَصِيُّ نَبِيِّهِ، وَالْخَلِيفَةُ مِنْ بَعْدِهِ فِي أُمَّتِهِ، لَعَنَ اللّٰهُ أُمَّةً غَصَبَتْكَ حَقَّكَ وَقَعَدَتْ مَقْعَدَكَ، أَنَا بَرِيءٌ مِنْهُمْ وَمِنْ شِيعَتِهِمْ إِلَيْكَ،
سلام بر تو ای رسول خدا، سلام بر تو ای پیامبر خدا، سلام بر تو ای برگزیده خدا از میان آفریدگان و امین او بر وحی، سلام بر تو ای مولایم، ای امیرمؤمنان، سلام بر تو ای مولایم، تویی حجّت خدا بر بندگان خدا و دروازه علم خدا و جانشین پیامبر خدا و خلیفه پس از او در امّتش، خدا لعنت کند امّتی که حق تو را غصب کردند و به جای تو نشستند، من از آنان و پیروانشان بیزارم،
السَّلامُ عَلَيْكِ يَا فاطِمَةُ الْبَتُولُ، السَّلامُ عَلَيْكِ يَا زَيْنَ نِساءِ الْعالَمِينَ، السَّلامُ عَلَيْكِ يَا بِنْتَ رَسُولِ رَبِّ الْعالَمِينَ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْكِ وَعَلَيْهِ، السَّلامُ عَلَيْكِ يَا أُمَّ الْحَسَنِ وَالْحُسَيْنِ، لَعَنَ اللّٰهُ أُمَّةً غَصَبَتْكِ حَقَّكِ، وَمَنَعَتْكِ مَا جَعَلَهُ اللّٰهُ لَكِ حَلالاً، أَنَا بَرِيءٌ إِلَيْكِ مِنْهُمْ، وَمِنْ شِيعَتِهِمْ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ يَا أَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ الزَّكِيَّ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ، لَعَنَ اللّٰهُ أُمَّةً قَتَلَتْكَ، وَبايَعَتْ فِي أَمْرِكَ وَشايَعَتْ، أَنَا بَرِيءٌ إِلَيْكَ مِنْهُمْ وَمِنْ شِيعَتِهِمْ؛
سلام بر تو ای فاطمه بتول، سلام بر تو ای زینت بانوان جهانیان، سلام بر تو ای دختر رسول پروردگار جهانیان، درود خدا بر تو و بر او باد، سلام بر تو ای مادر حسن و حسین، خدا لعنت کند امّتی که حقّ تو را غصب کردند و تو را از آنچه خدا برایت حلال کرد محروم نمودند، من به پیشگاه تو، از آنان و پیروانشان بیزارم؛
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ يَا أَبا عَبْدِ اللّٰهِ الْحُسَيْنَ ابْنَ عَلِيُ، صَلَواتُ اللّٰهِ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ أَبِيكَ وَجَدِّكَ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، لَعَنَ اللّٰهُ أُمَّةً اسْتَحَلَّتْ دَمَكَ، وَلَعَنَ اللّٰهُ أُمَّةً قَتَلَتْكَ وَاسْتَباحَتْ حَرِيمَكَ، وَلَعَنَ اللّٰهُ أَشْياعَهُمْ وَأَتْباعَهُمْ، وَلَعَنَ اللّٰهُ الْمُمَهِّدِينَ لَهُمْ بِالتَّمْكِينِ مِنْ قِتالِكُمْ، أَنَا بَرِيءٌ إِلَى اللّٰهِ وَ إِلَيْكَ مِنْهُمْ،
سلام بر تو ای مولایم، ای ابا محمّد، حسن پاک و درستکار، سلام بر تو ای مولایم، خدا لعنت کند امّتی که تو را کشتند و در کار کشتن تو با یکدیگر همدست و همکار شدند، من در درگاه تو از آنان و پیروانشان بیزارم، سلام بر تو ای مولایم، ای اباعبدالله ای حسین بن علی، درود خدا بر تو و بر پدر و جدّت محمّد (درود خدا بر او و خاندانش)، خدا لعنت کند امّتی که خون تو را حلال شمردند و خدا لعنت کند امّتی که تو را کشتند و هتک حرمتت را مباح دانستند و خدا لعنت کند همراهان و پیروانشان را و خدا لعنت کند آنان را که زمینههای کار را برای قاتلان تو فراهم کردند، من به پیشگاه خدا و به محضر تو از آنان بیزارم،
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ يَا أَبا مُحَمَّدٍ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ يَا أَبا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيُ، السَّلامُ عَلَيْكَ يا مَوْلايَ يَا أَبا عَبْدِ اللّٰهِ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ؛ السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ يَا أَبَا الْحَسَنِ مُوسَى بْنَ جَعْفَرٍ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ يا أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُوسَىٰ،
سلام بر تو ای مولایم ای ابا محمّد علی بن الحسین، سلام بر تو ای مولایم ای ابا جعفر محمد بن علی، سلام بر تو ای مولایم ای اباعبدالله جعفر بن محمّد؛ سلام بر تو ای مولایم ای ابا الحسن موسی بن جعفر، سلام بر تو ای مولایم ای ابا الحسن علی بن موسی،
السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ يَا أَبا جَعْفَرٍ مُحَمَّدَ بْنَ عَلِيُ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ يَا أَبَا الْحَسَنِ عَلِيَّ بْنَ مُحَمَّدٍ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ يَا أَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِيُ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا مَوْلايَ يَا أَبَا الْقاسِمِ مُحَمَّدَ بْنَ الْحَسَنِ صاحِبَ الزَّمانِ، صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْكَ وَعَلَىٰ عِتْرَتِكَ الطَّاهِرَةِ الطَّيِّبَةِ،
سلام بر تو ای مولایم ای ابا جعفر محمد بن علی، سلام بر تو ای مولایم ای ابا الحسن علی بن محمّد، سلام بر تو ای مولایم ای ابا محمد حسن بن علی، سلام بر تو ای مولایم ای ابا القاسم، محمد بن حسن صاحب زمان، درود خدا بر تو و بر عترت پاک و پاکیزهات،
يَا مَوالِيَّ كُونُوا شُفَعائِي فِي حَطِّ وِزْرِي وَخَطايايَ، آمَنْتُ بِاللّٰهِ وَبِما أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ، وَأَتَوالىٰ آخِرَكُمْ بِما أَتَوالىٰ أَوَّلَكُمْ ، وَبَرِئْتُ مِنَ الْجِبْتِ وَالطَّاغُوتِ وَاللَّاتِ وَالْعُزَّىٰ، يَا مَوالِيَّ أَنَا سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ، وَعَدُوِ لِمَنْ عاداكُمْ، وَوَلِيِ لِمَنْ والاكُمْ إِلَىٰ يَوْمِ الْقِيَامَةِ، وَلَعَنَ اللّٰهُ ظالِمِيكُمْ وَغاصِبِيكُمْ، وَلَعَنَ اللّٰهُ أَشْياعَهُمْ وَأَتْباعَهُمْ وَأَهْلَ مَذْهَبِهِمْ، وَأَبْرَأُ إِلَى اللّٰهِ وَ إِلَيْكُمْ مِنْهُمْ.
ای سرپرستان من، شما در ریختن بار گناه و خطاهایم شفیعان من باشید، من به خدا و آنچه به شما نازل شده، ایمان آوردم و دوست دارم آخرین شما را همانگونه که دوست دارم اولین شما را و از جبت و طاغوت و لات و عزّی (نام بتهای زمان جاهلی در مکه) بیزار شدم، ای سرپرستانم من در صلحم، با آنکه با شما صلح کرد و در جنگم با آنکه با شما جنگید و دشمنم با کسی که با شما دشمنی ورزید و دوستم با کسی که با شما دوستی کرد تا روز قیامت، خدا ستمکنندگان بر شما و غاصبان حق شما را لعنت کند و خدا شیعیان و پیروان اهل مذهب آنان را لعنت نماید، من به پیشگاه خدا و شما، از آنان بیزاری میجویم.
مطالب مرتبط
زیارت جامعه چهارم: زیارت امینالله
صلوات بر پیامبر و جانشینان آن حضرت
حکایت سیّد رشتی و تشرف او خدمت امام عصر(ع)
زیارت جامعه چهارم: زیارت امینالله
زیارت معروف به «امین الله» میباشد که ابتدایش: «السَّلامُ عَلَیْکَ یَا أمِینَ اللّٰهِ فِی أرْضِهِ، وَ حُجَّتَهُ عَلَىٰ عِبادِهِ، أشْهَدُ أنَّکَ جاهَدْتَ فِی اللّٰهِ...» تا پایان زیارت که در زیارتهای حضرت امیرمؤمنان گذشت، زیرا ما آن را زیارت دوم آن حضرت قرار دادیم.
مطالب مرتبط
صلوات بر پیامبر و جانشینان آن حضرت
حکایت سیّد رشتی و تشرف او خدمت امام عصر(ع)
زیارت جامعه پنجم: زیارت رجبیه
زیارت «الْحَمْدُ للّٰهِ الَّذِی أشْهَدَنا مَشْهَدَ أوْلِیائِهِ فِی رَجَبٍ...» است که در اعمال ماه رجب ذکر شد.
مطالب مرتبط
زیارت جامعه چهارم: زیارت امینالله
صلوات بر پیامبر و جانشینان آن حضرت
حکایت سیّد رشتی و تشرف او خدمت امام عصر(ع)
مقام دوم : دعای بعد از زیارت امامان(ع)
دعای بعد از زیارت امامان(ع)
در رابطه با دعایی که پس از زیارت هر یک از امامان خوانده میشود، سید ابن طاووس فرموده: مستحب است این دعا بعد از زیارت ائمه(علیهمالسلام) خوانده شود:
اللّٰهُمَّ إِنْ كانَتْ ذُنُوبِي قَدْ أَخْلَقَتْ وَجْهِي عِنْدَكَ، وَحَجَبَتْ دُعائِي عَنْكَ، وَحالَتْ بَيْنِي وَبَيْنَكَ، فَأَسْأَلُكَ أَنْ تُقْبِلَ عَلَيَّ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ، وَتَنْشُرَ عَلَيَّ رَحْمَتَكَ، وَتُنَزِّلَ عَلَيَّ بَرَكاتِكَ، وَإِنْ كانَتْ قَدْ مَنَعَتْ أَنْ تَرْفَعَ لِي إِلَيْكَ صَوْتاً، أَوْ تَغْفِرَ لِي ذَنْباً، أَوْ تَتَجاوَزَ عَنْ خَطِيئَةٍ مُهْلِكَةٍ،
خدایا اگر گناهانم مرا در پیشگاه تو بیآبرو نموده و دعایم را از تو پوشانده و میان من و تو پرده گشته، از تو میخواهم که به سوی من با ذات کریمت رو آوری و رحمتت را بر من بگسترانی و برکاتت را بر من نازل کنی و اگر گناهانم مانع شده که از من به سوی خود صدایی را بالا بری، یا برایم گناهی را بیامرزی، یا از خطای هلاک کنندهای گذشت کنی،
فَها أَنَذَا مُسْتَجِيرٌ بِكَرَمِ وَجْهِكَ وَعِزِّ جَلالِكَ، مُتَوَسِّلٌ إِلَيْكَ، مُتَقَرِّبٌ إِلَيْكَ بِأَحَبِّ خَلْقِكَ إِلَيْكَ، وَأَكْرَمِهِمْ عَلَيْكَ، وَأَوْلاهُمْ بِكَ، وَأَطْوَعِهِمْ لَكَ، وَأَعْظَمِهِمْ مَنْزِلَةً وَمَكاناً عِنْدَكَ مُحَمَّدٍ، وَبِعِتْرَتِهِ الطَّاهِرِينَ الْأَئِمَّةِ الْهُداةِ الْمَهْدِيِّينَ، الَّذِينَ فَرَضْتَ عَلَىٰ خَلْقِكَ طاعَتَهُمْ، وَأَمَرْتَ بِمَوَدَّتِهِمْ، وَجَعَلْتَهُمْ وُلاةَ الْأَمْرِ مِنْ بَعْدِ رَسُولِكَ صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْهِ وَآلِهِ، يَا مُذِلَّ كُلِّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ، وَيَا مُعِزَّ الْمُؤْمِنِينَ بَلَغَ مَجْهُودِي، فَهَبْ لِي نَفْسِيَ السَّاعَةَ وَرَحْمَةً مِنْكَ تَمُنُّ بِها عَلَيَّ يا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ.
اینک من آنم که پناه جوینده به کرم ذات و عزّت جلال توأم، متوسّل به سوی تو و متقرّب به جانب توأم، به محبوبترین آفریدهات در پیشگاه تو و گرامیترینشان نزد تو و شایستهترینشان به تو و فرمانبردارترینشان برای تو و بزرگترینشان در منزلت و موقعیت نزد تو، محمّد و به عترت پاکش، پیشوایان رهنما و رهیافته، آنان که طاعتشان را بر بندگانت واجب کردی و به مودّتشان امر فرمودی و آنان را پس از پیامبرت، درود خدا بر او و خاندانش، متولیان حکومت قرار دادی، ای خوارکننده هر گردنکش لجوج و ای تواناکنندۀ مؤمنان، تاب و توانم به سر رسید، پس همین ساعت مرا ببخش و رحمتی را از جانب خود به من عنایت کن که با آن بر من منّت نهی، ای مهربانترین مهربانان.
پس ضریح را ببوس و هر دو طرف صورت خود را بر آن گذار و بگو:
اللّٰهُمَّ إِنَّ هٰذَا مَشْهَدٌ لَايَرْجُو مَنْ فاتَتْهُ فِيهِ رَحْمَتُكَ أَنْ يَنالَها فِي غَيْرِهِ، وَلَا أَحَدٌ أَشْقىٰ مِنِ امْرِىً قَصَدَهُ مؤَمِّلاً فَآبَ عَنْهُ خائِباً . اللّٰهُمَّ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ مِنْ شَرِّ الْإِيَابِ، وَخَيْبَةِ الْمُنْقَلَبِ، وَالْمُناقَشَةِ عِنْدَ الْحِسابِ، وَحاشَاكَ يَا رَبِّ أَنْ تَقْرِنَ طَاعَةَ وَلِيِّكَ بِطاعَتِكَ، وَمُوالاتَهُ بِمُوالاتِكَ، وَمَعْصِيَتَهُ بِمَعْصِيَتِكَ، ثُمَّ تُؤْيِسَ زائِرَهُ وَالْمُتَحَمِّلَ مِنْ بُعْدِ الْبِلادِ إِلَىٰ قَبْرِهِ، وَعِزَّتِكَ يَا رَبَّ لَايَنْعَقِدُ عَلَىٰ ذٰلِكَ ضَمِيرِي، إِذْ كانَتِ الْقُلُوبُ إِلَيْكَ بِالْجَمِيلِ تُشِيرُ.
خدایا به درستی که این محل، زیارتگاهی است که اگر کسی در اینجا رحمتت به او نرسد امید ندارد که در جای دیگر به او برسد و نه احدی بدبختتر از کسی است که آرزوکنان اینجا را قصد کند و از آن ناامید بازگردد. خدایا به تو پناه میآورم از شرّ چنان بازگشتی و از نومیدی محلّ مراجعت [قیامت] و سختگیری به هنگام حساب، از تو بعید است ای پروردگارم که پیونددهی طاعت ولیّات را به طاعتت و دوستیاش را به دوستیات و نافرمانیاش را به نافرمانیات، سپس زائر او را و کسی که دوری شهرها را برای زیارت قبرش تحمّل نموده ناامید کنی! به عزّتت سوگند ای پروردگارم که نهادم بر این ناامید شدن گره نمیخورد زیرا دلها به سوی تو به احسان اشاره کردهاند.
سپس نماز زیارت بخوان و چون خواستی وداع گویی و از آنجا بازگردی بگو:
السَّلامُ عَلَيْكُمْ يَا أَهْلَ بَيْتِ النُّبُوَّةِ وَمَعْدِنَ الرِّسالَةِ سَلامَ مُوَدِّعٍ لَاسَئِمٍ وَلَا قالٍ وَرَحْمَةُ اللّٰهِ وَبَرَكاتُهُ...تا آخر
سلام بر شما ای اهلبیت نبوّت و سرچشمه رسالت، سلام وداع کننده، نه سلام خسته و خشمگین و رحمت و برکات خدا بر شما باد.
شیخ مفید هم این دعا را نقل کرده است، ولی بعد از «بِالجَمیلِ تُشیر» فرموده است: پس بگو:
يَا وَلِيَّ اللّٰهِ إِنَّ بَيْنِي وَبَيْنَ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ ذُنُوباً لَايَأْتِي عَلَيْها إِلّا رِضاكَ، فَبِحَقِّ مَنِ ائْتَمَنَكَ عَلَىٰ سِرِّهِ، وَاسْتَرْعاكَ أَمْرَ خَلْقِهِ، وَقَرَنَ طاعَتَكَ بِطاعَتِهِ، وَمُوالاتَكَ بِمُوالاتِهِ، تَوَلَّ صَلاحَ حالِي مَعَ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ، وَاجْعَلْ حَظِّي مِنْ زِيارَتِكَ تَخْلِيطِي بِخالِصِي زُوَّارِكَ الَّذِينَ تَسْأَلُ اللّٰهَ عَزَّوَجَلَّ فِي عِتْقِ رِقابِهِمْ وَتَرْغَبُ إِلَيْهِ فِي حُسْنِ ثَوابِهِمْ، وَهَا أَنَا الْيَوْمَ بِقَبْرِكَ لائِذٌ، وَبِحُسْنِ دِفاعِكَ عَنِّي عائِذٌ، فَتَلافَنِي يَا مَوْلايَ وَأَدْرِكْنِي وَاسْأَلِ اللّٰهَ عَزَّوَجَلَّ فِي أَمْرِي، فَإِنَّ لَكَ عِنْدَ اللّٰهِ مَقاماً كَرِيماً وَجاهاً عَظِيماً، صَلَّى اللّٰهُ عَلَيْكَ وَسَلَّمَ تَسْلِيماً.
ای ولی خدا، همانا بین من و خدای عزّوجل گناهانی است که آنها را جز خشنودی تو از بین نمیبرد، پس به حق آنکه تو را بر رازش امین قرار داده و زیر نظر داشتن کار بندگانش را از تو خواسته و طاعت تو را به طاعتش و دوستیات را به دوستیاش پیوند داد، اصلاح حال مرا با خدای عزّوجل به عهده گیر و بهره مرا از زیارتت، آمیختنم با زائران خالصت قرار ده، آنان که آزادی آنها را از عذاب قیامت، از خدا درخواست میکنی و به او در خوبی پاداششان رغبت مینمایی، اینک من امروز به قبر تو پناهنده شدهام و به خوبی دفاعت از من، به قبر تو پناه جستهام، پس کمبود کار مرا جبران کن ای مولایم و مرا دریاب و از خدای عزّوجل، اصلاح در کارم را بخواه که برای تو نزد خدای مقام کریم و منزلتی عظیم است، درود و سلام خدا بر تو و سلامی خاص و شایسته.
نویسنده گوید: بهتر آن است که زائر در مشاهد مشرفه، چون بخواهد دعا کند، بلکه هر دعاکنندهای در هر کجا که باشد، برای هر مطلب و حاجتی که بخواهد دعا نماید، بر دعای خود مقدم کند دعا برای سلامتی وجود مقدّس حجّت عصر، حضرت صاحبالامر(علیهالسلام) را و این مطلب، مطلبی بسیار مهم و دارای فواید فوقالعاده است که شرحش مناسب اینجا نیست و مرحوم شیخ نوری، در باب دهم کتاب «نجم ثاقب»، این مطلب را مشروحاً ذکر کرده و بعضی از دعاهای مخصوص به این مقام را نوشته، هرکه میخواهد به آنجا رجوع کند و مختصرترین آنها دعایی است که در اعمال شب بیستوسوم ماه رمضان، در ضمن دعاهای شبهای دههٔ آخر ذکر شد.
و نیز در ذکر آداب زائر امام حسین(علیهالسلام) دعایی نقل کردیم که در همهٔ مشاهد مشرّفه خوانده میشود.
مطالب مرتبط
زیارت جامعه برای زیارت همه ائمه(ع)
ثواب کسی که یکی از امامان(ع) را زیارت کند
کلامی در زیارت زن ها و نکوهش مزاحمت ایشان با نامحرمان
دعایی با مضامین بسیار عالی که بعد از زیارت هر امامی خوانده می شود
دستوری برای دیدن پیامبر(ص) یا امامان(ع) یا والدین یا یکی از اموات در خواب
